به گزارش خبرگزاری ایمنا، در شهرهای امروزی، حملونقل فقط مسئله جابهجایی از یک نقطه به نقطه دیگر نیست؛ انتخاب شیوه سفر، بخشی از کیفیت زندگی شهروندان، مدیریت ترافیک، مصرف انرژی، آلودگی هوا و حتی الگوی توسعه شهری را شکل میدهد. در چنین شرایطی، کاهش وابستگی به خودروی شخصی و تقویت حملونقل عمومی یکی از مهمترین چالشهای مدیریت شهری بهشمار میرود؛ چالشی که تنها با توسعه خطوط مترو یا افزایش تعداد اتوبوسها حل نمیشود و به تغییر تدریجی رفتار و عادتهای سفر شهروندان نیز نیاز دارد.
در این میان، سیاستهای تشویقی میتوانند نقش مهمی در آغاز این تغییر داشته باشند. رایگان شدن مترو و اتوبوس در روز نخست بازگشایی مدارس، نمونهای از همین سیاستهاست؛ اقدامی که از یکسو میتواند به آسان شدن جابهجایی دانشآموزان و خانوادهها در یکی از پرترددترین روزهای سال کمک کند و از سوی دیگر، فرصتی برای تجربه حملونقل عمومی توسط افرادی باشد که بهطور معمول خودروی شخصی را برای سفرهای روزانه انتخاب میکنند.
اما پرسش مهمتر از تعداد سفرهایی که در یک روز رایگان ثبت میشود، این است که چند نفر از این مسافران در روزها و ماههای بعد نیز به مترو و اتوبوس بازمیگردند؟ آیا یک سفر رایگان میتواند آغاز یک عادت جدید باشد یا اثر آن با پایان همان روز از بین میرود؟ چه عواملی موجب میشود شهروندی که یک بار حملونقل عمومی را امتحان کرده است، آن را دوباره انتخاب کند و در نهایت به بخشی از الگوی سفر روزانه او تبدیل شود؟
پاسخ به این پرسشها، نگاه ما را از یک اقدام مقطعی به مسئلهای مهمتر یعنی «تغییر رفتار سفر» میبرد؛ جایی که کیفیت خدمات، قابلیت پیشبینی زمان سفر، دسترسی به ایستگاه، زمان انتظار، راحتی، هزینه، یکپارچگی شبکه حملونقل و حتی نقش خانوادهها در شکلگیری عادتهای سفر اهمیت پیدا میکند. شاید به همین دلیل، ارزش واقعی یک روز سفر رایگان را نه در رایگان بودن آن روز، بلکه در اتفاقی باید جستوجو کرد که پس از پایان آن رخ میدهد.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی خبرنگار ایمنا با محمودرضا چنگیزیان، عضو هیئت علمی گروه مهندسی راهآهن و برنامهریزی حملونقل دانشگاه اصفهان درباره ظرفیت رایگانشدن حملونقل عمومی برای تغییر الگوی سفر شهروندان، موانع تبدیل یک تجربه یکروزه به عادت پایدار و راهکارهای ماندگار کردن استفاده از مترو و اتوبوس است.

متروی رایگان میتواند «دروازه ورود» به حملونقل عمومی باشد
ایمنا: رایگان شدن مترو و اتوبوس در روز نخست بازگشایی مدارس، در نگاه نخست یک مشوق برای استفاده از حملونقل عمومی است؛ اما آیا میتوان این اقدام را فراتر از یک آسانسازی مقطعی دید و از آن برای تغییر الگوی سفر شهروندان استفاده کرد؟
چنگیزیان: رایگان شدن مترو و اتوبوس در روز نخست بازگشایی مدارس، در نگاه انخست اقدامی تشویقی برای استفاده بیشتر از حملونقل عمومی است، اما به نظرم اهمیت اصلی این اقدام را باید در جای دیگری جستوجو کرد. این روز میتواند فرصتی باشد تا بخشی از شهروندانی که بهطور معمول از خودروی شخصی استفاده میکنند، حملونقل عمومی را تجربه کنند و با مسیرها، ایستگاهها و شیوه استفاده از آن آشنا شوند، بنابراین اگر بخواهیم از این اقدام بیشترین نتیجه را بگیریم، نباید هدف را تنها افزایش تعداد سفرهای مترو و اتوبوس در یک روز مشخص بدانیم. هدف مهمتر باید تبدیل یک تجربه یکروزه به یک انتخاب تکرارشونده باشد.
