به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از مرکز رسانه قوه قضاییه، در جریان حوادث هجدهم دی ۱۴۰۴ در میدان شهید علیخانی ملکشهر اصفهان چهار نفر از ماموران حافظ امنیت در نیروی انتظامی به طرز فجیعی به شهادت رسیدند.
شهادت جانبرکفان نیروی انتظامی به نحوی بود که بر اساس روایت شاهدان عینی، حتی اغتشاشگرانی که در میدان حاضر بودهاند با دیدن صحنه جنایت دچار رعب و وحشت شدید شده بودند یا از محل گریختند و حتی از شدت ترس کنترل خود را از دست دادند.
بر اساس مستندات و محتویات پرونده، در زمان حادثه گروهی از آشوبگران با در اختیار داشتن سلاح گرم، قمه، چاقو، تبر، قداره و کوکتل مولوتوف، علاوه بر تخریب گسترده اموال عمومی، حمله به مردم، آتش زدن ساختمانها، کلانتری و اموال عمومی و خصوصی شهروندان اقدام به ایجاد رعب و وحشت شدیدی در منطقه کردند.
اغتشاشگران با تخریب اموال عمومی و آتشهای منطقهای و بستن خیابانهای منطقه، جنایتی کمسابقه را رقم زدند و ماموران پلیس بدون سلاح را که برای برقراری نظم حاضر شده بودند، زندهزنده آتش زدند و به پیکر مطهر آنها اهانت کردند.
پرونده جنایت هولناک میدان علیخانی اصفهان چندین متهم دارد که دستشان به خون حافظان امنیت کشور آلوده است.
چندی پیش دو تن از عناصر اصلی این جنایت به نامهای عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی به دار مجازات آویخته شدند.
امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی نیز دو جنایتکار دیگر پرونده هستند که در به شهادت رساندن و آتش زدن پیکر شهدای فراجا در میدان علیخانی اصفهان نقش مستقیم داشتند.
ابوالفضل سپاهی بادجانی بهعنوان یکی از مؤثرترین عوامل جنایت میدان شهید علیخانی معرفی شده است، بهگونهای که بیشتر متهمان نیز به نقش او در جنایت رخداده اذعان کردهاند.
بر اساس محتویات پرونده، ابوالفضل سپاهی از نخستین افرادی بود که با در دست داشتن سلاح سرد از جمله تبر و چاقوی کپوری در صحنه مشاهده شده است و علاوه بر تحریک افراد حاضر به ادامه آشوب، نقش فعالی در مسدود کردن خیابانها، آتش زدن لاستیکها، تخریب، تحریق و حمله به اموال عمومی ایفا کرد.
سپاهی در طول آشوبها به سمت کلانتری منطقه کوکتل مولوتوف پرتاب کرده، در تخریب خودروهای عبوری و اموال عمومی مشارکت داشته و از عوامل اصلی بستن مسیرهای تردد و ایجاد ناامنی در منطقه ملکشهر بوده است.
شاهدان و دیگر متهمان نیز در اظهارات خود از حضور مستمر او در کانون درگیریها و نقش وی در به شهادت رساندن ماموران پلیس گفتهاند.
در بخشی از پرونده آمده است که او با فریاد از دیگران میخواست بنزین بیاورند تا مأموران را به آتش بکشند.
یکی از متهمان اظهار داشته ابوالفضل سپاهی را دیده است که با در دست داشتن تبر، افراد حاضر را به ادامه درگیری و حمله به مأموران تشویق میکرد.
اما آنچه نقش ابوالفضل سپاهی را در این پرونده برجستهتر میکند، مشارکت مستقیم او در به شهادت رساندن مأموران حافظ امنیت است.
بر اساس اسناد پرونده، او یکی از مأموران را از روی موتورسیکلت به زمین انداخته، با چاقو به کتف وی ضربه زده و سپس به همراه تعدادی دیگر از متهمان، مأمور مجروح را روی زمین کشیده است.
در ادامه روی پیکر مأمور بنزین ریخته شد و او در حالی که هنوز زنده بود، در آتش سوخت.
در بخش دیگری از پرونده نیز آمده است که سپاهی به همراه یکی دیگر از متهمان، مأمور دیگری را پس از ضرب و جرح به فضای سبز کنار میدان کشانده، لباسهایش را از تن خارج کرده و در آتش زدن او نیز مشارکت داشته است.
