به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، مسیرهای زیارت در شهرهایی که بقعههای مذهبی دارند در بسیاری موارد شریانهای پنهان شهر هستند؛ راههایی که جهت حرکت، سازمان فضاهای عمومی و ریتم زندگی را تعیین میکنند. در این شهرها زیارت فقط لحظه حضور در بقعه نیست، فرایندی است که از لحظه ورود به شهر آغاز میشود و در هر قدم در میدانها، کوچهها، پلها یا سکوهای کنار رود ادامه مییابد. هرجا که برنامهریزی شهری این مسیرها را جدی گرفته باشد، شهر توانسته است میان زیارت، زندگی روزمره و توسعه نوعی تعادل پویا برقرار کند.
در شهرهای مذهبی طراحی مناسب مسیر زیارت یعنی کار روی جزئیات ملموس: پهنای پیادهراهها، کیفیت سطح، سایه و نشیمن، طرز برخورد مسیر زائر با ترافیک روزمره، جای استقرار بازارهای خرد و خدمات و نحوه خوانا کردن راه برای کسانی که شهر را نمیشناسند. تجربه موفق زمانی شکل میگیرد که خود شهر بهعنوان آخرین بخش زیارت دیده شود؛ یعنی زائر در عبور از شهر، احساس کند هنوز در امتداد همان سفر معنوی حرکت میکند، نه در فضای بیربط و پرآشوبی که فقط در انتهای آن یک زیارتگاه قرار گرفته است.

اصول طراحی شهری برای مسیرهای زیارت
در بسیاری از شهرهای مذهبی معاصر، موجهای گردشگری دینی، رشد جمعیت و توسعه زیرساختی مسیرهای زیارت را تحت فشار گذاشته است. کوچههایی که زمانی گذر آرام زائران بودند، به شریانهای ترافیکی تبدیل شدهاند؛ محلهای کوچک استراحت، فضاهای وضو و مکث، زیر فشار کاربریهای تجاری فشرده از بین رفتهاند و پیادهراهها در ازدحام، ناایمن و خستهکننده شدهاند. مقابل این وضعیت، مجموعهای از اصول طراحی و مدیریتی وجود دارد که بسیاری شهرها با تکیه بر آنها توانستهاند راه زیارت را به ستونبندی اصلی شهر تبدیل کنند.
نخستین اصل، پیادهمحوری و آسایش حرکتی است. عرض کافی، کفسازی مناسب، سایه، نشیمن و جداسازی هوشمند جریان پیاده از جریان موتوری، پایه آسایش زائر را میسازد. دومین اصل، لایهبندی فعالیتها و فضاها در امتداد مسیر است؛ راه زیارت نباید فقط یک کریدور عبور باشد. توالی بازارهای کوچک، فضاهای استراحت، گرههای آیینی و فضاهای اجتماعی، اگر با مقیاس و فاصله درست قرار گیرد، تجربه معنوی را غنی میکند و علاوه بر آن، اقتصاد محلی را در مدار زیارت نگه میدارد.
خوانایی و نشانهگذاری، اصل سوم است. مسیر زیارت موفق زائر را بدون نیاز به نقشه پیچیده، از نقطه ورود به شهر تا بقعه یا معبد اصلی راهبری میکند. دروازهها، برجها، نماهای شاخص، تغییرات تدریجی در مقیاس فضا و حتی نور و صدا میتوانند نقش آستانهها و ایستگاهها را بازی کنند و به زائر حس پیشروی در سفر بدهند. اصل مهم دیگر، مدیریت جمعیت و ایمنی در اوج زیارت است. طراحی عرض مسیر، نقاط گریز، مسیرهای جایگزین، فضاهای تخلیه اضطراری و دسترسیهای امدادی، باید از ابتدا با فرض موجهای بزرگ زائران انجام شود وگرنه مسیر به نقطه بحران تبدیل خواهد شد. مسیر زیارت باید در طرحهای کلی شهر دیده شود؛ بهعنوان بخشی از شبکه پیاده، بخشی از ساختار کاربری زمین و بخشی از سیستم حملونقل، نه پروژهای جداگانه که بعدها بر کالبد شهر تحمیل شود.

