به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دنیای پرالتهاب امروز که مرز میان حقیقت و دروغ در هم آمیخته است، جنگ رسانهای نه تنها مقدم بر درگیریهای سختافزاری، بلکه هدایتگر اصلی میدان نبرد است.
در طول دهههای اخیر و همزمان با گسترش نفوذ شبکههای ماهوارهای و رسانههای معاند فارسیزبان، شاهد تلاش مستمر این جریانهای مزدبگیر معاند برای موجسواری روی زخمهای معیشتی و اجتماعی مردم ایران بودهایم.
هدف نهایی این رسانهها، کشاندن جامعه به سمت آشوب، بهرهبرداری سیاسی و مداخله آشکار در امور داخلی کشور بوده است؛ جریانی که اوج تقلا و دستوپا زدن آن در سال ۱۳۸۸ با هدف راهاندازی پروژه شکستخورده «انقلاب مخملی» نمایان شد، اما با هوشیاری ملت ناکام ماند.
با این حال، این طراحیهای پیچیده متوقف نشد و در مقاطع مختلف، به شکلهای گوناگون بازطراحی شد. اوج این ماجرا و نقطه عطف خیانت رسانهای معاندان را در ناآرامیهای دی ۱۴۰۴ (حوادث ۱۸ و ۱۹ دی) شاهد بودیم؛ جایی که شبکه تروریستی-رسانهای معاند با صراحت، جوانان را به حضور خیابانی و حتی مبارزه مسلحانه تشویق میکرد. در همان روزها، چهرههایی چون رضا پهلوی با دروغپراکنی در همین رسانهها، مدعی شدند که ارکان نظام سقوط کرده و نیروهای موسوم به «گارد جاویدان» در خیابانها مستقر شدهاند؛ ادعاهای پوشالی و توهمآلودی که طراحان آن بعدتر حتی جرئت نکردند مسئولیت پیامدهای فاجعهبارش را بپذیرند و به راحتی حرفهای خود را گردن نگرفتند.
همان اغتشاشات، کشتارها، آشوبهای خیابانی و پمپاژ دروغین آمارهای تلفات تا سقف ۴۰ هزار نفر و بیشتر – که این روزها نیز با ارقام نجومیتر و بیاساستر تکرار میشود – بعدها بهانهای ساختگی و دستمایهای برای توجیه فشارها، تهدیدات و حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان شد و بستر آغاز جنگ تحمیلی سوم را فراهم آورد.

خسارتهای سنگین جانی، شهادت بهترین فرزندان این آب و خاک و در صدر آن شهادت رهبر شهید ایران، ویرانی زیرساختها، صنعت و مسکن، رهآورد شوم همین پیوند نامبارک میان رسانههای معاند و جنگطلبان خارجی بود. در این کارزار سهمگین، در شرایطی که شبکه اینترنشنال و دیگر بازوهای جنگ روانی دشمن تمامقد به میدان آمده بودند تا با دروغپردازی، واقعیتها را وارونه جلوه دهند، رسانه ملی و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران وظیفه خطیر حفظ روایت اصیل و دفاع از منافع ملی را بر دوش کشید؛ هرچند که تخریب و هدف قرار دادن صداوسیما همواره یکی از ارکان ثابت جنگ نرم دشمن بوده است.
بازتاب مواضع اجرایی و چالش تضعیف رسانه ملی
در چنین شرایط خطیری که رسانه ملی به عنوان خاکریز مقدم در برابر تهاجم ترکیبی دشمن عمل میکند و با شروع جنگ تحمیلی دوم و سوم شاهد تحولی چشمگیر در پوشش خبری ۲۴ ساعته و ارائه تحلیل در آن بودهایم، انتشار برخی مواضع از سوی مقامات عالی اجرایی کشور تعجببرانگیز و هزینهزا بوده است. در حالی که انتظار میرود تمام ارکان نظام با هماهنگی کامل از بازوهای رسانهای خود صیانت کنند، طرح برخی اظهارات، ناخواسته بستر بازی در زمین دشمن را فراهم میکند.
