به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، امنیت و حضور فعال زنان در جامعه نهتنها یک مطالبه اجتماعی، بلکه یکی از پیشنیازهای توسعه پایدار و پویایی شهری است. شهری که زنان در آن احساس امنیت و آرامش نکنند، بخشی از ظرفیت انسانی و اجتماعی خود را از دست میدهد. تجربه شهرهای مختلف جهان نشان میدهد هرگاه برنامهریزی شهری با توجه به نیازها و الگوهای متفاوت استفاده شهروندان از فضاهای شهری انجام شده، پیامدهای آن تنها محدود به زنان نبوده و کیفیت زندگی همه ساکنان شهر را ارتقا داده است.
امنیت فیزیکی نخستین و اساسیترین نیاز برای حضور مؤثر زنان در شهر به شمار میرود. روشنایی ناکافی معابر، ناایمنی در حملونقل عمومی، فضاهای متروکه یا فاقد نظارت کافی و نبود سازوکارهای کارآمد برای گزارش و پیگیری آسیبهای اجتماعی، موجب میشود بسیاری از زنان دامنه حضور و فعالیت خود را محدود کنند. این محدودیتها بهتدریج بر فرصتهای شغلی، آموزشی، سلامت روان و مشارکت اجتماعی آنان تأثیر میگذارد و بخشی از ظرفیتهای توسعه شهری را بلااستفاده باقی میگذارد.
امنیت تنها به معنای نبود خطرهای فیزیکی نیست. احساس آرامش در فضاهای عمومی، برخورد محترمانه در محیطهای شهری و دسترسی مناسب به خدمات و امکانات نیز از مؤلفههای مهم کیفیت زندگی شهری محسوب میشود. وجود مراکز حمایتی، خدمات مشاورهای، امکانات مراقبت از کودکان و سیاستهای حمایتی در محیطهای کاری، زمینه را برای حضور مؤثرتر زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی فراهم میکند. در چنین شرایطی، زنان علاوه بر بهرهمندی از خدمات شهری، به یکی از بازیگران اصلی توسعه و پویایی شهر تبدیل میشوند.
مشارکت زنان در فرایندهای تصمیمسازی و مدیریت شهری نیز از الزامات حکمرانی کارآمد شهری است. حضور آنان در شوراهای شهر، نهادهای محلی و فرایندهای برنامهریزی موجب میشود نیازها و تجربههای روزمره بخش گستردهای از شهروندان بهتر در سیاستگذاریها منعکس شود. در نتیجه، طراحی پارکها، مسیرهای پیاده، ایستگاههای حملونقل عمومی و حتی نظام بودجهریزی شهری با واقعیتهای زندگی شهروندان هماهنگتر خواهد شد.
شهری که حضور فعال و ایمن زنان را بهعنوان یکی از اصول مدیریت شهری بپذیرد، در مسیر توسعه انسانی گام برمیدارد. ارتقای امنیت، گسترش فرصتهای اجتماعی و افزایش مشارکت شهروندان، شهری پویاتر و باکیفیتتر برای همه ساکنان ایجاد خواهد کرد.

