به گزارش خبرگزاری ایمنا، امروز که از «مدافعان حرم» حرف میزنیم، خیلیها تصور میکنند ماجرا فقط به جنگ سوریه و ظهور داعش برمیگردد. انگار یک روز خورشید طلوع کرد و گروهی سیاهپوش به اسم خلافت اسلامی سر برآوردند و ایران هم تصمیم گرفت چند مستشار نظامی به دمشق بفرستد، اما حقیقت، بسیار عمیقتر و ریشهدارتر از این حرفها است. آنچه یک جوان فاطمیون را از قلب افغانستان به خاک غریب سوریه کشاند، آنچه سردار همدانی را از سنگرهای دیروز جبهههای غرب کشور به کوچههای حلب رساند، مولود یک تفکر منسجم، رئالیستی و آیندهنگر بود که از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، مثل نهالی در دل سپاه پاسداران کاشته شد و حالا درخت تناوری شده که سایهاش بر امنیت ایران و محور مقاومت گسترده است.
اگر بخواهیم صادقانه پیش برویم، باید از یک سؤال ساده، اما عمیق شروع کنیم: چرا یک انقلاب نوپا، در حالی که هنوز خاکریزهای داخلیاش را محکم نکرده، باید به فکر نبرد در سرزمینهای دور باشد؟ پاسخ، در دل یک درس تلخ نهفته است که خیلی زود به دکترین تبدیل شد.
یک نگاه رئالیستی؛ دشمن همین جاست، پشت مرز منتظر نمان
انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، اما دیری نپایید که شواهد عینی و اسناد منتشرنشده، یک واقعیت انکارناپذیر را آشکار کردند: این انقلاب، در ذات دشمن دارد. خیلیها امروز تلاش میکنند این گزاره را وارونه جلوه دهند و بگویند «ایران خودش برای خودش دشمن ساخت»، اما تاریخ چیز دیگری میگوید. اگر ایران به دنبال دشمنتراشی بود، چرا همان ماههای ابتدایی، دولت موقت و سپس دولتهای بعدی تلاشهای مکرری برای تنظیم روابط با آمریکا انجام دادند؟ چرا حتی در ماجرای مکفارلین و پشتپردههای ایران-کنترا، چراغهای سبزی از سوی تهران روشن شد؟ اسنادی که از دل لانه جاسوسی بیرون آمد، روشن کرد که سفارت آمریکا نه یک مرکز دیپلماتیک، بلکه ستاد عملیات براندازی نرم، سازماندهی کودتا و شبکهسازی علیه انقلاب بود.
هنوز یک سال از انقلاب نگذشته بود که کودتای نوژه طراحی شد؛ خلبانهای باقیمانده از دوران شاه با حمایت خارجی میخواستند پایگاهها را بمباران کنند و کار انقلاب را یکسره کنند. در غرب کشور، تحرکات تروریستی گروهکها و منافقین بالا گرفت، همانها که بعدها نشان دادند تا چه حد میتوانند به دست دشمن بعثی ابزار شوند. در جنوب شرق هم ناامنیها ریشه میدواند.
اما نقطه اوج، هجوم سراسری صدام به ایران در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ بود. صدام تنها نبود؛ پشت سرش، پول عربی، اطلاعات غربی و چراغ سبز ابرقدرتها روشن بود. اینجا بود که آن جرقه راهبردی در ذهن فرماندهان نوپای سپاه شکل گرفت: ما اگر اجازه دهیم دشمن هر طور خواست نزدیک شود، همیشه همین خاک، خونریزی خواهد دید. پس باید میرفتیم آن طرف مرزها، نه برای جهانگشایی، که برای بستن راه دشمن قبل از رسیدنش به خانه. تفکری که در دل جنگ تحمیلی زاده شد، خیلی ساده بود: دفاع در عمق، قبل از آنکه اجبار به دفاع در خاک خودی شود.
از همین منطق بود که نیروی قدس سپاه پاسداران معنا پیدا کرد؛ بازوی تحقق همان دکترین رئالیستی که میگفت: «دشمن را در سرزمین خودش مهار کن، پیش از آنکه وارد سرزمینت شود.»

اولین گام فرامرزی؛ حزبالله لبنان، معجزه مقاومت
اولین تجلی این تفکر، نه در سوریه، که در لبنان رقم خورد. در اوایل دهه ۶۰ خورشیدی، اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرده بود و جامعه شیعیان لبنان، زیر فشار طاقتفرسای اشغالگری و محرومیت له میشد. امام خمینی (ره) آن جمله معروف را گفتند که «راه قدس از کربلا میگذرد»، اما در عمل، راه قدس از روستاهای محروم جنوب لبنان هم گذشت. ایران، با وجود همه مشکلات داخلی و جنگی که تازه تمام شده بود، دست به یک اقدام استراتژیک زد: اعزام مستشارانی برای آموزش و سازماندهی جوانان حزبالله. این یک سرمایهگذاری تنها نظامی نبود؛ یک پیوند اعتقادی و هویتی بود.
