ميراثي كه در تاریخ گم می‌شود!

خبرگزاري ايمنا: اين روزها و اين ماه‌ها، روزهاي خوبي براي مدرسه قديمي ابن سينا نيست و شايد اين را تنها تك تك آجرهاي گنبد قديمي مدرسه گواهي دهند كه روزگاري شايد بوعلي در همين چهار ديواري كه در گذر زمان و به همت فرصت‌طلبان كوچك شد كتاب‌ها نوشت و شاگرداني تربيت كرد.

ميراث فرهنگي هر كشور يكي از اساسي‌ترين اركان تحكيم هويت ايجاد خلاقيت و خودباوري ملي است. پژوهش در زمينه‌هاي مختلف آن موجب روشن شدن ابهامات تاريخي، شناخت ارزش‌هاي حاصل از حيات طولاني جامعه و تسريع ارزش‌هاي نهفته در ميراث فرهنگي به حيات امروزين جامعه مي‌شود و بالقوه قادر به تعيين مرزهاي فرهنگي جوامع بشري بوده و حداقل يكي از عوامل اصلي بازشناسي ملت‌ها و كشورها از يكديگر است.
آثار فرهنگي و تاريخي ماندگار در جاي جاي ايران، اين كشور را در زمره يكي از متمدن‌ترين فرهنگ‌ها قرار داده است و در اين ميان بعضي از شهرها با وجود آثار تاريخي خود تاثير بسزايي را در شناسنامه اين تمدن كهن گذاشته‌اند.
خيابان ابن سيناي اصفهان، محله دردشت، كوچه مسجد پاگلدسته، ساختماني قديمي با گنبد بزرگ آجري به چشم مي‌خورد. گنبدي كه شايد چشم هر رهگذري را به خود معطوف كند و اين سوال در ذهن هر كسي مطرح شود كه اينجا مسجد است يا ...
\"\"نيازي به تيزبيني نيست همين كه روبروي در سبز رنگش بايستي نوشته قرمز رنگ بدخطي را بالاي قفل طلايي رنگ مي‌بيني كه حكايت از ميراث فرهنگي شهر اصفهان و مدرسه ابن سينا دارد.
نوشته بدخطي كه حداقل به نوعي نشان مي‌دهد هويت بنا دست كم براي سازمان ميراث فرهنگي آشكار است! 

درست كمي بالاتر از مدرسه شفيعيه است و تو چه خوب احساس مي‌كني تفاوت اين دو مدرسه را ! شفيعيه هنوز در رفت و آمد طلاب درش هر روز باز و بسته مي‌شود اما در‍ ِ مدرسه ابن سينا شايد، تنها يك بار در سال و آن هم روز اول شهريور و به ياد روز پزشك.
كه البته اگر در این روز همايشی برگزار نمي‌شد حداقل شخصيت ابن سينا محفوظ تر باقي مي‌ماند چرا كه برگزاري همايشی كه نه در خور شان ابن سینا است، نه تبليغي دارد و نه راهنمايي بهتر است برگزار نشود.
همایشی که راهنمای آن برگه هايي در سايز A۳ و فلش‌هایی به همان رنگ قرمز است!
ابن‌سينا، پورسينا. كسي كه آوازه جهانی و جایگاهش در گسترش علوم به ویژه دانش پزشکی نزد ملت‌های دیگر تا آنجاست که مردم ازبکستان به ‌واسطه زادگاهش در نزدیکی بخارا او را ازبک می‌دانند و عرب‌ها به خاطر برخی آثارش به زبان عربی او را عرب می‌خوانند!
اين روزها و اين ماه‌ها، روزهاي خوبي براي اين مدرسه قديمي نيست و شايد اين را تنها تك تك آجرهاي گنبد قديمي مدرسه گواهي دهند كه روزگاري شايد بوعلي در همين چهار ديواري كه در گذز زمان و به همت فرصت‌طلبان كوچك شد كتاب‌ها نوشت و شاگرداني تربيت كرد.
روزگاري بوعلي در زير گنبد آجري مدرسه و شايد با نور شمع به نوشتن پرداخت و امروز در پهنه همين روزگار و براي فرار از سرماي شبانه، نه ابوالحسن بهمنیار، محمد جوزجانی و ابوعبدالله احمد معصومی شاگردان مدرسه كه ماموران اداره آب و فاضلاب در پناه ديوار كاهگلي‌اش آتش روشن مي‌كنند! و همه اينها به پاس انبوه‌سازان و يا شايد هم كساني است كه مي‌خواهند در اين بافت فرسوده و قديمي كه قدمتي بيش از هزار سال دارد قد علم كنند. قدمتي كه اين محله را در دوره‌هاي گذشته به خصوص ديالمه و سلجوقيان از مراكز مهم شهر قرار داد. 

