به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرهای امروز بیش از هر زمان دیگر با تغییر نسلی مهم روبهرو هستند؛ نسلی که شیوه ارتباط، خرید، تفریح، یادگیری و حتی حضورش در فضای عمومی با الگوهای گذشته تفاوت دارد.
در بسیاری از شهرهای جهان، همین تغییر موجب شده است برنامهریزان شهری دیگر نتوانند فضاهای عمومی را تنها بر اساس نیازهای ثابت و الگوهای سنتی طراحی کنند.
مطالعات جدید حوزه برنامهریزی شهری نیز بر اهمیت حضور جوانان در فرایند شکلدهی به فضاهای عمومی و مشارکت آنان در ساخت محیط شهری تأکید دارند.
برای نسل Z، شهر تنها مجموعهای از فضاهای فیزیکی نیست؛ تجربه شهر در پیوند میان محیط واقعی و جهان دیجیتال شکل میگیرد. انتخاب یک مقصد، نحوه گذران اوقات فراغت، شکل ارتباط با دیگران و حتی تصویری که فرد از یک مکان در ذهن خود میسازد، میتواند تحت تأثیر رسانهها و فناوریهای دیجیتال قرار گیرد، از همینرو، در ادبیات جدید شهرسازی، موضوعاتی همچون «خلق مکان با مشارکت جوانان»، طراحی فضاهای جوانپسند و مشارکت آنان در تصمیمگیری شهری بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
این مسئله البته به معنای آن نیست که شهرها باید برای جذب نسل جدید، تمام فضاهای خود را به محیطهایی فناورانه یا تنها جذاب برای شبکههای اجتماعی تبدیل کنند. چالش اصلی، ایجاد تعادل میان فناوری و زندگی واقعی، میان جذابیت و کیفیت میان نیازهای جدید و هویت هر شهر است. فضای عمومی زمانی میتواند برای نسل جدید معنا پیدا کند که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی، امکان ارتباط، حضور، تجربه و شکلگیری حس تعلق را نیز فراهم کند.
پژوهشهای حوزه فضاهای عمومی نیز نشان میدهد که جوانان میتوانند نهتنها استفادهکننده، بلکه کنشگر و شکلدهنده محیط شهری باشند.
در شهرهای ایران، این موضوع ابعاد دیگری نیز پیدا میکند. تغییر سبک زندگی جوانان کنار ساختارهای موجود شهری، محدودیتهای اقتصادی، تغییر الگوهای اوقات فراغت و گسترش سریع زیست دیجیتال، ضرورت بازنگری در نحوه طراحی و مدیریت فضاهای عمومی را بیشتر کرده است. در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که چه تعداد پارک، مرکز خرید، مجموعه فرهنگی یا فضای تفریحی در شهر وجود دارد، بلکه باید پرسید این فضاها تا چه اندازه با شیوه زندگی و انتظارات نسل جدید همخوان هستند و آیا امکان حضور، تعامل و مشارکت واقعی جوانان را فراهم میکنند.
این موضوع در اصفهان، با توجه به ویژگیهای تاریخی و فرهنگی این شهر، اهمیت ویژهای دارد. اصفهان از یکسو مجموعهای کمنظیر از میراث تاریخی، فضاهای عمومی، گذرهای شهری، مراکز فرهنگی و ظرفیتهای گردشگری را در اختیار دارد و از سوی دیگر با نسلی روبهروست که تجربه متفاوتی از شهر و اوقات فراغت دارد، حتی مطالعات انجامشده درباره فضاهای تجاری معاصر اصفهان نشان داده است که این فضاها فراتر از کارکرد اقتصادی به عرصههایی برای تفریح، تعامل اجتماعی و شکلگیری هویت جوانان تبدیل شدهاند.
از این منظر، مسئله نسل Z در اصفهان را نمیتوان تنها به ایجاد چند فضای تفریحی جدید یا افزودن امکانات دیجیتال خلاصه کرد. مسئله عمیقتر، بازنگری در رابطه میان جوان، فضای شهری و تجربه زیستن در شهر است؛ اینکه آیا فضاهای موجود ظرفیت پاسخگویی به تغییرات سبک زندگی را دارند، چگونه میتوان از ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی شهر برای ایجاد تجربههای تازه استفاده کرد و مهمتر از همه، آیا خود نسل جدید در تصمیمهایی که درباره فضاهای مورد استفادهاش گرفته میشود، سهمی دارد یا همچنان بهعنوان مخاطب نهایی دیده میشود.
