از جنگ تا توقف آتش‌؛ آیا واشنگتن در حال بازطراحی معادله ایران است؟

سفر هم‌زمان نتانیاهو و زلنسکی به آمریکا، در شرایطی که تنش‌های اخیر فروکش کرده، این احتمال را تقویت کرده است که واشنگتن در حال هماهنگی برای مرحله جدیدی از سیاست‌های خود در قبال ایران و تحولات غرب آسیا باشد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات غرب آسیا در ماه‌های اخیر تنها به میدان نبرد محدود نمانده و به نظر می‌رسد بخش مهمی از آینده این تحولات، پشت درهای بسته اتاق‌های تصمیم‌گیری در واشنگتن در حال رقم خوردن باشد. هم‌زمانی سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، به آمریکا، آن هم در مقطعی که تنش‌های مستقیم میان ایران و آمریکا فروکش کرده، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که آیا واشنگتن در حال ورود به مرحله‌ای تازه از طراحی راهبرد خود در قبال ایران و محور مقاومت است؟

از جنگ تا توقف آتش‌؛ آیا واشنگتن در حال بازطراحی معادله ایران است؟

در سال‌های گذشته، هرگاه نشانه‌ای از کاهش تنش یا تغییر در رویکرد آمریکا نسبت به پرونده ایران مشاهده شده، رژیم صهیونیستی تلاش کرده است با رایزنی‌های فشرده، روند تصمیم‌سازی در واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد. از همین‌رو، برخی تحلیلگران معتقدند سفر اخیر نتانیاهو را نمی‌توان تنها در چارچوب روابط دوجانبه آمریکا و اسرائیل تحلیل کرد، بلکه این سفر می‌تواند بخشی از فرایند هماهنگی درباره سناریوهای پیش‌رو در قبال ایران، محور مقاومت و معادلات امنیتی منطقه باشد.

از جنگ تا توقف آتش‌؛ آیا واشنگتن در حال بازطراحی معادله ایران است؟

از سوی دیگر، حضور هم‌زمان زلنسکی در واشنگتن نیز این گمانه را تقویت کرده است که آمریکا در حال بررسی مجموعه‌ای از پرونده‌های امنیتی به‌صورت هم‌زمان است؛ پرونده‌هایی که اگرچه در ظاهر از یکدیگر مستقل به نظر می‌رسند، اما در سطح راهبردی می‌توانند در یک چارچوب واحد بررسی شوند. در چنین شرایطی، این احتمال نیز مطرح می‌شود که توقف نسبی درگیری‌های مستقیم، نه به معنای پایان رقابت، بلکه فرصتی برای بازتنظیم راهبردها، تقسیم نقش‌ها و هماهنگی بیشتر میان متحدان واشنگتن باشد.

هم‌زمان، موضوع خلع‌سلاح بازیگران مقاومت نیز به یکی از محورهای قابل توجه تحولات منطقه تبدیل شده است. روندهای سیاسی در لبنان، فشارها بر گروه‌های مقاومت در عراق و تحولات سوریه، از نگاه برخی ناظران، نشان‌دهنده تلاش برای تغییر موازنه منطقه‌ای از مسیرهای سیاسی و امنیتی، با هزینه‌ای کمتر از رویارویی مستقیم نظامی است. در چنین فضایی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ایران نیز در مرحله بعدی این راهبرد قرار دارد و دیدارهای اخیر واشنگتن در همین چارچوب قابل ارزیابی است؟

در همین رابطه عبدالزهرا سیستانی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایمنا، ابعاد این تحولات و اهداف احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی از رایزنی‌های اخیر در واشنگتن را بررسی کرد.

از جنگ تا توقف آتش‌؛ آیا واشنگتن در حال بازطراحی معادله ایران است؟

هدف آمریکا، تسلیم ایران است و هدف اسرائیل، سقوط نظام و تجزیه جغرافیای ایران

عبدالزهرا سیستانی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: نخست آنکه معتقدم موضوعی که به آن اشاره کردید درست است و نتانیاهو در سفر خود به آمریکا، مسئله ایران را به‌عنوان اصلی‌ترین محور مذاکرات دنبال می‌کند، البته موضوعاتی همچون حضور اسرائیل در اراضی سوریه یا حضور این رژیم در جنوب لبنان نیز مطرح است، اما اصل مسئله ایران است.