در واقع، روز رایگان میتواند «دروازه ورود» بخشی از شهروندان به سیستم حملونقل عمومی باشد، اما اینکه این ورود ادامه پیدا کند یا نه، به کیفیت تجربهای که شهروند بهدست میآورد و اقداماتی که پس از آن انجام میشود، بستگی دارد.
ایمنا: آیا مشوق یکروزه بهواقع میتواند عادت سفر شهروندان را تغییر دهد یا اثر آن با پایان همان روز تمام میشود؟
چنگیزیان: مشوقهای مقطعی میتوانند برای آغاز یک رفتار جدید مؤثر باشند، اما بهطور معمول بهتنهایی برای ایجاد یک عادت پایدار کافی نیستند.
فرض کنیم فردی که همیشه با خودروی شخصی به محل کار یا مدرسه میرود، در روز رایگان مترو و اتوبوس برای نخستین بار از حملونقل عمومی استفاده کند. این فرد ممکن است متوجه شود که مسیر برای او مناسب است، ایستگاه مترو به مقصدش نزدیک است و زمان سفر نیز قابل قبول است. در این حالت، روز رایگان در عمل یک مانع ذهنی را از بین برده و فرد را با یک گزینه جدید آشنا کرده است.
اما اگر روز بعد همان فرد با زمان انتظار طولانی، شلوغی زیاد، نبود وسیله مناسب برای ادامه مسیر یا دسترسی نامناسب روبهرو شود، احتمال اینکه تجربه روز قبل به رفتاری مستمر تبدیل شود، کاهش پیدا میکند. بنابراین روز رایگان باید نقطه آغاز تغییر رفتار باشد، نه نقطه پایان یک برنامه تبلیغاتی.
اگر قرار است چنین اقدامی اثر بلندمدت داشته باشد، باید از همان ابتدا برای روزهای بعد از آن نیز برنامه وجود داشته باشد، یعنی شهروند پس از نخستین تجربه، مسیر مناسب خود را بشناسد، اطلاعات کافی درباره زمان حرکت و دسترسی داشته باشد و در صورت رضایت از تجربه اولیه، انگیزهای برای تکرار آن پیدا کند.
ایمنا: هدف اصلی از رایگان شدن حملونقل عمومی در روز نخست مهر چیست؛ مدیریت سفرهای بازگشایی مدارس یا ساختن یک تجربه جدید برای شهروندان؟
چنگیزیان: بهنظرم این اقدام را میتوان از دو منظر دید. یک منظر، آسان شدن جابهجایی در روز بازگشایی مدارس و مدیریت تقاضای سفر در یکی از پرترددترین روزهای سال است. اما از منظر بلندمدت، فرصت مهمتری نیز وجود دارد و آن، آشنا کردن شهروندان بهویژه دانشآموزان و خانوادهها، با حملونقل عمومی است.
در واقع روز نخست مهر میتواند یک «روز تجربه» باشد؛ بسیاری از دانشآموزان و حتی والدین آنها ممکن است در چنین روزی برای نخستین بار یا پس از مدتها از مترو یا اتوبوس استفاده کنند.
اگر این تجربه بهدرستی مدیریت شود، میتوان از آن برای معرفی حملونقل عمومی بهعنوان یکی از گزینههای واقعی سفر روزانه استفاده کرد، البته نباید انتظار داشت که تنها با رایگان شدن حملونقل عمومی، بخش بزرگی از شهروندان برای همیشه خودروی شخصی خود را کنار بگذارند. رایگان بودن میتواند تصمیم برای امتحان کردن را آسان کند، اما کیفیت خدمات است که تصمیم به ادامه استفاده را تعیین میکند، بنابراین ارزش این روز فقط در تعداد سفرهایی که ثبت میشود نیست؛ ارزش واقعی آن در این است که چه تعداد از افرادی که پیش از این کمتر از حملونقل عمومی استفاده میکردند، برای نخستین بار آن را تجربه میکنند و پس از آن نیز به استفاده از آن ادامه میدهند.
ایمنا: اگر بخواهیم اثر واقعی این طرح را بسنجیم، از کجا باید بفهمیم که «سفر رایگان» رفتار شهروندان را تغییر داده است؟
چنگیزیان: به نظرم نمیتوان بدون داشتن دادههای واقعی، درصد مشخصی را بهعنوان نتیجه این طرح اعلام کرد. این موضوع به عوامل مختلفی همچون محل سکونت، محل کار یا تحصیل، فاصله تا ایستگاه، درآمد، مالکیت خودرو، زمان سفر و کیفیت خدمات بستگی دارد.