نتیجه چه شد؟ در سال ۲۰۰۰، اسرائیل بدون هیچ شرط و امتیازی از جنوب لبنان عقبنشینی کرد، در حالی که ارتش تا بن دندان مسلحش از یک جنبش چریکی مردمی شکست خورده بود. این اولین پیام روشن به دشمنان بود: دیواری به نام مقاومت دارد قد میکشد. حزبالله دیگر یک گروه پراکنده نبود؛ یک هسته سخت از زنجیرهای شد که بعدها شگفتیهایش جهان را تکان داد.

عراق؛ جایی که مقاومت از خاکستر اشغال سر برآورد
با سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، خیلیها فکر کردند آمریکا حالا همسایه دیوار به دیوار ما شده و کار تمام است، اما درست در همان نقطه، سناریوی بعدی مقاومت ورق خورد. در عراق، هستههای مقاومت علیه اشغالگری شکل گرفت؛ گروههایی که اگرچه بومی بودند، اما پیوندهای فکری و اعتقادی با انقلاب اسلامی داشتند. اینجا بود که شهید حاج قاسم سلیمانی وارد عمل شد، نه با یک لشکر، که با یک نقشه ذهنی منسجم: پیدا کردن هستهها، اعتمادسازی، آموزش و بعد اتصال آنها به یکدیگر. این مرحله، تبدیل «هستههای پراکنده مقاومت» به «حلقههای متحد» بود.
در عراق، حلقه مقاومت شکل گرفت تا هم اشغالگری آمریکا را زمینگیر کند و هم نگذارد پسلرزههای تروریسم تکفیری به مرزهای ایران برسد. آنهایی که امروز با پهپاد، پایگاههای آمریکا را هدف میگیرند، فرزندان همان حلقهای هستند که از دل اشغال بیرون آمد و حالا به یک نیروی بازدارنده بومی تبدیل شده است.

دروازههای فلسطین و یمن؛ گشودن جبهههایی که دشمن فکرش را هم نمیکرد
اگر حزبالله لبنان بازوی شمالی و مقاومت عراق بازوی شرقی این زنجیره باشند، نباید از کرانه باختری، غزه و یمن غافل شد. در فلسطین، گروههای مقاومت از حماس تا جهاد اسلامی، هر چند تفاوتهای مذهبی و سیاسی دارند، اما در ترازوی مقابله با اسرائیل، وزن استراتژیک یکسانی برای ایران پیدا کردند. توان موشکی غزه که امروز میتواند تلآویو و حیفا را به لرزه درآورد، حاصل سالها کار شبانهروزی مهندسی معکوس و انتقال تجربه است.
و بعد، یمن. جایی که خیلیها باور نمیکردند انصارالله بتواند در برابر ائتلاف ثروتمند عربی دوام بیاورد. اما همین گروه، امروز بابالمندب را مثل شیرِ آبی در مشت خود میفشارد. در بحبوحه تنشها، وقتی ایران در تنگه هرمز موضع میگیرد، یمن در جنوب، شریان حیاتی اقتصاد اسرائیل و غرب را میبندد. این هماهنگی شگفتانگیز، یک تصادف نیست؛ ثمره همان پیوند زنجیرههاست که حاج قاسم سلیمانی و یارانش سالها برای آن تلاش کردند.

سوریه؛ جایی که خط مقدم فرو ریختنی نبود
اما اگر بخواهیم نقطه اوج و غلیان همه این سالها مقاومت را نشان دهیم، باید به سوریه و ماجرای «مدافعان حرم» برسیم. در بحبوحه بهار عربی و هرجومرجی که منطقه را فراگرفت، پروژهای خطرناک از درون غبار بیرون آمد: داعش. گروهی که فقط تروریست نبود، یک اهرم ژئوپلیتیک بود برای شکستن کمر محور مقاومت از نقطه ثقلش، یعنی سوریه. خط مقدم جبهه، دمشق و حلب بود. آمریکا و اسرائیل و ارتجاع منطقه تصور کردند اگر سوریه سقوط کند، کار تمام است.
