اهمیت راهبردی و تاریخی کرمانشاه/ «سینه ستبر ایران» در گذر تاریخ

کرمانشاه به‌دلیل موقعیت جغرافیایی میان زاگرس، فلات ایران و بین‌النهرین از روزگار باستان تا جنگ‌های معاصر نقشی فراتر از یک منطقه مرزی داشته است؛ موقعیتی که امروز نیز در ارتباطات تجاری و ترانزیتی ایران با کشور عراق اهمیت راهبردی دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمانشاه، کوه‌ها همیشه جداکننده سرزمین‌ها نیستند؛ گاهی گذرگاه‌های میان ارتفاعات، دو حوزه جغرافیایی و تمدنی را به هم پیوند می‌دهند. زاگرس برای کرمانشاه چنین نقشی داشته است؛ مسیری که در طول تاریخ ارتباط فلات ایران با بین‌النهرین را ممکن کرده و این منطقه را در کانون تحولات سیاسی، نظامی و اقتصادی قرار داده است.

این مسیرها از عبور کاروان‌ها و سپاهیان تا رقابت ایران و عثمانی، استحکامات نظامی نادر، مشروطه، جنگ جهانی اول و جنگ تحمیلی اهمیت خود را حفظ کردند، با این حال، تاریخ کرمانشاه تنها روایت جنگ و دفاع نیست و موقعیت جغرافیایی آن امروز نیز می‌تواند فرصتی برای گسترش تجارت، ترانزیت و ارتباطات منطقه‌ای باشد.

روح‌الله بهرامی، دکتری تاریخ اسلام، رئیس انجمن ایرانی تاریخ استان کرمانشاه و عضو هیئت علمی دانشگاه رازی برای توصیف جایگاه این منطقه از تعبیر «کرمانشاه؛ دروازه ارتباطی و دژ راهبردی غرب ایران» استفاده می‌کند؛ تعبیری که به گفته او، پیوند جغرافیای طبیعی، مسیرهای ارتباطی و تحولات سیاسی و نظامی این منطقه را نشان می‌دهد.

کرمانشاه؛ جایی که جغرافیا تاریخ را رقم زد

گذرگاه زاگرس؛ پیوند دیرینه ایران و بین‌النهرین

به گفته بهرامی، اهمیت تاریخی کرمانشاه از موقعیت آن به‌عنوان منطقه‌ای واسط میان فلات ایران و بین‌النهرین سرچشمه می‌گیرد. شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهد مسیر بابل به اکباتان برای حرکت‌های نظامی آشوریان به سوی سرزمین ماد استفاده می‌شده است.

این نقش در منابع جغرافیایی دوره اسلامی نیز بازتاب دارد. آثاری همچون «المسالک و الممالک» اصطخری، «صورة‌الأرض» ابن‌حوقل، «احسن التقاسیم» مقدسی و «نزهةالقلوب» حمدالله مستوفی به جایگاه کرمانشاه و نواحی پیرامون آن اشاره دارند. مسیر بغداد-همدان-ری و شاخه‌های آن نیز از این منطقه عبور می‌کردند.

زاگرس در محدوده کرمانشاه دیواری نفوذناپذیر نبود، بلکه گذرگاه‌ها و کریدورهای طبیعی آن امکان ارتباط بین‌النهرین با فلات ایران را فراهم می‌کردند و برای حکومت‌هایی که قصد حرکت به سوی شرق یا غرب را داشتند، اهمیت نظامی داشتند. از همین‌رو، نقش ارتباطی کرمانشاه بسیار قدیمی‌تر از شکل‌گیری مرز ایران و عثمانی است و قدرت‌های مستقر در بین‌النهرین یا حکومت‌های ایرانیِ خواهان دسترسی به عراق، ناگزیر بودند این گذرگاه‌ها را در محاسبات خود لحاظ کنند.

از صفویه تا افشاریه؛ جغرافیا در خدمت رقابت قدرت‌ها

به گفته وی، با گسترش رقابت امپراطوری‌های صفوی و عثمانی، اهمیت جغرافیایی کرمانشاه به عاملی مستقیم در معادلات سیاسی و نظامی تبدیل شد. این منطقه هم برای حفاظت از قلمرو و هم برای تسلط بر مسیرهای عبوری اهمیت داشت.