اومئا؛ شهری که مشارکت همگانی را در کالبد خود بازتاب داد
اومئا در شمال سوئد یکی از نمونههای شناختهشده برنامهریزی شهری مبتنی بر توجه به نیازهای متنوع شهروندان است. این شهر طی سالهای گذشته تلاش کرده است این رویکرد را نهتنها در اسناد و سیاستها، بلکه در ساختار فیزیکی و فرهنگی شهر نیز منعکس کند. مدیران شهری اومئا معتقدند طراحی شهر باید بازتابدهنده شیوههای متفاوت استفاده شهروندان از فضاهای عمومی باشد.
در این شهر، برنامهریزی شهری بر پایه تحلیل دقیق الگوهای استفاده از شهر انجام میشود. بررسی شیوه تردد شهروندان، نحوه استفاده از فضاهای عمومی و توزیع امکانات فرهنگی و ورزشی نشان داده است که گروههای مختلف اجتماعی نیازها و الگوهای رفتاری متفاوتی دارند. به همین دلیل، شهرداری با بهبود روشنایی معابر، ایجاد مسیرهای پیادهروی ایمن، بازطراحی ایستگاههای حملونقل و توسعه فضاهای عمومی قابل دسترس، تلاش کرده است احساس امنیت و آسایش را افزایش دهد.
یکی از پروژههای شاخص اومئا، طرح «چشمانداز شهری فراگیر» است که شهروندان را به ارزیابی شهر از منظر تجربههای متفاوت زندگی دعوت میکند. این ابتکار علاوه بر افزایش آگاهی عمومی، نگاه مدیران شهری را نیز به ابعاد گوناگون استفاده از شهر تغییر داده است. توجه به نقش زنان در هنر شهری و نامگذاری خیابانها و فضاهای عمومی به نام زنان تأثیرگذار نیز بخشی از این رویکرد فرهنگی محسوب میشود. اومئا نشان داده است که شهرهای متوسط نیز میتوانند با مشارکت اجتماعی و مدیریت هدفمند به الگوهایی الهامبخش در حوزه توسعه شهری تبدیل شوند.

بوگوتا؛ بازتعریف خدمات شهری با «بلوکهای مراقبت»
بوگوتا، پایتخت کلمبیا، در سالهای اخیر یکی از نوآورانهترین برنامههای شهری در حوزه حمایت از خانواده و خدمات اجتماعی را اجرا کرده است؛ برنامهای با عنوان «بلوکهای مراقبت» که نگاه تازهای به نقش خدمات شهری در زندگی روزمره شهروندان دارد.
این طرح در پاسخ به مسئلهای شکل گرفت که از آن با عنوان «فقر زمانی» یاد میشود؛ وضعیتی که در آن بخش قابلتوجهی از زمان روزانه زنان صرف مراقبت از کودکان، سالمندان، امور خانه و حمایت از اعضای خانواده میشود و فرصت کمتری برای اشتغال، آموزش یا مشارکت اجتماعی باقی میماند.
ایده اصلی این طرح، تجمیع خدمات موردنیاز شهروندان در یک محدوده قابل دسترس است. در این مراکز خدماتی همچون مراقبت روزانه از کودکان، نگهداری از سالمندان و افراد دارای معلولیت، آموزش مهارتهای شغلی، مشاوره حقوقی، حمایت روانشناختی و برخی خدمات بهداشتی ارائه میشود. این موضوع موجب کاهش زمان رفتوآمد و تسهیل دسترسی به خدمات مختلف شده است.

اهمیت این تجربه تنها در تجمیع خدمات نیست، بلکه در تغییر نگاه به نقش خدمات مراقبتی در شهر نهفته است. در این رویکرد، این خدمات بهعنوان بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر شناخته میشوند و همانند حملونقل، آموزش و امنیت، در برنامهریزیهای شهری جایگاه مشخصی پیدا میکنند.
نتیجه این سیاستها، افزایش فرصتهای واقعی برای حضور زنان در بازار کار، آموزش و فعالیتهای اجتماعی بوده است. تجربه بوگوتا نشان میدهد توجه به ساختارهای خدماتی و اجتماعی میتواند نقش مهمی در افزایش مشارکت شهروندان و بهبود کیفیت زندگی شهری ایفا کند.

