علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

«ما در میدان نظامی نمی‌بازیم، اما در میدان رسانه این اتفاق می‌افتد. » این صریح‌ترین حرف علیرضا جلیلی‌فر، چهره ماندگار عکاسی ایران در گفت‌وگویی به مناسبت روز جهانی عکاسی است؛ عکاسی که پس از پنج دهه فعالیت از بی‌توجهی به قدرت تصویر، عکس‌های دیده‌نشده و ضرورت حفظ حافظه تصویری ایران می‌گوید.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، عکاسی برای او تنها ثبت یک لحظه نیست؛ نوعی ایستادن در برابر فراموشی است. پنج دهه از فعالیت حرفه‌ای علیرضا جلیلی‌فر در عرصه عکاسی گذشته؛ از نخستین تجربه‌هایش در مدرسه تا حضور در جبهه‌های دفاع مقدس و ثبت بخشی از تاریخ معاصر ایران. در کارنامه او، عکاسی جنگ در کنار طبیعت، عشایر، کویر، عاشورا و جاذبه‌های گردشگری ایران قرار گرفته است.

جلیلی‌فر، متولد ۱۳۴۲ در اصفهان، استاد دانشگاه، کارشناس ارشد عکاسی، دارنده درجه دو هنری و چهره ماندگار عکاسی در سال ۱۳۹۲ است و در کنار پنج دهه فعالیت در حوزه عکاسی و هنرهای تجسمی در عرصه‌های مستندسازی، گردشگری و اقتصاد هنر نیز فعالیت داشته است،اما گفت‌وگو با جلیلی‌فر در آستانه روز جهانی عکاسی، تنها مرور یک کارنامه پنج‌دهه‌ای نیست؛ او با نگاهی صریح از وضعیت عکاسی و مدیریت فرهنگی کشور انتقاد دارد و معتقد است بخشی از گنجینه تصویری ایران به‌ویژه آثار دفاع مقدس و رخدادهای معاصر، هنوز آن‌گونه که باید دیده و حفظ نشده‌اند.

این هنرمند از عکس‌های جنگ، نگاتیوهای محدود، رزمندگانی که شاید تنها یک‌بار در قاب دوربین قرار گرفتند و عکس‌هایی که هرگز گرفته نشدند سخن می‌گوید؛ تصاویری که به باور او می‌توانستند امروز بخشی از حافظه تاریخی ایران باشند. جلیلی‌فر همچنین از تجربه حضورش در حوادث و جنگ‌های اخیر و محدودیت‌هایی می‌گوید که گاه مانع ثبت لحظه‌های تاریخی شده است.

در آستانه روز جهانی عکاسی با این عکاس پیشکسوت به گفت‌وگو نشستیم؛ گفت‌وگویی درباره عکس‌هایی که ثبت شدند، عکس‌هایی که دیده نشدند و قاب‌هایی که شاید برای همیشه از دست رفتند.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: ورودتان به هنر عکاسی چگونه شکل گرفت؟

جلیلی‌فر: علاقه من به عکاسی از همان دوران مدرسه شکل گرفت. کلاس اول راهنمایی بودم که در مدرسه یک کلاس فوق‌برنامه عکاسی برگزار شد. در آن کلاس شرکت کردم و به عکاسی علاقه‌مند شدم و این علاقه به مرور جدی‌تر شد.

ایمنا: در عکاسی چه چیزی وجود داشت که موجب شد این هنر را تا امروز ادامه دهید؟

جلیلی‌فر: عکاسی به انسان یک نگاه تازه می‌آموزد؛ یک نگاه متفاوت به انسان، طبیعت، اتفاقات و جهان پیرامون. عکاسی موجب می‌شود بهتر ببینی، دقیق‌تر بررسی کنی و اتفاقات اطرافت را با دقت بیشتری نگاه کنی. بعد می‌توانی آنچه را دیده‌ای به دیگران و حتی به جهانیان ارائه کنی.

عکاسی یک رسانه بسیار تأثیرگذار است. حتی معتقدم از بسیاری از رسانه‌ها سالم‌تر و ماندگارتر است. یک عکس خوب ممکن است ده‌ها سال در حافظه انسان باقی بماند.