بهرامی با اشاره به منابعی همچون «عالم‌آرای عباسی» اسکندربیگ منشی و آثار مربوط به حکومت‌های محلی کردستان، از نقش طوایف کلهر، زنگنه و اردلان در تحولات این دوره یاد می‌کند. دولت صفوی در کنار نیروی نظامی، از ساختارهای قدرت محلی نیز برای اداره و کنترل منطقه مرزی بهره می‌گرفت.

شیخ‌علی‌خان زنگنه در سال ۱۰۶۳ قمری، برابر با ۱۶۵۳ میلادی، حکومت کلهر، سنقر و کرمانشاه را در اختیار گرفت و بعدها به مقام صدارت عظمای صفوی رسید.

به گفته بهرامی، این نمونه پیوند سیاست دولت مرکزی با همجواری عثمانیان و ضرورت کنترل قدرت‌های محلی را نشان می‌دهد.

پس از سقوط صفویه نیز اهمیت نظامی کرمانشاه ادامه یافت. نیروهای عثمانی در سال ۱۷۲۳ میلادی شهر را محاصره کردند و نادر برای بازپس‌گیری آن وارد عمل شد. در این دوره، کرمانشاه هم محل رقابت ایران و عثمانی و هم پایگاهی برای سازمان‌دهی نیروهای محلی و تثبیت قدرت مرکزی بود.

قلعه نادر؛ نشانه‌ای از اهمیت راهبردی کرمانشاه

به گفته بهرامی، پس از محاصره کرمانشاه به دست عثمانیان در سال ۱۷۲۳ میلادی، نادر منطقه را بازپس گرفت، اما عثمانیان بار دیگر آن را اشغال کردند. نادر سرانجام در سال ۱۷۳۲ میلادی کرمانشاه را تصرف کرد و برای تثبیت منطقه و پشتیبانی از عملیات علیه عراق عثمانی، در حدود یک فرسخی غرب شهر قلعه‌ای بزرگ ساخت.

گزارش‌های تاریخی از وجود سلاح و مهمات، توپخانه محاصره و کارگاه توپ‌سازی در این قلعه حکایت دارند؛ سفیر عثمانی نیز در گزارش سال ۱۷۴۳ میلادی به آن اشاره کرده است.

این مجموعه نشان می‌دهد کرمانشاه پایگاهی برای تثبیت قدرت در غرب و پشتیبانی از عملیات نظامی به‌سوی عراق عثمانی بود. بهرامی همچنین به پژوهش‌هایی اشاره می‌کند که بر موقعیت این منطقه در شاهراه‌های خراسان ـ بغداد و خوزستان ـ آذربایجان تأکید دارند.

از دولتشاه تا مشروطه و جنگ جهانی اول

پژوهشگر تاریخ ایران افزود: اهمیت کرمانشاه پس از مرگ نادرشاه افشار نیز از میان نرفت و کنترل شهر و قلعه آن در رقابت مدعیان قدرت و نیروهای محلی اهمیت داشت؛ موضوعی که پژوهش‌های مربوط به سال‌های ۱۱۶۰ تا ۱۱۷۶ قمری نیز به آن پرداخته‌اند.

در دوره قاجار، محمدعلی‌میرزا دولتشاه از سال ۱۲۲۱ قمری، برابر با ۱۸۰۷ میلادی، تا زمان مرگش حاکم کرمانشاه بود و در دو نوبت جنگ با عثمانیان نقش مهمی ایفا کرد. ارتباط منطقه با مسیر بغداد و عتبات نیز بر اهمیت سیاسی و ارتباطی آن می‌افزود.

در جریان مشروطه، بازار، روحانیان، نیروهای ایلی و جریان‌های سیاسی در تحولات کرمانشاه مشارکت داشتند و منابع معاصر به تحصن بازار شهر اشاره کرده‌اند. با آغاز جنگ جهانی اول نیز نقش منطقه ابعاد بین‌المللی یافت؛ عثمانی، آلمان، روسیه و بریتانیا در تحولات آن حضور داشتند و مهاجران سیاسی و کمیته دفاع ملی در شهر مستقر شدند. این رویدادها نشان می‌دهد نقش کرمانشاه از حوزه نظامی فراتر رفته و در تحولات داخلی و بین‌المللی نیز اثرگذار بوده است.