اینجا بود که همان دکترین دیروز خودی نشان داد. اگر خط مقدم ما در سوریه فرو میریخت، ایستگاه بعدی عراق بود و سپس ایران و لبنان. رزمندگان ما این را خوب میدانستند. مثل کسی که میبیند همسایهاش آتش گرفته و میداند اگر آتش را خاموش نکند، شعلهها به خانه خودش هم خواهد رسید. پس رفتند؛ نه به جنگ، که به دفاع. مستشاری، آموزش و سازماندهی. شهید حاج قاسم سلیمانی و سردار همدانی، در دل میدان، نیروهای مردمی سوریه را متحد کردند، گروههای فاطمیون و حیدریون را از افغانستان و پاکستان و عراق پای کار آوردند. بچههایی که در خاک غریب، حرم عمه سادات را سپر گرفتند تا حریم ایران را حفظ کنند. «مدافع حرم» یعنی همین: نگهبانی از مقدساتی که سنگر نمادین امنیت یک ملت شده است.
نتیجه چه شد؟ درست است که دشمن خرابی به بار آورد و جنگ طول کشید، اما آن عملیات تأخیری دهسالهای که فرماندهان ما طراحی کردند، مانع تحقق اهداف اولیه دشمن شد. قرار بود سوریه ظرف چند ماه سقوط کند، به پناهگاه امن تکفیریها تبدیل شود و سپس زهر خود را به مرزهای ایران بریزد. اما خون جوانان مدافع حرم، یک دیوار آتشین دور تا دور ایران کشید. اگر امروز در خیابانهای شهرهایمان امنیت داریم، ریشهاش را باید در همان خاکهای غریب دمشق و خان طومان جستوجو کرد.

محصول نهایی؛ چرا امروز دشمن در حسرت حمله به ایران مانده؟
حالا، از آن بالا که نگاه کنیم، ثمرات این درخت پربار را بهتر میبینیم. آمریکا دیگر با صراحت نمیگوید به دنبال «تغییر رفتار» ایران است؛ بحثشان به طور رسمی نابودی تمدنی ایران شده بود. اسرائیل هم بارها و بارها نقشههای تجزیه ایران را ترسیم کرد. اما چرا هیچکدام از این تهدیدها عملی نشد؟ چون اگر اسرائیل بخواهد تمام قوایش را به سمت ایران نشانه برود، باید اول از سد حزبالله رد شود. امروز، دو سوم ارتش اسرائیل در جبهه جنوب لبنان و کرانه باختری درگیر است؛ قدرتی که اگر آزاد میشد، معلوم نبود چه بر سر ایران میآمد. در یمن، کشتیهای حامی اسرائیل جرات عبور از بابالمندب ندارند. در عراق، پایگاههای آمریکا زیر ضرب مقاومت است. همه این جبههها، تحت یک فرماندهی مشترک، مثل یک ارکستر هماهنگ، ضربه میزنند.
آن وعدهای که میگفت «جوانان غیور سوریه طومار تکفیریها را خواهند پیچید»، محقق شد و حالا میراث مدافعان حرم، فقط یک مزار یا یک نام نیست. میراثشان، یک کمربند امنیتی به وسعت هزاران کیلومتر است که نمیگذارد دشمن حتی به نزدیکی مرزهایمان فکر کند. آنها رفتند تا ما بمانیم. جانشان را دادند تا ایران، این تمدن کهن، زانو نزند و کمر راست کند.
اگر خط مقدم مقاومت در سوریه شکسته میشد، مرحله بعدی عراق و ایران بود
حسین کنعانی مقدم کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، این تفکر در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت که با توجه به تجربه دوران دفاع مقدس و تجاوز عراق به جمهوری اسلامی ایران، نباید اجازه داد دشمن به مرزها و خاک کشور نزدیک شود؛ بنابراین باید با تهدید در سرزمین خودش مقابله کرد.
وی افزود: بر همین مبنا، دکترین مقابله با دشمن در فراتر از مرزها مطرح شد و یکی از پایههای آن، تقویت نیروهای مقاومت در منطقه بود. در همین چارچوب شاهد شکلگیری هستههای مقاومت در کشورهای مختلف منطقه بودیم؛ در عراق برای مقابله با اشغالگری آمریکا، در افغانستان، لبنان در برابر رژیم صهیونیستی، یمن در مقابل تجاوزات سعودی و در سوریه نیز متناسب با شرایط موجود، جریانهای مقاومت شکل گرفتند.
کارشناس مسائل داخلی ادامه داد: یکی از اقدامات مهم شهید حاج قاسم سلیمانی، شناسایی این هستههای مقاومت، برقراری ارتباط با آنها و ایجاد پیوند میان گروههای مختلف بود. برای نمونه، در عراق گروههای مختلف مقاومت در کنار یکدیگر قرار گرفتند و یک حلقه مقاومت را تشکیل دادند؛ در لبنان نیز حزبالله به عنوان محور اصلی مقاومت ایفای نقش کرد و در ادامه این حلقهها به یکدیگر پیوند خوردند و زنجیره مقاومت را شکل دادند.
