به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحالوبختیاری، گاهی تاریخ، نامهایی را در حافظه یک ملت ثبت میکند که فراتر از یک شخصیت یا یک واقعه به نمادی از ایستادگی تبدیل میشوند. در میان مبارزان تاریخ معاصر ایران، نام علیمردانخان بختیاری نیز با مقاومت در برابر استبداد، دفاع از استقلال و ایستادگی در برابر سلطه بر سرنوشت مردم گره خورده است. او در روزگاری پرآشوب، زمانی که سیاستهای تمرکزگرایانه حکومت رضاشاه ساختارهای اجتماعی و هویتی ایلات را هدف قرار داده بود، پرچم مخالفت را برافراشت و مبارزهای را آغاز کرد که سرانجام با اعدامش در اسفند ۱۳۱۳ پایان پیدا کرد؛ اما روایت آن هرگز به پایان نرسید.
اگرچه نزدیک به یک قرن از شهادت علیمردانخان میگذرد، اما بازخوانی زندگی و مبارزات او همچنان محل توجه پژوهشگران تاریخ و علوم سیاسی است. پرسش اصلی این است که آیا میتوان مبارزات این سردار بختیاری را تنها در چارچوب مخالفت با حکومت رضاشاه تحلیل کرد یا اینکه مؤلفههایی همچون استقلالخواهی، نفی سلطه و مقاومت در برابر تحمیل، جایگاه او را در جریان تاریخی استکبارستیزی ایران قابل بررسی میکند؟ بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره شخصیت علیمردانخان و دیدگاههای استادان تاریخ و علوم سیاسی، افق تازهای برای پاسخ به این پرسش پیش روی مخاطب قرار میدهد.
قیامی که از دل استبداد رضاشاهی برخاست
برای بررسی ریشههای تاریخی مبارزات علیمردانخان بختیاری، الهام توکلی زانیانی، استاد و پژوهشگر تاریخ با اشاره به پیشینه این مبارز بختیاری به خبرنگار ایمنا میگوید: علیمردانخان در سال ۱۲۷۱ هجری شمسی در چناررود فریدن متولد شد. پدرش علیقلیخان چالنگ در جوانی بر اثر توطئهای خانوادگی جان باخت و پس از آن، تربیت او بر عهده مادرش، بیبی مریم بختیاری از زنان نامدار و مبارز عصر مشروطه، قرار گرفت؛ شخصیتی که نقش مهمی در شکلگیری روحیه مبارزه و استقلالخواهی فرزندش داشت.
وی با بیان اینکه علیمردانخان از همان سالهای جوانی در میان سران ایل بختیاری جایگاه ویژهای پیدا کرد، میافزاید: پس از جدایی طوایف چهارلنگ و هفتلنگ، او به همراه برادرش محمدعلیخان به عنوان رئیس طایفه انتخاب شد و به تدریج در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه نقشآفرینی کرد.

روایت مقاومت؛ از سوگند تا جوخه اعدام
این استاد تاریخ، نقطه عطف زندگی سیاسی علیمردانخان را تشکیل «هیئت اجتماعیه بختیاری» در سال ۱۳۰۷ میداند و میگوید: این هیئت با حضور ۱۳ نفر از سران و کلانتران بختیاری و با هدف مقابله با استبداد حکومت رضاشاه تشکیل شد. اعضای این جمع در تنگ گزی و شوراب گرد هم آمدند و سوگند یاد کردند که تا پای جان در برابر سیاستهای حکومت ایستادگی کنند.
توکلی زانیانی ادامه میدهد: پس از آن، نیروهای بختیاری با انفجار پل شالو، مسیر ارتباطی جنوب به شمال سرزمین بختیاری را مسدود کردند و برای گسترش دامنه قیام آماده شدند. هرچند تلاشهایی برای مذاکره و پایان دادن به درگیریها انجام شد، اما این گفتوگوها به نتیجه نرسید و در نهایت دامنه نبرد میان نیروهای دولتی و بختیاریها گسترش یافت.
وی با اشاره به درگیریهای گسترده میان نیروهای دولتی و مبارزان بختیاری تصریح میکند: در منطقه سفیددشت، یک تیپ ارتش حدود ۲۰۰ روز در محاصره نیروهای بختیاری قرار داشت، اما در نهایت به دلیل کمبود تجهیزات و امکانات، کفه ترازو به سود ارتش سنگین شد و قیام با شکست روبهرو شد.
این استاد تاریخ تصریح میکند: علیمردانخان پس از حدود یک سال مقاومت و جنگ پارتیزانی با وساطت برخی از خوانین بختیاری تسلیم و به تهران منتقل شد. او در ادامه به همراه تعدادی دیگر از سران بختیاری بازداشت و زندانی شد و سرانجام در اسفند سال ۱۳۱۳ به دستور رضاشاه در همان دوره سیاه پهلوی اول اعدام شد.
