چگونه شهرهای مذهبی هویت خود را در برابر توسعه شهری حفظ می‌کنند؟

برنامه‌ریزی شهری در شهرهای زیارتی جهان بر پایه ارجحیت مکان‌های مذهبی و شبکه‌های آیینی استوار است؛ رویکردی که توسعه را نه‌تنها با حفظ معنویت و کارکردهای زیارتی هماهنگ می‌سازد، بلکه مکان‌های مذهبی را به محور اصلی ساماندهی فضاها، تعیین ضوابط ساخت‌وساز و هدایت رشد شهری تبدیل می‌کند.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، حفاظت از میراث مذهبی در برابر توسعه شهری امروز به یکی از حساس‌ترین میدان‌های تقابل میان آیین و مدرنیته تبدیل شده است. برنامه‌ریزان شهری به دنبال راهکارهایی هستند تا فشارهای جمعیتی، زیرساختی و اقتصادی نتواند مرزهای حریم زیارتگاه‌ها، مساجد، کلیساها و معابد را مخدوش کند یا کارکرد آن‌ها را دستخوش تغییر ناخواسته کند. پرسش اصلی بسیاری از شهرهای مذهبی این است که چگونه می‌توان نیاز به توسعه و بهبود کیفیت زندگی را با ضرورت صیانت از مکان‌های مذهبی، مناظر آیینی و الگوهای زیارت و مراسم در وضعیتی متعادل و پایدار نگه داشت.

میراث مذهبی در شهرهای معاصر تنها به بناهای شاخصی همچون امام‌زاده‌ها، کلیساهای جامع یا معابد قدیمی محدود نمی‌شود، بلکه شبکه‌ای از فضاها، مسیرها و چشم‌اندازهای مذهبی را شامل می‌شود که در زندگی روزمره مؤمنان و ساکنان نقش فعال دارد. این شبکه می‌تواند از یک حرم مرکزی و میدان پیرامونی آن تا کوچه‌ها، حسینیه‌ها، تکیه‌ها، صومعه‌ها، کوه‌ها یا حتی رودخانه‌هایی را در بر گیرد که در حافظه جمعی به‌عنوان فضای آیینی شناخته می‌شوند.

در بعضی از شهرهای مذهبی، توسعه شهری در دهه‌های اخیر این شبکه را به خطر انداخته است؛ ساخت‌وساز بی‌ضابطه، خیابان‌کشی‌های جدید، پروژه‌های گردشگری و مسکن گاه منجر به تخریب بناهای مذهبی، محو دیدهای اصلی به حرم‌ها و معابد و قطع مسیرهای سنتی زیارت شده است. در چنین زمینه‌ای، حفاظت از میراث مذهبی دیگر فقط مرمت بنا نیست، بلکه مدیریت تغییرات شهری به‌گونه‌ای است که معنویت مکان و قابلیت برگزاری آیین‌ها و مناسک جمعی حفظ شود.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

ابزارها و رویکردهای حفاظت در برابر توسعه

سیاست‌گذاری امروز برای حفاظت از میراث مذهبی، بر ترکیبی از ابزارهای حقوقی، برنامه‌ریزی شهری و مشارکت اجتماعی استوار است. ثبت بناها و فضاهای مذهبی در فهرست‌های میراث فرهنگی، تعریف حریم بصری و کالبدی، محدودیت ارتفاع ساختمان‌های پیرامونی و ضوابط کاربری زمین در اطراف زیارتگاه‌ها، مساجد، کلیساها و معابد، ستون‌های اصلی این چارچوب حفاظتی را شکل می‌دهد و جهت مداخله‌های شهری را مشخص می‌کند.

مفاهیمی همچون منظر مذهبی، دیدهای کلیدی به اماکن دینی و محورهای زیارتی در عمل به عناصر راهبردی در طراحی و مدیریت شهر تبدیل شده‌اند. در مطالعات و پژوهش‌های فراوان نشان داده شده که هر ساخت‌وساز بلندمرتبه‌ای که دیدهای اصلی به مکان مذهبی شاخص را قطع کند، به‌طور مستقیم به هویت شهری آسیب می‌زند و لازم است با ضوابط دقیق ارتفاع و جانمایی حجم کنترل شود. در تحقیقاتی درباره چشم‌اندازهای مذهبی در منطقه کلان‌شهری بانکوک الگوهای دگرگونی این مناظر شناسایی و در پنج وضعیت از «بکر» تا «به‌طور کامل تجاری‌سازی‌شده و سازمان‌یافته» طبقه‌بندی شده‌اند تا پایه‌ای برای تدوین سیاست‌های حفاظت، تنظیم تراکم و هدایت رشد شهری در اطراف فضاهای مذهبی و آیینی فراهم شود.