تفاوت اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران

وی افزود: به نظر می‌رسد اقدامی که ترامپ انجام داد، تنها مربوط به تنگه هرمز نبود. از نظر بنده، این جنگ یک جنگ وجودی است و آمریکا و رژیم صهیونیستی، اگرچه در بخشی از اهداف خود اشتراک دارند، اما اهداف متفاوتی را نیز دنبال می‌کنند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل عنوان کرد: آمریکا به‌دنبال تسلیم شدن ایران است؛ یعنی شکست نرم ایران. به هر حال، اقدام نظامی هزینه و تبعات داخلی و بین‌المللی دارد، به‌ویژه در برابر کشوری همچون ایران که تاکنون نشان داده اهل تسلیم شدن نیست. از نظر بنده، هرچند ممکن است در جریان جنگ ظرفیت‌های بسیاری از سوی ایران مورد استفاده قرار نگرفته باشد، اما با این برداشت که در بخشی از جامعه رواج یافته و القا می‌شود که ایران ناتوان بوده، موافق نیستم. این جنگ برای آمریکا تبعاتی نیز داشته است، از جمله ضرباتی که به حیثیت این کشور، به‌عنوان هژمون منطقه و جهان، وارد شده است. اکنون همه منتظرند ببینند سرانجام این تقابل چه خواهد شد، از این‌رو برای آمریکا مطلوب‌تر است که اهداف خود را از مسیر سیاسی محقق کند.

راهبرد آمریکا برای تغییر رفتار ایران

وی ادامه داد: آمریکا همین الگو را در غزه، لبنان و عراق نیز دنبال کرده است. از ابتدا نیز رژیم اشغالگر و آمریکایی‌ها اعلام کردند که محور مقاومت باید از بین برود و قلب این محور، یعنی ایران، از تپیدن باز بایستد. این هدف می‌تواند از مسیر تسلیم ایران دنبال شود؛ بدین معنا که ایران در موضوع هسته‌ای، توان موشکی و محور مقاومت یا همان حضور منطقه‌ای، به‌طور کامل از مواضع خود عقب‌نشینی کرده و نظم آمریکایی حاکم بر منطقه که ذیل نظم آمریکایی حاکم بر جهان تعریف می‌شود، را بپذیرد، به اعتقاد من اکنون مسئله چهارمی نیز با عنوان تنگه هرمز به این موارد اضافه شده است، اگر این مسیر به نتیجه نرسد، آمریکا تلاش خواهد کرد از مسیر سخت به اهداف خود دست پیدا کند.

سیستانی تصریح کرد: رژیم صهیونیستی تنها به‌دنبال این است که نظام جمهوری اسلامی سقوط کند و جغرافیای ایران نیز دچار فروپاشی شود یا دست‌کم درگیر هرج‌ومرج، جنگ‌های داخلی و خون‌ریزی‌های گسترده شود؛ به‌گونه‌ای که ایران روی آرامش نبیند.

نقش اوکراین و ناتو در تحولات اخیر

وی بیان کرد: درباره اقدامی که اوکراین انجام داد و ضربه‌ای که از طریق آن حمله به کشتی به ما وارد شد، من تنها اوکراین را بازیگر اصلی نمی‌بینم. هرچند تابلو، تابلوی اوکراین است، اما ناتو پشت این مسئله قرار دارد. البته ناتو بدون آمریکا، جز در حوزه سیاسی و اجماع‌سازی، وزن چندانی ندارد و اصل توان نظامی آن وابسته به آمریکاست.

این کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: حتی اگر ناتو نیز در جنگ آمریکا علیه ایران وارد شود، از نظر نظامی تفاوت تعیین‌کننده‌ای ایجاد نمی‌کند، اما باز شدن جبهه‌ای جدید اهمیت خود را دارد. ترامپ نیز بارها از همراهی نکردن ناتو در این موضوع ابراز نارضایتی کرده است. به نظر می‌رسد اقدام از مسیر اوکراین، ضمن آنکه در صورت پاسخ احتمالی، پاسخ متوجه اوکراین باشد نه اعضای ناتو، تلاشی برای جلب رضایت ترامپ و اعلام نوعی همراهی با آمریکا نیز محسوب می‌شود. در عین حال، ظاهر ماجرا به نام زلنسکی و اوکراین ثبت می‌شود؛ کشوری که به‌دلیل شرایط جنگ با روسیه، برای جلب حمایت‌های بیشتر، حاضر به انجام اقدامات مختلف است.

