به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت، سید عباس عراقچی در ابتدای سخنان خود اظهار کرد: نام و یاد شهیدان عزیزمان را اینجا زنده میکنیم؛ شهدای انقلاب اسلامی، شهدای جنگ تحمیلی و در رأس همه آنها، سیدالشهدای انقلاب اسلامی، رهبر شهید، آن مجاهد بزرگی که پس از یک عمر مجاهدت به مقامی که استحقاق آن را داشت، یعنی مقام بلند شهادت رسید. اگرچه ما هیچگاه این خونها را فراموش نمیکنیم، نمیبخشیم و پیگیری میکنیم، اما برای خود ایشان، پس از سالها مجاهدت در راه خدا، شهادت مقامی بود که استحقاق آن را داشتند.
وی افزود: این جنگ چندین اسطوره داشت که یکی از آنها رهبر شهید بود. پس از آن، دانشآموزان و معلمان شهید در مدرسه شجره طیبه میناب نیز به اسطوره و حماسهای تبدیل شدند که هیچگاه فراموش نخواهد شد. اینکه تعداد زیادی معلم و دانشآموز در یک لحظه به خاک و خون کشیده شوند، جنایتی است که هیچگاه بشریت فراموش نخواهد کرد.
وزیر امور خارجه با بیان اینکه این جنگ، یک جنگ فراموشنشدنی در تاریخ بود و هست، ادامه داد: ملت ایران در مقابل بزرگترین ارتش ظاهری دنیا کنار ارتش دیگری که آن هم ادعای قدرت میکرد، با همراهی و پشتیبانی کشورهای غربی و برخی کشورهای دیگر در منطقه و خارج از منطقه، چندین روز مقاومت کرد. آنها ایران را کوبیدند، اما نتوانستند به هیچیک از اهداف خود برسند. مردم ایران مقاومت کردند و فقط با اتکا به قدرت لایزال الهی و قدرت خودشان ایستادگی کردند.
عراقچی گفت: شما به خاطر دارید که در روزهای ابتدایی جنگ، رئیسجمهور آمریکا در پیام کوتاهی گفت: «تسلیم بدون قید و شرط». یعنی کل هدف آنها همین بود: تسلیم بدون قید و شرط ایران. ایران تسلیم نشد. وقتی دیدند این خیال باطل محقق نمیشود، تلاش کردند تغییر رژیم را دنبال کنند؛ نشد. تلاش کردند ایران را تجزیه کنند؛ نشد. تلاش کردند گروههای مختلف را در شهرها و غرب کشور مسلح کنند و خودشان هم اعتراف کردند که به آنها سلاح دادهاند؛ اما این هم نشد.
وی افزود: کسانی که دنبال تسلیم بدون قید و شرط بودند، در فاصله کوتاهی پس از آغاز جنگ، التماس مذاکره کردند. این ما بودیم که میگفتیم آتشبس را قبول نداریم و جنگ را ادامه دادیم تا به نقطهای رسیدیم که پذیرفتند آتشبس و مذاکره با شرایط ایران انجام شود. این مسائل در تاریخ مفصل مکتوب خواهد شد. آنها یک پیشنهاد چندبندی دادند و ما پیشنهاد دیگری ارائه کردیم. دوباره آنها پیشنهاد خود را تغییر دادند و ما هم تغییر دادیم. در نهایت قبول کردند که مذاکره بر اساس پیشنهاد ایران انجام شود. آن زمان بود که ایران آتشبس را قبول کرد. پس از قبول آتشبس، یعنی از زمانی که درخواست مذاکره مطرح شد، مذاکره چند ماه به طول انجامید؛ مدتی که حتی از خود جنگ نیز طولانیتر بود تا اینکه به نقطهای رسیدیم که یک تفاهم چندبندی امضا شد.
وزیر امور خارجه تصریح کرد: همانطور که گفته شد، بارها برخی سفرای کشورهای مختلف به من گفتند که از مجموع بندهای تفاهمنامه، بهطور تقریبی همه آنها به نفع ایران است و تنها بخش کوچکی به نفع طرف مقابل است. شاهد بودید که کمتر از دو هفته بعد، نقض تفاهمنامه را شروع کردند؛ به دلیل اینکه همه آنچه در تفاهمنامه آمده بود، در راستای منافع ایران بود. بزرگترین مخالف و مانع اجرای یادداشت تفاهم، رژیم صهیونیستی بود و هست. آنها همه تلاش خود را کردند که چنین تفاهمی صورت نگیرد، همه تلاش خود را کردند که این تفاهم شکست بخورد و همه تلاش خود را کردند که به اجرا درنیاید و هنوز هم این تلاش را ادامه میدهند.
