گذار شهرها از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

مدل‌های مشارکت شهروندی و تعاونی‌های انرژی محلی نشان‌دهنده تغییر در رویکرد مدیریت انرژی شهری و گذار از الگوی متمرکز به سمت نظام مشارکتی، غیرمتمرکز و محلی هستند. در این الگو شهروند فقط مصرف‌کننده انرژی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان سرمایه‌گذار، تولیدکننده و تصمیم‌گیرنده در نظام انرژی حضور داشته باشد.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، شهرها در سال‌های آینده به‌طور فزاینده‌ای استراتژی‌های عملی برای حل مشکلات روزافزون تغییرات اقلیمی را در اولویت قرار خواهند داد و از چارچوب‌های مفهومی فراتر خواهند رفت تا راه‌حل‌های عملی را اجرا کنند. میکروگریدها و تولید انرژی محلی، نه‌تنها یک گزینه فنی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای ساخت شهرهای تاب‌آور، کم‌کربن و مشارکتی هستند. شهرها می‌توانند با تلفیق این سیستم‌ها با سیاست‌های تشویقی هوشمند، مشارکت شهروندی و فناوری‌های ذخیره‌سازی، در برابر شوک‌های اقلیمی، نوسانات قیمت انرژی و اختلالات شبکه، واکنش سریع‌تر و انعطاف‌پذیرتری داشته باشند و آینده‌ای پایدارتر برای شهروندان خود رقم بزنند.

در ساختار سنتی نظام انرژی، رابطه میان شهروند و شبکه برق به مصرف انرژی و پرداخت هزینه آن محدود می‌شود، اما در الگوهای جدید، این رابطه دستخوش تغییر شده است و شهروند می‌تواند هم‌زمان در جایگاه مصرف‌کننده، تولیدکننده، سرمایه‌گذار و مالک بخشی از زیرساخت انرژی قرار گیرد. این تغییر رویکرد یکی از پایه‌های اصلی گذار به نظام انرژی غیرمتمرکز محسوب می‌شود.

در چنین ساختاری تولید انرژی از نیروگاه‌های بزرگ و متمرکز به مجموعه‌ای از واحدهای کوچک و متوسط در سطح محله و شهر نیز گسترش می‌یابد. پشت‌بام ساختمان‌های عمومی، مدارس، پارکینگ‌ها، انبارها، مجتمع‌های مسکونی و سایر فضاهای مناسب شهری می‌توانند به محل تولید انرژی تبدیل شوند و شهروندان از طریق عضویت یا سرمایه‌گذاری جمعی در پروژه، در منافع حاصل از آن سهیم شوند. این مدل در شهرهای متراکم اهمیت بیشتری دارد، زیرا محدودیت زمین و دسترسی نابرابر به پشت‌بام‌های مناسب، در صورت اتکا به مالکیت خصوصی تجهیزات، می‌تواند موجب شود بخش قابل‌توجهی از شهروندان از فرایند گذار انرژی کنار گذاشته شوند.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

مدل‌های مختلف مشارکت شهروندی در پروژه‌های انرژی

مشارکت شهروندان در پروژه‌های انرژی می‌تواند اشکال متفاوتی داشته باشد. در ساده‌ترین مدل، شهروندان با سرمایه‌گذاری جمعی در یک پروژه، در تأمین منابع مالی آن مشارکت می‌کنند و از درآمد حاصل از تولید و فروش انرژی بهره‌مند می‌شوند. در این ساختار شهروند برای مشارکت اقتصادی الزاماً به نصب تجهیزات در محل سکونت خود نیاز ندارد.

مدل دیگر، اشتراک‌گذاری مستقیم انرژی تولیدشده در یک محدوده محلی است. در این حالت برق تولیدشده توسط یک نیروگاه خورشیدی یا سایر منابع تجدیدپذیر می‌تواند میان خانوارها، کسب‌وکارها و ساختمان‌های عمومی یک منطقه توزیع یا در چارچوب سازوکارهای مشخص با مصرف آنها تطبیق داده شود. این مدل به‌ویژه برای مجتمع‌های مسکونی و محله‌هایی قابل توجه است که ظرفیت تولید و مصرف انرژی در آنها به‌صورت مکمل وجود دارد.

