۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۱
یک اسطوره، هزار چهره

هر کسی یک امضا در سینما دارد؛ امضای اکبر عبدی اما یک چهره نبود، هزار چهره بود. از غلامرضای «مادر» تا عباس «آدم برفی» و بایرام «اخراجی‌ها»، او هر بار پوست انداخت و ثابت کرد، بازیگری تنها حفظ دیالوگ نیست، هنرِ ناپدید شدن پشت شخصیت است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ سینمای ایران بازیگران بزرگی آمده‌اند؛ بازیگرانی که با یک نقش جاودانه شدند، با یک ژانر شناخته شدند یا با همکاری با یک کارگردان به اوج رسیدند. اما در میان همه آن‌ها، اکبر عبدی یک استثناست؛ بازیگری که نه به یک نقش محدود شد، نه به یک تیپ، نه به یک ژانر و نه حتی به یک نسل از مخاطبان. او از معدود هنرمندانی است که می‌توانست در یک قاب، هم مردم را از خنده روده‌بر کند و هم در نمای بعدی، تلخ‌ترین احساسات را به تماشاگر منتقل سازد. به همین دلیل، لقب «آقای هزار نقش» برای او تنها یک اغراق رسانه‌ای نیست؛ توصیفی دقیق از دامنه حیرت‌انگیز توانایی‌هایش است.

اکبر عبدی در دهه شصت از تلویزیون و برنامه‌های کودک وارد خانه‌های مردم شد، اما خیلی زود نشان داد که قرار نیست تنها یک چهره محبوب کودکانه باقی بماند. ورود او به سینما هم‌زمان با دورانی بود که سینمای ایران هنوز تنوع ژانری خود را حفظ کرده بود و بازیگر می‌توانست در آثار اجتماعی، کمدی، تاریخی، فانتزی و حتی سیاسی فرصت عرض‌اندام پیدا کند. عبدی از همین ظرفیت بیشترین استفاده را کرد و خیلی زود خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کرد که از پس هر نقشی برمی‌آید.

نقطه عطف نخست کارنامه او را باید «اجاره‌نشین‌ها» دانست. همکاری با داریوش مهرجویی تنها یک تجربه موفق نبود؛ اثبات این واقعیت بود که عبدی می‌تواند فراتر از تیپ‌های طنز حرکت کند. برخلاف تصویری که بعدها از او به‌عنوان بازیگر تنها کمدی ساخته شد، در «اجاره‌نشین‌ها» شخصیتی خلق کرد که به‌طور کامل در خدمت روایت قرار داشت و هیچ نشانی از اغراق‌های رایج بازی‌های بعدی‌اش در آن دیده نمی‌شد، او در این فیلم ثابت کرد که اگر سینمای ایران فرصت بدهد، توانایی تبدیل شدن به یک بازیگر شخصیت‌پرداز را نیز دارد.

یک اسطوره، هزار چهره

همین استعداد در همکاری با علی حاتمی در فیلم «مادر» به اوج دیگری رسید. نقش غلامرضا یکی از ماندگارترین شخصیت‌های سینمای ایران شد؛ شخصیتی که اگرچه با صدای منوچهر اسماعیلی کامل‌تر شد، اما جان گرفتنش بر پرده مدیون میمیک صورت، ریتم بدن و ظرافت بازی اکبر عبدی بود. کمتر بازیگری در سینمای ایران توانسته است بدون اتکا به دیالوگ، تنها با نگاه، حرکت و سکوت، چنین شخصیت فراموش‌نشدنی‌ای خلق کند.

شاید مهم‌ترین ویژگی عبدی، قدرت حیرت‌آورش در تغییر چهره بود؛ استعدادی که موجب می‌شد گریم روی صورتش بنشیند و او هر بار به انسانی متفاوت تبدیل شود. از «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» تا «آدم برفی»، از شخصیت‌های تاریخی تا آدم‌های کوچه و بازار، هیچ نقشی برای او دور از دسترس نبود. حتی زن‌پوشی که در بسیاری از سینماهای جهان به‌سختی پذیرفته می‌شود، در اجرای عبدی نه به ابتذال کشیده شد و نه‌تنها یک شوخی سطحی باقی ماند؛ بلکه به بخشی از شخصیت‌پردازی او تبدیل شد. «آدم برفی» هنوز هم یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های استفاده از این ظرفیت در سینمای پس از انقلاب به شمار می‌رود.