نجف-کربلا؛ پیادهراه اربعین بهعنوان شاهرگ شهری
مسیر نجف تا کربلا بهویژه در پیادهروی اربعین، یکی از بزرگترین تجربههای زیارتی پیاده در جهان است؛ یکی از مسیرها، راهی حدود ۸۰ کیلومتری است که از حرم امام علی (ع) در نجف آغاز میشود و به حرم امام حسین (ع) در کربلا میرسد. این راه در عمل به یک محور شهری مذهبی تبدیل شده است؛ ترکیبی از بزرگراه سوارهرو و نوار پیادهروی مستقل که در طول سال و بهویژه در ایام اربعین، ساختار حرکت، اقتصاد و فضاهای عمومی میان دو شهر را شکل میدهد.
آنچه این مسیر را از یک جاده معمولی متمایز میکند، طراحی آگاهانه برای راهنمایی و سازماندهی حرکت پیاده است. عمودهای شمارهگذاریشده در میانه جاده، از داخل نجف تا کربلا، نقش یک سیستم راهیابی ساده، اما بسیار مؤثر را دارند. زائران در طول مسیر نهفقط با نام روستاها و شهرکها، بلکه با شماره عمودها با هم قرار میگذارند، مسیر را میسنجند، نقاط استراحت و دیدار را تعیین میکنند و در صورت گمشدن، هماهنگی دوباره را بر اساس همین نشانهها انجام میدهند. این شمارهگذاری، جاده را از یک فضای بینشان به یک واحد خوانا و قابل مدیریت برای حرکت میلیونها نفر تبدیل کرده است.
در دو سوی این نوار پیاده، موکبها و فضاهای خدماتی ردیف شدهاند؛ سازههای موقت و نیمهدائمی که در روزهای اوج، از دل روستاها و شهرها سر برمیآورند و شبکهای متراکم از فضاهای استراحت، غذا، خدمات بهداشتی، درمان موقت و فضاهای آیینی کوچک را میسازند. هر موکب در عین سادگی، یک گره فضایی است: چادر، سازه سبک، سایهبان، سکوی نشستن، سفره، آشپزخانه و گاهی آلاچیقهای کوچک برای خواب. این گرهها کنار هم نوار پیاده را به فضای عمومی خطی تبدیل میکنند که از یکسو حرکت را پشتیبانی میکند و از سوی دیگر روابط اجتماعی، همبستگی و تجربه جمعی را شکل میدهد.
این مسیر برای بسیاری از زائران در حدود سه روز پیاده طی میشود؛ یعنی نوار نجف-کربلا، سه شبانهروز به زیستجهان موقت میلیونها نفر بدل میشود. طی این سه روز جاده از یک زیرساخت حملونقل به شهر موقت خطی تبدیل میشود؛ شهری با بازار، خدمات، فضاهای خواب، فضاهای آیینی، شبکه اجتماعی و قواعد رفتاری ویژه خود.

