به گزارش خبرگزاری ایمنا، اصفهان را اگرچه امروز با گنبدهای فیروزهای، زایندهرود و بناهای تاریخیاش میشناسیم، اما در لایههای کمتر دیدهشده این شهر، ردپای مردی از جنس دانش و اندیشه باقی مانده است؛ حکیمی که قرنها پس از روزگار او، نامش همچنان در جهان زنده است:«حکیم ابوعلیسینا».
ابنسینا سالهایی از زندگی خود را در اصفهان گذراند؛ سالهایی که در شمار پربارترین دورههای علمی زندگی او قرار دارد. این شهر برای او در روزگار علاءالدوله دیلمی، به یکی از مهمترین عرصههای فعالیت علمی و فکری ابنسینا تبدیل شد و مدرسه و محافل علمی آن، شاهد حضور و تدریس این دانشمند بزرگ بود.
امروز، در میان بناهای تاریخی اصفهان، مدرس ابنسینا یادگاری از آن روزگار است؛ بنایی ساده و آجری که شاید در نگاه نخست، تفاوت چندانی با دیگر بناهای تاریخی شهر نداشته باشد، اما پشت دیوارهای خاموشش، روایتی از روزگاری جریان دارد که یکی از بزرگترین اندیشمندان تاریخ در آن به تعلیم و تفکر مشغول بوده است.
ابنسینا واپسین سالهای زندگی خود را نیز در همین دیار سپری کرد؛ سالهایی که حاصل آن آثاری ماندگار در پزشکی، فلسفه، منطق و علوم دیگر بود؛ میراثی که قرنها بعد نیز همچنان بخشی از تاریخ علم جهان را روایت میکند.

سقف گنبدیشکل مدرس ابنسینا در میان دیوارهایی تمامآجری به چشم میخورد؛ دیوارهایی که ترکهای میان آجرهایشان، بیش از آنکه نشانی از فرسودگی باشد، ردپایی از قدمت و سالهای دوری است که بر این بنا گذشته است. اینجا همان جایی است که گفته میشود محل درس و حضور ابنسینا در دیار نصف جهان بوده؛ مکانی که برای سالهایی میزبان این حکیم برجسته و شاهد رفتوآمد او و شاگردانش بوده است.
درب کوچک چوبی این مکان، خود جلوهای از معماری ایرانی را به نمایش میگذارد. از این در که عبور میکنی و پا به فضای مَدرس میگذاری، با محیطی کوچک اما سرشار از نشانههای تاریخی روبهرو میشوی؛ فضایی که آجرهایش یکبهیک در کنار هم نشستهاند و سقف گنبدیشکلش، نگاه هر بازدیدکنندهای را برای لحظاتی به خود خیره میکند.
اما شاید آنچه بیش از همه در این فضا جلب توجه میکند، دیوارهایی باشد که هرکدام رنگ و بویی از گذشته را با خود به همراه دارد؛ ترکهای میان آجرها، ناهمواری دیوارها و سکوت حاکم بر مدرس، گویی بخشی از تاریخ این مکان را پیش چشم مخاطب زنده میکند؛ تاریخی که در هر خشت و آجر آن نشانی از روزگار گذشته این دیار باقی مانده است.
اینجا اگرچه امروز آرام و خاموش است، اما تصور روزهایی که ابنسینا در همین فضا حضور داشته و به تدریس و تعلیم پرداخته، حالوهوای دیگری به آن میبخشد. گویی این آجرها هنوز حرفهایی برای گفتن دارند؛ از روزهایی که حکیم نامآشنای ایرانی در این مکان رفتوآمد داشته و شاگردانی را پرورش داده است که بعدها هرکدام برای خود نام و اعتباری یافتند.
هر گوشه این بنای کوچک، انگار بخشی از یک روایت بزرگتر است؛ روایتی که برای شنیدنش باید کمی مکث کرد، به دیوارها خیره شد و اجازه داد سکوت این مکان، زبان به خاطرهگویی باز کند و شاید آجرهای مدرس ابنسینا بیش از هر نوشته و تابلویی بتوانند از روزگاری بگویند که اندیشه و دانش، در همین فضای کوچک جریان داشته است.