توکلی زانیانی با اشاره به روایت جعفر پیشهوری از آخرین لحظات زندگی علیمردانخان میگوید: او پیش از اجرای حکم، کلاه پهلوی را از سر برداشت، آن را مچاله کرد و با فریاد «زنده باد ایران و آزادی» به استقبال مرگ رفت؛ روایتی که به یکی از ماندگارترین تصاویر مقاومت او در حافظه تاریخی مردم تبدیل شده است.
علیمردانخان در نگاه رهبر شهید انقلاب
جایگاه علیمردانخان بختیاری در تاریخ معاصر ایران، تنها در روایتهای تاریخی خلاصه نمیشود، بلکه رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در دیدار اعضای ستاد نکوداشت علیمردانخان بختیاری در اسفند ۱۳۹۲ بر ابعاد مبارزاتی این شخصیت تاریخی تأکید کردهاند.
حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای با اشاره به نقش علیمردانخان در مبارزه با حکومت پهلوی، مهمترین برجستگی این سردار بختیاری را ایستادگی در برابر استبداد رضاشاهی دانسته و فرمودهاند: «مهمترین کارش مبارزه با رضاخان است که بعد هم دستگیر شد و بعد هم بهدست رضاخان اعدام شد. تجلیل از شخصی مثل علیمردانخان و شخصیتهایی از این قبیل که مبارزه کردند با استبداد و با رضاخان و با سلسله پهلوی، کار شایستهای است.»
رهبر انقلاب با اشاره به نقش تربیتی بیبی مریم بختیاری، مادر علیمردانخان، اظهار کردهاند: «مادر او، بیبی، ضد انگلیسی و ضد بیگانه بود؛ واقعاً این هم نشاندهنده این است که چگونه تربیت مادر، شخصیت فرزند را شکل میدهد.»
ایشان انگیزههای دینی مبارزات علیمردانخان را از دیگر ویژگیهای برجسته این مبارز بختیاری برشمرده و تأکید کردهاند: «اینها کسانی بودند که با عقاید دینی و با احساسات برخاسته از عقیده دینی و تأیید شده به وسیله عقاید دینیشان مبارزه میکردند و میجنگیدند.»
این بیانات، ضمن تبیین جایگاه تاریخی علیمردانخان، زمینهای برای بررسی نسبت مبارزات او با مفاهیمی همچون استقلالخواهی، نفی سلطه و استکبارستیزی فراهم میکند؛ موضوعی که از منظر علوم سیاسی، ابعاد متفاوتی دارد.
استکبارستیزی؛ مفهومی فراتر از یک مقطع تاریخی
اما آیا میتوان مبارزات علیمردانخان بختیاری را مصداقی از استکبارستیزی دانست یا این قیام را باید تنها در چارچوب مقابله با استبداد داخلی تحلیل کرد؟ این پرسشی است که مجتبی نوروزی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد و استاد علوم سیاسی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا به آن پاسخ میدهد.
وی با بیان اینکه محدود کردن مفهوم استکبارستیزی به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نگاهی ناقص به تاریخ معاصر ایران است، میگوید: در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی، استکبار تنها به معنای خودبرتربینی اخلاقی نیست، بلکه به یک ساختار سلطهگر در دو سطح داخلی و خارجی اشاره دارد. اگر استکبارستیزی را در معنای گسترده آن، یعنی مقاومت در برابر مداخلات خارجی و نفی سلطه بیگانگان تعریف کنیم، این مفهوم یکی از محورهای اصلی تاریخ معاصر ایران در دو قرن گذشته بوده و انقلاب اسلامی را میتوان نقطه اوج و تجلی ساختاریافته این جریان دانست.
این استاد علوم سیاسی با اشاره به جایگاه تاریخی علیمردانخان بختیاری تصریح میکند: مبارزات علیمردانخان، بیش از آنکه ضد استکبار خارجی به معنای دقیق و ایدئولوژیک پس از انقلاب اسلامی باشد، علیه استبداد داخلی و سیاستهای تمرکزگرایانه دولت وقت شکل گرفت؛ با این حال، این مبارزات با مؤلفههایی همچون استقلالخواهی و مقاومت در برابر سلطه قابل تحلیل است.
