حسادت در کودکان؛ از هیجان طبیعی تا الگوی رفتاری آسیب‌زا

حسادت در کودکی نشانه یک مشکل رفتاری یا شخصیتی نیست، بلکه می‌تواند بخشی طبیعی از تجربه‌های عاطفی باشد؛ احساسی که گاهی از ترس از دست دادن محبت، توجه یا جایگاه خود در میان دیگران سرچشمه می‌گیرد و اگر والدین به کودک در شناخت و مدیریت این هیجان کمک کنند، این تجربه می‌تواند به فرصتی برای رشد تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، کودکی دوره‌ای سرشار از تجربه‌های تازه و هیجان‌های متنوع است؛ دوره‌ای که انسان در آن به‌تدریج احساسات خود را می‌شناسد و راه‌های رویارویی با آن‌ها را می‌آموزد. ترس، خشم، غم، شادی و حتی حسادت، بخشی از دنیای عاطفی کودک هستند و هر یک می‌توانند نقشی در شکل‌گیری توانایی او برای شناخت و تنظیم هیجان‌ها داشته باشند.

حسادت از جمله احساساتی است که ممکن است در موقعیت‌های مختلف خود را نشان دهد؛ از ورود خواهر یا برادر جدید گرفته تا تجربه توجه والدین به فردی دیگر یا مشاهده موفقیت همسالان؛ کودک در چنین شرایطی ممکن است احساس کند محبت یا جایگاه او در حال تغییر است و همین نگرانی، واکنش‌های عاطفی متفاوتی را در او ایجاد کند.

نحوه برخورد والدین با این احساس، اهمیت زیادی دارد و واکنش‌های تند، مقایسه کردن یا سرزنش کودک به‌دلیل احساس حسادت، ممکن است موجب شود او هیجان خود را پنهان کند، بدون آنکه راهی برای شناخت و مدیریت آن بیاموزد و در مقابل، پذیرش احساس کودک و کمک به او برای درک ریشه این هیجان، می‌تواند زمینه رشد عاطفی سالم‌تری را فراهم کند.

از سوی دیگر، آنچه کودک در سال‌های نخست زندگی درباره هیجان‌های خود می‌آموزد، ممکن است در روابط آینده او نیز بازتاب پیدا کند. اگر کودک یاد بگیرد احساسات خود را بشناسد، درباره آن‌ها صحبت کند و به جای رقابت ناسالم، از موفقیت دیگران الهام بگیرد، فرصت بیشتری برای ساختن روابط سالم و تجربه احساس رضایت از خود خواهد داشت.

حسادت در کودکان؛ از هیجان طبیعی تا الگوی رفتاری آسیب‌زا

از حسادت تا غبطه؛ مسیری برای پرورش هوش هیجانی کودک

احمد پدرام، روان‌شناس و مشاور خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه حسادت در دوران کودکی، در بسیاری از موارد، یک هیجان طبیعی و بخشی از فرایند رشد عاطفی و هیجانی کودک است، اظهار کرد: همان‌طور که کودک در مسیر رشد خود زمین می‌خورد و دوباره بلند می‌شود، تجربه هیجان‌هایی همچون ترس، خشم، غم و حسادت نیز می‌تواند بخشی از مسیر رشد و یادگیری هوش هیجانی او باشد.

وی افزود: کودک ممکن است با ورود یک فرزند جدید به خانواده، تولد نوزادی در میان بستگان یا حتی مشاهده توجه بیشتر والدین به فردی دیگر، احساس ناامنی کند، حتی گاهی وقتی کودک می‌بیند مادر یا پدرش زمان بیشتری را با فرد دیگری سپری می‌کند، ممکن است با عباراتی که حق مالکیت او را نشان می‌دهد، واکنش نشان دهد.

روان‌شناس و مشاور خانواده با بیان اینکه این رفتارها به‌طور معمول ریشه در ترس از دست دادن، طرد شدن یا کاهش توجه و محبت دارد، تصریح کرد: مقایسه شدن نیز یکی از عوامل مهم ایجاد حسادت در کودکان است، وقتی کودک احساس کند فرد دیگری زیباتر، باهوش‌تر، موفق‌تر یا مورد توجه‌تر از او است، ممکن است احساس کند جایگاهش در خانواده یا جمع دوستان در معرض تهدید قرار گرفته است.