ابنسینا با یک حرکت تمدنی، اصفهان را به شکوه جهانی رساند
اصغر منتظرالقائم، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در حاشیه جلسه گرامیداشت هزاروچهلوششمین زادروز شیخالرئیس بوعلیسینا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: دانشمند بزرگی همچون ابنسینا یک حرکت تمدنی داشت که برای ایرانیان، تمدنی اصیل و اسلامی ـ ایرانی به یادگار گذاشت؛ با مراجعه به آثار ابنسینا، از مبانی فکری و جهانشناسی گرفته تا منطق، الهیات، ریاضیات و دیگر دانشها میتوان مشاهده کرد وی در حوزههای مختلف علمی پایهگذار و صاحب آثار متعدد بوده است.
وی افزود: ابنسینا در حوزه سلامت و مسائل اجتماعی نیز دیدگاههایی درباره چهار نظام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی داشته است و با این حال، دو بُعد تخصصیتر فعالیتهای او را میتوان در حوزه نظام فرهنگی و همچنین علم، تمدن، دانش و ایجاد تفکر مورد توجه قرار داد.
این استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به جایگاه اصفهان در دوره حضور ابنسینا ادامه داد: در اصفهان یک جریان تمدنی وجود داشت و ابنسینا با حضور خود در این شهر، این جریان را شتاب بخشید؛ تعامل ابنسینا با اصفهان موجب شد دانشی که در این شهر جریان داشت، از علوم نقلی و اسلامی فراتر رود و جنبههای فکری و فلسفی و همچنین علوم پایه و طبیعیات را نیز دربرگیرد.
منتظرالقائم با تاکید بر اینکه ابنسینا توانست یک حرکت علمی در اصفهان ایجاد کند که این شهر را به شکوه جهانی رساند، گفت: ابنسینا بیشترین و مهمترین آثار خود را در اصفهان نوشت و البته آثاری همچون کتب «شفا»، «نجات» و «قانون» را پیش از آن نوشته بود، اما تکمیل کتاب شفا و نجات را در اصفهان انجام داد.
وی خاطرنشان کرد: ابنسینا حدود ۱۴ سال فعالیت علمی، تجربی، عملی و فکری خود را در اصفهان انجام داد و در این مدت به مردم اصفهان خدمت کرد و علاوه بر فعالیتهای علمی، در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز فعالیت داشت و حضور او در این شهر ابعاد مختلفی را دربر میگرفت.

بخش عمده آثار ابنسینا در اصفهان شکل گرفت
علی شجاعی اصفهانی، باستانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان نیز در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره سالهای پایانی عمر بوعلیسینا در اصفهان اظهار کرد: ابنسینا ۱۵ سال پایانی عمر خود را در اصفهان گذراند و مهمترین آثار و تألیفهای خود را در همین دوره و در یک محیط فکری باز، در دوره دیلمی و حکومت علاءالدوله در اصفهان انجام داد.
وی افزود: بخش عمده آثار مهمی که از ابنسینا در اختیار داریم، مربوط به همین دوره پایانی زندگی او و فعالیتهایی است که در اصفهان انجام داده است و همانطور که ابنسینا به واسطه دانش گسترده خود توانست در اصفهان تأثیرگذار باشد، از حوزههای مختلف علمی موجود در این شهر نیز تأثیر پذیرفت.
باستانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان ادامه داد: عبدالرحمن صوفی از جمله افرادی بود که در اصفهان حضور داشت و ابنسینا در حوزه اصلاح تقویم، ادامهدهنده راه او بود؛ در حوزههای فلسفه و طب نیز افرادی در اصفهان حضور داشتند و فعالیتهای ابنسینا در این زمینهها، ادامهدهنده فعالیتهای آنها بود و این مسیر به شکل مطلوبی دنبال شد.
میتوان احتمال داد «مَدرس ابنسینا» قدمتی حدود هزار ساله دارد
شجاعی اصفهانی درباره بنایی که از آن به عنوان مَدرس ابنسینا یاد میشود و گفته شده محل تدریس و حتی دفن این حکیم بزرگ است، گفت: درباره این موضوع سند جدی و قطعی در اختیار نداریم و بیشتر بر مبنای گفتههای شفاهی مردم و اسنادی که مربوط به دوره معاصر، یعنی حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال اخیر است، درباره آن صحبت شده است.
وی اظهار کرد: با توجه به فرم بنا، ساختار آن و مطالبی که درباره این مکان مطرح شده است، میتوان احتمال داد که با بنایی متعلق به حدود هزار سال پیش مواجه هستیم؛ با این حال، برای شناخت دقیق آن، انجام مطالعات باستانشناسی ضروری است؛ با این وجود نکته مهم این است که این بنا تنها بخشی از یک مجموعه بسیار بزرگتر بوده که بخشهای دیگر آن از بین رفته و تنها یک گنبدخانه از آن باقی مانده است.
این عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به اینکه وجود این گنبدخانه به تنهایی معنای کاملی ندارد و باید در ارتباط با بناها و اجزای دیگری که در گذشته در این مجموعه وجود داشتهاند، مورد بررسی قرار گیرد، خاطرنشان کرد: اگر این بنا را متعلق به دوره دیلمی بدانیم، قدمت آن به حدود هزار سال پیش بازمیگردد و برای شناخت دقیقتر جایگاه و کارکرد آن، انجام مطالعات باستانشناسی اهمیت بسیاری دارد.