یکی از پیشنهادهای مهم من این است که اثر این طرح اندازهگیری شود. میتوان بررسی کرد که در روز رایگان چه تعداد سفر جدید انجام شده است و در هفتهها و ماههای بعد، چه میزان از این مسافران همچنان از مترو و اتوبوس استفاده میکنند.
برای مثال، میتوان مسافران جدیدی را که در این روز جذب شدهاند بهصورت آماری پایش کرد و پس از یک ماه، سه ماه و حتی شش ماه بررسی کرد که چه میزان از آنها استفاده از حملونقل عمومی را ادامه دادهاند.
در این صورت، به جای اینکه فقط بگوییم «روز اول مهر تعداد سفرها افزایش پیدا کرد»، میتوانیم به یک سوال مهمتر پاسخ دهیم: آیا این افزایش، اثر ماندگار بر الگوی سفر شهروندان داشته است یا خیر؟
حتی میتوان دادهها را بر اساس گروههای مختلف همچون دانشآموزان، خانوادهها، شاغلان یا افرادی که پیش از این بیشتر از خودروی شخصی استفاده میکردند، تفکیک کرد. این کار کمک میکند مشخص شود کدام گروهها بیشترین ظرفیت تغییر رفتار را دارند و سیاستهای بعدی دقیقتر طراحی شود.
ایمنا: شهروندی که یک بار حملونقل عمومی را امتحان کرده باشد، با چه موانعی ممکن است دوباره به خودروی شخصی برگردد؟
چنگیزیان: به نظرم نمیتوان یک عامل واحد را بهعنوان مهمترین مانع برای همه شهروندان معرفی کرد. مانع اصلی برای یک دانشآموز ممکن است فاصله منزل تا ایستگاه باشد، برای یک کارمند زمان سفر و برای فرد دیگری شلوغی یا تعداد دفعات تعویض وسیله، اما اگر بخواهیم مسئله را از نگاه شهروند ببینیم، یک ویژگی بیش از همه اهمیت دارد و آن قابل پیشبینی بودن سفر است.
شهروند میخواهد بداند اگر ساعت هفت صبح از خانه خارج شود، تقریباً چه زمانی به مقصد میرسد. اگر قرار باشد زمان انتظار، زمان حرکت وسیله و مدت سفر هر روز تغییر زیادی داشته باشد، استفاده از حملونقل عمومی برای او دشوار میشود، بنابراین سرعت بهتنهایی کافی نیست.
قابلیت اعتماد به زمان سفر یکی از مهمترین عواملی است که میتواند حملونقل عمومی را به یک انتخاب روزمره تبدیل کند.
برای شهروند، مسئله فقط این نیست که سفر ارزان باشد یا حتی سریع باشد؛ او میخواهد بتواند روی این سیستم حساب کند. اگر فرد بداند در یک ساعت مشخص سوار وسیله میشود و در بازه زمانی قابل پیشبینی به مقصد میرسد، احتمال اینکه حملونقل عمومی را وارد برنامه روزانه خود کند، بیشتر میشود.
ایمنا: در تجربه واقعی سفر، کدام حلقه تعیینکنندهتر است؛ هزینه، زمان انتظار، دسترسی، راحتی یا سرعت؟
چنگیزیان: این عوامل را نمیتوان بهطور کامل از یکدیگر جدا کرد. شهروند در واقع کل «تجربه سفر» را ارزیابی میکند.
ممکن است هزینه سفر بسیار پایین باشد، اما اگر فرد مجبور باشد ۲۰ دقیقه برای اتوبوس منتظر بماند و بعد نیز یک مسیر طولانی را با وسیلهای شلوغ طی کند، ارزان بودن بهتنهایی نمیتواند او را به استفاده مستمر ترغیب کند.
از طرف دیگر، ممکن است یک سیستم حملونقل سریع و راحت باشد، اما اگر ایستگاه آن فاصله زیادی با محل سکونت یا مقصد داشته باشد، باز هم برای بخشی از شهروندان جذابیت کافی نخواهد داشت.
به همین دلیل باید بهجای تمرکز بر یک شاخص، کل زنجیره سفر از در منزل تا مقصد را مورد توجه قرار دهیم؛ یعنی دسترسی به ایستگاه، زمان انتظار، زمان داخل وسیله، تعداد تعویضها، راحتی سفر و هزینه همه باید کنار هم دیده شوند.