حسادت در بزرگسالی؛ نتیجه مدیریت نشدن هیجان‌های دوران کودکی

پدرام با بیان اینکه اگر والدین این فرایند را به‌درستی بشناسند، می‌توانند به کودک کمک کنند تا این هیجان را تجربه، شناسایی و مدیریت کند، ادامه داد: نکته مهم این است که والدین نباید به کودک بگویند «چرا حسودی می‌کنی؟» یا او را به‌دلیل داشتن این احساس سرزنش و تحقیر کنند، بهتر است احساس کودک را بپذیریم و در عین حال، مسیر درست مدیریت آن را به او آموزش دهیم.

وی با بیان اینکه می‌توان حسادت را به سمت غبطه هدایت کرد، گفت: در حسادت، فرد آرزو می‌کند دیگری چیزی را که دارد از دست بدهد، اما در غبطه، فرد از موفقیت دیگری ناراحت نیست و در عین حال آرزو می‌کند خودش نیز بتواند به آن موفقیت دست پیدا کند، به عنوان مثال، کودک می‌تواند یاد بگیرد که بگوید نقاشی دوست من خیلی زیباست، من هم دوست دارم نقاشی‌ام بهتر شود، بدون اینکه آرزو کند دوستش موفق نباشد.

روان‌شناس و مشاور خانواده اضافه کرد: در بزرگسالی نیز حسادت می‌تواند ادامه پیدا کند به‌ویژه اگر هیجان‌های دوران کودکی به‌درستی شناخته و مدیریت نشده باشند. در روان‌درمانی هیجان‌مدار، تلاش می‌شود فرد متوجه شود که گاهی پشت حسادت، هیجان‌های دیگری همچون خشم، ترس، غم، احساس ناامنی یا نگرانی از طرد شدن قرار دارد. ممکن است فرد به جای شناخت و ابراز درست این هیجان‌ها، آن‌ها را سرکوب کند و بعدها به شکل حسادت نسبت به همکار، بستگان، همسر یا دیگران بروز دهد.

حسادت در کودکان؛ از هیجان طبیعی تا الگوی رفتاری آسیب‌زا

شناخت حسادت در کودکان، نخستین گام برای برخورد صحیح با این هیجان است. والدین نباید انتظار داشته باشند کودک از همان سال‌های ابتدایی زندگی بتواند احساسات پیچیده خود را به‌درستی مدیریت کند، بلکه لازم است در این مسیر، نقش راهنما و همراه را داشته باشند و به او کمک کنند آنچه را تجربه می‌کند، بدون ترس از قضاوت و سرزنش بیان کند.

تبدیل حسادت به غبطه، یکی از مسیرهایی است که می‌تواند به کودک کمک کند نگاه سالم‌تری به موفقیت دیگران داشته باشد و در چنین رویکردی، کودک به جای اینکه موفقیت دیگران را تهدیدی برای خود بداند، می‌آموزد از آن الهام بگیرد و برای رسیدن به اهداف مورد علاقه خود تلاش کند؛ تغییری که می‌تواند از دوران کودکی آغاز شود و در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کند.

لازم است والدین توجه داشته باشند که بسیاری از رفتارهای حسادت‌آمیز، تنها ظاهر یک هیجان عمیق‌تر هستند. پشت این رفتارها ممکن است ترس از نادیده گرفته شدن، احساس ناامنی یا نگرانی از دست دادن محبت قرار داشته باشد و توجه به ریشه این احساسات، امکان برخورد مؤثرتر با رفتار کودک را فراهم می‌کند.

هدف از تربیت عاطفی کودک، حذف کامل هیجان‌های ناخوشایند نیست، چراکه چنین احساسی بخشی از تجربه انسانی است و آنچه اهمیت دارد، آموزش شیوه رویارویی سالم با این هیجان‌هاست. کودکی که می‌آموزد احساس خود را بشناسد، آن را بپذیرد و به شیوه‌ای مناسب بیان کند، در بزرگسالی نیز شانس بیشتری برای مدیریت روابط، کنترل هیجان‌ها و ساختن ارتباطاتی سالم و پایدار خواهد داشت.

کد مطلب 993088

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.