عراقچی با بیان اینکه «ما با اقتدار جنگیدیم و با اقتدار هم مذاکره کردیم»، افزود: باز این تعبیر را در همین جمع میگویم که بسیاری از وزرای خارجه به من گفتند: «شما هم جنگ را بردید و هم دیپلماسی را بردید.» اینکه میگویم ما در دیپلماسی موفق و پیروز میدان بودیم، موفقیت و پیروزی شخص من نیست. خدا را شاهد میگیرم و دلم میخواهد تأکید کنم که این پیروزی متعلق به وزارت امور خارجه نیست. ما ابزار آن بودیم. این پیروزی مردم ایران بود. این نتیجه مقاومت در جنگ بود که دشمن را وادار کرد به پذیرش خواستههای ایران؛ بنابراین وقتی میگوییم ما دیپلماسی را بردیم، معلوم است که ایران پیروز شده است؛ نه وزارت امور خارجه، نه حتی دولت، بلکه همه ما با هم. دستاوردهای قدرت توسط دیپلماسی تثبیت و تحکیم میشوند. گل قدرت را دیپلماسی میچیند.
وی در ادامه گفت: چند نکته را درباره موضوعی که بیشتر مرتبط با بحث شماست، میگویم و آن دیپلماسی آموزشی است. در ادامه همین بحث قدرت و اینکه دیپلماسی با اتکا به قدرت جلو میرود، عوامل تشکیلدهنده قدرت کشور متعدد و متنوع هستند. در دنیای امروز، همچنان قدرت سخت حرف اول را میزند. در این جنگ، این موشکهای ما بودند که محور قدرت ما شدند؛ در این هیچ تردیدی نیست.
وزیر امور خارجه ادامه داد: عوامل دیگری نیز هستند که قدرت کشورها را میسازند و تکمیل میکنند که با عنوان قدرت نرم شناخته میشوند. قدرت اقتصادی، قدرت تبلیغاتی و عوامل متعدد دیگری وجود دارند. شاید از همه اینها مهمتر، نیروی انسانی باشد. کشوری که از نیروی انسانی زیاد، متخصص و حرفهای برخوردار باشد، مؤلفه مهم قدرت را در اختیار دارد. این نیروی انسانی را چه کسی تربیت میکند؟ نظام تعلیم و تربیت کشور؛ نظام تعلیم و تربیت میتواند عامل قدرت کشور باشد.
عراقچی افزود: ما در وزارت امور خارجه چه کمکی میتوانیم به این نظام تعلیم و تربیت، به این بُعد از قدرت ملی، بکنیم؟ اینجاست که چیزی به نام دیپلماسی آموزشی مطرح میشود. نخستین کار، تبادل تجربیات با کشورهاست. ما در محتوا و اصول چیزی نمیخواهیم از آنها یاد بگیریم، اما در شیوههای اجرا، کارهای زیادی است که دیگران انجام دادهاند و ما میتوانیم از طریق تبادل تجربه، آنها را فرابگیریم و بهکار بگیریم؛ همانطور که ما تجربیاتی داریم که میتوانیم در اختیار دیگران قرار دهیم.
وی تصریح کرد: انتقال فناوریهای مربوط به آموزش و پرورش و فناوریهای مربوط به تعلیم و تربیت، از مأموریتهای ماست و خودمان هم قائل هستیم که این کار با همکاری وزارت آموزش و پرورش میتواند انجام شود. حضور در مجامع بینالمللی نیز موضوع مهم دیگری است. ما بهطور کلی بهشدت مخالف سیاست صندلی خالی هستیم. صندلی جمهوری اسلامی در هیچ مجموعه بینالمللی، در هیچ کنفرانس بینالمللی و در هیچ اجلاس بینالمللی نباید خالی باشد. ما باید حاضر باشیم، باید حرف بزنیم، باید از موضع کشورمان دفاع کنیم، باید بتوانیم داشتههایمان را عرضه کنیم و دستاوردهایمان را نشان دهیم.
وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه « به نظر من، مدارس ایرانی خارج از کشور بسیار مهم هستند»، گفت: آماری که من دارم، ۷۶ مدرسه در ۳۸ کشور داریم و ۴۳۰ معلم نیز اعزام میشوند. رهبر شهید تأکید بسیاری بر مدارس داشتند. در هر سمیناری که داشتیم و در سفرها و برنامههای مختلف، بر مدارس ایرانی تأکید میکردند و ما را منع کرده بودند که بچههایمان را بهجای دیگری غیر از مدارس ایرانی بفرستیم، حتی اگر جایی مدرسهای با دو یا سه نفر تشکیل شود.
نظر شما