ایمنا: شما از عکاسان دوران دفاع مقدس هشت ساله هستید، چه شد که تصمیم گرفتید به جبهه بروید؟

جلیلی‌فر: سال ۱۳۶۰ وارد جبهه شدم و در بخش تبلیغات لشکر امام حسین(ع) فعالیت می‌کردم. البته در ابتدا با فضای جنگ آشنا شده بودم و حتی مدتی فعالیت‌هایی در آن فضا داشتم، اما خیلی زود متوجه شدم که من آدم اسلحه و تیر و تفنگ نیستم. چیزی در وجودم سرکشی می‌کرد و آن، علاقه به هنر و به‌ویژه عکاسی بود.به همین دلیل مسیرم را پیدا کردم و دوربین را انتخاب کردم. این احساس را داشتم که کاری که با دوربین می‌توانم انجام بدهم که شاید با روش‌های دیگر نتوانم.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: عکاسی در فضای جنگی چه تفاوتی با سایر گونه‌های عکاسی دارد؟

جلیلی‌فر: عکس جنگ یک ویژگی بسیار مهم دارد؛ بسیاری از سوژه‌های آن قابل تکرار نیستند. ممکن است شما از یک رزمنده عکس بگیرید و چند ساعت بعد او شهید شود. ممکن است از یک لحظه تاریخی عکس بگیرید و آن اتفاق دیگر هیچ‌وقت تکرار نشود.به همین دلیل عکس جنگ فقط یک عکس نیست؛ سند یک لحظه است. سند انسان‌هایی است که در آن لحظه حضور داشته‌اند و گاهی برای همیشه از میان ما رفته‌اند.این عکس‌ها بخشی از فرهنگ و تاریخ این کشور هستند.

ایمنا: با این نگاه، وضعیت نگهداری و عرضه عکس‌های دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جلیلی‌فر: اینجا یکی از مهم‌ترین گلایه‌های من است. آثار عکاسی دفاع مقدس به‌شدت مورد بی‌مهری مدیران فرهنگی کشور قرار گرفته است. نمی‌دانم چرا این موضوع آن‌طور که باید برای مدیران مهم نیست. این عکس‌ها آثار فاخر این مملکت‌ و دقیقاً بخشی از فرهنگ این کشور هستند. اگر این فرهنگ پاسداری نشود، اگر از این آثار مراقبت نشود و اگر این آثار به مردم و حتی جهانیان نشان داده نشوند، ما رسالت خودمان را انجام نداده‌ایم.

عکاسی همچون یک بنای فاخر است. اگر کسی در یک بنای فاخر زندگی نکند و از آن مراقبت نشود، به‌مرور تخریب می‌شود. عکس هم همین‌طور است. حُسن عکاسی این است که باید دیده شود. اگر رسانه‌ها و مدیران فرهنگی کاری نکنند که این آثار دیده شوند، به نظر من بخشی از وظیفه خود را انجام نداده‌اند.

ایمنا: از دوران دفاع مقدس چه تعداد عکس برایتان باقی مانده است؟

جلیلی‌فر: خیلی زیاد اما مسئله اینجاست که کسی نیامده بگوید شما با این همه حضور مستمر در حوزه عکاسی چه کرده‌اید؟ آثار شما کجاست؟ بعد از ۴۰ سال کسی در خانه ما را نزده که بگوید آقا، شما پنج دهه عکاسی کرده‌اید، آثار شما کجاست و چه استفاده‌ای از آنها شده است؟ این درد دل ماست.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: از میان عکس‌های جنگ، آیا تصویری هست که برای خودتان ماندگارتر باشد؟

جلیلی‌فر: عکس‌های زیادی دارم که جایزه گرفته‌اند و مطرح شده‌اند، اما اساساً عکس جنگ برای من ماندگار است؛ چون هر عکس می‌تواند یک اتفاق غیرقابل تکرار را ثبت کرده باشد.گاهی حتی یک جزئیات کوچک، مثل مجروحیت یک رزمنده، امروز تبدیل به سندی تاریخی شده است.