توجه به نسل Z تنها یک انتخاب برای جذابتر کردن فضاهای شهری نیست؛ موضوعی مرتبط با آینده شهر است. نسلی که امروز درباره شیوه حضور خود در شهر تصمیم میگیرد، در سالهای آینده یکی از گروههای اصلی شکلدهنده به تقاضاهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فضایی شهر خواهد بود. بنابراین شناخت این نسل میتواند به مدیریت شهری کمک کند تا بهجای واکنش دیرهنگام به تغییرات سبک زندگی، از اکنون برای شهری آماده شود که نسلهای آینده در آن زندگی خواهند کرد.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی خبرنگار ایمنا با رضاعلی نوروزی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان درباره تغییر الگوی خرید و فراغت نسل Z، ضرورت بازتعریف فضاهای شهری، آینده مراکز خرید و فضاهای تفریحی و چگونگی مشارکت نسل جدید در ساختن اصفهان آینده است.

اصفهان برای نسل Z به «فضاهای تجربهمحور» نیاز دارد
ایمنا: نسل Z در مقایسه با نسلهای گذشته، الگوی متفاوتی برای خرید، تفریح و گذران اوقات فراغت دارد؛ از خرید و سرگرمی آنلاین تا انتخاب فضاهای تجربهمحور. از نگاه شما این تغییر سبک زندگی چه پیامدهایی برای طراحی و مدیریت فضاهای شهری اصفهان دارد؟
نوروزی: نسل Z فقط شیوه خرید و تفریح خود را تغییر نداده، بلکه تعریف «مصرف»، «فراغت» و حتی «حضور در شهر» را نیز دستخوش تغییر کرده است.
برای این نسل، خرید فقط بهمعنای مراجعه به مرکز تجاری و تهیه کالا نیست؛ جستوجو، مقایسه، سفارش آنلاین، دریافت خدمات، تجربه حضور در یک مکان و حتی ثبت و به اشتراک گذاشتن آن تجربه در شبکههای اجتماعی، میتواند بخشی از فرایند خرید باشد. در حوزه فراغت نیز بهنظر میرسد «تجربه» نسبت به «مکان» اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
این تغییر سبک زندگی پیام روشنی برای برنامهریزی شهری دارد؛ فضاهای شهری آینده نباید تنها بهعنوان مکانهایی برای عبور، خرید یا ارائه خدمات تعریف شوند، بلکه باید بتوانند تجربه ایجاد کنند، زمینه تعامل اجتماعی را فراهم آورند و امکان فعالیت و مشارکت شهروند را افزایش دهند. به بیان دیگر، شهر باید از یک «محیط مصرف» به یک «محیط تجربه» نزدیک شود.
اصفهان در این زمینه مزیت مهمی دارد، زیرا مجموعهای از ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، هنری و طبیعی را در اختیار دارد. میدان نقشجهان، چهارباغ، محلههای تاریخی، فضاهای سبز، مراکز فرهنگی و هنری و بسیاری از فضاهای عمومی موجود، سرمایههایی هستند که میتوانند برای نسل جدید نیز جذاب باشند، مشروط بر اینکه نحوه معرفی، استفاده و برنامهریزی آنها با تغییرات سبک زندگی هماهنگ شود.
بنابراین به اعتقاد من، پاسخ فقط ساخت تعداد بیشتری از فضاهای شهری نیست. در بسیاری از موارد، میتوان با بازتعریف کارکرد فضاهای موجود، کیفیت حضور در آنها را افزایش داد.
فضای عمومی میتواند همزمان محل گفتوگو، مطالعه، فعالیت فرهنگی، اجرای هنری، ورزش، بازی، یادگیری و تعامل اجتماعی باشد و همین چندلایه بودن، امکان استفاده گروههای مختلف بهویژه جوانان را افزایش میدهد.
نکته مهم دیگر این است که برنامهریزی برای نسل Z نباید تنها بر اساس تصور مدیران و متخصصان از نیازهای این نسل انجام شود.
تجربه زیسته شهروندان، الگوی واقعی استفاده از فضا و بازخورد کاربران باید در تصمیمگیری وارد شود. به همین دلیل، معتقدم مدیریت شهری اصفهان باید از رویکرد «ساختن برای نسل Z» به سمت «ساختن با مشارکت نسل Z» حرکت کند؛ یعنی جوانان نهتنها مخاطب نهایی پروژهها، بلکه بخشی از فرایند تعریف مسئله، طراحی و ارزیابی فضاهای شهری باشند.
