به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت، متن یادداشت اختصاصی سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به شرح زیر است:
«توسعه، در عمیقترین معنای خود، نه انباشت پروژهها و نه افزایش کمّی شاخصهای اقتصادی، بلکه توانایی یک جامعه در تبدیل سرمایههای تاریخی، انسانی، طبیعی و جغرافیایی به فرصتهای پایدار برای زندگی شایستهتر است. جوامعی که از این ظرفیت برخوردارند، گذشته را به حافظهای ایستا تقلیل نمیدهند، جغرافیا را به مرزهای ترسیمشده بر نقشه محدود نمیکنند و فرهنگ را از معادلات توسعه کنار نمیگذارندظ، بلکه با پیوند میان هویت، حکمرانی و آیندهنگری، بنیانهای پیشرفت را بازتعریف میکنند. خوزستان را باید در چنین چارچوبی فهم کرد، سرزمینی که ظرفیت آن، بسیار فراتر از تعاریف متعارف اقتصادی و روایتهای محدود تاریخی است.
در نودونهمین سفر استانی خود، بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت اندیشیدم که مسئله اصلی خوزستان، چیست؟
مسئله، چگونگی سازماندهی، همافزایی و تبدیل ظرفیتهای متکثر آن به یک منظومه منسجم توسعه است. این استان، همزمان واجد حافظه سترگ مقاومت، میراث تمدنی، تنوع کمنظیر طبیعی، سرمایه انسانی ارزشمند و موقعیتی راهبردی در مناسبات منطقهای است. هنر سیاستگذاری آن است که این مزیتها را از وضعیت بالقوه خارج کند و در قالب فرصتهای ملموس اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در اختیار مردم قرار دهد.
نخستین بنیان این رویکرد، فهم نسبت میان حافظه تاریخی و مسئولیت توسعه است. حضور در شلمچه و گلزار شهدای آبادان، یادآور این واقعیت بنیادین بود که امنیت و استقلال ملی، بر شانههای انسانهایی استوار شده است که از بزرگترین سرمایه خود، یعنی جان خویش، گذشتند. استقبال خانوادههای شهدا در فرودگاه اهواز نیز بار دیگر مسئولیت اخلاقی ما را در قبال این سرمایه تاریخی آشکار کرد، با این همه وفاداری به میراث مقاومت در توانایی ما برای ساختن آیندهای شایسته فداکاریهای آن نسل معنا مییابد.
خرمشهر و آبادان نباید در حافظه جنگ محصور بمانند. این شهرها، افزون بر جایگاه ممتاز خود در تاریخ معاصر ایران، واجد ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی، معماری و گردشگریاند که هنوز همه ابعاد آنها شناخته و معرفی نشده است. نوسازی موزه آبادان، مستندسازی میراث محلی و ثبت و روایت تاریخ نخلستانها، میتواند تجربه مقاومت را از خاطرهای متعلق به نسلهای گذشته، به منبعی زنده برای آموزش، هویتیابی و گفتوگوی میاننسلی تبدیل کند. حافظه تاریخی هنگامی به سرمایه تمدنی بدل میشود که جامعه بتواند از آن برای فهم امروز و ساختن فردا بهره بگیرد.
در سطح منطقهای، خوزستان از امکان ایفای نقشی فراتر از یک استان مرزی برخوردار است. مرز ایران و عراق، در پرتو پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی دو ملت، میتواند به بستری برای توسعه تعاملات انسانی و اقتصادی تبدیل شود. برآوردهای مطرحشده از سفر سالانه حدود ۳.۶ میلیون گردشگر عراقی به ایران و سفر نزدیک به سه میلیون ایرانی به عراق، ابعاد این ظرفیت را نشان میدهد. هدفگذاری افزایش مبادلات گردشگری دو کشور به ۱۰ میلیون نفر، زمانی واجد معنای راهبردی خواهد بود که از سطح آرمان به سطح برنامه عملیاتی، شاخصهای سنجشپذیر و تقسیم مسئولیت نهادی ارتقا یابد.
در این چارچوب، گردشگری زمینی و تسهیل سفرهای خانوادگی، بهویژه از گذرگاه شلمچه، اهمیت ویژهای پیدا میکند. محدودیتهای حملونقل هوایی، ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای ارتباطی را افزایش داده است، اما مزیت اصلی گردشگری مرزی فقط افزایش شمار مسافران نیست. مسئله بنیادی آن است که چگونه میتوان جریان عبور را به اقامت، مصرف خدمات محلی، رونق کسبوکارها و توزیع گستردهتر منافع اقتصادی تبدیل کرد. تحقق این هدف به هماهنگی نهادی، زیرساخت مناسب، تسهیل رویههای مرزی و ارتقای کیفیت خدمات نیاز دارد.