نوروزی با تأکید بر اینکه نباید رخدادهای تاریخی را خارج از بستر زمانی خود تفسیر کرد، ادامه میدهد: در سطح ظاهری، قیام علیمردانخان مقاومتی در برابر تمرکزگرایی و استبداد دولتی بود، اما همین تمرکزگرایی در تحلیل تاریخی، از دل پروژهای شکل گرفت که با منافع قدرتهای خارجی بهویژه بریتانیا، همسویی داشت. از همین منظر، همسویی سیاستهای رضاشاه با منافع قدرتهای خارجی، به تحلیل این قیام وزن ضد استعماری میدهد و آن را از سطح یک نزاع داخلی قدرت به مقاومتی در برابر سلطه ارتقا میدهد.
وی با تفکیک مفهوم «شورش» از «مقاومت» میگوید: شورش، پاسخی به یک فقدان است؛ اما مقاومت، ادعای یک نظم دیگر را با خود به همراه دارد. از این منظر، میتوان قیام علیمردانخان را مقاومتی کارکردی دانست که هرچند هنوز به یک مقاومت آگاهانه با افق یک نظم بدیل تبدیل نشده بود، اما در مسیر تاریخی مقابله با سلطه قرار داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد درباره نسبت این مبارزات با گفتمان انقلاب اسلامی نیز بیان میکند: میان گفتمان انقلاب اسلامی و مبارزات علیمردانخان، پیوند مفهومی و ساختاری وجود دارد، اما نباید آن را به معنای پیوند گفتمانی مستقیم دانست. علیمردانخان در چارچوب شرایط زمان خود برای استقلال و حفظ هویت میجنگید، در حالی که انقلاب اسلامی همین مفهوم را در سطح ملت و جهان اسلام بازتعریف کرد. از این منظر، میتوان او را یکی از پیشدرآمدهای عملی مقاومت در برابر سلطه در تاریخ معاصر ایران دانست.
نوروزی با اشاره به ماندگاری نام علیمردانخان در حافظه تاریخی مردم خاطرنشان میکند: ماندگاری یک شخصیت تاریخی پس از نزدیک به یک قرن، تصادفی نیست. مردم علیمردانخان را نه به خاطر پیروزیهای نظامی، بلکه به خاطر جوهره ایستادگیاش زنده نگه داشتهاند. مهمترین درسی که او برای نسل امروز دارد، این است که استقلال یک وضعیت دائمی نیست، بلکه تمرینی همیشگی است که هر نسل باید با ابزارهای زمان خود آن را حفظ کند.

میراثی که همچنان الهامبخش مقاومت است
به گزارش ایمنا، اگرچه نزدیک به یک قرن از اعدام علیمردانخان بختیاری میگذرد، اما نام او همچنان در حافظه تاریخی مردم ایران بهویژه ایل بختیاری با مفاهیمی همچون ایستادگی، استقلالخواهی و مقاومت گره خورده است. مرور اسناد تاریخی نشان میدهد که مبارزه او در بستر مقابله با سیاستهای استبدادی حکومت رضاشاه شکل گرفت، اما بازخوانی این رخداد از منظر اندیشه سیاسی، افق گستردهتری را پیش روی پژوهشگران قرار میدهد.
آنچه از روایتهای تاریخی، بیانات رهبر انقلاب اسلامی و تحلیلهای ارائهشده از سوی استادان تاریخ و علوم سیاسی برمیآید، این است که مبارزات علیمردانخان را نمیتوان تنها یک منازعه محلی یا واکنشی مقطعی به تحولات زمانه دانست. ایستادگی در برابر استبداد، دفاع از استقلال، نفی سلطه بر سرنوشت مردم و تکیه بر باورهای دینی، مؤلفههایی هستند که جایگاه این مبارز بختیاری را در جریان تاریخی مقاومت ملت ایران برجسته کردهاند.
در این میان، هرچند مفهوم استکبارستیزی در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورتبندی نظری و گفتمانی مشخصی پیدا کرده است، اما ریشههای آن را میتوان در مبارزات شخصیتهایی جستوجو کرد که در دورههای مختلف تاریخ معاصر در برابر استبداد، وابستگی و سلطه ایستادند. بر همین اساس، علیمردانخان بختیاری را میتوان یکی از چهرههای اثرگذار این جریان تاریخی دانست؛ شخصیتی که مبارزهاش، اگرچه در چارچوب شرایط سیاسی و اجتماعی عصر خود شکل گرفت، اما مؤلفههایی چون استقلالخواهی، عزتطلبی و مقاومت در برابر سلطه، همچنان آن را برای نسل امروز قابل تأمل و بازخوانی کرده است.
شاید راز ماندگاری نام علیمردانخان نیز در همین باشد؛ اینکه او بیش از آنکه با نتیجه یک نبرد شناخته شود، با روحیه ایستادگی شناخته میشود؛ روحیهای که گذر زمان نتوانسته آن را از حافظه تاریخی مردم بختیاری و ایران پاک کند و همچنان الهامبخش روایتهایی از مقاومت، هویت و آزادگی است.
نظر شما