خاكبرداري پي‌درپي از پنج زمين، در سال جاري در كوچه پاگلدسته به وفور باعث شكستگي‌هاي لوله آب در اين كوچه شد. كوچه‌اي كه به غير از خيابان فرعي دردشت تنها راه برون رفت و شاهراه اصلي از گذر ابن سينا به خيابان مدرس است. آخرين شكستگي لوله كه اين شاهراه اصلي را از حركت انداخت درست در جلو مدرسه اتفاق افتاد كه ماحصل ظاهري آن نم‌زدگي و سياهي ديوار مدرسه شد.\"\"
شايد ذكر اين مهم خالي از لطف نباشد كه اين مدرسه در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۳ خورشیدی با شماره ۱۱۵۵۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و البته بر كسي هم پوشيده نيست كه ميراث فرهنگي در يك مقطع زماني بخش‌هايي از اين بنا را مرمت كرد اما اين مرمت براي مدرسه‌اي با اين قدمت نه تنها كافي نيست بلكه جاي اين سوال را باقي مي‌گذارد كه چرا تنها بايد يك روز در سال در مدرسه باز و بسته شود و چرا از چنين فضايي براي احياي موزه اي به نام و ياد پورسينا بهره‌اي برده نمي‌شود؟!
و يا شايد اگر براي بهره جستن از چنين فضايي مشاركت سازمان‌ها و ارگان ‌هاي ديگر لازم و ضروري است چرا تعلل در كار است، ‌تعللي كه به قطع هر لحظه از آن به تخريب اين بناي تاريخي كمك مي‌كند.
به حتم اين بي‌مهري‌ها به بناهاي تاريخي از اين دست سبب خارج شدن آنها از فهرست آثار ملي مي‌گردد. 

وجود ترک بر بدنه بناهای تاریخی امری عادی است!!!
به حيات اصفهان فكر مي‌كنم و به تخريب ميراث تاريخي در محوطه اين حياط و به نابودي آن. به آثار تاريخي چون؛ پل خواجو،‌سي و سه پل و هزاران اثر تاريخي ديگر و اين سخن از يكي از كارشناسان ميراث فرهنگي از ذهنم مي‌گذرد « وجود ترک بر بدنه بناهای تاریخی امری عادی است!!!» عادي بودن اين امر بر كسي پوشيده نيست اما آيا نبايد اين خرابي و ترك‌ها را مرمت كرد؟
گفته مي‌شود؛ اين مكان در حكم بزرگ ترين نهاد آموزشي جهان اسلام است، جايگاهي كه شيخ ۱۵ سال از عمر خود را به تدريس در آن صرف كرده است.
بناي فعلي مدرسه ابن‌سينا، بخشي از بناي بزرگ تري است که در گذشته در اين محل موجود بوده و به تدريج اهالي بر آن دست انداخته و بخش‌هايي از آن را تخريب و تملک کرده‌اند. اين بناي تاريخي که روزگاري پورسينا آثار ارزشمند خود را چون دانشنامه علايي و شفا و قانون را در اينجا نگاشته است، در سال هاي گذشته تخريب شده و سنگ‌هاي آن به غارت رفته است و امروز بي نام و نشان به حال خود رها شده است و اثرات نم زدگي و ترک هاي بي شمار بر گنبد و ديوارهايش از رنج دوران سخن ها دارد.
گفته مي‌شود؛ حدود ۹۰ سال قبل عده اي تصميم مي‌گيرند اين مكان را به زورخانه تبديل كنند به همين علت محتويات داخلي بنا از جمله سنگ قبري از جنس مرمر كه به گفته شاهدان قديمي بسيار هم زيبا بوده از جا كنده و به وسيله يكي از اوباش محل داخل چاهي انداخته مي‌شود و مدتي به عنوان مطبخ مورد استفاده قرار گرفته است كه هنوز لايه ضخيم دوده را بر گنبد آن مي‌توان ديد.
بزرگان علم تاريخ مي‌گويند؛ متاسفانه به تاریخ توجهی نمی‌شود، در حالی که دیگران درحال شناسایی جای جای تاریخ ما هستند و هر یک از قهرمانان، دانشمندان و اسطورهای ملی ما را به نام خود به تاراج می‌برند، ما دست روی دست گذاشته‌ایم و کاری نمی‌کنیم. اما همين نوشته گوياي اين واقعيت است تا در صباحي ديگر برخي از مسوولان و دست‌اندركاران انگشت اشاره را به سمت خبرنگاران نشانه نروند «كه اگر به موقع خبر می‌دادید این اتفاق روی نمی داد! »
چرا كه نظر معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نيز بر اين اصل استوار است كه اجراي قانون تنها راهکار برون رفت از معضلات بافت‌هاي تاريخي است.
\"\"به اعتقاد محمد شريف ملك‌زاده، اگر قانون‌هاي لازم الاجرا توسط دستگاه هاي موظف به طور کامل محقق مي‌شد، امروز شاهد مشکلات براي ساکنان بافت‌هاي تاريخي نبوديم.
محمد شريف ملک زاده چالش ها و مصائب بافت‌هاي تاريخي که طي چند سال اخير منجر به مداخله هاي غير قانوني و حتي تخريب تعدادي از آثار ارزشمند ثبتي شده است به دليل اجرا نشدن قانون‌ها و تفاهم نامه‌هاي سازمان ميراث فرهنگي با ساير دستگاه‌ها است.
اين در حالي است كه براساس ماده ۱۶۶ قانون برنامه سوم و ماده ۱۱۴ و ۱۱۵ قانون برنامه چهارم و همچنين طبق تفاهم نامه همکاري مشترک ميان سازمان ميراث فرهنگي و وزارت کشور در سال ۱۳۸۸ براي ۱۸۰ شهر تاريخي، محدوده بافت و چارچوب و ضوابط حفاظت و احيا تعيين، تدوين و ابلاغ شد که البته اقدامات لازم بر اساس اين مجموعه قوانين حفاظتي تاکنون در ابعاد مختلف شکل اجرايي پيدا نکرده است.
و باز هم جاي اين سوال مطرح مي‌شود كه بعد از گذشت چهار سال از ابلاغ، به غير از شكل اجرايي، چه شكلي مي‌توانست بگيرد!!!
به گفته رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، به منظور بررسي عملکرد، بازنگري، آسيب‌شناسي و همچنين تحقق موارد قانوني مرتبط، سازمان ميراث فرهنگي ارديبهشت ماه سال آينده نخستين همايش بزرگ حفاظت و احيا بافت‌هاي تاريخي کشور را با حضور شهرداران بافت‌هاي تاريخي، ادارات کل ميراث فرهنگي استان‌ها و همچنين دستگاه‌ها و نهادهاي اجرايي موظف برگزار مي‌کند.
و باز هم سوال كه مطرح مي‌شود اين است كه آيا برگزاري اين همايش صرف ديدار فرمايشي و دوستانه است يا در عمر كوتاه دولت دهم اين نخستين به نتيجه مطلوبي خواهد رسيد؟!
و اين سخن از ملك زاده مرا تنها به ياد اين ضرب المثل قديمي مي‌اندازد‌"بزك نمير بهار مياد ... 

