رونق مساجد با بخشنامه ممکن نیست/ مردم با حرف جذب نمی‌شوند/ امام جماعت باید امام محله باشد

مسجد زمانی فقط محل نماز نبود؛ مدرسه، پاتوق، محل اجتماع و حتی بخشی از زندگی روزمره مردم بود، اما امروزه دیگر مساجد به شکل سابق نیست؛ در میزگردی با حضور حجت‌السلام محمد کیانی و حجت‌الاسلام عبدالرسول باقری به این موضوع پرداختیم که چه شد که این کارکردها کم‌رنگ شد و مسجد از متن زندگی مردم فاصله گرفت؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، مسجد در مدینه فاضله حضرت رسول اکرم(ص) فقط محل اقامه نماز نبود. در تجربه تاریخی مسلمانان، مسجد همزمان خانه عبادت، مدرسه تربیت، محل اجتماع مردم و یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های فرهنگی و اجتماعی  بوده است. اما امروز میان این تصویر و آنچه از کارکرد برخی مساجد در ذهن جامعه وجود دارد، فاصله‌ای شکل گرفته است؛ فاصله‌ای که یک پرسش مهم را پیش روی ما می‌گذارد، اینکه چه شد که مسجد از متن زندگی مردم فاصله گرفت و چگونه می‌توان دوباره این پیوند را برقرار کرد؟

برای بررسی این موضوع و در آستانه روز جهانی مساجد خبرگزاری ایمنا میزبان حجت‌الاسلام محمد کیانی و حجت‌الاسلام عبدالرسول باقری، دو روحانی و فعال عرصه مسجد بود تا درباره تجربه‌های شخصی خود از فعالیت در مساجد، دلایل رونق یا کم‌رونقی مساجد و راه‌های تقویت ارتباط مردم به‌ویژه نسل جوان با مسجد گفت‌وگو کنیم.

حجت‌الاسلام محمد کیانی که از سال ۱۳۶۷ وارد حوزه علمیه اصفهان شده و بیش از ۲۰ سال در عرصه مسجد فعالیت داشته است، امروز امام جماعت مسجد امام صادق(ع) در امامزاده اسحاق است و بخش مهمی از تجربه خود را در ارتباط مستقیم با مردم و مسائل مسجد به دست آورده است. در کنار او، حجت‌الاسلام عبدالرسول باقری قرار دارد که از کودکی و در خانواده‌ای روحانی با مسجد و فعالیت‌های مسجدی مانوس بوده و سال‌ها در مساجد مختلف و فعالیت‌های جهادی و فرهنگی حضور داشته است.

در این میزگرد از اینجا آغاز کردیم که چرا برخی مساجد دیگر جذابیت گذشته را برای مردم و جوانان ندارند؟ اما گفت‌وگو خیلی زود به مسئله‌ای عمیق‌تر رسید؛ اینکه مسجد در گذشته چه جایگاهی در زندگی مردم داشته، چه کارکردهایی را از دست داده و برای احیای دوباره آن، آیا تنها به برنامه‌های بیشتر نیاز داریم یا باید رابطه مسجد و مردم را از اساس بازتعریف کنیم.

حجت‌الاسلام کیانی از مسجدی سخن می‌گوید که روزگاری مرکز آموزش، اجتماع، فعالیت‌های فرهنگی و حتی بخشی از امور اقتصادی محله بود و حجت‌الاسلام باقری از تجربه زیسته خود در مسجد و خاطراتی می‌گوید که نشان می‌دهد تعلق به مسجد چگونه از کودکی شکل می‌گیرد. حاصل این گفت‌وگو، دو روایت مکمل از یک مسئله مهم است، اینکه مسجد چگونه دوباره می‌تواند به قلب محله و بخشی از زندگی روزمره مردم بازگردد؟ با ما همراه باشید.