پخش و انتشار سخنان رئیسجمهور در جلسه هیئت دولت و خطاب او به پیمان جبلی (رئیس صداوسیما) که با صراحت گفت: «آقای جبلی! اصلاً صداوسیما را نگاه نمیکنم؛ وقتی میبینم اعصابم خراب میشود» و در ادامه افزود: «من که زندگیام را میخواهم برای نظام بگذارم، این نگاه را پیدا کردهام؛ ببینید مردم چه نگاهی دارند»، بازتابهای سنگینی به همراه داشت. در ادامه حسن روحانی و چهرههای اصلاحطلب نیز در هجمه علیه صداوسیما اظهاراتی داشتند؛ این نوع موضعگیری از سوی بالاترین مقام اجرایی کشور، پیش از آنکه گرهی از مشکلات بگشاید، کارکردی خلاف منافع ملی دارد. وقتی رئیسجمهور تریبون رسمی را رها میکند و از بیزاری خود نسبت به رسانه ملی سخن میگوید، پیامی ناامیدکننده به جامعه مخابره میکند که در شرایط جنگی نقطه مقابل ضرورت حفظ وحدت کلمه است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته با نقدها و انتقادهایی درباره کیفیت برنامهها، شیوه اطلاعرسانی، میزان جذابیت تولیدات، تنوع دیدگاهها و فاصله با بخشی از مخاطبان روبهرو بوده است. این انتقادها را نمیتوان نادیده گرفت و رسانه ملی نیز مانند هر نهاد رسانهای دیگری برای حفظ و افزایش مخاطب نیازمند اصلاح، بهروزرسانی و توجه به تغییرات ذائقه رسانهای جامعه است، اما میان «نقد عملکرد صداوسیما» و «تضعیف اصل رسانه ملی» تفاوت وجود دارد.
در شرایطی که بخشی از رسانههای خارج از کشور تلاش میکنند روایت خود را جایگزین روایت رسانههای داخلی کنند، بیاعتبار شدن رسانه رسمی کشور میتواند پیامدهایی فراتر از یک اختلاف نظر درباره کیفیت برنامهها داشته باشد. رسانه ملی در چنین شرایطی تنها یک شبکه تلویزیونی نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای اصلی اطلاعرسانی رسمی کشور در هنگام بحران و جنگ محسوب میشود.
از سوی دیگر، تقلیل دادن عملکرد رسانه ملی به عامل «آزار روانی» نوعی فرافکنی آشکار برای فرار از پاسخگویی به چالشهای مدیریتی است؛ چرا که رسانه، بازتابدهنده واقعیات موجود و خروجی عملکردهای دستگاههای اجرایی است، نه علت ناکارآمدیها. ادبیاتی از این دست، شباهت غریبی به رویکرد سیاستمدارانی چون ترامپ در برابر رسانههای داخلیشان دارد و بزرگترین پالس شادی و ضعف را به اردوگاه دشمن میفرستد تا القا کند ارکان حاکمیت دچار گسست و فرپاشی درونسیستمی شدهاند

.
امیرحسین بانکیپورفرد، نماینده اصفهان و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: همه جنگ را از نزدیک میبینند و این جنگ، یک جنگ ترکیبی است؛ بنابراین بخش رسانهای این جنگ به همان اندازه اهمیت دارد که بخش نظامی آن اهمیت دارد.
وی افزود: چه در جریان جنگ غزه که با وجود امپریالیسم رسانهای، جبهه مقاومت توانست در زمینه رسانه موفق باشد و کل ابرقدرت رسانهای را تحتتأثیر قرار دهد و چه در جنگی که ما در ایران با آمریکا و صهیونیست داشتیم، در داخل کشور و همچنین بیرون از کشور، صدای اقتدار همراه با مظلومیت ایران به خوبی رسانهای شد.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در این زمینه نقش بیبدیل صداوسیما روشن بود. صداوسیما آنقدر قوی عمل کرد که دشمن برخلاف همه محاسبات، خود صداوسیما را هدف قرار داد و ساختمان آن را در هم ریخت؛ با وجود اینکه میدانست این کار بازتاب رسانهای شدیدی علیه او خواهد داشت.
وی ادامه داد: دشمن چه از نظر سختافزاری و چه از نظر نرمافزاری، همه حملات خود را به سمت ایران حرکت داد تا بتواند صدای رسانه را خاموش کند؛ با برنامهریزیهایی که از پیش انجام شده بود و همچنین لطف خداوند که در رأس همه اینها قرار دارد، صدای رسانه ملی خاموش نشد و حتی چند دقیقه هم برنامههای ما قطع نشد.