در کنار این موارد، مشارکت جامعه محلی و نهادهای مذهبی اهمیت تعیین‌کننده دارد. پژوهش‌های میدانی در شهرهایی همچون تپوستلان در مکزیک نشان می‌دهد که شبکه‌های تبادل محلی، باورهای بین‌نسلی، طراحی پیاده‌محور و مشارکت مردم در ساخت محیط، ابزارهای اصلی حفاظت از مکان‌های مذهبی در برابر برنامه‌های توسعه بالا به پایین هستند. هنگامی که برنامه‌های گردشگری یا زیرساختی بدون توجه به این شبکه‌های معنایی اجرا می‌شوند، نتیجه بیشتر تضعیف حس مکان، کالایی شدن فضاهای مذهبی و نابرابری در توزیع منافع توسعه است.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

سارایوو؛ حفاظت از هسته مذهبی اسلامی در قلب اروپا

سارایوو، پایتخت بوسنی و هرزگوین یکی از مهم‌ترین نمونه‌های میراث اسلامی در اروپا به‌شمار می‌رود؛ شهری که هسته تاریخی آن، «باش‌چارشیا»، طی بیش از پنج قرن پیرامون مجموعه مذهبی و وقفی غازی خسروبیگ شکل گرفته است. مسجد غازی خسروبیگ، مدرسه، کتابخانه، بازار، کاروانسرا و فضاهای عمومی پیرامون آن همچنان ستون اصلی سازمان فضایی این بخش از شهر را تشکیل می‌دهند و علاوه‌بر ایفای نقش مذهبی، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری فرهنگی و زیارتی در منطقه بالکان محسوب می‌شوند.

رشد شهری سارایوو، به‌ویژه پس از جنگ بوسنی، چالش‌هایی همچون افزایش ساخت‌وساز، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و گسترش فعالیت‌های تجاری را در اطراف این هسته تاریخی ایجاد کرد. در پاسخ به این تحولات، سیاست‌های حفاظت شهری بر حفظ یکپارچگی بافت تاریخی، کنترل ارتفاع ساختمان‌های جدید، صیانت از محورهای دید به مناره‌ها و گنبدهای تاریخی و تقویت پیاده‌محوری در محدوده باش‌چارشیا متمرکز شده است تا هویت مذهبی و تاریخی این بخش از شهر تحت تأثیر توسعه کالبدی قرار نگیرد.

در این چارچوب، فضاهای عمومی اطراف مسجد و بازار تاریخی نیز بازآفرینی شده‌اند تا هم نیازهای شهروندان و گردشگران را پاسخ دهند و هم امکان برگزاری مناسک مذهبی، تجمع‌های اجتماعی و فعالیت‌های فرهنگی بدون اختلال در عملکرد تاریخی مجموعه فراهم شود. تجربه سارایوو نشان می‌دهد که حفاظت از میراث مذهبی اسلامی در شهرهای معاصر، تنها به مرمت بناها محدود نیست، بلکه مستلزم مدیریت هماهنگ کاربری زمین، طراحی فضاهای عمومی، هدایت گردشگری و کنترل توسعه شهری است؛ رویکردی که می‌تواند ضمن حفظ اصالت مکان، کیفیت زندگی شهری را نیز ارتقا دهد.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

استانبول و معماری مذهبی به‌عنوان ستون هویت

استانبول نمونه‌ای کلاسیک از شهری است که در آن لایه‌های مختلف تاریخی (بیزانتی، عثمانی و مدرن) در کنار هم حضور دارند و مجموعه‌های مذهبی اسلامی، از مسجد سلیمانیه و سلطان احمد تا ایاصوفیه پس از تبدیل به مسجد، نقش محوری در شکل‌دادن به سیمای شهر دارند. این بناها سازه‌های منفرد نیستند، بلکه به‌صورت مجموعه عمل می‌کنند: مسجد، مدرسه، حمام، بازارچه و فضاهای باز پیرامونی که در طول قرن‌ها، هسته‌های محله‌ای و شهری را شکل داده‌اند.