مردم و امام جماعت؛ راه‌های بازگشت مساجد به قلب تپنده محلات

ایمنا: اگر بخواهیم بحث را از نقطه آغاز شروع کنیم، اساساً مسجد در منظومه فکری اسلام چه جایگاهی دارد و چرا پیامبر(ص) نخستین اقدامات خود را به ساخت مسجد اختصاص دادند؟

حجت‌الاسلام کیانی: اگر بخواهیم به ریشه برگردیم، باید ببینیم پیامبر اعظم(ص) وقتی توانستند اسلام را متمرکز کنند و آمادگی مردم برای شکل‌گیری یک پایگاه اسلامی فراهم شد، چه اقدامی انجام دادند. پیامبر(ص) در مسیر هجرت از مکه به مدینه، یکی از نخستین اقداماتشان مسجدسازی بود. این اتفاق یک پیام روشن داشت؛ اینکه پایگاه اصلی اسلام، مسجد است و مسجد خانه خدا و محل رجوع مردم است. بعد هم وقتی پیامبر(ص) به مدینه رسیدند، مسجدالنبی را ساختند و مسجد به پایگاه همه فعالیت‌های جامعه اسلامی تبدیل شد، یعنی مسجد فقط محل نماز و عبادت نبود. امروز اگر از یک جوان یا حتی یک فرد بزرگسال بپرسید مسجد محله شما چه کار می‌کند، معمولاً پاسخ این است که نماز می‌خوانیم، منبر داریم، گاهی جلسه قرآن یا اعتکاف برگزار می‌کنیم. اینها همه مهم است، اما کارکرد مسجد به اینها محدود نمی‌شد.مسجد در زمان پیامبر، فرهنگسرای بزرگ اسلامی، مرکز آموزش، تبلیغ، اجتماع، قضاوت، ارتباطات اجتماعی، سیاسی و محل خدمت به مردم بود. حتی می‌توان گفت، اگر امروز خبرگزاری داریم، مسجد نیز در آن زمان یکی از مراکز اصلی اطلاع‌رسانی جامعه بود. مردم می‌دانستند پیامبر(ص) در چه نقطه‌ای از مسجد می‌نشینند و قرار است چه اتفاقی بیفتد. در مسجدالنبی حتی ستون‌ها محل و کارکرد مشخص داشتند و مردم می‌دانستند وقتی پیامبر(ص) کنار یک ستون قرار می‌گیرند، ممکن است جلسه‌ای با قبایل، سپاهیان یا گروه خاصی برگزار شود. این یعنی مسجد یک نظام منظم اجتماعی داشته است.

حجت‌الاسلام باقری: من فکر می‌کنم برای فهم جایگاه مسجد، باید یک نکته دیگر را هم اضافه کنیم و آن اینکه مسجد از ابتدا با زندگی مردم عجین بوده است. من خودم از آن جایی که پدرم روحانی بود، از کودکی با مسجد زندگی کرده‌ام. مسجد برای ما یک ساختمان جدا از زندگی نبود؛ بخشی از زندگی روزمره خانواده و مردم بود.

حتی خاطره‌ای از مسجدی که پدرم در نایین ساخته بود دارم که برای من بسیار ماندگار است. مسجدی ساخته شده بود و در جریان ساخت، یکی از بستگان پدرم ماجرایی را تعریف کرده بود که در خواب حضرت امام حسن عسکری(ع) را دیده و همین باعث شده بود نام مسجد به نام ایشان باشد. این خاطرات نشان می‌دهد مسجد برای مردم فقط یک مکان نبود؛ با اعتقادات، خاطرات و زندگی آنها پیوند داشت. خود من هم از سال‌های نوجوانی و بعد از ورود به حوزه، فعالیت مسجدی را دنبال کردم و از سال ۸۲ به‌صورت جدی‌تر در مسجد فعالیت داشتم. در این سال‌ها به یک نکته رسیده‌ام که اگر مسجد را از زندگی مردم جدا کنیم، طبیعی است که مردم هم به تدریج از مسجد فاصله بگیرند.