تصویب آییننامه شورای هماهنگی گردشگری سلامت در هیئت دولت نیز از همین منظر اهمیت دارد. گردشگری سلامت، صنعتی متکی بر پیوند میان نظام درمانی، خدمات گردشگری، حملونقل، اقامت، اعتماد حرفهای و سازوکارهای هماهنگ پذیرش بیمار است. ساماندهی مسئولیت دستگاههای مرتبط، امکان حرکت از ظرفیتهای پراکنده به سوی یک زنجیره خدمات منسجم را فراهم میکند. خوزستان، بهواسطه موقعیت جغرافیایی و مراجعه شهروندان کشورهای همسایه برای دریافت خدمات درمانی، میتواند در این عرصه جایگاهی مؤثرتر به دست آورد، مشروط بر آنکه کیفیت، ایمنی، پاسخگویی و منافع عمومی، اصول راهنمای توسعه این بازار باشند.
در کنار این ظرفیتها، شادگان تصویری روشن از ضرورت گذار به اقتصاد میراثمحور و طبیعتپایه ارائه میکند. تالاب، شبکههای آبی، نخلستانها، کشاورزی، خرما و صنایعدستی، مجموعهای از مزیتهای مکملاند که در صورت طراحی هوشمندانه میتوانند به شکلگیری الگویی بومی از توسعه پایدار بینجامند.
وجود حدود شش میلیون اصله نخل در این شهرستان، نشانه پیوند اقتصاد، زیستبوم و فرهنگ محلی است.
بااینحال، برخورداری از جاذبه طبیعی بهخودیخود توسعه نمیآفریند. تبدیل مزیت به ارزش اقتصادی مستلزم برنامه جامع، تعریف پروژههای مشخص، آمادهسازی زیرساختها، جذب سرمایهگذاری مسئولانه، بازاریابی حرفهای و رعایت ملاحظات محیطزیستی است. شادگان باید از مرحله توصیف قابلیتها به مرحله طراحی محصولات گردشگری، تکمیل زنجیره ارزش محصولات بومی و ایجاد فرصتهای پایدار اشتغال عبور کند. ثبت ملی ۱۲۹ اثر جدید در خوزستان طی دو روز نیز بر ضرورت تکمیل چرخه شناسایی، حفاظت، مستندسازی و معرفی میراث تاکید دارد، زیرا ثبت آغاز تعهدی بلندمدت در برابر حافظه فرهنگی جامعه است.
اما تحقق این افق بدون تحول در حکمرانی امکانپذیر نیست. تمرکززدایی و تفویض اختیارات قانونی به مدیران استانی، هنگامی اثربخش خواهد بود که با شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی عملکرد همراه شود. تصمیمگیری در نزدیکترین سطح به مسئله، میتواند کیفیت سیاستگذاری را افزایش دهد، زیرا شناخت واقعیتهای محلی، شرط ضروری طراحی راهحلهای متناسب است. در کنار آن، انسجام اجتماعی باید بهمثابه سرمایهای راهبردی صیانت شود، انسجامی که نه به معنای حذف تفاوت دیدگاهها، بلکه به معنای توانایی جمع کردن ظرفیتهای گوناگون حول منافع عمومی است.
خوزستان را نمیتوان فقط استانی برخوردار از منابع یا سرزمینی صاحب خاطره دانست. این استان میتواند الگویی از پیوند میان میراث، گردشگری، اقتصاد محلی و همکاری منطقهای ارائه کند، الگویی که در آن، حفاظت از گذشته مانع توسعه نیست، بلکه مبنای آن است و رشد اقتصادی نیز به بهای فرسایش هویت و طبیعت حاصل نمیشود.
معیار نهایی توسعه، نه شمار طرحهای افتتاحشده و نه حجم وعدههای اعلامشده، بلکه تغییری است که در کیفیت زندگی مردم پدید میآید. اگر میراث به فرصت، گردشگری به اشتغال پایدار، مرز به مجرای تعامل و اختیار اداری به مسئولیتپذیری تبدیل شود، خوزستان میتواند از جغرافیای پرافتخار مقاومت به یکی از کانونهای پیشرو توسعه متوازن ایران ارتقا یابد. این همان پیوند ضروری میان وفاداری به گذشته، عقلانیت در حکمرانی و مسئولیت در برابر آینده است، پیوندی که ارزش هر سیاست توسعهای را با میزان اثرگذاری آن بر زندگی انسانها میسنجد.»

نظر شما