ایمنا: نسل جدید دیگر برای تفریح به الگوهای سنتی همچون مراکز خرید، پارکها یا مجموعههای تفریحی مراجعه نمیکند و بیشتر به دنبال تجربه، تعامل، رویداد و فضاهای متنوع است. شهر اصفهان برای پاسخ به این تغییر ذائقه، چه نوع فضاهای جدیدی را باید ایجاد یا بازطراحی کند؟
نوروزی: به اعتقاد من مدیران شهری اصفهان بهجای اینکه تنها بهدنبال ساختن «مکانهای تفریحی جدید» باشند، باید به سمت شکلدادن به یک «اکوسیستم تجربه شهری» حرکت کنند. منظور از اکوسیستم تجربه شهری این است که مجموعهای از فضاها، رویدادها، فعالیتها و خدمات به یکدیگر متصل شوند و شهروند بتواند در نقاط مختلف شهر، تجربههای متنوع و مستمر داشته باشد.
فضاهای مورد نیاز نسل جدید تنها ساختمانهای بزرگ و پرهزینه نیست، گاهی یک میدان، گذر تاریخی، پارک، حیاط یک مجموعه فرهنگی یا حتی یک فضای کوچک محلی، اگر درست طراحی و برنامهریزی شود، میتواند به مقصدی جذاب برای جوانان تبدیل شود.
در اینجا کیفیت طراحی، مبلمان شهری، دسترسی، امنیت، امکان مکث و مهمتر از همه برنامهای که در فضا اتفاق میافتد، اهمیت پیدا میکند.
ما به فضاهایی نیاز داریم که چندمنظوره، انعطافپذیر، تعاملی، امن، دسترسپذیر و هویتمند باشند؛ فضاهایی که فرد در آنها فقط تماشاگر نباشد، بلکه بتواند فعالیت کند، یاد بگیرد، تولید کند، با دیگران ارتباط برقرار کند و حتی بخشی از برنامه را خودش شکل دهد.
برای نسل Z «تجربه شهری» مهمتر از ساخت فضاهای جدید است
برای مثال میتوان در برخی فضاهای شهری اصفهان برنامههایی همچون رویدادهای کوچک هنری، نمایشگاههای موقت، بازارهای خلاق، جشنوارههای دانشجویی، فعالیتهای ورزشی، بازیهای گروهی، کارگاههای مهارتی و برنامههای فرهنگی را بهصورت مستمر برگزار کرد.
استمرار این برنامهها مهم است، زیرا یک فضای شهری با یک رویداد مقطعی ممکن است برای مدتی جذاب شود، اما زمانی به مقصد شهری تبدیل میشود که برنامه و فعالیت در آن تداوم داشته باشد.
از سوی دیگر، فناوریهای جدید نیز میتوانند به این تجربه اضافه شوند. واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، راهنماییهای تعاملی و ابزارهای دیجیتال میتوانند در کنار میراث تاریخی و فرهنگی اصفهان قرار گیرند و لایه جدیدی به تجربه شهر اضافه کنند.
برای مثال شهروند جوان میتواند در یک محله تاریخی، علاوه بر مشاهده بنا، از فناوری برای دریافت روایت تاریخی، مشاهده بازسازی دیجیتال یک فضای از بین رفته یا تجربه یک داستان شهری استفاده کند، اما مرز مهمی وجود دارد و آن، تبدیل شهر به مجموعهای از فضاهای تنها «اینستاگرامی» است.
قابلیت دیدهشدن در شبکههای اجتماعی میتواند مزیتی برای یک فضای شهری باشد، اما نباید هدف نهایی طراحی قرار گیرد. اگر فضای شهری فقط برای گرفتن عکس جذاب باشد، اما امنیت، آسایش، کیفیت محیطی و امکان تعامل در آن وجود نداشته باشد، جذابیت آن پایدار نخواهد بود.
نسل Z باید بتواند در شهر حضور پیدا کند، تجربه کند، ارتباط برقرار کند، فعالیت داشته باشد و خودش بخشی از روایت شهر باشد. این تغییر نگاه، تفاوت میان ساختن یک «مکان تفریحی» و ایجاد یک «تجربه شهری» است.
۵ اولویت برای اصفهانِ نسل Z؛ از بازطراحی پارکها تا مشارکت جوانان
ایمنا: اگر قرار باشد اصفهان در سالهای آینده شهری متناسب با سبک زندگی نسل Z باشد، در حوزههایی همچون مراکز خرید، فضاهای تفریحی، رویدادهای فرهنگی، سرگرمیهای دیجیتال و فضاهای عمومی چه تغییراتی باید در اولویت قرار گیرد و مدیریت شهری چگونه میتواند این تغییرات را عملیاتی کند؟
نوروزی: اگر بخواهیم اصفهان آینده را متناسب با سبک زندگی نسل Z طراحی کنیم، باید چند تغییر اساسی، بهطور همزمان دنبال شود. این تغییرات تنها کالبدی نیست و بخش مهمی از آنها به شیوه مدیریت، برنامهریزی و بهرهبرداری از فضاهای شهری مربوط میشود.