کنعانی با اشاره به تحولات پس از عملیات هفتم اکتبر عنوان کرد: پس از طوفانالاقصی، جبهه مقاومت بیش از گذشته به یک وحدت عملیاتی و هدف مشترک دست پیدا کرد و امروز آثار این هماهنگی را میتوان مشاهده کرد. برای نمونه، هنگامی که جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا اقدام میکند، مقاومت یمن نیز در راستای همان هدف مشترک، در دریای سرخ و بابالمندب فعال میشود و در عراق، لبنان و دیگر نقاط نیز جریانهای مقاومت متناسب با شرایط وارد میدان میشوند.
نقش سوریه در راهبرد مقاومت و مقابله با تروریسم
وی درباره نقش سوریه در راهبرد مقاومت گفت: سوریه در آن مقطع خط مقدم جبهه مقاومت بود و گروههای تروریستی، داعش، آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش داشتند با ایجاد آشوب و بیثباتی در داخل این کشور، این خط مقدم را تحت تأثیر قرار دهند. در آن زمان این تشخیص وجود داشت که اگر خط مقدم مقاومت در سوریه شکسته شود، مرحله بعدی عراق و پس از آن ایران و لبنان خواهد بود.
کارشناس مسائل داخلی تصریح کرد: به همین دلیل، نیروهای ایرانی در قالب فعالیتهای مستشاری در سوریه حضور پیدا کردند و شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید همدانی با سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی سوریه تلاش کردند مانع تحقق اهداف اولیه گروههای تروریستی شوند.
کنعانی ادامه داد: نتیجه این اقدامات آن است که امروز امنیتی که در مرزهای کشور داریم، تا حد زیادی حاصل فداکاری مجاهدانی است که تحت عنوان مدافعان حرم، جان و مال خود را در سرزمین دیگری در معرض خطر قرار دادند و برای مقابله با تهدیداتی که میتوانست به داخل کشور منتقل شود، به میدان رفتند.
وی خاطرنشان کرد: اگر رژیم صهیونیستی در سوریه، لبنان و یمن با مقاومت مواجه نمیشد و جبهههای مختلفی علیه رژیم صهیونیستی و آمریکا شکل نمیگرفت، تمرکز بخش بیشتری از توان آنها به سمت جمهوری اسلامی ایران معطوف میشد و شرایط برای کشور بسیار دشوارتر بود.
نقش حزبالله و مقاومت فلسطین در مهار توان نظامی اسرائیل
کارشناس مسائل داخلی با اشاره به نقش حزبالله و گروههای فلسطینی در درگیر نگه داشتن بخشی از توان نظامی رژیم صهیونیستی گفت: امروز حزبالله بخش قابل توجهی از توان ارتش رژیم صهیونیستی را در جبهه شمالی درگیر کرده و گروههای فلسطینی نیز در کرانه باختری و دیگر مناطق در برابر این رژیم مقاومت میکنند؛ بنابراین اگر این ظرفیتها آزاد شود، میتواند فشار بیشتری را متوجه جمهوری اسلامی ایران کند.
کنعانی اضافه کرد: بر همین اساس، پیشگامان شهادت، ایثار و مهاجرت الیالله که برای دفاع از حرم و مقابله با گروههای تکفیری به سوریه رفتند، در عمل با ایجاد یک عملیات تأخیری، دستکم حدود ۱۰ سال اهداف دشمن را به تأخیر انداختند و اجازه ندادند پروژه گسترش ناامنی به سمت کشورهای دیگر منطقه پیش برود.
وی گفت: شهید همدانی بر این باور بود که جوانان غیور سوری در نهایت در برابر گروههای تکفیری و داعش خواهند ایستاد و این ظرفیت در قالب نیروهای مردمی شکل گرفت. در ادامه نیز گروههایی مانند فاطمیون، حیدریون و نیروهای مقاومت از افغانستان، عراق، پاکستان، لبنان و دیگر کشورها شکل گرفتند و امروز این هستههای مقاومت در حال گسترش و افزایش توان خود هستند.
کنعانی تأکید کرد: شکلگیری این شبکه مقاومت، موانع جدی در برابر رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است و هرچه این جریانها منسجمتر و قدرتمندتر شوند، امکان مقابله با تهدیدات منطقهای نیز افزایش خواهد یافت.
به گزارش ایمنا، امروز، ایثار مدافعان حرم را پاس میداریم. همانهایی که با چشمان باز، آینده را خواندند و به جایی رفتند که تاریخ ازشان تشکر خواهد کرد. آنها نه در جستوجوی کشورگشایی، که در جستوجوی امنیت، از خاک خود گذشتند تا ما در آرامش نفس بکشیم و این، معنای همان جملهای است که از دل یک جنگ تحمیلی بیرون آمد و به یک دکترین جاودان تبدیل شد: «اگر ما آن طرف مرزها نجنگیم، دشمن در خانهمان خواهد جنگید.»
نظر شما