این نگاه بهویژه برای دانشآموزان اهمیت دارد، زیرا سفر آنها فقط یک سفر از مبدأ به مقصد نیست. ممکن است بخشی از مسیر با پیادهروی، بخشی با اتوبوس، بخشی با مترو و دوباره بخشی با پیادهروی طی شود. اگر یکی از این حلقهها دچار مشکل باشد، کل تجربه سفر تحت تأثیر قرار میگیرد.

ایمنا: اگر روز نخست مهر را «نقطه آغاز» بدانیم، از فردای آن روز چه باید کرد تا این تجربه فراموش نشود؟
چنگیزیان: اگر هدف این است که «یک روز سفر رایگان» به یک رفتار ماندگار تبدیل شود، باید برای بعد از آن نیز برنامه داشته باشیم.
به نظرم میتوان یک برنامه چندمرحلهای طراحی کرد. مرحله نخست، معرفی و تجربه است که روز رایگان میتواند این نقش را ایفا کند. مرحله دوم، آسان کردن استفاده است؛ یعنی شهروند بتواند بهراحتی مسیر مناسب خود را پیدا کند، زمان حرکت وسایل را بداند و هزینه سفر را بهسادگی پرداخت کند. مرحله سوم، حفظ کیفیت خدمات است؛ اگر شهروند پس از تجربه اولیه با کاهش کیفیت، تأخیر یا ازدحام شدید روبهرو شود، احتمال بازگشت او کاهش پیدا میکند.
در اینجا موضوعاتی همچون یکپارچهسازی مترو و اتوبوس، هماهنگی زمان حرکت، اطلاعات لحظهای و حتی برنامه کاربردی جامع حملونقل شهری که درباره آن در مصاحبه قبلی صحبت کردیم، اهمیت پیدا میکنند.
حتی میتوان برای افرادی که در روز نخست مهر برای اولین بار از حملونقل عمومی استفاده میکنند، مشوقهای محدودی برای ادامه استفاده در هفتهها یا ماههای بعد در نظر گرفت. برای مثال، تخفیفهای دورهای یا اعتبار سفر میتواند فاصله بین «یک بار امتحان کردن» و «چند بار استفاده کردن» را پوشش دهد.
اما در نهایت، هیچ مشوقی نمیتواند جایگزین کیفیت مناسب خدمات شود. مشوق باید شهروند را وارد سیستم کند؛ این کیفیت سیستم است که او را در آن نگه میدارد.
ایمنا: آیا میتوان برای دانشآموزان و خانوادهها برنامهای طراحی کرد که تجربه روز اول مهر را به یک الگوی سفر خانوادگی تبدیل کند؟
چنگیزیان: خانوادهها نقش بسیار مهمی دارند، زیرا الگوی سفر تا حد زیادی از سنین پایین شکل میگیرد. دانشآموزی که از دوران مدرسه یاد بگیرد برای بخشی از سفرهای روزانه خود میتواند از مترو و اتوبوس استفاده کند، در آینده نیز احتمال بیشتری دارد که حملونقل عمومی را یکی از گزینههای طبیعی جابهجایی خود بداند، البته این موضوع نباید به شکل یک توصیه تنها آموزشی مطرح شود. نمیتوان از خانوادهها خواست فرزندان خود را به استفاده از حملونقل عمومی تشویق کنند، در حالی که این سیستم برای آنها دسترسی مناسب، ایمنی و قابلیت اعتماد لازم را فراهم نمیکند، بنابراین فرهنگ استفاده از حملونقل عمومی و کیفیت خدمات باید همزمان توسعه پیدا کنند.
حملونقل عمومی باید از مسیر خانه تا مدرسه وارد زندگی دانشآموزان شود
از طرف دیگر، اگر دانشآموز همراه با والدین خود یک بار مسیر خانه تا مدرسه را با مترو و اتوبوس تجربه کند و خانواده متوجه شود که این مسیر از نظر زمان، هزینه و ایمنی قابل قبول است، احتمال تکرار آن بیشتر خواهد شد، بنابراین روز نخست مهر میتواند فرصتی برای تجربه خانوادگی حملونقل عمومی نیز باشد.
