روایت مردی که از کابین اف۱۴ به وزارت دفاع رسید

قبل از آنکه فرمانده باشد، خلبان بود؛ قبل از آنکه وزیر دفاع شود، سال‌ها در نیروی هوایی پرواز کرده بود. برای شنیدن قصه این مسیر، به اصفهان رفتیم؛ به دفتر معارف ارتش، جایی که دو هم‌رزم قدیمی از امیر شهید عزیز نصیرزاده گفتند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، به مناسبت هفته دولت، راهی دفتر معارف جنگ ارتش جمهوری اسلامی ایران در اصفهان شدیم؛ جایی که قرار بود از مردی بشنویم که بخشی از سال‌های جوانی و خدمتش با این شهر گره خورده بود؛ از امیر شهید عزیز نصیرزاده.

این‌بار قرار نبود فقط کارنامه یک وزیر دفاع را مرور کنیم؛ قرار بود به سال‌های دورتر برگردیم، به روزهایی که شهید نصیرزاده هنوز در ابتدای مسیر بود، خلبان جوانی که آموزش دید، پرواز کرد، با اف۱۴ به گردان عملیاتی رفت و بعدها آرام‌آرام از کابین هواپیما به اتاق‌های فرماندهی رسید.

برای شنیدن این روایت، سراغ افرادی رفتیم که نصیرزاده را نه از روی عنوان و درجه، بلکه از سال‌های جوانی می‌شناختند. یکی از آن‌ها سرهنگ خلبان علی کثیری است.

صداقتش واقعی بود

کثیری وقتی نام نصیرزاده را می‌شنود، از یک ویژگی شروع می‌کند؛ ویژگی‌ای که به گفته خودش در تمام سال‌های آشنایی با او ثابت ماند.

او می‌گوید: صداقت نصیرزاده مربوط به دوره یا مسئولیت خاصی نبود. از آن آدم‌هایی نبود که وقتی مسئولیتش بالا می‌رود، رفتارش هم عوض شود. هرچه بالاتر رفت، همان آدمی ماند که همکارانش او را در سال‌های نخست می‌شناختند.

این حرف کثیری وقتی کارنامه نصیرزاده را مرور می‌کنیم، معنای بیشتری پیدا می‌کند. او از یک خلبان جوان اف۱۴ به مسئولیت‌های تخصصی و مدیریتی رسید؛ وابسته نظامی ایران در ایتالیا شد، در حوزه جنگ الکترونیک و اطلاعات فعالیت کرد، رئیس ستاد و بعد فرمانده نیروی هوایی ارتش شد، به جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رسید و در نهایت وزیر دفاع شد، اما کثیری می‌گوید این تغییر عنوان‌ها، تغییر شخصیت او را به دنبال نداشت.

روایت مردی که از کابین اف۱۴ به وزارت دفاع رسید

قصه از سال ۶۱ شروع شد

عزیز نصیرزاده سال ۱۳۶۱ وارد نیروی هوایی ارتش شد؛ سال‌هایی که جنگ تحمیلی هنوز ادامه داشت و کشور هم‌زمان باید برای حفظ توان رزمی خود، نیروی انسانی متخصص تربیت می‌کرد. آموزش خلبانی در آن سال‌ها مسیر ساده‌ای نداشت. بخشی از آموزش‌ها در داخل کشور انجام می‌شد و برای ادامه دوره، گروهی از خلبانان به خارج اعزام می‌شدند.

نصیرزاده نیز برای آموزش به پاکستان رفت. پس از بازگشت، مسیرش به اف۱۴ رسید؛ جنگنده‌ای که نامش با بخش مهمی از تاریخ نیروی هوایی در دفاع مقدس گره خورده است. نصیرزاده در سال‌های پایانی جنگ به‌عنوان خلبان اف۱۴ در مأموریت‌های هوایی حضور داشت.

