وقتی وطن، قربانی بقای تاج و تخت شد

تاریخ معاصر ایران را می‌توان از زاویه نسبت میان «سلطنت» و «وطن» نیز خواند؛ جایی که به گفته محمد رستمی نجف‌آبادی، پژوهشگر تاریخ ایران اسلامی، احمدشاه حاضر نشد برای حفظ تاج به نیروی بیگانه تکیه کند، اما پهلوی‌ها در بزنگاه‌های تاریخی، بقای سلطنت را بر منافع و استقلال ایران مقدم دانستند.

محمد رستمی نجف‌آبادی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به تحولات سیاسی منتهی به پایان سلسله قاجار و ظهور پهلوی، قرارداد ۱۹۱۹ را یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی ایران دانست و اظهار کرد: بررسی این دوره نشان می‌دهد که مسئله رابطه قدرت سیاسی با استقلال و عزت ملی از مهم‌ترین محورهای تحولات آن مقطع بوده است.

وی در تشریح این دوره تاریخی اظهار کرد: در جریان قرارداد ۱۹۱۹، در شرایطی که بخش‌هایی از ساختار سیاسی و درباری ایران با خواسته‌های انگلستان همراه شده بودند، احمدشاه قاجار از پذیرش این قرارداد خودداری کرد و مخالفت خود را با آن اعلام کرد.

کارشناس و پژوهشگر تاریخ ایران اسلامی گفت: بر اساس روایت‌هایی که از رفتار سیاسی احمدشاه در سال‌های پایانی قاجار نقل شده است، به او هشدار داده شد که مخالفت با قرارداد می‌تواند به پایان سلطنتش منجر شود، اما او در پاسخ، حفظ شأن و عزت ملی را بر ادامه سلطنت ترجیح داد.

رستمی نجف‌آبادی با بیان اینکه این موضع‌گیری در تحولات بعدی بی‌تأثیر نبود، ادامه داد: پس از مخالفت احمدشاه با قرارداد ۱۹۱۹، فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ساختار حکومت ایران افزایش پیدا کرد و در نهایت زمینه برای تغییر سلسله و انتقال قدرت فراهم شد.

وی با اشاره به وضعیت بریگاد قزاق در سال‌های منتهی به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ گفت: در شرایطی که بریگاد قزاق با مشکلات مالی و معیشتی روبه‌رو بود، ارتباطاتی میان برخی چهره‌های مرتبط با بریتانیا و رضاخان شکل گرفت و حمایت‌هایی نیز برای تقویت نیروهای تحت فرمان او صورت گرفت.

کارشناس و پژوهشگر تاریخ ایران اسلامی اضافه کرد: در روایت‌های تاریخی مربوط به این دوره، از نقش اردشیر جی ریپورتر و ژنرال آیرونساید در تحولات منتهی به کودتای سوم اسفند یاد شده است؛ رخدادی که در نهایت با ورود نیروهای قزاق به تهران، مسیر سیاسی جدیدی را در ایران رقم زد.

این پژوهشگر با اشاره به فضای سیاسی ایران در آستانه کودتای ۱۲۹۹ عنوان کرد: سوم اسفند ۱۲۹۹ را باید یکی از نقاط مهم در روند انتقال قدرت در ایران دانست؛ چراکه پس از این رخداد، رضاخان به تدریج جایگاه خود را در ساختار قدرت تثبیت کرد و در سال‌های بعد، زمینه برای پایان سلسله قاجار و تشکیل سلطنت پهلوی فراهم شد.

رستمی نجف‌آبادی با اشاره به روایتی درباره پیشنهاد کمک نظامی مصطفی کمال آتاتورک به احمدشاه گفت: بر اساس این روایت، به احمدشاه پیشنهاد شده بود برای مقابله با نیروهای مخالف و تثبیت سلطنت خود از نیروی نظامی خارجی استفاده کند، اما پاسخ او بر این مبنا بود که شاه ایران نباید با اتکا به قشون بیگانه به سلطنت بازگردد.

وی در ادامه، این رویکرد را با رفتار سیاسی پهلوی‌ها مقایسه کرد و افزود: تفاوتی که در این روایت تاریخی برجسته می‌شود، نوع نگاه به نسبت میان سلطنت و استقلال کشور است؛ احمدشاه، با وجود تمام ضعف‌ها و محدودیت‌های سیاسی‌ خود، حاضر نشد برای حفظ سلطنت به نیروی نظامی خارجی متوسل شود.

این پژوهشگر تاریخ ایران اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات مربوط به محمدرضا پهلوی و خروج او از ایران پرداخت و گفت: محمدرضا پهلوی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت به قدرت، بار دیگر در سال ۱۳۵۷ از کشور خارج شد و پس از انقلاب نیز تلاش‌هایی از سوی جریان‌های سلطنت‌طلب برای بازگشت به قدرت صورت گرفت.

رستمی نجف‌آبادی با اشاره به همکاری بخشی از نیروهای سلطنت‌طلب با عراق در سال‌های جنگ ایران و عراق اظهار کرد: این همکاری‌ها و تلاش برای استفاده از ظرفیت یک قدرت خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله موضوعاتی است که در بررسی تاریخ سیاسی جریان سلطنت‌طلب پس از انقلاب باید مورد توجه قرار گیرد.

وی با اشاره به تحولات سیاسی معاصر گفت: در ارزیابی تاریخ سیاسی پهلوی و جریان‌های وابسته به آن، مسئله اصلی باید نسبت میان قدرت، استقلال ملی و منافع ایران باشد و نمی‌توان نقش قدرت‌های خارجی در تحولات سیاسی ایران را نادیده گرفت.

رستمی نجف‌آبادی تأکید کرد: تفاوت بنیادین در این است که احمدشاه با تمام ضعف‌هایش، سلطنت را در برابر عزت ملی فدا کرد، اما پهلویان، وطن را در برابر سلطنت فدا کردند.

کد مطلب 998600

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.