در مدل قراردادی نیز شهروند می‌تواند بدون آنکه مالک بخشی از نیروگاه باشد، از طریق انعقاد قرارداد با جامعه انرژی یا بهره‌بردار پروژه، از انرژی تولیدشده یا منافع اقتصادی آن بهره‌مند شود. این مدل می‌تواند برای مستأجران و افرادی که تمایل یا توانایی سرمایه‌گذاری مستقیم ندارند، گزینه مناسب‌تری باشد.

در پیشرفته‌ترین شکل، این الگوها با یکدیگر ترکیب می‌شوند و ساختاری شکل می‌گیرد که در آن شهروندان هم در مالکیت پروژه مشارکت دارند، هم از انرژی تولیدشده استفاده می‌کنند و هم در تصمیم‌گیری‌های مربوط به نحوه توسعه و مدیریت پروژه نقش دارند.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

نقش شهرداری‌ها در توسعه جوامع انرژی

در الگوی مشارکتی، نقش شهرداری به سرمایه‌گذاری مستقیم یا احداث نیروگاه محدود نمی‌شود. شهرداری می‌تواند به‌عنوان تسهیل‌گر، هماهنگ‌کننده و فراهم‌کننده زیرساخت‌های لازم برای شکل‌گیری جوامع انرژی فعالیت کند. اختصاص ساختمان‌های عمومی و فضاهای شهری مناسب برای نصب تجهیزات خورشیدی، شناسایی ظرفیت‌های تولید انرژی در محله‌ها، فراهم کردن داده‌های مربوط به پتانسیل خورشیدی ساختمان‌ها، تسهیل فرایندهای اداری و صدور مجوز، ایجاد سازوکارهای حمایتی برای خانوارهای کم‌برخوردار و ایجاد ارتباط میان شهروندان، شرکت‌های انرژی و سرمایه‌گذاران خصوصی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند توسط مدیریت شهری دنبال شود.

در این رویکرد، شهرداری از یک نهاد مصرف‌کننده یا تولیدکننده انرژی به تسهیل‌گر اقتصاد انرژی محلی تبدیل می‌شود. این تغییر نقش می‌تواند بدون نیاز به سرمایه‌گذاری گسترده مستقیم، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر ایجاد کند.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

مشارکت واقعی؛ فراتر از اطلاع‌رسانی عمومی

یکی از الزامات اساسی موفقیت جوامع انرژی، ایجاد مشارکت واقعی شهروندان است. اطلاع‌رسانی درباره یک پروژه یا دریافت نظر شهروندان، به‌تنهایی به معنای مشارکت محسوب نمی‌شود. شهروندان باید متناسب با ساختار پروژه، امکان اثرگذاری بر تصمیمات، مشارکت اقتصادی یا مالکیت بخشی از پروژه را داشته باشند.

انجمن بین‌المللی مشارکت عمومی (چارچوب مشارکت عمومی IAP2) یک مدل شناخته‌شده جهانی برای طراحی و اجرای فرایندهای مشارکت شهروندی است که نقش و میزان تأثیرگذاری مردم در تصمیم‌گیری‌های عمومی را مشخص می‌کند. این چارچوب مشارکتی بر طیفی از سطوح مشارکت تأکید دارد که از اطلاع‌رسانی آغاز می‌شود و تا مشارکت در تصمیم‌گیری و توانمندسازی پیش می‌رود.

در پروژه‌های انرژی محلی، هرچه مشارکت شهروندان از سطح اطلاع‌رسانی به سمت مالکیت و حکمرانی مشترک حرکت کند، امکان ایجاد اعتماد و شکل‌گیری منافع پایدار محلی افزایش خواهد یافت. عنوان «انرژی شهروندی» زمانی معنا پیدا می‌کند که شهروند فقط مخاطب پروژه نباشد، بلکه سهمی مشخص و قابل اندازه‌گیری در منافع، مالکیت یا تصمیم‌گیری داشته باشد.