ایمنا: پس به نظر شما مهم‌ترین اتفاقی که در طول زمان برای مسجد افتاده، چه بوده است؟ آیا مشکل این است که کارکردهای مسجد را از آن گرفته‌ایم؟

حجت‌الاسلام کیانی: دقیقاً. یکی از مهم‌ترین مشکلات همین است، کارکردهای مختلفی که در زمان پیامبر(ص) در مسجد وجود داشت، به‌تدریج از مسجد جدا شد. برای مثال، آموزش از مسجد جدا شد. ما امروز مدرسه و نظام آموزشی مستقل داریم؛ در حالی که در ساختار اولیه جامعه اسلامی، آموزش و تربیت از مسجد جدا نبود. حتی تعبیر «آموزش و پرورش» زمانی معنا پیدا می‌کند که آموزش همراه با تربیت و اخلاق باشد. کارکرد اجتماعی مسجد هم جدا شد. قضاوت و حل اختلاف از مسجد فاصله گرفت. کارکردهای فرهنگی، اقتصادی و حتی رسانه‌ای هم به مرور از مسجد جدا شد. من خاطرات سال‌های اول انقلاب را به یاد دارم. ما بچه بودیم و هر کاری که داشتیم، می‌گفتند برو مسجد. می‌خواستیم ورزش کنیم، مسجد بود. کلاس می‌خواستیم، مسجد بود. برای بعضی خدمات و تعاونی‌ها هم مسجد محل مرکز مراجعه مردم بود. یعنی کودک و نوجوان و خانواده می‌دانستند مرکز محله کجاست و آن مسجد است.این اتفاق بسیار مهم بود، چون وقتی اقتصاد، اجتماع، آموزش و فرهنگ در کنار مسجد قرار می‌گرفت، هویت دینی هم همراه آنها می‌آمد.

حجت‌الاسلام باقری: من هم معتقدم مشکل فقط کم شدن برنامه‌های مسجد نیست؛ مسئله این است که مسجد دیگر در بسیاری از محله‌ها مرجع نیست. مردم اگر برای یک مسئله اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی یا حتی مشکل محله‌شان دیگر مسجد را محل مراجعه ندانند، طبیعتاً رابطه‌شان با مسجد ضعیف می‌شود. امروز گاهی مسجد فقط این کارکرد را دارد که در باز شود، نماز خوانده شود و دوباره بسته شود. این مسجد اگر هیچ ارتباط دیگری با زندگی مردم نداشته باشد، نمی‌تواند برای نسل جدید جذاب باشد. جوان از خودش می‌پرسد من برای چه باید به مسجد بروم؟ اگر جواب فقط این باشد که نماز بخوانی، می‌گوید نماز را در خانه هم می‌توانم بخوانم. ما نمی‌گوییم نماز مهم نیست؛ اتفاقاً نماز محور مسجد است. اما مسجد باید علاوه بر نماز، محل زندگی اجتماعی مؤمنانه مردم هم باشد.

مردم و امام جماعت؛ راه‌های بازگشت مساجد به قلب تپنده محلات

ایمنا: شما از تجربه‌های موفق خودتان صحبت کردید، چه اتفاقی افتاد که در مسجد شما جوانان و گروه‌های مختلف مردم حضور پیدا کردند؟

