وقتی هر قدم، روایتی از عشق و همدلی می‌شود

در جاده‌ای که میلیون‌ها قدم برای رسیدن به یک مقصد برداشته می‌شود، گاهی انسان پیش از آنکه به مقصد برسد، به خودش نزدیک‌تر می‌شود و پیاده‌روی اربعین روایت هم‌قدمی انسان‌هایی است که در میان خستگی راه، گرمای مسیر و شوق رسیدن، معنای تازه‌ای از امید، همدلی و تعلق را تجربه می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، پیاده‌روی اربعین، تنها پیمودن مسیری طولانی با قدم‌هایی خسته نیست، روایتی پویا از انسان‌هایی است که از گوشه‌وکنار جهان، راهی یک جاده مشترک می‌شوند تا در کنار یکدیگر، تجربه‌ای متفاوت و فراموش‌نشدنی را رقم بزنند و در این مسیر، هر قدم با شوقی درونی برداشته می‌شود و هر خستگی با امیدی تازه تاب آورده می‌شود. گویی جاده، فقط زائر را به مقصد نمی‌رساند، بلکه او را از هیاهوی زندگی روزمره جدا می‌کند و فرصتی می‌دهد تا برای مدتی با خودش، با دیگران و با معنای عمیق‌تری از زندگی روبه‌رو شود.

آنچه پیاده‌روی اربعین را به تجربه‌ای متفاوت تبدیل می‌کند، حضور انسان‌هایی است که با وجود تفاوت‌های بسیار، شانه‌به‌شانه یکدیگر قدم برمی‌دارند. در این راه، فاصله میان غریبه‌ها کوتاه می‌شود؛ دستی برای کمک دراز می‌شود، ظرفی از آب به مسافری خسته تعارف می‌شود و موکبی، بی‌آنکه نام و نشان زائر را بداند، از او پذیرایی می‌کند. در چنین فضایی، انسان معنای همدلی را نه در قالب یک مفهوم ذهنی، بلکه در ساده‌ترین و ملموس‌ترین شکل ممکن تجربه می‌کند و درمی‌یابد که گاهی یک محبت کوچک می‌تواند خستگی یک مسیر طولانی را از تن و جان دیگری بیرون کند.

پیاده‌روی در این مسیر، فرصتی برای شناخت دوباره خویشتن نیز هست و انسان در میان خستگی، گرما و دشواری راه، توانایی‌هایی را در خود کشف می‌کند که شاید در زندگی عادی کمتر مجال ظهور پیدا کنند. صبر، تاب‌آوری، امید و توان ادامه دادن، آرام‌آرام در وجود زائر معنا پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، قرار گرفتن در میان جمعی بزرگ و تجربه محبت و حمایت دیگران، احساس تعلق و امنیت را تقویت می‌کند و به فرد یادآوری می‌کند که هویت او تنها در «من» خلاصه نمی‌شود و بخشی از وجود او در پیوند با دیگران و در دل یک اجتماع بزرگ‌تر شکل می‌گیرد.

شاید به همین دلیل است که اربعین را نمی‌توان فقط یک سفر یا یک مناسک جمعی دانست، این پیاده‌روی می‌تواند تجربه‌ای باشد که هم‌زمان بر روان فرد و روابط او با جامعه اثر می‌گذارد؛ تجربه‌ای که در آن، انسان از یک سو خودش را بهتر می‌شناسد و از سوی دیگر، معنای هم‌قدمی، اعتماد، بخشندگی و مسئولیت نسبت به دیگران را لمس می‌کند. اربعین در دل همین قدم‌های مشترک، فرصتی فراهم می‌آورد تا فرد، هم هویت شخصی خود را عمیق‌تر تجربه کند و هم جایگاه خود را در یک اجتماع انسانی بزرگ‌تر بازشناسد.

وقتی هر قدم، روایتی از عشق و همدلی می‌شود

از خستگی راه تا آرامش دل؛ روایت تمام‌نشدنی اربعین

ریحانه صادقی، روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با بیان اینکه در زندگی روزمره، انسان در میان نقش‌ها و مسئولیت‌های متعددی زندگی می‌کند؛ دانش‌آموز، دانشجو، کارمند، والد، دوست یا عضوی از یک خانواده، اما گاهی تجربه‌هایی وجود دارند که فرد را برای مدتی از این نقش‌های معمول فاصله می‌دهند و فرصتی برای بازنگری در خویشتن فراهم می‌کنند، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: پیاده‌روی اربعین را می‌توان یکی از همین تجربه‌های متفاوت دانست؛ تجربه‌ای که در آن فرد در کنار هزاران انسان دیگر قدم برمی‌دارد، اما در عین حال با پرسش‌های شخصی و درونی خود نیز روبه‌رو می‌شود و از این منظر، اربعین تنها یک حرکت جمعی نیست، بلکه می‌تواند بستری برای بازسازی و بازتعریف هویت فردی باشد.