آنچه آن سال‌ها آموخت، بعدها فقط در پرواز به کارش نیامد؛ تجربه جنگ، نگاه او را به مفهوم دفاع شکل داد.

خلبان جوان در اصفهان

برای شنیدن ادامه این قصه، سراغ سرهنگ خلبان داوود سعیدفعال رفتیم. آشنایی سعید فعال با نصیرزاده به سال‌های آموزش و پرواز برمی‌گردد؛ به حدود سال ۱۳۶۹.

او هم در مسیر آموزش اف۱۴ قرار گرفته بود و پس از پایان دوره به یگان عملیاتی منتقل شد. از آن روزها خاطره‌ای دارد که شاید ساده به نظر برسد، اما تصویری روشن از فضای آن سال‌ها به دست می‌دهد. جوان‌هایی که تازه وارد مسیر خلبانی شده بودند، خلبانان دوره‌های قبل را با لباس پرواز می‌دیدند؛ کسانی که دوره را تمام کرده بودند و حالا قرار بود در یگان‌های عملیاتی پرواز کنند. نصیرزاده یکی از همان خلبان‌ها بود.

سعیدفعال می‌گوید: آشنایی آن‌ها از همان سال‌ها شکل گرفت و بعدها در مقاطع مختلف خدمتی ادامه پیدا کرد. اصفهان هم یکی از ایستگاه‌های این مسیر بود؛ شهری که نصیرزاده در آن آموزش دید و مدتی از سال‌های خدمتش را در آن گذراند.

روایت مردی که از کابین اف۱۴ به وزارت دفاع رسید

وقتی پرواز تمام شد، کار اصلی تازه شروع شد

جنگ که تمام شد، نصیرزاده از پرواز فاصله نگرفت، اما مسیرش فقط در کابین هواپیما ادامه پیدا نکرد. مسئولیت‌های تخصصی و مدیریتی یکی پس از دیگری به او سپرده شد. مدتی وابسته نظامی ایران در ایتالیا بود. بعد به نیروی هوایی بازگشت و در حوزه جنگ الکترونیک و اطلاعات فعالیت کرد.

سعیدفعال در روایتش از نصیرزاده، روی همین بخش از زندگی او تأکید دارد. به گفته او، نصیرزاده نگاه اطلاعاتی وسیعی داشت؛ موضوعی که با تجربه حضورش در خارج از کشور و مسئولیت‌های بعدی در معاونت اطلاعات نیروی هوایی، عمیق‌تر شد. او فقط اتفاقات میدان را نمی‌دید؛ سعی می‌کرد بفهمد پشت این اتفاقات چه چیزی قرار دارد و آینده تهدیدها به کدام سمت می‌رود. همین نگاه بعدها در فرماندهی او نیز دیده شد. از کابین اف۱۴ تا اتاق فرماندهی نصیرزاده در ادامه مسیرش رئیس ستاد نیروی هوایی شد، بعد به جانشینی فرمانده این نیرو رسید و از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ فرمانده نیروی هوایی ارتش بود.

از سال ۱۴۰۰ نیز جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح شد. وقتی در سال ۱۴۰۳ نام او برای وزارت دفاع مطرح شد، دیگر با یک خلبان یا حتی یک فرمانده نیروی هوایی روبه‌رو نبودیم؛ با مدیری روبه‌رو بودیم که سال‌ها در بخش‌های مختلف ساختار دفاعی کشور کار کرده بود. سی‌ویکم مرداد ۱۴۰۳، مجلس به او رأی اعتماد داد؛ ۲۸۱ رأی از ۲۸۸ نماینده حاضر. حالا همان خلبان اف۱۴ که سال‌ها قبل بخشی از مسیرش را در اصفهان طی کرده بود، مسئولیت وزارت دفاع را بر عهده داشت.