ثبت‌هايي كه ديگر نجات دهنده نيست!
اندكي پشت در سبز رنگ مدرسه ابن سينا مي‌ايستم و فكر مي‌كنم به آنچه که مردم درباره ابن‌سینا، نمی‌دانند. به بزرگداشت‌ها و برنامه‌های درخوري که برای ابن‌سینا، برگزار نمی‌شود.
فكر مي‌كنم به اين كه ابن‌سينا ۱۵ سال از زندگی پربارش را در اصفهان گذراند و بزرگ‌ترین کتاب‌هایش را در این شهر نوشت اما هنوز هم نمي‌دانم جزو مشاهیر اصفهان شمرده می‌شود يا خير.
فکر می‌کنم به اهداف، اساسنامه و به منشور اخلاقی سازمان میراث فرهنگی.
فكر مي‌كنم به یکم شهریورماه زادروز حکیم هزاره‌ها شیخ‌الرئیس بوعلی‌سینا. و روزی که به نام روز ملی همدان نامگذاری شده است. و باز هم فكر مي‌كنم به اين گفته از مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری همدان « روز همدان از سایر روزهای استان‌های دیگر به دلیل دارا بودن بوعلی‌ سینا برتر است.» \"\"
پشت در سبز رنگي كه مزين شده به قفل طلايي فاتحه‌اي مي‌خوانم نه براي ابن سينا كه براي خودمان. فاتحه‌اي براي خود‌ِ خودمان كه اگر چنين مكاني در هر كجاي دنيا متعلق به چنين شخصيتي وجود داشت حداقل به صورت نمادين به محل نمايش آثار و گوشه‌هايي از زندگي او بدل شده بود.
بافت‌هاي تاريخي از هر دوره‌اي كه به جاي مانده، باشند همگی ارزش تاریخی و جایگاه هویتی شهرها را برای بازدیدکنندگان تعریف می‌کنند. به گفته پروفسور فابریزیو توپتی از معماران برجسته کشور ايتاليا، در تمام شهرهای معاصر که به سرعت پیشرفت می‌کنند بیشترین نگرانی‌ها در نگهداری از هسته‌های تاریخی شهرهاست.
دلمان را خوش کرده‌ایم به اینکه وقتی آثارمان ثبت ملی می‌شود، ثبت شده است دیگر! اما انگار حالا ثبت ملی دیگر نجات‌دهنده نیست!

کد مطلب 91592

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ۱۳:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۸
    1
    شهرداري بايد كاري كنه تا دير نشده ... به اداره ميراث اميدي نيست

    پاسخ سایت: 0