سیمای شهر زیر سایه نماهای بی‌هویت

نماهای ساختمانی به‌عنوان بخشی از سیمای عمومی شهر، با چالش‌هایی همچون ناهماهنگی بصری، اجرای سلیقه‌ای و فاصله میان ضوابط و واقعیت ساخت‌وساز روبه‌رو هستند، مسائلی که ضرورت بازنگری در سیاست‌های طراحی و نظارت بر نماهای شهری را پررنگ کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، نمای ساختمان اگرچه در محدوده ملک خصوصی طراحی و اجرا می‌شود، در نهایت بخشی از منظر عمومی شهر را شکل می‌دهد. مجموعه نماهایی که در امتداد یک خیابان یا یک محور شهری قرار گرفته‌اند، تصویری واحد از آن فضا در ذهن شهروندان ایجاد می‌کنند و به همین دلیل، کیفیت، تناسب و هماهنگی آنها تنها یک موضوع فردی یا سلیقه‌ای نیست.

در بسیاری از شهرها، ضوابطی برای کنترل ساخت‌وساز و ساماندهی نماهای ساختمانی تدوین شده است؛ ضوابطی که موضوعاتی از جمله ارتفاع ساختمان، عقب‌نشینی، نحوه استقرار بنا، مصالح، رنگ، بازشوها، پیش‌آمدگی‌ها و ارتباط ساختمان با معبر را مورد توجه قرار می‌دهد.

با این حال، وجود مقررات به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده کیفیت سیمای شهری باشد و نحوه اجرا، نظارت مستمر و شفافیت معیارهای ارزیابی طرح‌های نما نیز اهمیت زیادی دارد.

چالش میان سلیقه شخصی و منظر عمومی

یکی از مسائل اساسی در حوزه نما، مرز میان حق انتخاب مالک و ضرورت رعایت حقوق عمومی است. طبیعی است که مالک ساختمان در انتخاب سبک و جزئیات طراحی بنا نقش داشته باشد، اما نمای ساختمان پس از اجرا در معرض دید عموم قرار می‌گیرد و بر کیفیت بصری خیابان و فضای شهری اثر می‌گذارد.

از این منظر، ضوابط نما باید بتواند میان این دو موضوع تعادل ایجاد کند؛ به‌گونه‌ای که ضمن جلوگیری از آشفتگی بصری، زمینه برای خلاقیت معماری و تنوع در طراحی نیز از بین نرود.

تجربه بسیاری از شهرها نشان می‌دهد که یکسان‌سازی کامل نماها الزاماً به معنای ایجاد سیمای مطلوب شهری نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد هماهنگی در عناصری مانند مقیاس، تناسبات، ارتفاع، مصالح، رنگ، ریتم نما و نحوه ارتباط ساختمان با فضای عمومی است.

در سال‌های گذشته، استفاده از نماهای موسوم به رومی و کلاسیک در برخی مناطق شهری، به موضوع بحث در حوزه معماری و شهرسازی تبدیل شده است. ستون‌ها و سرستون‌های حجیم، قوس‌های متعدد، سنگ‌کاری گسترده و استفاده پررنگ از عناصر تزئینی از جمله ویژگی‌هایی است که معمولاً در این نوع نماها دیده می‌شود.

با این حال، مسئله اصلی را نمی‌توان تنها به نام یک سبک معماری محدود کرد. چالش زمانی شکل می‌گیرد که هر نوع طراحی، بدون توجه به زمینه شهری، مقیاس معبر، ویژگی‌های اقلیمی، معماری پیرامون و هویت محلی اجرا شود.

به همین دلیل، سیاست‌گذاری در حوزه نما بیش از آنکه نیازمند برخورد صرف با یک سبک خاص باشد، به معیارهای روشن برای سنجش کیفیت و تناسب طرح‌ها نیاز دارد.

سیمای شهر زیر سایه نماهای بی‌هویت

ضوابطی که باید قابل اجرا باشد

یکی از پیش‌شرط‌های موفقیت ضوابط شهری، قابل فهم و قابل سنجش بودن آنهاست. عباراتی همچون «هماهنگی با محیط» یا «رعایت زیبایی شهری» زمانی می‌توانند مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرند که معیارهای مشخصی برای ارزیابی آنها وجود داشته باشد.