در دهه‌های اخیر، توسعه شهری استانبول با پروژه‌های بزرگ‌مقیاس، بزرگراه‌ها، مراکز تجاری و برج‌ها همراه بوده است. با این وجود در هسته تاریخی، ضوابط ارتفاع و توده‌گذاری سخت‌گیرانه‌تری نسبت به پیرامون اعمال می‌شود تا ظاهر مساجد تاریخی، خط آسمان و دیدهای کلیدی به گنبدها و مناره‌ها حفظ شود. این ضوابط به‌ویژه در محورهای بصری اصلی همچون دید از بسفر، پل گالاتا و بعضی محورهای تاریخی خود را نشان می‌دهد که ساخت‌وساز بلندمرتبه به‌طور نسبی مهار شده است تا خط آسمان مساجد غالب بماند.

فضاهای عمومی پیرامون مساجد نیز در بازآفرینی شهری نقش کلیدی دارند. میدان‌ها و محورهای پیاده‌ متصل به مسجد سلطان احمد، خیابان استقلال و میدان تقسیم نمونه‌هایی هستند که در آن‌ها حضور مسجد و فضاهای مذهبی در شبکه‌ای از کاربری‌های فرهنگی، تجاری خرد، کافه‌ها و فضاهای تجمع سیاسی و اجتماعی ادغام شده است. این ادغام شهر را به صحنه‌ای تبدیل می‌کند که در آن مسجد هم‌زمان نقش مذهبی، نمادین و اجتماعی دارد؛ نماز جماعت، تجمعات، گردشگری و رویدادهای شهری در یک میدان مشترک رخ می‌دهند و هویت اسلامی شهر در متن زندگی مدرن قابل‌ مشاهده باقی می‌ماند.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

مشهد؛ حفاظت و مدیریت حریم حرم امام رضا (ع)

منطقه پیرامون حرم امام رضا (ع) در مشهد از نمونه‌های شاخص رویارویی توسعه شهری، گردشگری دینی و حفاظت از میراث مذهبی است. در این شهر حرم نه‌تنها یک بنای مذهبی، بلکه شاخص معنوی و مرکز ثقل ساختار فضایی و ذهنی شهر است، به‌گونه‌ای که شکل‌گیری محورهای شعاعی، بازارهای قدیمی و محلات سنتی، حول این نقطه سامان گرفته‌اند.

با افزایش جمعیت زائران و نیاز به زیرساخت‌های جدید، طرح‌های مختلف توسعه اطراف حرم اجرا شده است؛ از تعریض خیابان‌ها و احداث میدان‌ها تا ساخت هتل‌ها، مجتمع‌های تجاری و فضاهای خدماتی. این تحولات در مقاطعی به تخریب بافت تاریخی، جابه‌جایی ساکنان قدیمی و تغییر مقیاس انسانی فضاهای پیرامونی انجامید و بحث‌های گسترده‌ای درباره تعادل میان خدمت‌رسانی به زائر و صیانت از هویت مذهبی-تاریخی برانگیخت.

پژوهش‌های انجام‌شده روی تجربه مکانی در اطراف حرم امام رضا (ع) نشان می‌دهند که کیفیت فضاهای باز، نحوه اتصال صحن‌ها به شهر، خوانایی محورها و امکان حضور و مکث زائران، نقش مهمی در حفظ حس مکان مذهبی دارند. در پاسخ به این چالش‌ها، رویکردهایی همچون تعریف حریم‌های چندلایه (حریم بلافصل، حریم دید و حریم عملکردی)، محدودیت ارتفاع ساختمان‌های پیرامونی، تقویت مسیرهای پیاده‌محور و ساماندهی کاربری‌های مزاحم، به‌تدریج در دستور کار قرار گرفته است.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