حجت‌الاسلام باقری: یکی از اصولی که ما دنبال کردیم این بود که مسجد را از اختلافات سیاسی دور نگه داریم. مسجد ما محل نزاع گروه‌های سیاسی نیست. کسی حق ندارد بلندگو را بردارد و از تریبون مسجد برای تبلیغ سیاسی خودش استفاده کند. حتی در انتخابات، هرکس تبلیغی دارد، بیرون مسجد انجام دهد. ما اجازه نمی‌دهیم مسجد محل صف‌بندی سیاسی شود؛ چرا که مردم سلایق مختلف دارند. اگر مسجد را به یک جریان خاص گره بزنید، بخشی از مردم دیگر احساس تعلق نمی‌کنند. در عین حال، ما سعی کردیم مسجد را واقعاً محل اجتماع مردم کنیم، در این ایام که تجمعات شبانه برگزار می‌شود ، ما هم تلاش کردیم این برنامه برقرار باشد و حتی یک شب هم تعطیل نشود. زمانی که مردم ببینند مسجد باز است و امام جماعت و خادمان مسجد واقعاً حضور دارند، کم‌کم اعتماد شکل می‌گیرد. یک تجربه دیگر هم دعوت از مسئولان بود. مثلاً از مسئول ثبت اسناد، ثبت احوال یا مسئولان دستگاه‌های مختلف دعوت می‌کنیم و می‌گوییم یک روز بیایید مسجد و پاسخگوی مردم باشید. قبل از آن هم به مردم اطلاع می‌دهیم. گاهی مسئول می‌آید و تعداد زیادی نامه و درخواست مردمی دریافت می‌کند. این کار دو اتفاق ایجاد می‌کند؛ مردم می‌بینند مسجد فقط محل نماز نیست و مسئولان هم متوجه می‌شوند مسجد یک ظرفیت اجتماعی جدی است.

حجت‌الاسلام کیانی: این تجربه بسیار مهم است و با همان چیزی که عرض کردم ارتباط دارد. مسجد باید محل رجوع مردم باشد، من هم معتقدم اگر مسجد بتواند مشکل واقعی مردم را حل کند، مردم خودشان مسجد را پیدا می‌کنند. لازم نیست همیشه برای جذب مردم شعار بدهیم، اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد، اینکه مسجد فعال بدون امام جماعت فعال تقریبا امکان‌پذیر نیست.

ایمنا: یعنی از نگاه شما امام جماعت مهم‌ترین رکن مسجد است؟

حجت‌الاسلام کیانی: بله، به نظر من مهم‌ترین رکن مسجد امام جماعت بوده و یکی از مشکلات جدی ما این است که در حوزه‌های علمیه، امام جماعت به‌عنوان یک مأموریت تخصصی آن‌طور که باید تربیت نمی‌شود. حتی من خاطره‌ای از دوران طلبگی دارم. یکی از استادان بزرگ به ما گفت اگر درس نخوانید، در نهایت امام جماعت یک مسجد می‌شوید! این جمله در ذهن طلبه یعنی امام جماعت شدن، یک موقعیت درجه دو است؛ در حالی که واقعیت کاملاً برعکس است چرا که مهمترین کارکرد اجتماعی یک روحانی می‌تواند امامت مسجد باشد. اگر امام جماعت خودش مسجد را شغل اصلی و مأموریت اصلی‌اش بداند، باید برای آن وقت بگذارد، مردم را بشناسد، محله را بشناسد، مشکلات را بشناسد، جوانان را بشناسد و برنامه داشته باشد. من خودم بیش از ۲۰ سال در این عرصه فعالیت کرده‌ام. امروز هم سه وعده در مسجد امام صادق(ع) هستم. واقعاً اگر کسی سه وعده نماز یک مسجد را بر عهده داشته باشد و بخواهد وظیفه‌اش را درست انجام دهد، آن‌قدر کار دارد که دیگر به سختی می‌تواند کار دیگری را در اولویت قرار دهد.

حجت‌الاسلام باقری: من هم کاملاً موافقم، اما یک نکته را اضافه می‌کنم. امام جماعت باید امام باشد، نه تنها کسی که نماز را اقامه می‌کند، اگر امام جماعت فقط چند دقیقه قبل از نماز وارد مسجد شود و بعد از نماز هم سریع خارج شود، طبیعی است که مسجد به نمازخانه تبدیل شود. امام باید مدیریت کند، ارتباط بگیرد، مردم را بشناسد و حتی در ظاهر و رفتار خودش هم برای مردم الگو باشد. مردم امام جماعت را می‌بینند. نحوه صحبت کردن، پوشش، رفتار و ارتباط او همه در جذب یا دفع مردم اثر دارد. از طرف دیگر، امام باید بتواند ظرفیت‌های مسجد را جمع کند. امروز ما پزشک، خیر، معلم، استاد، جوان، بسیجی، کاسب و افراد مختلفی در محله داریم. اگر امام جماعت این ظرفیت‌ها را کنار هم قرار دهد، مسجد می‌تواند کارهای بسیار بزرگی انجام دهد.

