خون خدا یعنی با خدا یکی شدن!
حسین آن قدر با خدا بود که وجودش خون خدا بود در عالم و ضربانش ضربان و نبض حیات همه مردم عالم. حسین بود که چون بود هیجان و شور دین در دلها پیدا شد.
خدا اوج ابدیت است و دوری از ابدیت هر سال بیشتر از سال قبل دلتنگت میکند، همین است که هر سال محبت حسین در دل مردم عالم بیشتر میجوشد.
قال رسول الله (ع) :
« إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةٌ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً »
شهادت امام حسين عليه السلام در دلهاي افراد با ايمان آتش و حرارتي ايجاد ميكند كه هرگز خاموش نخواهد شد.
همه دنبال بقائند و بقاء دنبال آنان
این همه اختراع و تلاش برای ماندگار کردن نام خود در میان خلق، برای ماندگار شدن است، این همه دوندگی برای این است که ماندگار شوند، اما همیشه نام آنان به خوبی ماند که تلاش کردند برای مانگار کردن دیگران، برای خوب تر شدن دیگران، برای شهرت اعتقادات پاک.
آنان که همیشه به دنبال این بودند که عکسی از آنان در میان مردم باشد، عکس آن چیزی که میخواستند شد و مردم عکس آنانی را روی قلبشان قاب میکنند که به عکس، دنبال این چیزها نبودند.
خدای ما یا خدای حسین؟
گاهی فکرمیکنم، فکر میکنیم خدای ما با خدای حسین فرق دارد، ما از خدایمان راحت طلبی میخواهیم و حسین از خدای خود سختی در دنیا، ما از خدا آسایش میخواهیم و حسین از خدا آسایش مردم، ما از خدا ثروت میخواهیم و حسین از خدا ثروتی جز خدا نمیخواست.
ما با یک بلا و مصیبت که بهمان نازل شود، حسین و خدای حسین را فراموش میکنیم ولی حسین با آن همه بلا و مصیبت که به او نازل شد، حالتی را به عالم نشان داد، که زینب سلام الله بفرمایند، ما رایت الا جمیلا ...
این صبر حسین هست که زیبایی را نشان زینب داد، این شوق حسین است که زینب را مست خدا میکند، این عشق حسین است که صدای زینب را از بین قرن ها تا ما میرساند.
راستی واقعا خدای ما با خدای حسین یکیست؟ یعنی ما همان خدایی را میخواهیم که حسین میخواست؟ باید چه کرد؟ چگونه میشود شبیه حسین شد؟
عشق به کاراکترهایی که خدا خالق آن بود
عاشق و معشوق دوست دارند همه چیزشان شبیه هم باشند، لباس هایشان را هماهنگ میکنند، حرف زدنشان شبیه هم میشود، قیافه شان را شبیه هم میکنند، رنگ تلفن همراه و حتی مدل و مارک تلفن همراهشان، شماره تلفنشان، شیوه راه رفتنشان، همه را با هم سِت میکنند تا هر چه بیشتر شبیه هم شوند و با هم یکی شوند.
هیچ میدانستید که با تحقیق در منابع تاریخی و حدیثی که ما به آنها دسترسی داشتیم؛ چنین بر میآید که امام حسین(ع) در مسیر حرکتشان از مدینه تا کربلا در جایگاههای مختلف به تناسب آیاتی را تلاوت فرمود که در دو قسمت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا بیان میشود.
یعنی سوال میکردند حسین با قرآن جواب میداد، آیا همه حرف این است که قرآن بخوانید؟ نه...
حسین میخواست بگوید عاشق باید شبیه معشوق باشد، میخواست حرف زدنش هم شبیه خدا شود، برای همین است که اسلام این همه تاکید دارد روی قرآن خواندن، زیرا نه تنها معارفی را که خداوند از طریق قرآن به تو میدهد نامحدود است، بلکه کم کم شبیه معشوق میشوی.
