به گزارش خبرگزاری ایمنا، از لحظه اعلام خبر شهادت قائد شهید امت بههمراه اعضای خانوادهاش، لحظهشماری شیفتگان ایشان برای حضور در مراسم وداع و خاکسپاری آغاز شد. دوران سختی بود؛ روزهایی که مشتاقان، داغی بزرگ را با صبوری در سینه حبس کرده بودند تا آن را در لحظه موعود وداع به اشک و ناله بدل کنند.
برای آنها، آن روزها گویی بهاندازه قرنی طولانی بود. شنیدن اخبار ضد و نقیض درباره مکان و زمان تشییع، دیدن تصاویر آمادهسازی مصلی تهران در فضای مجازی و تعویق مراسم، فراق را برای عاشقان رهبر شهید، رنجآورتر میکرد. تا اینکه سرانجام ستاد برگزاری مراسم تشکیل شد. در این میان، یک خبر کنجکاوی همگان را برانگیخت: «درخواست دولت عراق برای انتقال پیکر رهبر شهید جهت تشییع در این کشور». خبری که اگرچه در ابتدا با تردید ستاد روبهرو شد، اما اراده ملت عراق، معادلات را تغییر داد.
درخواست رسمی جمعی از سران عشایر، علما، مراجع تقلید و گروههای مختلف مردم عراق با وجود ملاحظات امنیتی، پذیرفته شد. روز هفدهم تیر، تقویم تاریخ شاهد رویدادی شگفت بود. نجف اشرف و بینالحرمین میزبان پیکری شدند که گویی خود امیرالمؤمنین(ع) او را طلبیده بود. حضور ۱۰ میلیونی در نجف و کربلا، حماسهای خلق کرد که تیتر اول رسانههای جهان شد.
اکنون که نزدیک به یک ماه از آن مراسم حماسی میگذرد، عراق در فضای همایشهای بینالمللی و استقبال از زائران حسینی، جلوه دیگری به خود گرفته است؛ جلوهای که در آن، جایگاه سیدعلی حسینی خامنهای بهوضوح برجستهتر از پیش دیده میشود. با ورود به مسیرهای منتهی به کربلا و نجف، بنرهای سرخ و سیاهی که با عبارت «یا لثارات خامنهای» مزین شدهاند، نشان میدهند که اینجا، قلبها هنوز برای آن رهبر شهید میتپد.

سیدعلی، مظلومانه شهید شد
«ام ایوب»، مادر جوانی که در مسیر زائران حضور داشت، زمانی که از او درباره رهبر شهید انقلاب پرسیدیم، با چشمانی اشکبار گفت: «ایشان برای دفاع از دین اسلام شهید شد؛ واقعاً مظلومانه رفت و برای ما بسیار عزیز بود.»
«ام بتول» نیز که در کوفه میزبان زائران است، در جواب این سوال آهی از حسرت میکشد و میگوید: «دلمان میخواست در مراسم تشییع باشیم، اما آن روز به تصمیم ستاد، خانمها امکان حضور نداشتند. با این حال، ما مهمترین کار را کردیم؛ پذیرایی از عزاداران و تأمین نیازهای آنان، نذر ما برای وداع با رهبر بود.»
از راننده جوانی در نجف اشرف، درباره حضورش در مراسم تشییع میپرسیم که بدون درنگ پاسخ میدهد: «همان ساعات اولیه در نجف حاضر بودم و تا مسیر کربلا همراهی کردم. ارادت مردم نجف و سایر استانها به او بینظیر بود.»
او این شیفتگی را نتیجه شجاعت رهبر شهید انقلاب میداند و میگوید: «تنها رهبری بود که مقابل ابرقدرتهای دنیا ایستاد، بدون آنکه سر خم کند و در نهایت به شهادت رسید.»

انگار اینجا رهبرشان سیدعلی خامنهای است
این دلدادگی را میتوان در عمودهای طریقالمشایه نیز مشاهده کرد. کودکان هفت تا ۱۰ ساله و نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله، در حالی که نوای «لبیک یا حسین» و «لبیک یا مهدی» سر میدهند، با یک دست نیز عکس رهبر شهید را سفت بر سینه چسباندهاند. دیدن این صحنهها برای ما ایرانیها تکاندهنده است؛ انگار اینجا، رهبرشان هنوز سیدعلی خامنهای است. جالبتر آنکه در میان میزبانان کوچک، برخی با در دست داشتن تصاویر دیگر، ندای «لبیک یا سیدمجتبی» سر میدهند که نشان از تداوم راه دارد.
تصاویر، کولهپشتیها و مواکبی که آراسته به عکسهای رهبر شهید انقلاب با ژستهای باصلابت و مشتهای گرهکرده است، پیام روشنی دارد؛ مردم این سرزمین، «باید برخاستن» در برابر مستکبرانی چون آمریکا و رژیم کودککش اسرائیل را سرلوحه خود قرار دادهاند. شهادت سیدعلی حسینی خامنهای، نهتنها بیداری را در عراق، بلکه موجی از روشنگری را در میان مردم خاورمیانه و غرب به همراه داشته است.

گزارش از کبریا مقدس، خبرنگار ایمنا مازندران
نظر شما