نگاه مدیریت شهری اصفهان برای احیای مَدرس ابنسینا چگونه است؟
مصطفی نباتینژاد، عضو شورای اسلامی شهر اصفهان نیز در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: یکی از نقاط هویتی شهر اصفهان که به نظر میرسد طی سالهای گذشته نسبت به آن کمتوجهی شده، مدرسه ابنسینا است؛ البته نمیتوان دقیق گفت نسبت به این مکان بیتوجهی شده است، چراکه در سالهای گذشته گمانهزنیها و روایتهای مختلفی درباره آن مطرح بوده است.
وی افزود: روایتهای مختلفی درباره مدفن ابنسینا وجود دارد، اما آنچه مسلم است، وجود مدرس ابنسینا در محله ابنسینا اصفهان بوده که طی سالهای گذشته، چند مرتبه تلاشهایی با همراهی شورای اسلامی شهر انجام شد تا محیط پیرامونی و بافت اطراف این مکان، در کنار مدرس ابنسینا، با کاربریهایی در حوزه طب سنتی و طب اسلامی تعریف و در این زمینه گامهای خوبی برداشته شود.
رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان با تاکید بر اینکه شهرداری و مدیریت شهری به سهم خود آمادگی دارد هر نوع مشوق لازم و حتی اعتبار مورد نیاز را در این زمینه فراهم کند، ادامه داد: اگر قرار باشد این مکان احیا شود و روی برند آن به صورت جدی کار شود، نیازمند حضور مؤثر بخش خصوصی خواهد بود و این حضور نیز باید با کاربری مشخصی که برای این مجموعه در نظر گرفته شده، همراه باشد.
نباتینژاد با اشاره به جایگاه علمی ابنسینا عنوان کرد: ابنسینا فقیه، فیلسوف، طبیب و دانشمند بوده و مجموعهای از علوم و تخصصها را دارا بوده است، بنابراین این مکان به نوعی برایمان مقدس است و اگر قرار باشد احیا شود، باید در همین مسیر حرکت کند.
وی خاطرنشان کرد: کاربریهای پیرامون این مدرس باید هماهنگی و هارمونی لازم را با خود مدرسه داشته باشند و توسعه فعالیتهای مرتبط با طب سنتی در این محدوده میتواند در همین راستا دنبال شود؛ باید دقت داشت هدف از این اقدام تنها حضور افراد برای خرید نیست، بلکه باید زمینهای فراهم شود تا مردم برای دریافت خدمات، آموزش و مشاوره طب سنتی به این مجموعه مراجعه کنند و با مدرس ابنسینا نیز آشنا شوند.

اصفهان برای ابنسینا تنها شهری برای اقامت نبوده است و بخشی از مهمترین سالهای زندگی علمی و فکری او در همین دیار سپری شد؛ شهری که در روزگار علاءالدوله دیلمی، زمینهای برای اندیشهورزی، آموزش و تألیف آثار این حکیم فراهم کرد.
امروز از آن روزگار، بناها و نشانههایی باقی مانده که هرکدام میتواند بخشی از روایت حضور ابنسینا در اصفهان را بازگو کند. مدرس ابنسینا، با دیوارهای آجری و فضای ساده و تاریخی خود، یکی از همین نشانهها است؛ مکانی که نام و خاطره حکیم را به گذشته این شهر پیوند میزند.
اگرچه ارزش ابنسینا تنها در بناهایی که نام او را بر خود دارند خلاصه نمیشود و میراث او در کتابها و اندیشههایی است که قرنها پس از زندگیاش همچنان خوانده و بررسی میشود؛ میراثی که نشان میدهد دانش میتواند از مرز زمان و جغرافیا عبور کند و نام یک انسان را برای همیشه در تاریخ ماندگار سازد و اصفهان نیز بخشی از همین روایت ماندگار است.

نظر شما