به گزارش خبرگزاری ایمنا، دخانیات که در بعضی از جوامع، بخشی از موقعیتهای اجتماعی و روزمره شده است؛ از دورهمیهای دوستانه و خانوادگی گرفته تا لحظاتی که مصرف سیگار یا قلیان بهعنوان راهی برای تفریح، آرامش یا همراهی با جمع تلقی میشود و همین عادیشدن تدریجی موجب شده است مرز میان یک رفتار به ظاهر ساده و پیامدهای بلندمدت آن گاهی نادیده گرفته شود.
یکی از مهمترین چالشها در روبهرو شدن با مصرف دخانیات، شکلگیری تصورات نادرست درباره میزان خطر آن است. برخی افراد تصور میکنند تا زمانی که مصرفشان محدود، مناسبتی یا غیرروزانه باشد، امکان وابستگی وجود ندارد، در حالی که وابستگی پدیدهای نیست که از همان ابتدا با مصرف مداوم و شدید خود را نشان دهد و ممکن است به مرور و در نتیجه تکرار تجربههای به ظاهر محدود شکل بگیرد.
در این میان، عوامل اجتماعی و روانی نیز نقش مهمی در مسیر گرایش افراد به دخانیات دارند و کنجکاوی، تأثیرپذیری از دوستان، تمایل به پذیرفتهشدن در یک جمع و تصویری که از مصرف دخانیات در محیط اطراف شکل گرفته است، میتواند تصمیم فرد را تحت تأثیر قرار دهد و به همین دلیل، پیشگیری تنها با ارائه هشدار درباره مضرات جسمی امکانپذیر نیست و باید زمینههای اجتماعی و رفتاری شکلگیری مصرف نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، پیامدهای مصرف دخانیات به فرد مصرفکننده محدود نمیشود. حضور دود دخانیات در محیطهای مشترک میتواند افراد دیگری را نیز در معرض مواد زیانآور قرار دهد؛ افرادی که ممکن است خود هیچ انتخابی برای مصرف نداشته باشند و مجموعه این مسائل نشان میدهد که بررسی دخانیات تنها از زاویه یک رفتار فردی کافی نیست و باید آن را بهعنوان موضوعی مرتبط با سلامت فرد، خانواده و جامعه مورد توجه قرار داد.

مصرف تفننی دخانیات؛ خطری که نباید دستکم گرفته شود
رضا روزبهانی، متخصص پزشکی اجتماعی و خانواده با بیان اینکه مصرف تفننی و گاهبهگاه دخانیات، برخلاف تصور بسیاری از افراد، به این معنا نیست که فرد در برابر وابستگی و اعتیاد مصون است، به خبرنگار ایمنا میگوید: واقعیت این است که روند وابستگی و اعتیاد به هر ماده زیانآوری به طور معمول از یک تجربه آغاز میشود و در مورد دخانیات، این تجربه ممکن است در جمع دوستانه اتفاق بیفتد.
وی میافزاید: برای مثال فردی قلیان به همراه داشته باشد و به فرد دیگری پیشنهاد کند که فقط یک پک بزند و به او اطمینان بدهد که اتفاق خاصی نمیافتد، ممکن است فرد نیز بهدلیل کنجکاوی، فشار دوستان یا تمایل به تجربه یک موضوع جدید، این پیشنهاد را بپذیرد و مسئله مهم این است که همین تجربه اولیه میتواند نقطه شروع مسیری باشد که بهتدریج فرد را از تجربه به مصرف تفننی و در ادامه به وابستگی برساند.
متخصص پزشکی اجتماعی و خانواده با بیان اینکه پس از چند بار تکرار مصرف، ممکن است شرایطی ایجاد شود که فرد دیگر نتواند بهراحتی به مصرف نه بگوید، تصریح میکند: در این مرحله، مفهوم تفننی بودن گاهی به ابزاری برای توجیه رفتار تبدیل میشود. فرد با خود میگوید که من فقط گاهی مصرف میکنم و به آن وابسته نیستم، در حالی که ممکن است واقعیت این باشد که خودش به دنبال مصرف میرود و میل به مصرف در او شکل گرفته است.