حجت‌الاسلام عبدالرسول باقری
حجت‌الاسلام عبدالرسول باقری

ایمنا: همه چیز به امام جماعت برمی‌گردد؟ پس نقش هیئت امنا در این میان چیست؟

حجت‌الاسلام کیانی: نه، بدون شک امام جماعت به‌تنهایی نمی‌تواند مسجد را اداره کند. رکن دوم، هیئت امناست، من معتقدم امام جماعت به مثابه رهبر مسجد است و هیئت امنا کارگزاران او هستند. اگر این ساختار درست شکل بگیرد، مسجد می‌تواند حرکت کند. یکی از مشکلاتی که داریم این است که بعضی از اعضای هیئت امنا زمانی افراد بسیار مؤثر و فعال محله بوده‌اند، اما امروز سنشان بالا رفته و توان فعالیت گذشته را ندارند؛ با این حال حاضر نیستند مسئولیت را واگذار کنند. ما نباید پیشکسوتان را کنار بگذاریم؛ اتفاقاً باید از تجربه آنها استفاده کنیم. اما باید در کنار آنها یک تشکیلات جوان، پویا و منسجم ایجاد کنیم.بسیج، کانون فرهنگی، خیریه و دیگر مجموعه‌های مسجد نباید هرکدام جزیره‌ای جدا باشند. همه اینها باید در ساختار مسجد و زیر نظر مدیریت واحد مسجد فعالیت کنند.

حجت‌الاسلام باقری: این موضوع را در عمل هم تجربه کرده‌ایم. من معتقدم امام جماعت، هیئت امنا و مردم سه رکن اصلی مسجد هستند. اگر امام قوی باشد اما مردم نباشند، چه اتفاقی می‌افتد؟ مسجد کارکرد خودش را از دست می‌دهد. ما حتی در برنامه‌های خودمان سعی کردیم مردم را در تصمیم‌گیری شریک کنیم. مثلاً وقتی می‌خواهیم وسیله‌ای برای مسجد بخریم، نمی‌گوییم فلان خیر همه هزینه را بدهد. از مردم می‌خواهیم نظر بدهند، پیشنهاد بدهند و حتی هرکس به اندازه توان خودش مشارکت کند. چرا؟ چرا که وقتی مردم برای چیزی پول داده باشند، احساس می‌کنند مال خودشان است و برای حفظش بیشتر تلاش می‌کنند.

ایمنا: یکی از مشکلاتی که در صحبت‌های شما پررنگ بود، فاصله میان نسل قدیم و جوانان است. چطور می‌توان این فاصله را کم کرد؟

حجت‌الاسلام باقری: ما نباید تصور کنیم برای جوان‌گرایی باید پیرمردهای مسجد را کنار بگذاریم. این اشتباه است. همین پیرمردها بودند که سال‌ها مسجد را حفظ کردند. امروز شاید توان گذشته را نداشته باشند، اما دلشان برای مسجد می‌سوزد. ما تلاش کردیم میان این دو نسل ارتباط ایجاد کنیم. مثلاً به جوانی که چای می‌دهد می‌گوییم اول برای آن پیرمرد ببرد، با احترام با او برخورد کند و حتی او را مورد محبت قرار دهد. همین ارتباط‌های ساده باعث می‌شود پیرمرد احساس کند جوان آمده تا ادامه‌دهنده راه او باشد، نه اینکه آمده او را کنار بزند. از طرف دیگر، جوان باید در مسجد نقش واقعی داشته باشد. فقط اینکه بگوییم جوان بیاید و بنشیند کافی نیست. باید مسئولیت بگیرد، برنامه اجرا کند، سرود داشته باشد، در فعالیت اجتماعی مشارکت کند و احساس کند مسجد به او نیاز دارد.