وی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این تجربه، قرار گرفتن فرد در موقعیتی است که بسیاری از تفاوت‌های ظاهری و اجتماعی کم‌رنگ می‌شوند، می‌افزاید: در مسیر پیاده‌روی، افراد با سن، شغل، موقعیت اقتصادی و پیشینه‌های مختلف در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند و هدفی مشترک دارند. این تجربه می‌تواند به فرد یادآوری کند که هویت او فقط در جایگاه اجتماعی یا موفقیت‌های فردی‌اش خلاصه نمی‌شود و انسان در چنین فضایی، خود را عضوی از مجموعه‌ای بزرگ‌تر می‌بیند و همین احساس تعلق می‌تواند نگاه او را نسبت به خویشتن و جایگاهش در جهان تغییر دهد.

روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با اشاره به اینکه از سوی دیگر پیاده‌روی اربعین تجربه‌ای همراه با تلاش، خستگی، محدودیت و گاهی دشواری است، تصریح می‌کند: عبور از این سختی‌ها می‌تواند احساس توانمندی و خودکارآمدی فرد را افزایش دهد و وقتی انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که باید خستگی را تحمل کند، مسیر را ادامه دهد و برای رسیدن به مقصد بر موانع غلبه کند، تصویری تازه از توانایی‌های خود به دست می‌آورد. این تجربه ممکن است پس از بازگشت نیز در ذهن او باقی بماند و در رویارویی با مشکلات زندگی، به‌عنوان خاطره‌ای توان‌بخش و منبعی برای افزایش تاب‌آوری عمل کند.

وقتی اربعین به عاملی برای تحول در سبک زندگی تبدیل می‌شود

صادقی با بیان اینکه هویت فردی در اربعین تنها از مسیر تحمل سختی شکل نمی‌گیرد، بلکه از طریق تجربه ارتباط با دیگران نیز تقویت می‌شود، ادامه می‌دهد: فرد در طول مسیر، محبت، کمک، همدلی و پذیرایی دیگران را تجربه می‌کند و خود نیز در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که می‌تواند به دیگران خدمت کند. این تعامل دوسویه، تصویری متفاوت از خود به وجود می‌آورد؛ خودی که فقط دریافت‌کننده نیست، بلکه می‌تواند نقش‌آفرین، یاری‌رسان و مؤثر باشد و به این ترتیب، فرد ممکن است پس از چنین تجربه‌ای، خود را نه فقط به عنوان یک انسان مستقل، بلکه به عنوان عضوی مسئول در قبال دیگران تعریف کند.

وی می‌گوید: تجربه جمعی اربعین همچنین می‌تواند فاصله میان هویت فردی و هویت اجتماعی را کاهش دهد، فرد در این مسیر هم احساس می‌کند که یک شخصیت منحصربه‌فرد با تجربه‌ها و احساسات شخصی خود است و هم‌زمان خود را بخشی از یک اجتماع بزرگ می‌بیند. این پیوند میان فرد و جمع می‌تواند احساس تعلق و امنیت روانی را تقویت کند و به انسان نشان دهد که هویت او در ارتباط با دیگران نیز معنا پیدا می‌کند و در واقع، تجربه اربعین می‌تواند به فرد کمک کند تا میان استقلال شخصی و تعلق اجتماعی، نوعی تعادل ایجاد کند.

روان‌شناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روان‌شناسی کشور با بیان اینکه تأثیر واقعی تجربه اربعین بر هویت فردی و اجتماعی زمانی آشکارتر می‌شود که این تجربه به زندگی روزمره بازگردد و در رفتار فرد ادامه پیدا کند، اضافه می‌کند: اگر فرد پس از بازگشت، بخشی از روحیه همدلی، مسئولیت‌پذیری، صبوری و نوع‌دوستی تجربه‌شده در مسیر را با خود همراه کند، اربعین از یک خاطره شخصی فراتر می‌رود و به عاملی برای تحول در سبک زندگی تبدیل می‌شود و از این منظر، پیاده‌روی اربعین می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه انسان، در میان جمع، دوباره خودش را پیدا کند و در عین حال جایگاه خود را در یک جامعه بزرگ‌تر بشناسد.