پشت نقاب مصرف تفننی چه میگذرد؟
روزبهانی ادامه میدهد: افراد بهطور معمول دوست دارند تصور کنند که به چیزی وابسته نیستند و کنترل کامل رفتار خود را در اختیار دارند، به همین دلیل ممکن است مصرفی را که بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک عادت است، همچنان تفریحی یا تفننی بنامند و با ادامه این روند، تغییرات بیولوژیک نیز در مغز اتفاق میافتد و سیستم پاداش مغز در ارتباط با مصرف ماده فعال میشود و بهتدریج وابستگی شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه در چنین شرایطی، موضوع دیگر فقط تجربه یا تفریح نیست، میگوید: اگر فرد مصرف نکند، ممکن است علائمی در او ایجاد شود و همین علائم او را دوباره به سمت مصرف سوق دهد، بنابراین باید این تصور نادرست را کنار گذاشت که مصرف گهگاهی سیگار یا قلیان بیخطر است یا نمیتواند مقدمهای برای وابستگی باشد.
متخصص پزشکی اجتماعی و خانواده اضافه میکند: موضوع مهم دیگر، قرار گرفتن در معرض دود دخانیات است؛ افرادی که خودشان سیگار نمیکشند، اما در محیط زندگی یا کار در معرض دود سیگار دیگران قرار میگیرند، در واقع بهعنوان سیگاریهای دست دوم شناخته میشوند، یعنی افرادی که به نوعی ناظر بیگناه مصرف دیگران هستند و در چنین شرایطی، چند نفر ناخواسته در معرض مواد زیانآور ناشی از دود دخانیات قرار میگیرند و احتمال بروز عوارض ناشی از این رویارویی افزایش پیدا میکند.

عادیسازی مصرف؛ حلقه پنهان در شکلگیری وابستگی
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه تصور رایجی که مصرف دخانیات را تنها زمانی نگرانکننده میداند که به یک عادت روزانه تبدیل شده باشد، میتواند باعث کماهمیت جلوه دادن نخستین تجربههای مصرف شود، به خبرنگار ایمنا میگوید: در واقع مسئله فقط تعداد دفعات مصرف نیست، بلکه نوع رابطهای است که به مرور میان فرد و ماده شکل میگیرد. ممکن است مصرف در ابتدا اختیاری و محدود به موقعیتهای خاص به نظر برسد، اما تکرار آن میتواند مرز میان انتخاب آگاهانه و شکلگیری یک الگوی رفتاری را کمرنگ کند.
وی با بیان اینکه نقش محیط اجتماعی در این میان قابل توجه است، میافزاید: بسیاری از تجربههای نخستین دخانیات نه با تصمیمی از پیش تعیینشده، بلکه در موقعیتهایی شکل میگیرند که فرد در جمع دوستان یا اطرافیان قرار دارد. عادی جلوه دادن سیگار و قلیان، شوخی درباره مصرف یا اطمینان دادن به اینکه فقط یک بار مشکلی ایجاد نمیکند، میتواند حساسیت فرد نسبت به پیامدهای آن را کاهش دهد و به همین دلیل، آگاهی و مهارت نه گفتن بهویژه در موقعیتهای اجتماعی، اهمیت زیادی پیدا میکند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه یکی دیگر از عواملی که میتواند تشخیص آغاز وابستگی را دشوار کند، تغییر تدریجی الگوی مصرف است، تصریح میکند: ممکن است فرد ابتدا تنها در مهمانی یا دورهمیها سراغ دخانیات برود، اما به مرور موقعیتهای بیشتری برای مصرف پیدا کند یا دفعات آن افزایش یابد. در چنین شرایطی، توجه به تغییر رفتار و احساس نیاز به مصرف اهمیت دارد، چراکه وابستگی همیشه با مصرف سنگین و آشکار آغاز نمیشود و ممکن است در ابتدا بسیار تدریجی و کمسروصدا شکل بگیرد.