حجت‌الاسلام کیانی: دقیقاً. یکی از آسیب‌های ما این است که گاهی وقتی جوان وارد مسجد می‌شود، با یک رفتار نامناسب او را برای همیشه از مسجد دور می‌کنیم. بعضی مساجد تبدیل به «خانه سالمندان» شده‌اند؛ نه به این معنا که حضور سالمندان بد است، بلکه به این معنا که جوان جایی در آن مسجد برای خودش پیدا نمی‌کند. جوان باید احساس کند مسجد خانه اوست، اما این هم نیازمند شناخت مقتضیات هر محله است. نسخه واحد نمی‌توان برای همه مساجد نوشت. مسجد یک محله با مسجد محله دیگر تفاوت دارد. حتی در یک شهر، بافت جمعیتی مناطق متفاوت است. یک برنامه‌ای که در یک محله جواب می‌دهد، ممکن است در محله دیگری اصلاً جواب ندهد. بنابراین امام جماعت باید محله‌شناس باشد.

مردم و امام جماعت؛ راه‌های بازگشت مساجد به قلب تپنده محلات
حجت‌الاسلام محمد کیانی

ایمنا: در صحبت‌هایتان به فعالیت‌های اجتماعی مسجد اشاره کردید. آیا مسجد می‌تواند دوباره به محل حل مسائل مردم تبدیل شود؟

حجت‌الاسلام کیانی: حتماً. اتفاقاً مسجد ظرفیت بسیار بزرگی برای این کار دارد. برای مثال، در گذشته حل اختلافات در مساجد انجام می‌شد و تأثیر بسیار زیادی داشت. حتی مسئولان قضایی هم بارها گفته‌اند اگر ظرفیت مسجد در حل اختلاف فعال شود، بخشی از مشکلات قضایی کاهش پیدا می‌کند. مسجد محل امن است. وقتی دو نفر با هم اختلاف دارند و یک امام جماعت مورد اعتماد آنها بتواند میانشان وساطت کند، بسیاری از پرونده‌ها اصلاً به مراحل قضایی نمی‌رسد. همین مسئله درباره مشاوره، مسائل خانواده، آسیب‌های اجتماعی و حتی مشکلات روحی مردم هم صدق می‌کند. مسجد باید دوباره خانه امن مردم باشد؛ جایی که مردم احساس کنند اگر مشکلی دارند، می‌توانند به آنجا مراجعه کنند.

حجت‌الاسلام باقری: ما در مسجد خودمان تلاش کرده‌ایم همین اتفاق بیفتد. وقتی مردم بدانند مسجد در مسائل واقعی زندگی آنها کنارشان است، اعتماد می‌کنند. گاهی مسئولان را دعوت می‌کنیم. گاهی برای حل مشکل یک خانواده تلاش می‌کنیم. گاهی خیر را به فرد نیازمند وصل می‌کنیم. گاهی یک پزشک یا متخصص را وارد میدان می‌کنیم. اینها همه همان چیزی است که مسجد را از یک نمازخانه جدا می‌کند.

ایمنا: پس آیا می‌توان گفت یکی از راه‌های جذب مردم، حل مشکلات واقعی آنهاست؟

حجت‌الاسلام باقری: بدون شک مردم با حرف جذب نمی‌شوند؛ با رفتار جذب می‌شوند. اگر جوان ببیند مسجد در مشکل او کنار اوست، خانواده ببیند مسجد به فکر اوست، پیرمرد ببیند حرمتش حفظ می‌شود، نیازمند ببیند کسی او را فراموش نکرده و حتی مسئول ببیند مسجد یک ظرفیت واقعی برای ارتباط با مردم است، مسجد دوباره زنده می‌شود. ما حتی تلاش کردیم مسجد محل دعواهای سیاسی نباشد. همین موجب شده است که افراد مختلف بتوانند در آن حضور پیدا کنند.