ایمنا: آیا پیش آمده خانواده شهیدی بعداً سراغ عکسی بیایند که شما از فرزندشان گرفته باشید؟

جلیلی‌فر: بله، این اتفاق‌ها وجود داشته است اما موضوع مهم‌تر عکس‌هایی است که گرفته نشدند. خاطرات زیادی دارم از لحظاتی که امروز آرزو می‌کنم ای‌کاش آنجا دوربین را بیرون می‌آوردم و ثبت می‌کردم.بعضی اتفاق‌ها فقط یک بار رخ می‌دهند. اگر همان لحظه ثبت نشوند، دیگر امکان بازسازی‌شان وجود ندارد.در یکی از عملیات‌ها، پشت کانال ماهی، دوستی به نام شهید اصغر اکبری را دیدم. فرمانده گروهان تانک بود. مدتی همدیگر را ندیده بودیم. خیلی خوشحال شدیم که همدیگر را دیدیم.گفت: «یک عکس از من بگیر، چون باید بروم و خیلی کار دارم.»گفتم نمی‌توانم، گفت: «پس یک عکس یادگاری بگیر.»اما به ما تأکید کرده بودند که پارتی‌بازی نکنیم. فیلم و نگاتیو سهمیه داشت و متعلق به بیت‌المال بود. نمی‌شد هرطور دلمان خواست از آن استفاده کنیم.من هم به او گفتم از تو عکس نمی‌گیرم، چون به من گفته‌اند پارتی‌بازی نکن.

ایمنا: حتی با وجود اینکه دوستتان بود؟

جلیلی‌فر: بله. اتفاقاً چون دوست من بود، نمی‌توانستم این کار را بکنم. بعد به او گفتم از فرد دیگری عکس می‌گیرم، اما از تو نمی‌گیرم. بعد همان عملیات، شهید شد.آن اتفاق همیشه در ذهن من مانده است. شاید اگر آن روز عکس می‌گرفتم، امروز یک عکس بسیار ارزشمند از او داشتم؛ اما مسئله این بود که ما در آن زمان به بیت‌المال متعهد بودیم. به نظرم اگر جنگ ما با پیروزی همراه شد، یکی از دلایلش همین رعایت‌ها و همین حساسیت‌ها بود.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: شما از نسلی هستید که هم عکاسی آنالوگ را تجربه کرده‌اید و هم دوران دیجیتال را. این تحول را چطور می‌بینید؟

جلیلی‌فر: عکاسی امروزه واقعا رشد کرد و از یک هنر نسبتاً انحصاری، همگانی شد. این اتفاق بسیار خوبی است، اما یک نکته وجود دارد: امروز همه عکس می‌گیرند، اما همه عکاس نیستند. برای عکاسی باید هنر را دخیل کرد. باید ترکیب‌بندی، نور، رنگ و بسیاری از اصول را شناخت. امروز موبایل امکانات فوق‌العاده‌ای در اختیار مردم قرار داده است. اگر مردم دوره‌های آموزش عکاسی با موبایل را جدی بگیرند و اصول اولیه را یاد بگیرند، می‌توان اتفاقات بسیار خوبی رقم زد. دوربین موبایل کیفیت خوبی دارد، اما ابزار به‌تنهایی عکاس نمی‌سازد.

ایمنا: تفاوت دوران نگاتیو با امروز را از نظر تجربه عکاس چگونه می‌بینید؟

جلیلی‌فر: آن زمان برای هر فریم باید فکر می‌کردید. نگاتیو محدود بود. نمی‌توانستید مثل امروز هزاران عکس بگیرید و بعد بگویید از میان آنها یکی خوب درمی‌آید.هر فریم اهمیت داشت. به همین دلیل عکاس مجبور بود پیش از فشردن شاتر فکر کند. باید می‌دانست چه می‌خواهد ثبت کند.

ایمنا: در یک سال گذشته کشور شاهد اتفاقات و حوادث مختلفی بود. شما به‌عنوان عکاس در برخی از این صحنه‌ها حضور داشتید. تجربه شما از عکاسی در جنگ‌های اخیر چه بود؟

جلیلی‌فر: من اگر در حدود ۲۰ مرحله برای عکاسی در این حوادث حضور پیدا کرده باشم، شاید نزدیک به ۴۰ بار جلوی کارم را گرفتند. مشکل من این است که بعضی مدیران و مسئولان متوجه نیستند عکاس چه چیزی را می‌تواند ثبت کند و این تصویر در آینده چه ارزشی خواهد داشت.من در اصفهان شاید جزو معدود افرادی بودم که احکام مختلفی برای حضور داشتم؛ از سپاه، انتظامی و ارشاد. بسیاری از نیروها من را می‌شناختند و حتی می‌گفتند به شما ارادت داریم، اما در عمل می‌گفتند همین‌جا بنشینید و کاری نکنید.خب عکاس آمده که ثبت کند. مسئولان ما متوجه قدرت تصویر نیستند.