شیوه‌های تأمین مالی پروژه‌های انرژی محلی

تأمین مالی تعاونی‌های انرژی می‌تواند بر اساس ترکیبی از سرمایه شهروندان، منابع عمومی، تسهیلات بانکی، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تأمین مالی جمعی انجام شود. در این میان سرمایه اعضا اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا مالکیت شهروندی را از همان ابتدای پروژه شکل می‌دهد و ارتباط اقتصادی میان شهروند و پروژه را تقویت می‌کند.

شهرداری می‌تواند با اختصاص بخشی از منابع خود یا ارائه مشوق‌های مالی و غیرمالی، هزینه اولیه شکل‌گیری پروژه را کاهش دهد. مشارکت بخش خصوصی نیز امکان بهره‌گیری از دانش فنی، تجربه اجرایی و ظرفیت‌های مدیریتی را فراهم می‌کند، مشروط بر آنکه ساختار مالکیت و منافع شهروندان به‌صورت شفاف تعریف شده باشد.

افزون بر این، تأمین مالی جمعی ظرفیت مهمی برای پروژه‌های محلی محسوب می‌شود. در این روش تعداد زیادی از شهروندان با سرمایه‌های کوچک در پروژه مشارکت می‌کنند. شفافیت درباره میزان سرمایه مورد نیاز، هزینه‌های پروژه، نرخ بازده، ریسک سرمایه‌گذاری و نحوه خروج اعضا، پیش‌شرط اساسی موفقیت چنین سازوکاری است. نبود ساختار شفاف تصمیم‌گیری می‌تواند موجب تمرکز قدرت در اختیار گروه محدودی از اعضا شود.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

تعاونی انرژی؛ پیوند اقتصاد محلی، محیط زیست و سرمایه اجتماعی

مهم‌ترین ویژگی تعاونی‌های انرژی آن است که سه حوزه اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی را به یکدیگر پیوند می‌دهند. از منظر اقتصادی، شهروندان در یک فعالیت مولد مشارکت می‌کنند و بخشی از منافع پروژه در همان جامعه محلی باقی می‌ماند. از منظر زیست‌محیطی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر به کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاهش انتشار آلاینده‌ها کمک می‌کند. از منظر اجتماعی نیز مشارکت مشترک شهروندان در یک پروژه ملموس می‌تواند موجب تقویت اعتماد و سرمایه اجتماعی شود.

به همین دلیل، تعاونی انرژی را نباید فقط یک روش تأمین مالی نیروگاه تلقی کرد. این مدل می‌تواند به‌عنوان یکی از ابزارهای حکمرانی مشارکتی و توسعه اقتصاد محلی مورد استفاده قرار گیرد. ریسک‌های اقتصادی ناشی از تغییر هزینه تجهیزات، شرایط بازار برق، هزینه تأمین مالی و هزینه‌های نگهداری از جمله عوامل مؤثر بر سودآوری پروژه هستند.

موضوع عدالت اجتماعی در این تعاونی‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر میزان سرمایه اولیه برای عضویت بالا تعیین شود، خانوارهای کم‌درآمد از مشارکت کنار گذاشته خواهند شد، همچنین لازم است سازوکار مشخصی برای انتقال سهم، خروج اعضا و بازگشت سرمایه آنها پیش‌بینی شود. اعتماد عمومی مهم‌ترین سرمایه اجتماعی چنین پروژه‌هایی است. انتشار منظم اطلاعات مربوط به میزان تولید انرژی، درآمد پروژه، هزینه‌های اجرایی، نحوه توزیع منافع و تصمیمات مدیریتی می‌تواند نقش مهمی در حفظ اعتماد اعضا داشته باشد.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