حجت‌الاسلام کیانی: این همان چیزی است که من به آن بازگرداندن کارکرد مسجد می‌گویم. ما نباید فقط بگوییم چرا جوان‌ها به مسجد نمی‌آیند. باید بپرسیم مسجد چه چیزی برای جوان دارد؟ اگر مسجد فقط یک نماز و یک منبر داشته باشد، طبیعی است که جوان انتخاب‌های دیگری داشته باشد، اما اگر مسجد آموزش، مشاوره، ورزش، فعالیت اجتماعی، خدمت به مردم، کار فرهنگی، ارتباط با مسئولان و فضای گفت‌وگو داشته باشد و همه اینها در چارچوب هویت دینی قرار بگیرد، آن وقت مسجد دوباره به مرکز محله تبدیل می‌شود.

ایمنا: در این میان، آیا توسعه فرهنگسراها و مراکز فرهنگی باعث دور شدن کارکردهای فرهنگی از مسجد شده است؟

حجت‌الاسلام کیانی: اصل ایجاد فرهنگسرا بد نیست. مسئله این است که چرا این کارکردها از مسجد جدا شدند، اگر در کنار مسجد، فرهنگسرا، مدرسه، ورزشگاه و دیگر امکانات قرار بگیرند و با مسجد ارتباط داشته باشند، اتفاق بسیار خوبی است. در اصفهان اتفاقات خوبی در این زمینه افتاده و حتی در بحث پیوست فرهنگی اقدامات قابل تقدیری انجام شده است. یعنی قبل از اجرای یک طرح شهری باید دید چه اثر فرهنگی بر مردم و محله دارد.من معتقدم این نگاه بسیار مهم است. اگر یک پروژه شهری باعث شود مسیر ارتباط مردم با مسجد قطع شود، باید از ابتدا برای آن فکری کرد، مسجد باید در طراحی محله دیده شود، نه اینکه بعداً یادمان بیفتد یک مسجد هم در محله وجود دارد.

مردم و امام جماعت؛ راه‌های بازگشت مساجد به قلب تپنده محلات

ایمنا: آیا ساختارهای اداری موجود برای مدیریت هزاران مسجد، کارآمد است؟

حجت‌الاسلام کیانی: این یکی از مشکلات جدی است. در استان اصفهان حدود هفت هزار مسجد داریم، اما آیا با چند نیروی محدود می‌توان این تعداد مسجد را مدیریت و نظارت کرد؟ طبیعتاً نه. ما نمی‌توانیم یک دبیرخانه کوچک داشته باشیم و بگوییم امور همه مساجد را مدیریت می‌کنیم. بسیاری از مساجد حتی به شکل مناسب ثبت و ساماندهی نشده‌اند. بنابراین اگر قرار است اتفاقی بیفتد، باید ساختار امور مساجد هم متناسب با این حجم از مأموریت باشد.اما مهم‌تر از ساختار اداری، این است که کار مسجد را نباید آن قدر در بروکراسی گرفتار کنیم که اصل کار از بین برود.

حجت‌الاسلام باقری: دقیقاً. اگر قرار باشد امام جماعت برای کوچک‌ترین اقدام مسجد چند نامه بزند و منتظر چند دستگاه بماند، عملاً انرژی او از بین می‌رود، مسجد نیازمند چابکی است.من اعتقاد دارم بخشی از کار باید به خود روحانیون و امامان جماعت محله واگذار شود. مثلاً اگر در یک منطقه ۱۰ مسجد داریم و ۱۰ امام جماعت فعال داریم، خود اینها بنشینند و برای منطقه برنامه‌ریزی کنند. یک شب همه در مسجد یکدیگر حاضر شوند. یک برنامه مشترک بگذارند. تجربه‌ها را منتقل کنند. مردم هم ببینند روحانیون محله با هم ارتباط دارند. گاهی یک امام جماعت تجربه‌ای دارد که امام جماعت مسجد دیگر اصلاً از آن خبر ندارد. چرا این تجربه‌ها را به اشتراک نگذاریم؟