یکی از متهمان پرونده در اعترافات خود درباره با اقدامات سپاهی در روز حادثه گفته است «مامور موتوری را انداختند زمین و یک کم جلوتر ابوالفضل با چاقو کپوری به کتف او زد. مامور را کشیدند روی زمین و بردند سمت سهگوشی مطهری کنار تابلو. ابوالفضل مامور را چسباند به تابلو و مامور را به تابلو بستند. بنزین را از بالا روی سر مامور ریختند و فندک زدند...
«بعد رفتند به سراغ مامور دیگر که او را هم با چاقو و سنگ میزدند ابوالفضل سپاهی و علیرضا (متهم اصلی دیگر پرونده) هر کدام یکبار مامور را گرفتند و کشیدند بردند داخل میدان و شلوارش را درآوردند و مامور را آتش زدند.»
امیرحسین صفریحسینآبادی نیز بر اساس محتویات پرونده، از افرادی بود که از ابتدای آشوبهای میدان شهید علیخانی با پوشاندن چهره و در دست داشتن قداره در صحنه حضور داشت.
او در اعترافات خود بهصراحت اعلام کرده است که با گروهی از آشوبگران وارد میدان شده، صورت خود را با پارچه سبز رنگ و ماسک پوشانده و مسلح به قداره در جنایت فجیع آن شب مشارکت داشته است.
امیرحسین صفری حادثه را اینگونه تشریح کرده است: «در مسیر اموال عمومی و دولتی را با قداره تخریب میکردیم. با قداره به سمت ماموران رفتم و چند تا قداره به سوی ماموران پرت کردم و بقیه نیز با سنگ و آجر ماموران را میزدند. دو سه نفر از ماموران از شدت ضربات وارده تکان نمیخوردند. دیدم یک نفر بطری بنزین روی موتور ماموران ریخت و آتش زدند. من صورتم را پوشانده بودم و ماسک هم زده بودم.»
یکی از تکاندهندهترین بخشهای پرونده، مربوط به رفتار صفری پس از مجروح شدن مأموران است.
بر اساس مستندات پرونده، وی در حالی که یکی از مأموران هنوز زنده بود، با قمه چندین ضربه دیگر به او وارد کرد و سپس به شکم این مأمور ضربه زد. در ادامه نیز، با قساوت تمام روی پلیت فلزی که روی پیکر یکی از شهدای فراجا انداخته شده بود، به رقص و پایکوبی پرداخت.
پس از شناسایی و دستگیری ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری و تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، جلسات رسیدگی در دادگاه با حضور متهمان و وکلای آنان برگزار شد و دفاعیات متهمان و وکلایشان استماع و بررسی شد.
در نهایت دادگاه با توجه به گزارشهای سازمان پلیس اطلاعات و امنیت فراجا، تحقیقات مقدماتی، استخراج محتوای تلفنهای همراه متهمان، بازسازی صحنه وقوع جرم، اعترافات متهمان، اظهارات شهود و سایر مستندات پرونده دفاعیات ارائهشده را غیرموجه تشخیص داد و نقش مؤثر هر دو متهم در ارتکاب جرایم انتسابی را محرز دانست.
ابوالفضل سپاهیبادجانی فرزند علیمحمد و امیرحسین صفریحسینآبادی فرزند ناصر به اتهام عضویت در گروههای یاغی علیه امنیت ملی، محاربه از طریق کشیدن سلاح و ایجاد رعب، وحشت و ناامنی در جامعه، افساد فیالارض از طریق اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد و ارتکاب اعمالی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی و امنیت کشور شده، تخریب و تحریق اموال عمومی با هدف اخلال در نظام و امنیت جامعه و دیگر اقدامات مجرمانه که منجر به شهادت چهار نفر از مأموران حافظ امنیت نیروی انتظامی شد، به اعدام محکوم شدند.
پس از صدور رأی، محکومان و وکلای آنها فرجامخواهی کردند که پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال شد.
دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده، حکم صادرشده را ابرام و تأیید کرد و در نهایت، پس از طی تمام تشریفات و روال قانونی، حکم اعدام این دو جنایتکار اجرا شد.
نظر شما