وقتی هر قدم، روایتی از عشق و همدلی می‌شود

جاده‌ای که امید، صبر و مهربانی را زنده می‌کند

زهرا صالحی، روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه هویت اجتماعی انسان در خلأ شکل نمی‌گیرد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: بخش مهمی از پاسخ به این پرسش که «من کیستم؟» از ارتباط با دیگران و تعلق به گروه‌ها و جامعه دریافت می‌شود و به همین دلیل، تجربه‌های جمعی می‌توانند نقش مهمی در ساختن احساس تعلق، همبستگی و هویت مشترک داشته باشند. پیاده‌روی اربعین یکی از نمونه‌های برجسته چنین تجربه‌ای است؛ رویدادی که در آن میلیون‌ها انسان با وجود تفاوت‌های فرهنگی، زبانی و اجتماعی، در یک مسیر مشترک حرکت می‌کنند و همین هم‌مسیر شدن می‌تواند تجربه‌ای عمیق از با هم بودن ایجاد کند و بر هویت اجتماعی افراد اثر بگذارد.

وی با بیان اینکه در این تجربه، فرد با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شود که در زندگی عادی کمتر فرصت تجربه آن را دارد، می‌افزاید: در مسیر اربعین، فرد فقط یک تماشاگر نیست و بخشی از یک جریان انسانی گسترده است. دیدن حضور افراد مختلف و مشاهده اینکه هر فرد به شکلی در این حرکت مشارکت می‌کند، می‌تواند احساس تعلق به یک اجتماع بزرگ را تقویت کند. این احساس تعلق، یکی از پایه‌های مهم شکل‌گیری هویت اجتماعی است و به فرد کمک می‌کند خود را در نسبت با یک جمع معنادار تعریف کند.

روان‌شناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه یکی از جلوه‌های مهم این هویت جمعی، فرهنگ خدمت و همکاری است، تصریح می‌کند: در موکب‌ها و طول مسیر، افراد بسیاری بدون انتظار دریافت پاداش مادی، بخشی از وقت و توان خود را صرف خدمت به دیگران می‌کنند. فردی که این رفتارها را می‌بیند یا خود در آن مشارکت می‌کند، با الگویی از زندگی اجتماعی مواجه می‌شود که در آن همکاری و منفعت جمعی اهمیت پیدا می‌کند. چنین تجربه‌ای می‌تواند نگرش فرد نسبت به مسئولیت اجتماعی را تغییر دهد و این باور را تقویت کند که هرکس، حتی با یک رفتار ساده، می‌تواند در ساختن یک تجربه جمعی بهتر نقش داشته باشد.

هم‌قدم با عشق؛ سفری که انسان را تغییر می‌دهد

صالحی با بیان اینکه از منظر تربیتی نیز این تجربه اهمیت ویژه‌ای دارد، به‌خصوص برای کودکان و نوجوانانی که همراه خانواده در این مسیر حضور پیدا می‌کنند، ادامه می‌دهد: آنان در اربعین با مفاهیمی همچون همکاری، صبر، احترام، مهمان‌نوازی، ایثار و مسئولیت‌پذیری نه فقط از طریق آموزش مستقیم، بلکه در قالب مشاهده و تجربه عملی روبه‌رو می‌شوند. کودک وقتی می‌بیند فردی خستگی خود را نادیده می‌گیرد تا به دیگری کمک کند یا خانواده‌ای امکانات خود را با دیگران تقسیم می‌کند، ارزش‌های اجتماعی را به شکل عینی تجربه می‌کند و این چنین یادگیری‌ می‌تواند اثر ماندگارتری نسبت به آموزش کلامی داشته باشد.