تجربه ترکیه؛ از سیاستگذاری ملی تا اقدام محلی
صندوق جمعیت سازمان ملل متحد با همکاری دولت ترکیه برنامهای را برای تقویت حضور و مشارکت زنان در مدیریت و زندگی شهری اجرا کرده است؛ برنامهای که هدف اصلی آن تبدیل این رویکرد به بخشی پایدار از ساختار حکمرانی شهری بوده است.
در چارچوب این برنامه، شهرداریهای مشارکتکننده اقدام به ایجاد واحدهای تخصصی، تدوین برنامههای محلی با مشارکت سازمانهای مردمی و تشکیل شوراهای مشورتی زنان کردهاند. این سازوکارها موجب شده است دیدگاهها و نیازهای بخش گستردهتری از شهروندان در سیاستگذاریهای شهری مورد توجه قرار گیرد.

یکی از محورهای مهم این برنامه، ارتقای امنیت و رفاه اجتماعی زنان بوده است. بهبود روشنایی معابر و پارکها، توسعه مراکز مشاوره و حمایت اجتماعی، آموزش کارکنان شهری و حمایت از فعالیتهای اقتصادی زنان، از جمله اقداماتی است که در بسیاری از شهرهای عضو اجرا شده است. این سیاستها حضور فعالتر زنان در فضاهای عمومی را تسهیل کرده و زمینه مشارکت گستردهتر آنان در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی را فراهم آورده است.
بخش مهم دیگر برنامه، جمعآوری و تحلیل دادههای شهری بر اساس ویژگیها و نیازهای گروههای مختلف شهروندان بوده است. این اطلاعات به مدیران شهری کمک کرده تا برنامههای دقیقتر و هدفمندتری برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان تدوین کنند.
آنچه تجربه ترکیه را متمایز میکند، پیوند میان سیاستگذاری ملی و اجرای محلی است. حمایت دولت مرکزی در کنار تعهد شهرداریها موجب شده این رویکرد به بخشی از ساختار مدیریتی و بودجهریزی شهری تبدیل شود و آثار آن در بلندمدت نیز تداوم یابد.

وین؛ پیشگام برنامهریزی شهری مبتنی بر نیازهای شهروندان
وین، پایتخت اتریش، یکی از شناختهشدهترین نمونههای برنامهریزی شهری مبتنی بر توجه به الگوهای متفاوت استفاده شهروندان از شهر است. از دهه ۱۹۹۰ میلادی، مدیریت شهری وین تلاش کرده است تمام طرحها، پروژهها و بودجههای شهری را با درنظر گرفتن تأثیر آنها بر گروههای مختلف اجتماعی ارزیابی کند.
مطالعات انجامشده در این شهر نشان داد که شیوه استفاده زنان از شهر در بسیاری از موارد با مردان متفاوت است. زنان بیشتر از حملونقل عمومی استفاده میکنند و سفرهای روزانه آنان معمولاً ترکیبی و چندمنظوره است. بر همین اساس، شبکه حملونقل عمومی توسعه یافت، فاصله ایستگاهها کاهش پیدا کرد، پیادهروها عریضتر شدند و تقاطعها با استانداردهای ایمنی بالاتر بازطراحی شدند.
در حوزه مسکن نیز وین پروژههای شاخصی را اجرا کرده است. مجتمعهای مسکونی جدید با توجه به نیاز خانوادهها، سالمندان و سرپرستان خانوار طراحی شدهاند. این مجموعهها دارای فضاهای جمعی ایمن، دید مناسب به محل بازی کودکان، نورپردازی کافی در فضاهای مشترک و دسترسی آسان به خدمات عمومی هستند؛ ویژگیهایی که احساس امنیت و تعلق اجتماعی را تقویت میکنند.
تجربه وین نشان میدهد توجه به نیازهای متنوع شهروندان، تنها به نفع یک گروه خاص نیست، بلکه کیفیت زندگی همه ساکنان شهر را ارتقا میدهد. افزایش ایمنی، بهبود دسترسی، ارتقای کارآمدی حملونقل و تقویت فضاهای اجتماعی، انسجام و پویایی شهری را افزایش داده و این شهر را به الگویی الهامبخش برای بسیاری از شهرهای جهان تبدیل کرده است.

نظر شما