دلبستگی سالم؛ نخستین سرمایه روانی کودک برای آینده

دلبستگی سالم در سال‌های نخست زندگی، از پایه‌های مهم شکل‌گیری امنیت روانی و عاطفی کودک است که تنها با دوست داشتن و تأمین نیازهای مادی شکل نمی‌گیرد، بلکه به حضور، توجه، ثبات و همراهی والدین نیاز دارد و کیفیت این ارتباط اولیه می‌تواند مسیر رشد عاطفی کودک و روابط او در سال‌های بزرگسالی را مدیریت کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، سال‌های نخست زندگی، دوره‌ای حساس و سرنوشت‌ساز در رشد عاطفی و روانی انسان است؛ زمانی که کودک برای نخستین بار جهان را از دریچه رابطه با مراقبان اصلی خود تجربه می‌کند و احساس امنیت، اعتماد و آرامشی که در این سال‌ها شکل می‌گیرد، می‌تواند پایه بسیاری از تجربه‌های عاطفی و اجتماعی فرد در مراحل بعدی زندگی باشد.

رابطه کودک با والدین تنها به میزان علاقه و محبت آن‌ها وابسته نیست. کودک برای رشد متعادل، نیاز دارد احساس کند فردی قابل اعتماد در کنار او حضور دارد، نیازهایش دیده می‌شود و در لحظات ترس، ناراحتی یا ناتوانی، کسی هست که بتواند به او تکیه کند و این تجربه‌ها به تدریج تصویری از امنیت و اعتماد را در ذهن کودک شکل می‌دهند.

در زندگی امروز، عواملی مانند اشتغال والدین، مشغله‌های روزمره و تغییر سبک زندگی، فرصت تعامل عمیق میان اعضای خانواده را کاهش داده است. گاهی والدین به دلیل شرایط کاری یا دغدغه‌های متعدد، زمان زیادی را از کودک دور هستند و گاهی نیز با وجود حضور در خانه، فرصت ارتباط واقعی و باکیفیت با فرزند خود را پیدا نمی‌کنند.

از این منظر، کیفیت حضور والدین اهمیتی هم‌سنگ یا حتی بیشتر از میزان حضور فیزیکی آن‌ها پیدا می‌کند. کودکی که احساس کند والدینش او را می‌بینند، صدایش را می‌شنوند و در لحظات نیاز کنارش هستند، فرصت بیشتری برای شکل دادن به یک رابطه امن و قابل اعتماد خواهد داشت؛ رابطه‌ای که می‌تواند بنیان سلامت روانی او در سال‌های آینده باشد.

دلبستگی سالم؛ نخستین سرمایه روانی کودک برای آینده

از آغوش نخستین تا روابط آینده؛ دلبستگی چگونه زندگی افراد را دست‌خوش تغییر می‌کند؟

اصغر محمدزاده، دکتری تخصصی روان‌شناسی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه برای پیشگیری از بسیاری از مشکلات بزرگسالی، باید به کیفیت روابط اولیه کودک با والدین توجه ویژه‌ای داشت، اظهار کرد: بسیاری از والدین تصور می‌کنند به دلیل اینکه فرزند خود را دوست دارند و برای او زحمت می‌کشند، دلبستگی سالم نیز در فرزندشان شکل گرفته است، در حالی که محبت، تنها یکی از اجزای این فرایند است.

وی با بیان اینکه ممکن است پدر و مادری علاقه فراوانی به فرزند خود داشته باشند، اما به دلیل شرایط زندگی، فشارهای اقتصادی، اشتغال یا مشکلات روانی، نتوانند نیازهای عاطفی کودک را به شکل مطلوب پاسخ دهند، افزود: به طور کلی می‌توان گفت که صرف دوست داشتن، تضمین‌کننده شکل‌گیری دلبستگی ایمن نیست.

دکتری تخصصی روان‌شناسی با اشاره به اینکه دلبستگی زمانی شکل سالمی پیدا می‌کند که کودک علاوه بر دریافت محبت، احساس امنیت، حمایت، ثبات و در دسترس بودن والدین را نیز تجربه کند، تصریح کرد: برای ایجاد یک دلبستگی سالم، دو عامل اساسی نقش تعیین‌کننده دارند که شامل حضور فیزیکی و حضور روان‌شناختی والدین می‌شود.