اسپانیا؛ پیوند انرژی شهروندی با عدالت اجتماعی

در سال‌های اخیر اسپانیا به یکی از پیشگامان اروپا در توسعه جوامع انرژی محلی و تعاونی‌های انرژی شهروندی تبدیل شده است. پس از اصلاحات قانونی و تسهیل چارچوب‌های حقوقی، صدها ابتکار انرژی محلی در شهرها و روستاهای این کشور شکل گرفته‌اند که نه‌تنها تولید انرژی پاک را افزایش داده‌اند، بلکه به‌طور فعال به مقابله با فقر انرژی و کاهش نابرابری‌های اجتماعی پرداخته‌اند.

در بسیاری از پروژه‌ها، نیروگاه‌های خورشیدی روی پشت‌بام ساختمان‌های عمومی از جمله مدارس، سالن‌های ورزشی، ساختمان‌های شهرداری و حتی اماکن مذهبی نصب شده‌اند و برق تولیدی از طریق شبکه توزیع، در اختیار خانوارهای عضو تعاونی قرار گرفته است. در بعضی مدل‌ها، بخشی از برق تولیدی به‌طور اختصاصی به خانوارهای آسیب‌پذیر و کم‌برخوردار منطقه اختصاص پیدا می‌کند که توسط خدمات اجتماعی شهرداری شناسایی شده‌اند.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

برای کاهش موانع ورود گروه‌های کم‌درآمد، سازوکارهای مالی خاصی طراحی شده است. در تعاونی‌هایی همچون «تارادل پایدار(Taradell Sostenible)» در کاتالونیا، حق عضویت استاندارد حدود ۱۰۰ یورو است، اما خانوارهایی که توسط مراجع محلی در وضعیت فقر یا آسیب‌پذیری انرژی طبقه‌بندی شده‌اند، می‌توانند با پرداخت تنها ۲۵ یورو و در بعضی موارد حتی بدون پرداخت، از طریق سیستم مبادله عضویت به تعاونی بپیوندند و از برق ارزان‌تر بهره‌مند شوند. این سازوکارها امکان مشارکت مستأجران، خانوارهای بدون پس‌انداز کافی و کسانی را فراهم می‌کند که توانایی سرمایه‌گذاری اولیه ۵ تا ۶ هزار یورویی برای نصب پنل خورشیدی شخصی را ندارند.

شهرداری والنسیا با اصلاح مقررات خرید عمومی، به جوامع انرژی شهروندی اجازه داده است تا از پشت‌بام‌های ساختمان‌های عمومی برای نصب پنل‌های فتوولتائیک استفاده کنند. در ازای آن، این جوامع متعهد می‌شوند حداقل ۱۰ درصد از انرژی تولیدی را به ساختمان‌های عمومی و حداقل ۵ درصد را به خانوارهای آسیب‌پذیر اختصاص دهند. پروژه‌هایی همچون «WELLBASED» و «POWER UP» در این شهر اجرا شده‌اند که هدفشان کاهش فقر انرژی و توانمندسازی بیش از ۱۳۰ خانوار آسیب‌پذیر از طریق مداخلات کارایی انرژی و دسترسی به انرژی محلی بدون نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه بوده است.

گذار از مصرف‌کننده انرژی به شهروند انرژی

این تجربه نشان می‌دهد که طراحی مدل مشارکت شهروندی باید با توجه به عدالت اجتماعی انجام شود. در صورتی که ورود به تعاونی‌های انرژی فقط به شهروندانی با توان مالی بالا محدود شود، ممکن است منافع اقتصادی گذار انرژی نیز همانند بسیاری از منابع دیگر به شکل نابرابر توزیع شود. از این رو، مشارکت گروه‌های کم‌درآمد، مستأجران و خانوارهایی که امکان سرمایه‌گذاری قابل‌توجه ندارند، باید از ابتدا در طراحی مدل مورد توجه قرار گیرد.

کد مطلب 995767

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.