شفاف بودن ضوابط از یک سو امکان تصمیم‌گیری سلیقه‌ای را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر، مسیر طراحی را برای معمار، مالک و سازنده روشن‌تر می‌کند، در کنار تدوین ضوابط، نحوه نظارت بر اجرای آنها نیز اهمیت دارد. چنانچه مقررات در مرحله صدور مجوز مورد توجه قرار گیرد اما در مرحله اجرا نظارت کافی وجود نداشته باشد، میان طرح تأییدشده و ساختمان اجراشده فاصله ایجاد خواهد شد.

طراحی نما تنها به ظاهر ساختمان محدود نمی‌شود. شرایط اقلیمی هر منطقه، میزان تابش، دما، رطوبت، بارندگی، جهت وزش باد و سایر عوامل محیطی باید در انتخاب مصالح و طراحی پوسته ساختمان مورد توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر، شهرها دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی متفاوتی هستند و نمی‌توان برای همه آنها نسخه واحدی از طراحی نما ارائه کرد. توجه به معماری بومی نیز به معنای بازتولید عین‌به‌عین ساختمان‌های تاریخی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای شناخت اصول معماری هر منطقه و بازخوانی آنها در قالب طراحی معاصر باشد.

آشفتگی نما تنها به ساختمان‌ها محدود نمی‌شود

ساماندهی سیمای شهری تنها با کنترل نمای ساختمان‌ها محقق نمی‌شود. تابلوهای تجاری نامتناسب، تجهیزات نصب‌شده روی نما، تأسیسات نمایان، وضعیت نامناسب جداره همکف، بی‌توجهی به پیاده‌روها و عناصر شهری و تفاوت شدید در ارتفاع و حجم ساختمان‌ها نیز می‌توانند بر کیفیت منظر شهری اثر بگذارند.

از این رو، سیاست‌گذاری برای نما باید در چارچوبی جامع‌تر و با نگاه به «جداره شهری» انجام شود؛ جداره‌ای که ساختمان، فضای پیاده، تابلوها، ورودی‌ها و سایر عناصر موجود در حاشیه معبر را دربرمی‌گیرد.

ساماندهی نماهای شهری به معنای حذف سبک‌های مختلف معماری نیست. شهر زنده می‌تواند تنوع معماری داشته باشد، اما این تنوع باید در چارچوبی مشخص و متناسب با ویژگی‌های محیطی شکل بگیرد.

تدوین ضوابط شفاف، توجه به ویژگی‌های هر محله، تقویت فرآیند بررسی طرح‌های نما، نظارت بر اجرای طرح مصوب، استفاده از ظرفیت متخصصان معماری و شهرسازی و توجه به کیفیت فضای عمومی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به ارتقای سیمای شهری کمک کند.

در این میان، نقش نهادهای مدیریت شهری تنها به صدور مجوز محدود نمی‌شود. سیاست‌گذاری، نظارت، اطلاع‌رسانی و ایجاد سازوکارهای روشن برای ارزیابی طرح‌ها نیز بخشی از فرآیند مدیریت منظر شهری است.

سیمای شهر زیر سایه نماهای بی‌هویت

شهر؛ فراتر از مجموعه‌ای از ساختمان‌ها

آنچه امروز در قالب نماهای ساختمان دیده می‌شود، حاصل مجموعه‌ای از تصمیم‌های فردی و مدیریتی است. مالک، معمار، سازنده و نهادهای مسئول هر یک بخشی از این فرآیند را شکل می‌دهند و نتیجه نهایی در فضای عمومی شهر نمایان می‌شود.

از این منظر، مسئله نما را نمی‌توان تنها به سلیقه مالک یا عملکرد یک طراح نسبت داد. کیفیت سیمای شهری نیازمند سیاست‌گذاری منسجم، ضوابط روشن، اجرای دقیق مقررات و در عین حال احترام به خلاقیت معماری است.

هدف از ساماندهی نماهای شهری نباید حذف یک سبک یا تحمیل یک الگوی ظاهری واحد باشد. هدف اصلی باید ایجاد شهری باشد که در آن ساختمان‌ها ضمن برخورداری از هویت و تنوع معماری، با مقیاس، اقلیم، بافت و فضای عمومی پیرامون خود نیز ارتباط مناسبی داشته باشند؛ شهری که چهره آن حاصل مجموعه‌ای هماهنگ از تصمیم‌های معماری و شهرسازی و نه حاصل کنار هم قرار گرفتن سلیقه‌های پراکنده باشد.

کد مطلب 994429

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.