حضور والدین و تاثیری فراتر از بودن در کنار کودک

محمدزاده با بیان اینکه حضور فیزیکی به این معناست که کودک، به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی، والدین خود را در کنار خود احساس کند، ادامه داد: شرایط امروز باعث شده است بسیاری از خانواده‌ها ناچار باشند هر دو والد شاغل باشند و حتی گاهی چند شیفت کار کنند و در چنین شرایطی، کودک ساعت‌های طولانی را دور از والدین سپری می‌کند.

وی گفت: هرچند اشتغال والدین در بسیاری از موارد اجتناب‌ناپذیر است، اما باید توجه داشت که نبود طولانی‌مدت پدر یا مادر، به‌ویژه در سه سال نخست زندگی، می‌تواند آثار قابل توجهی بر رشد عاطفی کودک بر جای بگذارد و موضوع دیگری که اهمیت دارد، ثبات مراقب کودک است، چراکه تغییر مکرر افرادی که از کودک نگهداری می‌کنند نیز می‌تواند احساس امنیت او را کاهش دهد.

دکتری تخصصی روان‌شناسی با بیان اینکه کودک برای ایجاد احساس آرامش، نیازمند یک چهره ثابت و قابل اعتماد است که در مواقع نیاز بتواند به او پناه ببرد، اضافه کرد: در کنار حضور فیزیکی، آنچه اهمیت بیشتری دارد، حضور روان‌شناختی والدین است و ممکن است پدر یا مادری ساعت‌های طولانی در خانه حضور داشته باشند، اما ذهنشان درگیر تلفن همراه، مشکلات کاری یا مسائل روزمره باشد و ارتباط واقعی با کودک برقرار نکنند که در چنین شرایطی، کودک اگرچه والدین را در کنار خود می‌بیند، اما احساس نمی‌کند که دیده می‌شود.

دلبستگی سالم؛ نخستین سرمایه روانی کودک برای آینده

ایجاد رابطه‌ای امن با کودک، بیش از آنکه به امکانات ویژه یا شرایط ایده‌آل زندگی وابسته باشد، به کیفیت تعامل‌های روزمره نیاز دارد. توجه کردن به صحبت‌های کودک، پاسخ دادن به نیازهای عاطفی او و اختصاص دادن زمانی برای ارتباط بدون حواس‌پرتی، از جمله رفتارهایی است که می‌تواند احساس ارزشمندی و امنیت را در او تقویت کند.

والدین ممکن است به دلیل شرایط زندگی نتوانند همیشه در کنار فرزند خود باشند، اما حتی در چنین شرایطی نیز می‌توان با ایجاد نظم و ثبات در ارتباط، کیفیت رابطه را حفظ کرد و آنچه برای کودک اهمیت دارد، این است که بداند رابطه او با مراقبانش قابل پیش‌بینی است و در لحظات مهم، می‌تواند روی حمایت و همراهی آن‌ها حساب کند.

توجه به این موضوع به معنای نادیده گرفتن دشواری‌های زندگی والدین نیست و اشتغال، مسئولیت‌های خانوادگی و فشارهای روزمره بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از خانواده‌هاست، اما در میان همین محدودیت‌ها نیز می‌توان فرصت‌هایی برای ارتباط عمیق و معنادار با کودک ایجاد کرد و به او نشان داد که حضورش برای والدین اهمیت دارد.

دلبستگی ایمن محصول مجموعه‌ای از تجربه‌های کوچک، اما مداوم در زندگی کودک است؛ تجربه‌هایی که به او می‌آموزند جهان می‌تواند جای امنی باشد و انسان‌هایی هستند که در لحظات نیاز می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد. توجه آگاهانه به این پیوند از سال‌های ابتدایی زندگی، می‌تواند سرمایه‌ای ارزشمند برای سلامت روان، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی فرد در آینده باشد.

کد مطلب 992183

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.