روایت مردی که از کابین اف۱۴ به وزارت دفاع رسید

نیروهای مسلح را از نزدیک می‌شناخت

کثیری معتقد است شناخت نصیرزاده از نیروهای مسلح از مهم‌ترین ویژگی‌های او در دوره وزارت بود. او سال‌ها در همین ساختار کار کرده بود؛ از رده‌های تخصصی تا فرماندهی. به همین دلیل وقتی در وزارت دفاع درباره مسائل دفاعی تصمیم می‌گرفت، با موضوعی غریبه روبه‌رو نبود.

سعیدفعال او را فردی فرهیخته، متفکر، فعال و خستگی‌ناپذیر توصیف می‌کند؛ مدیری که به گفته او در جلسات مجلس از کارهایی می‌گفت که در حوزه دفاعی انجام شده بود، نه فقط از برنامه‌هایی که قرار بود روزی اجرا شوند.

شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های نصیرزاده همین‌جا خودش را نشان می‌داد. او دفاع را فقط در یک سلاح یا یک حوزه خلاصه نمی‌کرد. تجربه سال‌ها حضور در نیروی هوایی به او نشان داده بود که قدرت دفاعی، مجموعه‌ای از توانمندی‌های به‌هم‌پیوسته است؛ از توان آفندی و موشکی گرفته تا پدافند هوایی، جنگ الکترونیک، اطلاعات و فناوری‌های نوین.

این نگاه را با خود به وزارت دفاع برد. برنامه‌ای که هنگام معرفی به مجلس ارائه کرد نیز بر توسعه توان رزمی، تقویت زیرساخت‌های دفاعی و ارتقای ظرفیت‌های پشتیبانی نیروهای مسلح تأکید داشت، اما شاید هیچ‌کدام از این عناوین به اندازه خاطره هم‌رزمانش، تصویر نصیرزاده را کامل نکند، چرا که آن‌ها او را پیش از آنکه وزیر باشد، دیده بودند. پیش از آنکه فرمانده باشد، شناخته بودند. در روزهایی که هنوز درجه‌های بالا و مسئولیت‌های سنگین در کار نبود. همان خلبان جوان برای کثیری و فعال.

نصیرزاده فقط نامی در میان فرماندهان ارشد نیروهای مسلح نیست. خاطره یک همکار قدیمی است؛ خلبانی که سال‌های جوانی‌اش را در نیروی هوایی گذراند، آموزش دید، پرواز کرد و در سال‌های جنگ در مأموریت‌های هوایی حضور داشت. بعدتر از همان مسیر بالا آمد؛ مسئولیت گرفت، فرمانده شد و سرانجام به وزارت دفاع رسید، اما به روایت افرادی که از نزدیک او را می‌شناختند در این مسیر چیزی تغییر نکرد؛ همان‌طور باقی ماند.

همان صداقتی که کثیری از آن می‌گوید و همان نگاه وسیعی که سعیدفعال به آن اشاره می‌کند. نهم اسفند ۱۴۰۴، این مسیر با شهادت نصیرزاده در حمله دشمن به پایان رسید.

حالا وقتی در اصفهان از او حرف می‌زنیم، فقط از وزیری که یک سال و اندی بر صندلی وزارت دفاع نشست،صحبت نمی‌کنیم. از خلبانی حرف می‌زنیم که روزی در همین مسیرها آموزش دید و پرواز کرد؛ از فرماندهی که سال‌ها بعد مسئولیت دفاع از کشور را در سطحی دیگر ادامه داد و از مردی که بخش مهمی از زندگی‌اش را در خدمت به نیروی هوایی و نیروهای مسلح گذراند.

ما برای شنیدن همین خاطره‌ها به دفتر معارف ارتش در اصفهان رفتیم؛ تا شاید از میان روایت هم‌رزمانش، تصویری نزدیک‌تر از شهید عزیز نصیرزاده پیدا کنیم؛ تصویری از یک خلبان، یک فرمانده و در نهایت، یک وزیر دفاع که مسیر خدمتش را از سال‌های جوانی آغاز کرد و تا آخرین روز ادامه داد.

کد مطلب 998910

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.