سکانسی دیدی از بازی زنده یاد اکبر عبدی در فیلم سینمایی «آدم برفی» /ببینید

یکی دیگر از ویژگی‌های کم‌نظیر اکبر عبدی، تسلط او بر لهجه، گویش، صدا و بیان بود. او تنها نقش بازی نمی‌کرد؛ زبان شخصیت را هم می‌ساخت. تقلید صدا، تغییر تُن گفتار، بازی با لهجه‌ها و استفاده دقیق از ظرفیت حنجره، موجب شده بود هر شخصیت، هویتی مستقل پیدا کند. همین مهارت بود که سبب شد بسیاری از نقش‌هایش حتی سال‌ها پس از اکران فیلم‌ها در حافظه جمعی مردم باقی بمانند.

با این حال، مسیر سینمای ایران در دهه‌های اخیر چندان با بازیگرانی همچون عبدی مهربان نبود. غلبه سینمای اجتماعی، کاهش تولید آثار ژانری و کم‌رنگ شدن کمدی‌های شخصیت‌محور، فرصت‌های چنین بازیگرانی را محدود کرد. سینما به تدریج به سمت روایت‌های مینیمال و واقع‌گرایانه حرکت کرد؛ جریانی که دیگر کمتر به بازیگرانی نیاز داشت که بتوانند با بدن، چهره، صدا و اغراق‌های کنترل‌شده، شخصیت خلق کنند. نتیجه آن شد که بسیاری از ظرفیت‌های عبدی در سال‌های پایانی فعالیتش بلااستفاده ماند.

بهترین فیلم های اکبر عبدی

با وجود این، او هر زمان فرصت مناسبی پیدا کرد، دوباره درخشید. «اخراجی‌ها» نشان داد که هنوز هم می‌تواند تنها با چند دیالوگ و بداهه‌پردازی، شخصیتی همچون «بایرام لودر» را به یکی از محبوب‌ترین کاراکترهای سینمای عامه‌پسند تبدیل کند. «قاعده بازی» بار دیگر توانایی‌های فیزیکی و کمدی اسلپ‌استیک او را یادآوری کرد و در «خوابم میاد» نیز با ایفای نقش مادر رضا عطاران، ثابت کرد که هنوز قدرت غافلگیر کردن مخاطب را دارد؛ اجرایی که دومین سیمرغ بلورین نقش مکمل مرد را برایش به ارمغان آورد.

آنچه اکبر عبدی را از بسیاری از هم‌نسلانش متمایز می‌کند، تنها  تعداد فیلم‌ها یا جوایزش نیست، بلکه گستره شخصیت‌هایی است که جان بخشیده است. کمتر بازیگری را می‌توان پیدا کرد که هم در آثار مهرجویی، حاتمی، مخملباف، میرباقری، ده‌نمکی، معتمدی و عطاران حضوری مؤثر داشته باشد و هم در هر کدام، چهره‌ای متفاوت از خود ارائه کند. این تنوع، حاصل تکنیک، شناخت دقیق از بازیگری و البته هوش ذاتی او در فهم مخاطب بود.

هزار چهره، یک اسطوره

امروز که به کارنامه اکبر عبدی نگاه می‌کنیم، بیش از آنکه با یک کمدین روبه‌رو باشیم، با بازیگری روبه‌روایم که می‌توانست هر نقشی را زندگی کند. شاید اگر سینمای ایران همچنان به تنوع ژانرها، کمدی فاخر و سینمای بدنه اهمیت می‌داد، عبدی در سال‌های پایانی فعالیتش نیز همچنان ستاره‌ای بی‌رقیب باقی می‌ماند. با این همه، میراث او فراتر از فراز و فرودهای یک دوره تاریخی است؛ میراث بازیگری که ثابت کرد هنر واقعی، در توانایی دگرگون شدن است. به همین دلیل، لقب «آقای هزار نقش» نه یک شعار، بلکه دقیق‌ترین توصیف برای هنرمندی است که هنوز هم نمونه‌ای هم‌سنگ او در سینمای ایران دیده نشده است

کد مطلب 991603

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.