دوحه؛ تلفیق مساجد معاصر با محورهای ساحلی و پروژه‌های نوساز

دوحه، پایتخت قطر شهری است که در چند دهه با برج‌ها، بازارها، محلات نوساز و زیرساخت‌های بزرگ‌مقیاس شکل گرفته، اما هم‌زمان تلاش کرده است حضور مسجد و فضاهای مذهبی اسلامی را در سازمان فضاهای عمومی جدید پررنگ نگه دارد. در محور ساحلی کورنیش، فضاهای عمومی پیوسته، پارک‌ها و مسیرهای پیاده‌روی در کنار خط آسمان برج‌ها و هتل‌ها توسعه یافته‌اند. در این محور و محلات جدیدتر، مساجد چه با طراحی معاصر و چه الهام‌گرفته از معماری سنتی، به‌عنوان گره‌های فضایی در شبکه فضاهای عمومی قرار می‌گیرند. دسترسی پیاده، دید به مسجد و حضور آن در چشم‌انداز عمومی، در طراحی این محورهای جدید منظور شده است تا مسجد به یک شیء جداافتاده پشت بزرگراه‌ها تبدیل نشود.

در بعضی پروژه‌ها همچون محله‌های فرهنگی و بازارهای بازآفرینی‌شده در سوق واقف، ترکیب مسجد، بازار، فضای فرهنگی و پلازاهای باز، سعی دارد الگوی تاریخی شهرهای اسلامی و گره خوردن عبادت، تجارت و اجتماع را در قالبی معاصر بازتولید کند. این پروژه‌ها معماری نوساز و مصالح مدرن را با زبان فرم‌پردازی اسلامی و حضور مسجد کنار هم می‌گذارند.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

معابد و غات‌ها؛ قلب تپنده بازآفرینی وارناسی

وارناسی یکی از قدیمی‌ترین شهرهای هندوی جهان است که معابد هندو نه‌تنها مکان عبادت، بلکه بخش جدایی‌ناپذیر از ساختار شهری و هویت فرهنگی شهر محسوب می‌شوند. در این شهر، صدها معبد در میان بافت فشرده محلات قرار گرفته‌اند و غات‌های (پلکان‌های سنگی) رود گنگ، به‌عنوان فضاهای عمومی آیینی، هر روز میزبان هزاران زائر و گردشگر هستند. در سال‌های اخیر، مقامات شهری و مذهبی هند تلاش گسترده‌ای برای بازآفرینی وارناسی آغاز کرده‌اند؛ پروژه‌ای که هدف آن احیای غات‌ها، بهبود زیرساخت‌ها و حفظ تعادل میان مدرنیته و هویت مذهبی شهر است.

یکی از مهم‌ترین اقدامات در بازآفرینی وارناسی، پروژه مرمت و بازسازی غات‌های رود گنگ است. بسیاری از این پله‌های سنگی که با مصالح سنتی همچون ماسه‌سنگ قرمز و بازالت ساخته شده بودند، به‌دلیل فرسایش، نفوذ آب زیرزمینی و رسوبات آلوده، دچار ترک‌خوردگی و نشست شده بودند. در چارچوب برنامه ملی «نامامی گانگه»، بیش از ۸۰ غات اصلی شهر از جمله غات داشاشوامده، آسی و منیکارنیکا مورد بازسازی قرار گرفتند. در این پروژه‌ها از ملات آهکی سنتی ترکیب‌شده با مواد آب‌بند مدرن و لایه‌های ژئوممبران برای جلوگیری از نفوذ آب و فرسایش استفاده شده است.

علاوه بر مرمت سازه‌ای، امکانات زیرساختی نیز به‌طور قابل‌توجهی ارتقا یافته‌اند که دوام سازه‌ای غات‌ها را افزایش داده و ظرفیت پذیرش زائران را بدون ایجاد ازدحام خطرناک بالا برده است. نتیجه این اقدامات، کاهش قابل‌توجه آلودگی بصری و بویایی در حاشیه رودخانه و ایجاد تعادل بهتر میان استفاده مذهبی و عمومی از این فضاهای شهری است.

شهرهای زیارتی جهان چگونه بین برج‌سازی، گردشگری و حرم‌های زیارتی تعادل برقرار می‌کنند؟

کد مطلب 988476

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.