نخست، بازتعریف مراکز خرید است. مرکز خرید آینده نباید فقط محل خرید کالا باشد، بلکه میتواند به فضایی ترکیبی برای خرید، غذا، فرهنگ، سرگرمی، یادگیری، ورزش و تعامل اجتماعی تبدیل شود. در چنین مدلی، شهروند برای یک فعالیت مشخص وارد مجموعه نمیشود و بهسرعت خارج نمیشود، بلکه مجموعهای از تجربهها او را برای ماندن و تعامل بیشتر ترغیب میکند. در واقع باید از مفهوم «مرکز خرید» به سمت «مرکز تجربه» حرکت کنیم.
دوم، بازطراحی فضاهای عمومی است. پارکها، میدانها، گذرها و فضاهای شهری باید قابلیت استفادههای متنوع داشته باشند؛ از ورزش و بازی گرفته تا مطالعه، گفتوگو، اجرای هنری و رویدادهای فرهنگی. مهم این است که فضاها تککارکردی نباشند و بتوان از آنها در زمانها و شرایط مختلف استفاده کرد. فضای عمومی میتواند در ساعات مختلف روز و حتی روزهای مختلف هفته، میزبان گروههای متفاوتی از شهروندان باشد.
سوم، ایجاد یک تقویم دائمی رویدادهای شهری است. جوان امروز فقط به دنبال «مکان» نیست؛ در بسیاری از موارد به دنبال «اتفاق» است. بنابراین اصفهان باید در طول سال مجموعهای از رویدادهای فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی و خلاقانه داشته باشد.
این رویدادها نباید فقط به مناسبتهای خاص محدود شوند، بلکه باید بخشی از برنامه منظم زندگی شهری باشند.
چهارم، پیوند شهر فیزیکی و شهر دیجیتال است. نسل Z شهر را هم در فضای واقعی و هم در فضای دیجیتال تجربه میکند، بنابراین مدیریت شهری باید از فناوری نه فقط برای ارائه خدمات الکترونیک، بلکه برای معرفی ظرفیتهای شهری، شناخت بهتر نیازهای شهروندان، افزایش مشارکت جوانان و خلق تجربههای جدید استفاده کند. برای نمونه، فناوری میتواند اطلاعات فرهنگی و تاریخی یک مکان را به شکلی جذاب در اختیار شهروند قرار دهد یا امکان مشارکت دیجیتال در برنامهریزی شهری را فراهم کند.
پنجم، مشارکت واقعی نسل Z در مدیریت شهری است. به نظر من این مهمترین تغییر است. اگر قرار است شهری برای نسل جدید ساخته شود، نباید فقط درباره این نسل تصمیم بگیریم؛ باید با آنها گفتوگو کنیم و بخشی از تصمیمسازی را به خود آنها واگذار کنیم.
میتوان شوراهای جوانان، آزمایشگاههای ایده شهری، فراخوانهای طراحی فضاهای عمومی، کارگاههای ایدهپردازی و پلتفرمهای مشارکت دیجیتال ایجاد کرد تا جوانان بتوانند درباره فضاها و برنامههای مورد نیاز خود ایده ارائه کنند.
حتی میتوان پیش از اجرای بعضی طرحها، نمونههای آزمایشی را در مقیاس کوچک اجرا کرد و سپس بر اساس بازخورد کاربران درباره توسعه یا اصلاح آنها تصمیم گرفت. این فرایند یک مزیت مهم دارد؛ هزینه تصمیم اشتباه را کاهش میدهد. بهجای اینکه ابتدا پروژهای با هزینه بالا ساخته شود و بعد مشخص شود مورد استقبال کاربران قرار نگرفته است، میتوان بخشی از ایده را آزمایش کرد، بازخورد گرفت و سپس تصمیم نهایی را گرفت.
در نهایت، من آینده اصفهان را در ترکیب سه عنصر «هویت، تجربه و فناوری» میبینم. اصفهان نباید برای شبیهشدن به شهرهای دیگر تلاش کند، بلکه باید از میراث و هویت منحصربهفرد خود استفاده کند و آن را با زبان نسل جدید بازآفرینی کند.
اصفهان مناسب نسل Z، شهری نیست که فقط جوانان در آن حضور داشته باشند؛ شهری است که جوانان احساس کنند در ساختن آینده آن سهم دارند و شهر نیز بخشی از زندگی واقعی و روزمره آنهاست.
نظر شما