شب نهم، گام نهم؛ حرکت بر مدار حق!

خبرگزاری ایمنا: آنقدر در مورد ابالفضل العباس حرف برای گفتن هست که شاید این یادداشت را باید صرفا با کلیدواژه‌ها پیش برد، مثلا همین تعبیر غلطی که در مورد قمر ماه بنی هاشم داریم و فکر می‌کنیم، صرفا به خاطر زیبایی حضرت است.

ماه و زمین سَر و سِری با هم دارند ...
شاید اگر با مُنجّم در این باره سخن گوییم، آن قدر حرف برای گفتن داشته باشد که فکر کنیم اصلا همه رازهای عالم در حرکت این دو در آسمان نهفته است.
اما آنچه که ما به دنبال آنیم، چند خصوصیت ماه است:
۱. ماه به گرد زمین می‌گردد و نه زمین به گرد ماه.
۲. نور ماه از زمین و نور زمین از خورشید است.
۳. ماه شب‌هایی که برای زمین خوب است، بی نور می‌شود.
۴. ماه زیباترین صحنه در آسمان زمین است.

ماه به گرد زمین می‌گردد
ابالفضل پسر علی بود، پسر امیرالمومنین(ع)، پسر حضرت ام البنین، برادر زینب، برادر حسن علیه السلام، برادر حسین علیه السلام ولی هیچگاه حسین را برادر خطاب نکرد، همیشه از واژه مولا و سرورم استفاده می‌کرد، نه غروری، نه تکبری، حق را در حسین(ع) میدید و گرد حق می‌گردید.
آن قدر ابالفضل بلاگردان حسین بود که معروف شد به قمر منیر بنی هاشم؛ یعنی ماه نورانی که در بنی هاشم گرد سالار بنی هاشم می‌گردد.
یعنی حسین محور همه اعتقادات عباس است و همه مبانی فکری عباس بر اساس این محور می‌گردد. متاسفانه یکی از مشکلاتی که الان در جامعه داریم، همین است، وقتی مسوولی مسوول می‌شود، برادرش هم بی دلیل بزرگ می‌شود، گاهی بزرگ تر از مسوول و همین می‌شود، که خیلی وقت ها، بستگان شخصیت‌ها برای شخصیت‌های ما دردسر ساز می‌شوند.

نور ماه از زمین و نور زمین از خورشید است
وهابیت ملعون و خیلی از بی خردان گمان می‌کنند که ما در دعاهای‌مان و تقاضاهای‌مان به درگاه کسی غیر از خدا می‌رویم! نه اینطور نیست، زیرا همه این ها حرکت ابالفضلی است که می‌خواهیم نورمان از کسی باشد که از خورشید نور می‌گیرد، چون ما توانایی دریافت نور مستقیم از خورشید را نداریم.
حسین علیه السلام هم متوسل می‌شدند، مثلا آنجا که حسین به خواهرش زینب می‌گوید، خواهرم برای من هم در نماز شبت دعا کن، این هم نوعی توسل است، این شیوه اهل بیت است که برای از بین بردن غرور و خودبینی توسل را راهی بزرگ دیده اند، زیرا هم تو را به افرادی که در مسیر هستند، نزدیک می‌کند، هم نمی‌گذارد فکر کنی برای خودت کسی هستی.
به خاطر همین است که بسیاری از دعاهای ما با اللهم شروع می‌شود، یعنی مظهر توحید بودن دعا، وقتی می‌گوییم اللهم انی اسئلک یعنی خدایا از تو می‌خواهیم که اهل بیت به ما نظر کنند، این ها راه بلدهای این مسیر سخت و سنگین برای رسیدن به حق هستند.

ماه شب‌هایی که برای زمین خوب است، بدون نور می‌شود
این طور نیست که اگر حس میکنی کسی هستی همه جا اظهار فضل کنی، عباس آموخت که باید گاهی سکوت کرد، ابالفضل همیشه با عباس بود، همیشه با حسن بود، همیشه با علی بود.
در صفین هم در کارزار جمل با علی بود، هم در صلح صفین، هم در صلح حسن با حسن بود و هم در جنگ قیام حسین با حسین. حسن را با سکوتش یاری کرد و حسین را با شمشیرش.
قرار نبود چون ابالفضل است، همیشه دست به شمشیر باشد و اعتراض کند به امام حسن و بگوید، چرا با معاویه باید صلح کرد.
عباس هم در صلح با معاویه با حسین بود، هم در زمان صلح حسن هم در زمان قیام حسین.
در میدان آن کاری را خواست که حسین بخواهد، اذن میدان داشت، ولی حسین از او سقایی می‌خواست، و او سقایی کرد.
امام خامنه‌ای (مدظله العالی) می‌فرمایند، هر جای عالم که هستید، مرکز عالم است و ابالفضل به معنای کلمه این را اثبات کرد.

ماه، زیباترین صحنه در آسمان زمین است
اگر همه خصوصیت‌های قبلی ماه باشد، این خصوصیت نیز حاصل می‌شود، یعنی خصوصیت سوم ماه نتیجه خصوصیات دیگر ماه است و این می‌شود که ماه زیباترین جلوه در آسمان می‌شود.
ستارگان با آن همه بزرگی و عظمت هستند، ولی از آنجا که خود را بزرگ می بینند در برابر عظمت و زیبایی ماه هیچ‌اند، چون ماه خودش را نمی‌بیند، همین می‌شود که دیده می‌شود ولی ستارگان خود را می‌بینند و همین باعث می‌شود کم سو و بی بخار و همیشه دور از زمین باشند.
البته که این ها تعابیری شاعرانه است برای بیان این حرف، اگر خودت را نبینی دیده میشوی، مردان خدا خود را نمی‌دیدند، همه میخواستند آن ها را ببینند، حضرت آیت الله بهجت خودش را نمی‌دید، امام خمینی(ره) می‌فرمود همه هیچیم، و همین باعث میشد که راه رفتنشان برای هفت میلیارد نفر الگو باشد.
شاید حرف پایانی همین باشد؛ برای این که دیده شوی نباید خودت را ببینی، نباید برای خودت جایگاهی را متصور شوی که امام از تو تقاضا ندارد! ببین وظیفه ات کجاست، در هشت سال جنگ تحمیلی به همان اندازه که به فرمانده نیاز داشتیم، به بیسیمچی، لودرچی، آرپی جی زن هم نیاز داشتیم، دکتر و پرستار و راننده آمبولانس و ...
عرفا می‌گویند همین بود که عباس فقط یک جا گفت برادرم حسین و آن وقتی بود که فاطمه در علقمه به عباس گفت پسرم ابالفضل، اینجا بود که عباس بر اساس تعبیر مادرش زهرا به خود اجازه داد، برادرش را برادر خطاب کند.
بزرگترین درس عباس حرکت بر مدار حق بود و بزرگترین درس حق، تواضع و بندگیست. باشد که تاسوعا را درک کنیم تا اذن ورود به عاشورا را داشته باشیم.
همین، منتظر مهمان شدن‌مان در شب عاشورا نیز باشید، ان شاء الله...
/سید مجید کریمی/

کد خبر 167756

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.