جنگ تحمیلی؛ کرمانشاه در عمق راهبردی جبهه غرب

با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، اهمیت جغرافیایی کرمانشاه بار دیگر آشکار شد. نیروهای عراقی از محورهای قصرشیرین، سرپل‌ذهاب و نفت‌شهر وارد ایران شدند و در کنار تصرف مناطق مرزی، امکان نفوذ به عمق استان را دنبال می‌کردند.

بهرامی با اشاره به مطالعات جنگ می‌گوید ناکامی نیروهای عراقی در دستیابی به کرمانشاه از عواملی بود که به بن‌بست عملیات اولیه عراق کمک کرد. از این منظر، کرمانشاه تنها یک استان مرزی نبود، بلکه عمق راهبردی جبهه غرب ایران به‌شمار می‌رفت.

البته جنگ‌های دوره‌های مختلف را نباید یکسان دانست؛ اهداف سیاسی، دولت‌ها و فناوری‌های نظامی متفاوت بوده‌اند. آنچه استمرار دارد، اهمیت گذرگاه‌های زاگرس و راه‌های متصل به بین‌النهرین در محاسبات نظامی و دفاعی است؛ موقعیتی که در دوره نادر، جنگ‌های ایران و عثمانی و جنگ ایران و عراق به شکل‌های مختلف نمایان شد.

کرمانشاه؛ جایی که جغرافیا تاریخ را رقم زد

از کریدور نظامی تا ظرفیت تجارت و ترانزیت

امروز ارتباط کرمانشاه با عراق، علاوه بر اهمیت امنیتی، ظرفیت اقتصادی و تجاری قابل توجهی ایجاد کرده است. این استان بیش از ۳۷۰ کیلومتر مرز مشترک با عراق دارد و از طریق گذرگاه‌های رسمی با بخش‌های مختلف این کشور مرتبط است.

مرز پرویزخان با اقلیم کردستان عراق ارتباط مهمی دارد و مرز خسروی نیز در پیوند با دولت مرکزی عراق و محور بغداد نقش‌آفرین است.

به گفته بهرامی، طی چهار ماه نخست ۱۴۰۴ بیش از ۲۸۰ میلیون دلار کالا از پرویزخان به عراق صادر شد و حدود ۹۸۴ هزار تن کالا به ارزش ۴۲۳ میلیون دلار نیز از این مرز ترانزیت شد.

این آمار از ظرفیت مرزهای استان برای گسترش مبادلات و عبور کالا حکایت دارد؛ ظرفیتی که بهره‌گیری مؤثر از آن به تقویت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، خدمات گمرکی و لجستیکی و برنامه‌ریزی اقتصادی وابسته است.

بهرامی معتقد است جغرافیای کرمانشاه که در گذشته ظرفیت دفاعی و نظامی ایجاد می‌کرد، امروز می‌تواند زمینه‌ساز تجارت، ترانزیت، گردشگری و ارتباطات منطقه‌ای باشد. در این نگاه، کارکرد ژئوپلیتیکی استان از میان نرفته، بلکه از امنیت و دفاع تا اقتصاد و ارتباط با همسایگان گسترش یافته است.

«دروازه ارتباطی و دژ راهبردی غرب ایران»

بهرامی تعبیر «دروازه ارتباطی و دژ راهبردی غرب ایران» را برای توصیف جایگاه تاریخی کرمانشاه دقیق‌تر از عنوان‌هایی همچون «سنگر ایران» یا «مرزبان ایران» می‌داند. به باور او، «دروازه» نقش منطقه در عبور، ارتباط و تعامل ایران با بین‌النهرین را نشان می‌دهد و «دژ» بر کارکرد دفاعی و اهمیت کنترل مسیرها تأکید دارد.

این دو کارکرد با وجود تفاوت ظاهری، ریشه مشترکی دارند: گذرگاه‌هایی که در زمان صلح مسیر رفت‌وآمد، تجارت، زیارت و مبادله‌اند، در زمان جنگ نیز می‌توانند به محورهای نظامی و دفاعی تبدیل شوند.