وی می‌گوید: از سوی دیگر، تجربه جمعی اربعین می‌تواند به تقویت سرمایه اجتماعی نیز کمک کند، زیرا اعتماد، همکاری و احساس مسئولیت متقابل را در میان افراد افزایش می‌دهد. انسان در این مسیر بارها با افرادی مواجه می‌شود که پیش از آن هیچ شناختی از آنان نداشته است، اما به آنان اعتماد می‌کند، از آنان کمک می‌گیرد یا خود به یاری‌شان می‌شتابد. این تجربه‌های کوچک، اما مکرر، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهند که در آن انسان‌ها می‌توانند به یکدیگر تکیه کنند. چنین تصویری اگر پس از بازگشت به زندگی روزمره منتقل شود، می‌تواند در تقویت رفتارهای مشارکت‌جویانه و احساس مسئولیت اجتماعی مؤثر باشد.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه پیاده‌روی اربعین را می‌توان نوعی تجربه اجتماعی دانست که در آن هویت فردی در دل یک هویت جمعی معنا پیدا می‌کند، اضافه می‌کند: فرد در این مسیر، ضمن حفظ ویژگی‌ها و تجربه‌های شخصی خود، با یک جمع گسترده‌تر پیوند می‌خورد و مفاهیمی همچون تعلق، همدلی و مسئولیت اجتماعی را تجربه می‌کند. اهمیت این تجربه زمانی بیشتر می‌شود که آثار آن محدود به روزهای سفر نماند و در روابط خانوادگی، اجتماعی و رفتارهای روزمره ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، اربعین می‌تواند از یک رویداد کوتاه‌مدت به تجربه‌ای تربیتی و هویت‌ساز تبدیل شود؛ تجربه‌ای که به انسان یادآوری می‌کند بخشی از هویت ما نه فقط در خودمان، بلکه در نوع ارتباط و مسئولیتی که نسبت به دیگران داریم، شکل می‌گیرد.

وقتی هر قدم، روایتی از عشق و همدلی می‌شود

شاید آخرین قدم‌های پیاده‌روی اربعین، پایان راه زائر باشد، اما پایان تأثیر آن نیست، جاده‌ای که روزها با قدم‌های خسته پیموده‌شده می‌تواند ردپای خود را مدت‌ها در روح و روان انسان باقی بگذارد. آرامشی که در میان آن همه شلوغی تجربه شده، صبری که در دل سختی‌های مسیر شکل گرفته و امیدی که با هر قدم زنده‌تر شده است، می‌تواند پس از بازگشت نیز همراه انسان بماند و نگاه او را به زندگی و توانایی‌های خودش تغییر دهد.

زائر در این مسیر، تنها به مقصد نمی‌رسد؛ گاهی به بخش‌هایی از وجود خودش نیز نزدیک‌تر می‌شود، می‌آموزد که می‌تواند سختی را تحمل کند، خسته شود، اما متوقف نشود و در میان دشواری‌ها همچنان امیدوار بماند، از سوی دیگر، تجربه محبت و یاری دیگران به او یاد می‌دهد که انسان بودن، تنها به معنای ساختن زندگی برای خود نیست؛ گاهی معنای زندگی در همان لحظه‌ای شکل می‌گیرد که دستی را می‌گیریم، باری را از دوش دیگری برمی‌داریم یا خستگی یک انسان را با مهربانی کمتر می‌کنیم.

شاید یکی از زیباترین دستاوردهای این تجربه جمعی، عبور از «من» به «ما» باشد، اینکه فرد پس از بازگشت، خود را جزیره‌ای جدا از دیگران نبیند. اگر آنچه در مسیر دیده و تجربه کرده است، در زندگی روزمره ادامه پیدا کند، اربعین می‌تواند به عاملی برای تقویت همدلی، مسئولیت‌پذیری، اعتماد و مشارکت اجتماعی تبدیل شود. در این صورت، هر زائر می‌تواند بخشی از فرهنگ مهربانی و دستگیری را از جاده با خود به خانه بیاورد و آن را در رابطه با خانواده، دوستان و جامعه جاری کند.

شاید معنای حقیقی پیاده‌روی اربعین همین باشد؛ اینکه انسان با پاهایی خسته از جاده بازگردد، اما با دلی سبک‌تر و نگاهی تازه‌تر به زندگی. اینکه در میان هزاران قدمی که برای رسیدن به مقصد برداشته، قدم‌هایی نیز به سوی خودش و به‌سوی دیگران برداشته باشد. اربعین اگر در جان انسان ادامه پیدا کند، دیگر تنها خاطره نیست؛ تجربه‌ای است که می‌تواند آدمی را صبورتر، امیدوارتر، مهربان‌تر و مسئول‌تر کند و به او یادآوری کند که هیچ مسیری، حتی پس از رسیدن به مقصد، تمام نمی‌شود تا زمانی که اثر آن در رفتار و زندگی ادامه دارد.

کد مطلب 993198

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.