خاطره‌ای از زلزله بم برایتان بگویم، من روز دوم حادثه با یک اکیپ کوچک حدود هفت نفره همراه شدم. یک پزشک، چند امدادگر، یک سگ زنده‌یاب و چند نفر دیگر بودند. یک نفر هم مسئول رسانه‌ای گروه بود. زمانی که دیدم کسی فقط فیلم می‌گیرد، متوجه شدم مسئله چیست. قرار بود اگر کسی زیر آوار جان باخت، این اتفاق ثبت شود تا به دنیا نشان داده شود در آنجا چه گذشته است.در گروه‌های اروپایی هم معمولاً یک فیلمبردار یا عکاس در کنار تیم‌های امدادی حضور دارد،اما ما هنوز قدرت رسانه را آن‌طور که باید درک نکرده‌ایم.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: به نظر شما چرا با وجود چنین تجربه‌هایی، هنوز نگاه برخی مدیران به رسانه و عکاسی محدود است؟

جلیلی‌فر: این یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ماست. چرا آمریکا و اسرائیل در حوزه نفوذ فکری و رسانه‌ای توانسته‌اند این‌قدر اثرگذار باشند؟ چرا که رسانه را می‌شناسند و از آن استفاده می‌کنند، اما ما به اندازه کافی از قدرت رسانه استفاده نمی‌کنیم. بزرگ‌ترین ضربه‌هایی که در برخی مقاطع خوردیم، از رسانه بود. مدیران باید بدانند رسانه فقط یک خبرنگار با دفترچه و قلم نیست. عکس، فیلم و روایت تصویری می‌تواند افکار عمومی را شکل دهد.

امروز در جهان در هر دقیقه میلیاردها تصویر، متن و ویدئو تولید و منتشر می‌شود. در چنین جهانی اگر ما قدرت رسانه‌ای خودمان را جدی نگیریم، طبیعی است که دیگران روایت ما را برایمان بسازند. توصیه من به مدیران و مسئولان این است که این مسئله را جدی بگیرند.بدانید قدرت رسانه چیست، ما در میدان نظامی نمی‌بازیم؛ اما در میدان رسانه این اتفاق می‌افتد.

ایمنا: در جریان تجمعات شبانه مردم هم حضور داشتید و عکاسی می‌کردید. آیا تصویری دارید که فکر کنید در آینده اهمیت تاریخی ویژه‌ای پیدا خواهد کرد؟

جلیلی‌فر: خیلی از این اتفاقات در آینده معنا پیدا می‌کنند. ممکن است امروز یک اتفاق برای ما عادی یا حتی تکراری به نظر برسد، اما بعدها مشخص شود چه اتفاق عظیمی بوده است. ثبت این لحظه‌ها بسیار مهم است. من معتقدم آیندگان باید بتوانند کشف کنند که این ملت چه کارهایی کرده، چه چیزهایی را تجربه کرده و چه روزهایی را پشت سر گذاشته است. این تصاویر صدای تاریخ‌ هستند و قرار است سند تاریخی کشور باشند.