حسین سر قرار می آمد، دیر نمیکرد
اذان میگویند، خدا ملائک را میفرستد تا شاهدی شوند بر عشقبازی بندگان، لحظات اذان غوغایی است در عالم، ولی ما کجاییم؟ وقت های عشق بازی را مهم میشماریم؟
حسین در کربلا، حسن در صفین، علی در جمل، پیامبر در احزاب، بی توجه به هیاهوی خلق، غرق عبادت و نماز میشدند، پای علی تیر رفته بود، درآوردنش مصیبت داشت، درد داشت، گفتند بگذارید علی که در نماز شد تیر از پایش بکشید، آن وقت است که درد حس نمیکند، بیشتر از این یکی شدن میخواهی؟
رمزش همین نماز و اهمیت دادن به قرارهای عاشقی است، عاشقی که ادعای عاشقی میکند و هر بار سر قرار دیر میرود و هر بار بهانه ای میگیرد، آیا در معشوق کششی باقی میماند برای این عشق؟
در معرکه ما نیز فرشتگان به کمک میآیند
خیلی ها فکر میکنند فرشتگان فقط در کرببلا بود که برای کمک به اباعبدالله و یارانش آمدند، نه، اصلا میدانی مهم ترین نقش فرشتگان در عالم بعد از ذکر خدا و تسبیح خدا چیست؟
آنها مشوقند، هستند برای تشویق، به همین خاطر است که امام سجاد فرمودند خداوند فرشتگان را گماشته تا کمک شوند برای اینکه ما خدا را بهتر عبادت کنیم.
چون همانگونه که جنود شیطان در حال وسوسه هستند، جنود ملائک دارند لحظه به لحظه انسان ها را تشویق میکنند به با خدا بودن، فرشته های سمت و چپ و راست کارشان همین است، خوب انجام میدهی فرشته سمت راست مینویسد، گناه میکنیم با ما سخن میگویند با حضورشان و ما را تشویق به توبه میکنند.
فرشته سمت راست به فرشته سمت چپ میگوید ننویس، شاید توبه کند، چند ساعت که گذشت و بنده توبه نکرد، آن وقت است که میگویند بنویس.
این همه لشگر برای این که ما به خدا برسیم، نمیبینیم؟ چرا میشنویم، ولی حواسمان نیست، عرفا گفته اند برای دیدن باید از گوش گذشت، اگر به حرف هایشان توجه کنیم کم کم چشم هایمان نیز به اشاراتشان توجه میکند.
حرف آخر ... درد دل آخر
حسین برخواست تا احیای معروف و نهی از منکر کند، مهم ترین پیام این هدف، دلسوزی و خیرخواهی برای امت است، حضرت موسی به خدا گفت، اگر تو جای من بودی چه میکردی؟ خداوند فرمود خدمت به خلق.
و چه خدمتی بالاتر از حرکت خلق به سوی ابدیت، و این نیست مگر خیرخواهی برای مردم و این است رمز یکی شدن با خدا، اینجاست که ضربان قلبت نبض حرکتی است به سوی خدا.
اینجاست که حل میشوی در حسین، میشوی " حلت بفنائک ".
اینجاست که هم به حسین سلام میدهند هم به تو، چون تو هم در خون خدا حل شدی و شدی خون خدا...
حسینی باشید و حسینی بمانید
که این است راه عاقبت بخیری در دین و دنیا و آخرت... / یا علی/
پـــــــــــــــایان
/سید مجید کریمی/
خبرگزاری ایمنا: همیشه دنبال خوب بودنیم، ذکر و وردها رو مرور میکنیم تا یه فرجی تو زندگیمون باز بشه، منتظر معجزه ایم که ما رو با خدا کنه، همش میگیم از فردا خوب میشیم، چرا نمیشه؟ نکنه یکی نشدیم؟آره، یکی نشدیم.
کد خبر 167873
نظر شما