مرز ناپیدای اعتیاد و توهم کنترل
طاهری ادامه میدهد: وابستگی فقط یک مسئله رفتاری نیست و فرایندهای مختلفی در بدن و مغز در آن نقش دارند. تکرار مصرف مواد حاوی نیکوتین میتواند سازوکارهای مرتبط با لذت، پاداش و میل به مصرف را تحت تأثیر قرار دهد و به همین دلیل، کنار گذاشتن دخانیات برای فردی که به آن وابسته شده، فقط به داشتن اراده قوی محدود نمیشود و میتواند نیازمند حمایت، آگاهی و در برخی موارد دریافت کمک تخصصی باشد.
وی با بیان اینکه در کنار فرد مصرفکننده، اطرافیان نیز ممکن است تحت تأثیر پیامدهای مصرف قرار بگیرند، میگوید: دود حاصل از مصرف دخانیات تنها در بدن فردی که سیگار یا قلیان مصرف میکند باقی نمیماند و حضور آن در محیط بسته میتواند دیگران را نیز در معرض مواد زیانآور قرار دهد. کودکان و نوجوانان، اعضای خانواده و افرادی که زمان زیادی را در چنین محیطهایی سپری میکنند، ممکن است بدون انتخاب خود با این موقعیت روبهرو شوند؛ موضوعی که ضرورت ایجاد محیطهای عاری از دود را پررنگتر میکند.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: پیشگیری از وابستگی به دخانیات را نمیتوان تنها به زمانی موکول کرد که نشانههای آشکار اعتیاد ظاهر شده باشد. کاهش عادیسازی مصرف، افزایش آگاهی درباره پیامدهای حتی مصرف غیرروزانه، ایجاد محیطهای سالم و حمایت از افرادی که قصد ترک دارند، مجموعه اقداماتی است که میتواند در جلوگیری از شکلگیری وابستگی مؤثر باشد و نگاه پیشگیرانه به این موضوع بهویژه در سنین پایینتر، میتواند فرصت بیشتری برای دور ماندن از چرخه مصرف و پیامدهای آن فراهم کند.

شاید مهمترین نکته در مواجهه با دخانیات این باشد که نباید منتظر ماند تا مصرف به مرحلهای برسد که کنترل آن دشوار شود و توجه به همان تجربههای نخستین و شناخت عواملی که فرد را به سمت تکرار مصرف سوق میدهند، میتواند بخش مهمی از مسیر پیشگیری باشد. هرچه آگاهی درباره سازوکار شکلگیری وابستگی بیشتر باشد، احتمال اینکه مصرف بهعنوان رفتاری بیخطر یا فقط تفریحی نادیده گرفته شود، کاهش پیدا میکند.
در این مسیر، خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. ایجاد فضایی که در آن نوجوانان و جوانان بتوانند بدون ترس از قضاوت درباره فشارهای اجتماعی و وسوسههای مرتبط با مصرف صحبت کنند، در کنار آموزش مهارتهای تصمیمگیری و نه گفتن، میتواند از شکلگیری بسیاری از تجربههای اولیه جلوگیری کند. پیشگیری مؤثر، بیش از آنکه بر ترساندن افراد متکی باشد، به افزایش آگاهی و توانمندسازی آنها نیاز دارد.
توجه به حقوق و سلامت افرادی که در معرض دود دخانیات قرار میگیرند نیز بخش دیگری از این مسئله است. محیط سالم تنها به معنای نداشتن مصرفکننده نیست، بلکه باید شرایطی فراهم شود که افراد، بهویژه اعضای خانواده و کودکان، ناخواسته در معرض پیامدهای مصرف دیگران قرار نگیرند. مسئولیتپذیری در قبال سلامت اطرافیان میتواند یکی از گامهای مهم در کاهش آسیبهای ناشی از دخانیات باشد.
مقابله با مصرف دخانیات زمانی اثربخشتر خواهد بود که از نگاه سادهانگارانه «مصرف میکنم چون هر وقت بخواهم میتوانم کنار بگذارم» فاصله بگیریم و شکلگیری وابستگی را فرایندی تدریجی و قابل پیشگیری بدانیم. توجه به نخستین تجربهها، کاهش عادیسازی مصرف، حمایت از افراد در مسیر ترک و فراهم کردن محیطهای عاری از دود، مجموعهای از اقداماتی است که میتواند جامعه را یک گام به سمت کاهش آسیبهای دخانیات پیش ببرد.