ایمنا: در کنار عکاسی جنگ در حوزه‌های مختلفی همچون طبیعت، عشایر، کویر، عاشورا و جاذبه‌های گردشگری نیز فعالیت داشته‌اید و نمایشگاه‌هایی در داخل و خارج از کشور برگزار کرده‌اید. واکنش مخاطبان به این آثار چگونه بوده است؟

جلیلی‌فر: واکنش مردم بسیار خوب بوده است، مردم ما آدم‌های فهمیده‌ای هستند، اما باید کار رسانه‌ای شده و اطلاع‌رسانی شود.فرض کنید من نمایشگاه برگزار کنم و فقط دوستان، دانشجویان و آشنایان خودم بیایند. چه اتفاقی می‌افتد؟اگر رسانه کمک نکند، خیلی‌ها اصلاً نمی‌دانند چنین نمایشگاهی برگزار شده است،اما وقتی رسانه اطلاع‌رسانی کند، مردم می‌آیند. ممکن است یک نفر در نمایشگاه عکس برادر، پدر یا دوست شهیدش را پیدا کند.اینها اتفاقات بسیار مهمی هستند.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: در نمایشگاه‌های بین‌المللی، کدام موضوعات بیشتر مورد توجه مخاطبان خارجی قرار گرفت؟

جلیلی‌فر: من در حوزه‌های مختلف کار کرده‌ام؛ از عاشورا و جاذبه‌های گردشگری ایران گرفته تا دفاع مقدس، عکس‌های جنگ برای مخاطبان خارجی جذابیت خاصی دارد؛ به‌ویژه زمانی که می‌بینند در جنگ ایران، افراد با سنین مختلف حضور داشته‌اند. اینکه در یک جنگ ممکن است یک نوجوان ۱۴ ساله در کنار یک فرد مسن حضور داشته باشد، برای مخاطب خارجی قابل توجه است، آنها از طریق عکس با بخشی از فرهنگ و تاریخ ایران روبه‌رو می‌شوند.

ایمنا: در آستانه روز جهانی عکاسی، اگر بخواهید درباره جایگاه عکاسی در ایران صحبت کنید، مهم‌ترین دغدغه شما چیست؟

جلیلی‌فر: مهم‌ترین دغدغه من این است که قدر عکس و عکاس را بدانیم.عکاسی فقط ثبت تصویر نیست. عکاسی سند است، تاریخ است، فرهنگ است و رسانه است.ما باید آثار عکاسانمان را حفظ کنیم، آرشیو کنیم، نمایش بدهیم و به جهان معرفی کنیم.یک عکس ممکن است ۱۰۰ سال بعد ارزش بسیار بیشتری از امروز پیدا کند.بنابراین نباید نگاه ما به عکس فقط نگاه امروز باشد.

ایمنا: اگر بخواهید یک توصیه مشخص به نسل جوان عکاسان داشته باشید، چه می‌گویید؟

جلیلی‌فر: فقط عکس نگیرید؛ ببینید.عکاسی از دیدن شروع می‌شود.اگر نگاه نداشته باشید، بهترین دوربین دنیا هم کمکی به شما نمی‌کند.نور، رنگ، ترکیب‌بندی و تکنیک را یاد بگیرید، اما مهم‌تر از همه نگاهتان را تربیت کنید.امروز امکانات بسیار بیشتری از گذشته وجود دارد. یک جوان می‌تواند با تلفن همراهش عکس بگیرد و آن را در چند ثانیه به جهان نشان بدهد.این یک فرصت بسیار بزرگ است،اما باید از این فرصت درست استفاده شود.

علیرضا جلیلی‌فر: جنگ روایت‌ها را جدی نگرفته‌ایم

ایمنا: بعد از پنج دهه فعالیت، وقتی به گذشته نگاه می‌کنید، بزرگ‌ترین حسرت شما چیست؟

جلیلی‌فر: بزرگ‌ترین حسرت من عکس‌هایی است که می‌توانستم بگیرم و نگرفتم. لحظاتی وجود داشت که دیگر تکرار نشدند، اما هنوز معتقدم راه ادامه دارد. هنوز اتفاقات زیادی وجود دارد که باید ثبت شوند.ما باید یاد بگیریم که تصویر را جدی بگیریم. مدیران فرهنگی باید بدانند که یک عکس می‌تواند برای آینده کشور از بسیاری از اسناد ارزشمندتر باشد. عکاس فقط کسی نیست که پشت دوربین می‌ایستد، عکاس کسی است که بخشی از حافظه یک ملت را ثبت می‌کند. اگر این حافظه را حفظ نکنیم، اگر آن را به مردم نشان ندهیم و اگر اجازه ندهیم جهان آن را ببیند، بخشی از تاریخ خودمان را از دست داده‌ایم.

کد مطلب 996811

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.