این تجربه حتی میتواند به یک آموزش عملی تبدیل شود؛ دانشآموز مسیر را یاد بگیرد، خانواده ایستگاهها و زمان سفر را بشناسد و در ادامه، استفاده از حملونقل عمومی به جای یک تجربه ناشناخته، به یکی از گزینههای قابل پیشبینی خانواده تبدیل شود.
ایمنا: آیا «رایگان بودن» بهتنهایی پیام کافی برای تغییر رفتار شهروندان دارد؟
چنگیزیان: خیر؛ رایگان بودن بیشتر نقش یک محرک اولیه را دارد. شهروند زمانی که میبیند هزینهای برای سفر پرداخت نمیکند، ممکن است راحتتر تصمیم بگیرد که یک گزینه جدید را امتحان کند، اما این تصمیم بهتنهایی بهمعنای تغییر رفتار دائمی نیست.
برای تغییر رفتار، تجربه باید رضایتبخش باشد. اگر فرد یک روز رایگان سفر کند و تجربه خوبی داشته باشد، احتمال دارد دوباره این گزینه را انتخاب کند، اما اگر تجربه او با تأخیر، ازدحام، دشواری دسترسی یا نبود اطلاعات مناسب همراه باشد، رایگان بودن روز نخست اثر خود را از دست میدهد، بنابراین باید بین «جذب مسافر» و «نگهداشت مسافر» تفاوت قائل شویم. روز رایگان میتواند ابزار خوبی برای جذب باشد، اما برای نگهداشت باید روی کیفیت، قابلیت اعتماد، دسترسی و آسان شدن استفاده سرمایهگذاری کرد.
ایمنا: اگر بخواهید فقط یک شاخص برای ارزیابی موفقیت این اقدام انتخاب کنید، چه شاخصی را پیشنهاد میکنید؟
چنگیزیان: بهنظرم افزایش تعداد سفر در همان روز، شاخص کافی نیست؛ شاخص مهمتر میزان تداوم استفاده از حملونقل عمومی توسط مسافرانی است که در نتیجه این طرح برای نخستین بار یا با دفعات بیشتر از سیستم استفاده کردهاند.
اگر بتوانیم مسافر جدید را شناسایی کنیم و ببینیم یک ماه، سه ماه و شش ماه بعد چه میزان از سفرهای او همچنان با مترو و اتوبوس انجام میشود، تصویر دقیقتری از موفقیت طرح خواهیم داشت.
در واقع باید از «تعداد سفر» به سمت «تغییر رفتار سفر» حرکت کنیم. این تغییر نگاه، به سیاستگذار کمک میکند بفهمد کدام اقدامات واقعاً مؤثر بوده است و کدام اقدامات فقط یک افزایش موقت در تعداد سفر ایجاد کردهاند.
ایمنا: اگر بخواهیم یک جمعبندی داشته باشیم؛ چگونه میتوان یک روز رایگان را به چند ماه استفاده مستمر تبدیل کرد؟
چنگیزیان: در نهایت، به نظرم ارزش واقعی رایگان شدن حملونقل عمومی در روز نخست مهر، در تعداد سفرهای همان روز خلاصه نمیشود. این اقدام میتواند یک فرصت برای آزمایش یک الگوی جدید سفر باشد.
اگر شهروند یک روز مترو و اتوبوس را امتحان کند و بعد از آن هیچ تغییری در خدمات، اطلاعات، دسترسی یا مشوقهای استفاده دوباره ایجاد نشود، به احتمال زیاد اثر این اقدام محدود به همان روز خواهد بود، اما اگر این تجربه با یک برنامه مشخص ادامه پیدا کند، میتوان آن را به فرصتی برای تغییر تدریجی رفتار سفر تبدیل کرد؛ یعنی شهروند ابتدا حملونقل عمومی را امتحان کند، سپس دوباره از آن استفاده کند و در نهایت آن را به یکی از انتخابهای معمول خود برای سفرهای روزانه تبدیل کند.
در واقع، مسئله اصلی این نیست که «چگونه یک روز حملونقل عمومی را رایگان کنیم»، بلکه این است که «چگونه کاری کنیم شهروند پس از پایان آن روز، باز هم حملونقل عمومی را انتخاب کند.»
بهنظرم اگر این نگاه در برنامهریزی حملونقل عمومی وجود داشته باشد، یک روز رایگان میتواند از یک اقدام مقطعی فراتر برود و به یک آزمایش واقعی برای تغییر الگوی سفر شهروندان تبدیل شود.
نظر شما