ایمنا: اگر بخواهید از تجربه‌های خودتان یک نسخه عملی برای فعال شدن مسجد ارائه دهید، از کجا باید شروع کرد؟

حجت‌الاسلام کیانی: من از سه نقطه شروع می‌کنم، امام جماعت، هیئت امنا و مردم.نخست باید امام جماعت را درست تربیت کنیم و جایگاه امامت مسجد را در حوزه‌های علمیه ارتقا دهیم. دوم، هیئت امنا باید متناسب با نیاز امروز مسجد بازطراحی شود؛ پیشکسوتان حفظ شوند، اما نیروهای جوان و فعال هم وارد ساختار شوند. سوم، مردم باید در مرکز برنامه‌ریزی مسجد باشند. بعد از این سه مورد، باید کارکردهای مسجد را یکی‌یکی برگردانیم؛ آموزش، فرهنگ، اجتماع، حل اختلاف، خدمت‌رسانی، مشاوره، ارتباط با مسئولان و فعالیت‌های جوانان.

حجت‌الاسلام باقری: من یک نکته دیگر را اضافه می‌کنم، اینکه نباید منتظر بمانیم همه دستگاه‌ها با هم هماهنگ شوند تا مسجد را فعال کنیم. کار جهادی یعنی خودمان شروع کنیم. اگر چند امام جماعت باتجربه کنار هم بنشینند، تجربیاتشان را منتقل کنند و به چند مسجد دیگر کمک کنند، ممکن است یک جریان واقعی شکل بگیرد. من معتقدم تجربه‌های موفق مسجدی باید مستندسازی شود. مسجدی که توانسته جوان جذب کند، مسجدی که توانسته مردم را پای کار بیاورد، مسجدی که توانسته اختلافات محله را حل کند، باید تجربه‌اش ثبت شود و در اختیار دیگر امامان جماعت قرار بگیرد، نسخه یکسانی وجود ندارد، اما تجربه‌ها می‌توانند به هم کمک کنند.

ایمنا: در نهایت اگر قرار باشد یک جمله خطاب به مسئولان، حوزه‌های علمیه، امامان جماعت و مردم بگویید، مهم‌ترین حرف شما چیست؟

حجت‌الاسلام کیانی: من عرضم این است که اگر مسجد را می‌خواهیم احیا کنیم، باید بدانیم مسجد با بخشنامه احیا نمی‌شود، با امام جماعت، مردم و حضور واقعی مردم در محله احیا می‌شود، مسجد باید دوباره مرکز زندگی محله باشد. باید مردم بدانند اگر مشکلی دارند، جایی هست که می‌توانند به آن مراجعه کنند و از همه مهم‌تر، امام جماعت باید بداند که امامت مسجد یک کار حاشیه‌ای نیست؛ یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های روحانی است.

حجت‌الاسلام باقری: من هم می‌گویم مسجد را باید از مردم شروع کنیم، مردم اگر احساس کنند مسجد برای آنهاست، خودشان مسجد را حفظ می‌کنند، ما باید به جوان مسئولیت بدهیم، به پیرمرد احترام بگذاریم، اختلافات سیاسی را وارد مسجد نکنیم، هیئت امنا را فعال کنیم، امام جماعت را محور قرار دهیم و اجازه دهیم مسجد نفس بکشد، مسجد نباید فقط جایی باشد که مردم برای نماز وارد آن شوند و بیرون بیایند. مسجد باید جایی باشد که مردم زمانی که مشکل دارند، زمانی که کاری دارند، وقتی می‌خواهند با هم ارتباط بگیرند، وقتی می‌خواهند به یکدیگر خدمت کنند و حتی وقتی می‌خواهند برای آینده محله‌شان تصمیم بگیرند، بدانند باید به مسجد بروند،اگر این اتفاق بیفتد، مسجد دوباره همان چیزی می‌شود که در صدر اسلام بود؛ قلب تپنده محله و خانه واقعی مردم.

کد مطلب 997394

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.