حملات اخیر، مقدمه یک عملیات گسترده‌تر بود

وی افزود: این تحرکات در امتداد همان جنگ وجودی ارزیابی می‌شود. همان‌گونه که اشاره کردم، حملات چند روز اخیر آمریکا تنها برای تنگه هرمز نبود، هرچند تنگه هرمز نیز در این معادله قرار داشت، زیرا بخش عمده آن در اختیار ایران است. با این حال، اصل موضوع آن بود که آمریکا به‌دنبال هدفی بزرگ‌تر و امتداد همان جنگ وجودی بود.

سیستانی عنوان کرد: به نظر من، آمریکا در حوزه هوایی به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کرد. هدف این بود که با حملات گسترده هوایی و هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، پوشش و پشتیبانی لازم برای یک عملیات زمینی فراهم شود؛ عملیاتی که با اتکا به هسته‌های تروریستی داخلی، به شورش‌های اجتماعی تبدیل شود و با ورود گروه‌های تجزیه‌طلب کُرد و بلوچ، ابعاد گسترده‌تری پیدا کند. این طرح ناکام ماند، اما آمریکا این جنگ را رها نخواهد کرد، زیرا از نظر بنده، این یک جنگ وجودی است و اگر آن را در این مرحله متوقف کند، به معنای پیروزی ایران خواهد بود.

چابهار و خارک در محاسبات راهبردی آمریکا

وی ادامه داد: از نظر من، حملات اخیر آغاز آن عملیات بود و نباید آن را تنها در چارچوب تنگه هرمز تحلیل کرد. اگر به مناطق هدف قرار گرفته نگاه کنیم، مشخص است که هدف، ایجاد عمق عملیاتی و شکل دادن به یک خط آتش بوده است تا مناطقی از جنوب کشور، به‌ویژه در خط ساحلی و منطقه چابهار، از سایر نقاط جدا شود، خطوط آماد، پشتیبانی و لجستیک ایران قطع شود و امکان استقرار نیرو فراهم شود.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: کف این سناریو آن است که با تصرف مناطقی همچون چابهار که محل اتصال ایران به آب‌های آزاد و دهانه ورود از دریای عمان به اقیانوس هند است، یا جزیره خارک که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران از آن انجام می‌شود، در مذاکرات از این مناطق به‌عنوان اهرم فشار استفاده شود؛ در این صورت، موضوع تنگه هرمز به حاشیه خواهد رفت. سقف این سناریو نیز آن است که این مناطق به سرپل عملیات تبدیل شده و زمینه برای نفوذ به داخل کشور و ترکیب آن با فعالیت گروه‌های تجزیه‌طلب و شورش‌های داخلی فراهم شود.

سفر نتانیاهو برای هماهنگی در مراحل بعدی

وی گفت: از نظر من، این عملیات‌ها اگرچه تنگه هرمز را نیز در بر می‌گرفت، اما هدف اصلی، آغاز یک طرح بزرگ‌تر بود که احتمال دارد آمریکا در روزهای آینده آن را دنبال کند. سفر نتانیاهو به آمریکا نیز در همین چارچوب و برای انجام هماهنگی‌های لازم صورت گرفته است تا نقش رژیم صهیونیستی در این روند مشخص شود؛ چراکه اسرائیل به‌شدت خواهان سقوط جمهوری اسلامی و تجزیه جغرافیای ایران است.

از جنگ تا توقف آتش‌؛ آیا واشنگتن در حال بازطراحی معادله ایران است؟

به گزارش ایمنا، در مجموع، هم‌زمانی این دیدارها با تحولات اخیر منطقه و شرایط پس از درگیری‌های نظامی، اهمیت آن‌ها را دوچندان کرده است. هرچند هنوز جزئیات رایزنی‌های انجام‌شده به‌صورت رسمی منتشر نشده، اما مجموعه تحولات نشان می‌دهد پرونده ایران و آینده معادلات منطقه‌ای همچنان در کانون توجه تصمیم‌گیران آمریکایی و متحدان این کشور قرار دارد. از این‌رو باید منتظر ماند و دید نتایج این رایزنی‌ها در هفته‌ها و ماه‌های آینده چگونه در عرصه سیاسی و امنیتی منطقه نمود پیدا خواهد کرد.

کد مطلب 992181

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.