به گفته این استاد تاریخ، تکرار حضور کرمانشاه در کانون تهدیدها به معنای اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ نیست؛ مسئله اصلی، جایگاه منطقه در کریدوری ژئوپلیتیکی است که بین‌النهرین را به فلات ایران پیوند می‌دهد. همین موقعیت موجب شده است که با تغییر قدرت‌ها و شرایط سیاسی، اهمیت کرمانشاه در معادلات منطقه‌ای استمرار داشته باشد.

کرمانشاه در تاریخ ایران صرفاً منطقه‌ای مرزی یا دفاعی نبوده است؛ این استان کریدوری ژئوپلیتیکی در غرب فلات ایران است که در زمان صلح، دروازه ارتباط و مبادلات با غرب و در زمان بحران، محور مهم دفاعی و نظامی به شمار می‌رود. امروز نیز این موقعیت در کنار ملاحظات امنیتی، ظرفیتی برای توسعه تجارت، ترانزیت و ارتباطات منطقه‌ای فراهم می‌کند؛ ظرفیتی که با برنامه‌ریزی و تقویت زیرساخت‌ها می‌تواند نقش مؤثرتری در آینده اقتصادی استان داشته باشد.

کرمانشاه؛ سینه ستبر ایران در گذر تاریخ و جنگ‌های اخیر

اهمیت راهبردی کرمانشاه به جنگ‌های تاریخی محدود نمانده است. این استان در جنگ تحمیلی هشت‌ساله و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نیز بار دیگر جایگاه خود را در معادلات دفاعی کشور نشان داد؛ سرزمینی که همجواری با کشور عراق و قرار گرفتن در گذرگاه‌های غربی ایران، آن را در دوره‌های مختلف در معرض تهدیدهای نظامی قرار داده است و همواره آماج حملات دشمن قرار گرفته است.

در دو جنگ تحمیلی اخیر، شهادت تعداد زیادی از نظامیان، مردم عادی و خانواده‌هایی که در یک لحظه عزیزان خود را از دست دادند، بُعد انسانی این موقعیت راهبردی را آشکار کرد. شهادت ۱۰ عضو خانواده کهریزی در حمله به محله چقاگلان کرمانشاه، نمونه بارز این جنایت هولناک بود؛ خانواده‌ای که چند نسل آن، از پدر و مادر تا فرزندان و نوه‌ها، قربانی حمله شدند.

اهمیت راهبردی و تاریخی کرمانشاه؛ جایی که جغرافیا تاریخ را رقم زد

تعبیر «سینه ستبر ایران» که رهبر مجاهد شهید انقلاب برای کرمانشاه به کار بردند، در پرتو این تجربه تاریخی معنایی فراتر از یک توصیف جغرافیایی پیدا می‌کند؛ تعبیری که هم جایگاه استان در غرب کشور و هم ایستادگی مردم آن در دفاع از سرزمین را یادآور می‌شود. از روزگار جنگ‌های تاریخی تا دفاع مقدس و حملات اخیر، مردم کرمانشاه بارها هزینه سنگین ناامنی و جنگ را پرداخته‌اند و نام شهدا بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظه تاریخی این دیار است.

کرمانشاه را از همین منظر باید شناخت؛ سرزمینی که گذرگاه‌هایش در طول تاریخ، ایران را به بین‌النهرین پیوند داده و موقعیتش آن را به یکی از کانون‌های مهم دفاع از مرزهای غربی تبدیل کرده است. این جغرافیا در روزگار صلح می‌تواند بستری برای توسعه تجارت و ارتباطات منطقه‌ای باشد و در زمان تهدید، اهمیت خود را در دفاع از کشور نشان دهد. تاریخ کرمانشاه، در نهایت، تنها روایت گذرگاه‌ها و دژها نیست؛ روایت پیوند جغرافیا، تاریخ و مردمی است که با ایثار و فداکاری، معنای «سینه ستبر ایران» را در بزنگاه‌های تاریخی زنده نگه داشته‌اند. و همواره با ایثار و فداکاری، با قامتی استوار از وطن خود دفاع کردند و اجازه نفوذ به هیچ دشمن بیگانه‌ای ندادند.

کد مطلب 1011414

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.