بانکیپور گفت: در شبکههای فراوانی که صداوسیما داشت، به تعبیر خودمانی، نیروهای صداوسیما جنگیدند. حتی خبرنگاران صداوسیما تهدید شدند، خانههایشان به آتش کشیده شد، خودروهایشان را آتش زدند، خود و خانوادههایشان تهدید شدند و برخی از آنها جانباز شدند، اما کوتاه نیامدند و در این زمینه قوی عمل کردند.
وی تأکید کرد: این شرایط ما را وادار میکند که همانطور که باید از نیروهای مسلح تمامقد دفاع کنیم و همانطور که باید از دولت و رؤسای سه قوه پشتیبانی کنیم، از خط مقدم جنگ رسانهای که صداوسیماست نیز پشتیبانی کنیم و ایرانیان باید از آن پشتیبانی کنند.
بانکیپورفرد اظهار کرد: یکی از مواردی که نشان میدهد کسانی که از ایران جدا شدهاند و به هر دلیل وابسته به بیگانگان و وامدار آنها شدهاند، از اینکه صداوسیما را هدف قرار دهند ناراحت نمیشوند، صحبتهایی است که گاهی از برخی افراد میشنویم؛ مردمی که بهشدت از دست این افراد عصبانی هستند و با آنها مدارا شده است.
وی افزود: ما بخش زیادی از مشکلات امروز کشور را بهخاطر عملکرد دوره این افراد داریم، اما حالا گستاخانه یکباره وارد میدان شدهاند و برای ارباب خود دم تکان میدهند و با رفتارهای نمایشی، همراهی خود را با ارباب رسانهایشان نشان میدهند.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: مردم این افراد را شناخته بودند، چون بهتر از هر کسی آنها را میشناسند. نه شهادت مردم و نه شهادت رهبر عزیزمان باعث نشده است که این افراد به خود بیایند، از گذشته خود خجالت بکشند و توبه کنند.
وی ادامه داد: در شرایطی که بخشی از چهرههایی که سالهاست از کشور ما رفتهاند، خارج از کشور از ایران دفاع میکنند، این افراد گستاخانه همزبان یا همصدا با دشمن هستند که مردم این افراد را بهتر خواهند شناخت.
بانکیپورفرد گفت: ما از آنها توقع نداریم، اما بهشدت توقع داریم رؤسای سه قوه مراقبت کنند؛ مشاورههایی که با ایشان میشود و اطرافیانشان، گاهی همصدایی با این افراد را به آنها القا نکنند.
وی تأکید کرد: همه موظفیم وحدت و انسجام را حفظ کنیم، همانطور که موظفیم تضعیف نکنیم و از این جهت موظفیم رسانه ملی و نیروهای مسلح را که خط مقدم این جنگ ترکیبی هستند، به هیچوجه تضعیف نکنیم.
نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان میکند: از مسئولان عالی کشور که خودشان در آماج این حملات هستند، بهشدت میخواهم دقت بیشتری روی اظهارنظرهای خود داشته باشند. آن افراد برای مردم شناخته شدهاند؛ ما باید خط خود را از آنها جدا کنیم و مواظب باشیم بعضی از کسانی که همراه و همدل آنها هستند و حالا در دستگاههای ما و اطرافیان ما نفوذ کردهاند، خدای نکرده جملاتی را از صحبتهای ما پخش نکنند و نشر ندهند که همصدایی با آن افراد باشد.
ضرورت انسجام ملی و صیانت از خط مقدم جنگ رسانهای
به گزارش ایمنا، در شرایط حساسی که کشور با تهدیدات پیچیده امنیتی و جنگهای ترکیبی روبهروست، انتظار میرود ارکان عالی نظام با دقت در ادبیات و مواضع خود، نشاندهندهی اقتدار، انسجام و پشتیبانی از نهادهای انقلابی باشند. تخریب علنی رسانه ملی، پیش از آنکه گرهی از مشکلات بگشاید، پالس ضعف به اردوگاه دشمن میفرستد و به آنها القا میکند که ارکان حاکمیت دچار گسست درونسیستمی هستند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت سرمایه اجتماعی، حفظ وحدت کلمه و پشتیبانی قاطع از خط مقدم جنگ رسانهای هستیم؛ چرا که اصالتزدایی از رسانه ملی، پیروزی بیقیدوشرط امپریالیسم رسانهای دشمن را رقم خواهد زد. از مسئولان عالیرتبه کشور انتظار میرود با درک خطیر بودن شرایط جنگی، بهجای تضعیف بازوهای رسانهای نظام، در جهت تقویت همگرایی و همافزایی ملی گام بردارند.
نظر شما