سانتیاگو د کومپوستلا؛ شهر بهمثابه آخرین فصل کامینو
سانتیاگو د کومپوستلا در شمالغرب اسپانیا، سومین شهر مهم مذهبی برای دین مسیحیت است که همه راههای کامینو در نهایت به کلیسای جامع سانتیاگو د کومپوستلا میرسند؛ مکانی مذهبی که بر فراز مدفن سنت جیمز بنا شده است و قلب دینی و فضایی شهر را شکل میدهد. راه طولانی «کامینو د سانتیاگو» مسیری است که بازدیدکنندگان از کشورهای مختلف اروپایی طی میکنند تا در نهایت به این شهر برسند. بخش پایانی این سفر درون بافت شهری اتفاق میافتد و همین بخش، آزمون اصلی توان شهر در تبدیل راه زیارت به زیرساخت شهری است. در سانتیاگو، خیابانها و گذرهای منتهی به میدان و کلیسای اصلی نه مسیرهای اتفاقی، بلکه بهعنوان ستونهای پیاده در طراحی شهر دیده شدهاند.
بازدیدکنندگان در عبور از حاشیه تا قلب شهر، با توالی فضاهایی روبهرو میشود که خودبهخود راه را نشان میدهند: خیابانهایی که آرامتر و انسانمحورتر میشوند، ساختمانهایی که چهره تاریخیتری پیدا میکنند، میدانهای کوچک که امکان مکث و جمع شدن گروهها را فراهم میکنند و در نهایت بازشدن ناگهانی میدان اصلی و حضور عظیم نمای کلیسا. این توالی فضایی، بخشی از روایت زیارت است؛ معماری، آستانهها را یکی پس از دیگری تعریف میکند و گردشگر را به اوج تجربه میرساند.
شهر اقتصاد خود را نیز حول همین مسیرها سامان داده است. اقامتگاههای کوچک، کافهها، مغازههای خدماتی و فروشگاههای مرتبط با راه، در امتداد مسیرهای اصلی ورود زائر تمرکز یافتهاند. این تمرکز فضایی دو نتیجه دارد: زائر در طول راه بدون سردرگمی به خدمات دسترسی دارد و فشار گردشگری مذهبی بهجای پراکندگی در کل شهر، در محورهای مشخص کانالیزه میشود. به اینترتیب، سانتیاگو توانسته است راه زیارت را نهفقط تحمل، بلکه جذب و از آن برای تقویت پیادهمحوری، حفظ بافت تاریخی و رونق اقتصاد خرد استفاده کند.

لورد؛ حلقه خدماتی و مسیر آرام به سوی زیارتگاه
لورد در جنوب فرانسه یکی از پرمسافرترین شهرهای مذهبی کاتولیک و میزبان بقعه «بانوی ما در لورد» است و هر سال موجهای بزرگ جمعیتی را تجربه میکند. اگر این حجم حضور بدون طراحی و مدیریت مسیر وارد شهر میشد، هر سال شاهد بحران ترافیکی، فرسایش شدید محیط و تجربهای آشفته برای مسافران میشد. راهحل لورد، ساخت یک شبکه مسیر و حلقه خدماتی است که حرکت زائران را از لحظه ورود تا حضور در زیارتگاه هدایت و تنظیم میکند.
در این شهر، خیابانها و پیادهراهها بهگونهای سازمان یافتهاند که بخشهای نزدیک به زیارتگاه، به قلمروی پیاده تبدیل شدهاند. خودروها در حلقهای بیرونی متوقف میشوند و مسافر ادامه راه را در فضاهایی میپیماید که برای حضور جمعی، دعا، سکوت و مراسم طراحی شدهاند. کفسازی، نور، نشیمنها و نحوه مرزبندی میان فضاهای سکوت و فعالیت، همه در خدمت تجربه زیارت است. در امتداد مسیر نیز فضاهای باز و نیمهباز از میدانها و پارکها تا حیاطها، بهعنوان نقاط تنظیم جریان جمعیت عمل میکنند و جایی برای استراحت، انتظار، شکلگیری گروهها و برگزاری مراسم فرعی هستند.
حلقه خدماتی شهر، از هتلها و مهمانخانهها گرفته تا فروشگاهها و رستورانها، با فاصلهای سنجیده از محدوده اصلی زیارتگاه قرار دارد. این فاصله هم مانع ورود مستقیم هیاهوی تجاری به فضای زیارت میشود و هم دسترسی زائر به خدمات را دشوار نمیکند. لورد با این چیدمان، موفق شده است فضای زیارت را از فشار کالبدی مستقیم مصون نگه دارد، در عین حال از حضور میلیونها زائر بهعنوان موتور اقتصادی شهر استفاده کند. در این تجربه مسیرهای زیارت و حلقههای خدماتی پیرامونشان به سامانهای منسجم تبدیل شدهاند که هویت مذهبی را نگه میدارد و توسعه شهری را قابلمدیریت میکند.

نظر شما