به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، سازه موقت شهری در سادهترین تعریف، سازهای سبک، کوچکمقیاس و گاه موقت است که در فضای عمومی شهر نصب میشود و برای رویدادی خاص، استراحت، نمایش، گفتوگو یا تجربه فضایی منحصربهفرد طراحی میشود. این ساختارها به دلیل هزینه کم، زمان ساخت کوتاه و امکان جایگذاری در نقاط حساس شهر، به آزمایشگاههای زنده برای سنجش رفتار شهروندان و کیفیت فضاهای عمومی تبدیل شدهاند.
در سالهای اخیر سازههای موقت بهعنوان نوعی مداخلات کوچک، سریع و منعطف مطرح میشوند که میتوانند پیشدرآمد تغییرات بزرگتر در شبکه فضاهای عمومی باشند. از سوی دیگر، معماران و طراحان شهری از آنها برای آزمودن الگوهای نوین نشستن، حرکت، بازی، آموزش و حتی مشارکت شهروندی استفاده میکنند و سپس نتایج را در پروژههای دائمی به کار میگیرند.

خلق فضاهای تجربهمحور و انسانمقیاس
در بسیاری از شهرها مقیاس مکانهای عمومی با مقیاس بدن و تجربه روزمره شهروندان همخوانی ندارد و نتیجه آن فضایی سرد، عبوری و غیرانسانی است. سازههای موقت با مقیاس کوچک و طراحی حساس به جزئیات میتوانند پناهگاههای تجربه در دل این فضاها ایجاد کنند؛ جایی که افراد میتوانند بنشینند، دست به کنش بزنند و از حالت عبوری به حالت ماندن و تعامل برسند.
سازههای موقت به گونهای طراحی میشوند که حواس انسان را درگیر کنند: نور، سایه، صدا، لمس مصالح و دیدهای تازه به شهر. این چندحسی بودن فضا، تجربه شهری را غنی میکند و امکان یادگیری غیررسمی درباره شهر و دیگران را فراهم میسازد. بهعنوان مثال، سازههای هنری در پارکها و میدانها، شهروندان را به رویارویی با هنر معاصر و تفسیر جمعی آن دعوت میکنند.
این سازهها با ایجاد نقطه تمرکز در فضاهای پراکنده، اجتماعات موقت و کوچک را شکل میدهند؛ از چند نفر که برای استراحت یا گفتوگو گرد نیمکت یا میز جمع میشوند تا جمعهای بزرگتر که برای اجرا و سخنرانی گرد هم میآیند. این اجتماعات کوچک میتوانند در بلندمدت به شبکههای اجتماعی پایدارتر و افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی در محلهها منجر شوند.
پژوهشهای مرتبط با شهرسازی تاکتیکی نشان میدهند که مداخلات موقت در فضای شهر همچون سازههای موقت میتوانند امکان آزمون سناریوهای مختلف استفاده از فضا را فراهم و تصمیمگیری درباره پروژههای دائمی را هوشمندتر کنند. شهرها میتوانند با نصب سازه موقت در یک میدان یا خیابان، رفتار عابران، میزان توقف، الگوهای نشست و تعامل را رصد کنند و بر اساس دادهها، درباره تغییرات کالبدی و کارکردی آینده تصمیم بگیرند.
بهعنوان مثال، سازههای موقت رویدادهای هنری در سئول با استفاده از سازههای داربستی ماژولار، مجموعهای از فضاها شامل دروازه، نیمکتهای عمومی، میزهای جمعی و فضای تئاتر ایجاد کردند و نشان دادند چگونه یک مداخله موقت میتواند سلسله مراتب فضایی و نحوه حضور مردم را در یک سایت شهری کاملاً بازتعریف کند. این تجربه، الگویی برای بازآفرینی فضاهای مشابه در دیگر نقاط شهر فراهم کرده است.

تثبیت و بازنمایی هویت محلی و فرهنگی
سازههای موقت بهعنوان نمادهای کوچک میتوانند عناصر هویت محلی، فرهنگ، معماری بومی و داستانهای شهر را در مقیاسی قابل لمس برای شهروندان بازنمایی کنند. در بعضی پژوهشها، سازههای موقت بخشی از تصویر شهر دانسته شدهاند؛ عناصر شاخصی که در حافظه جمعی باقی میمانند و به خوانایی و متمایز بودن شهر کمک میکنند. طراحان از مصالح، رنگها و الگوهای محلی در طراحی سازه موقت استفاده میکنند تا شهروندان احساس تعلق بیشتری به آن و بهتبع آن به فضای عمومی اطراف داشته باشند. برای نمونه، سازههای موقتی که در شهرهایی با پیشینه غنی فرهنگی اجرا میشوند، اغلب به تاریخ مکان، صنایعدستی یا روایتهای شهری اشاره میکنند و نوعی موزه فشرده در قلب شهر میسازند.
گروهی از ساختارهای شهری با اهداف آموزشی و فرهنگی طراحی میشوند؛ از سازههای زیستمحیطی که موضوعاتی همچون مصرف انرژی، آب، تغییر اقلیم و بازیافت را به شکل تعاملی به شهروندان منتقل میکنند تا ساختارهای کتاب و علم که به ترویج مطالعه و یادگیری میپردازند. این ساختارها با تکیه بر تجربه مستقیم و بازیوارسازی، مفاهیم پیچیده را به زبان ساده و قابل لمس تبدیل میکنند.

بعضی از این سازهها به محلی برای برنامههای کارگاهی، جلسات گفتوگو یا نمایشگاههای کوچک تبدیل میشوند و شهروندان، بهویژه کودکان و نوجوانان، بهطور فعال در تولید محتوا و مدیریت فضا مشارکت دارند. به این ترتیب، سازه موقت نه فقط یک سازه، بلکه یک برنامه است که پیوسته در حال تولید رابطه میان فضا، مردم و موضوعات مهم شهری همچون عدالت فضایی، پایداری و مشارکت است.
سازههای موقت میتوانند با ایجاد نقطه تمرکز، تعریف لبهها و مرزها و سازماندهی فعالیتها، نقش کلیدی در شکلگیری جایگاه در بسترهای شهری داشته باشند. در این نگاه، سازههای موقت نهفقط سازههای تزئینی، بلکه ابزارهای فضاسازی هستند که میتوانند هویت، کارکرد و تجربه فضا را بازتعریف کنند. طراحی این سازهها با در نظر گرفتن مسیرهای حرکت، دیدهای کلیدی، میزان سایه، صدا و امکان نشستن، میتواند مکانهایی را که پیشتر فضاهایی عبوری بودند، به مکانهای ماندن و تعامل تبدیل کند. به این ترتیب، سازههای موقت بخش جداییناپذیر استراتژیهای نوین بازآفرینی فضاهای عمومی شناخته میشوند.

پیوند هنری سئول؛ داربست بهعنوان زبان معماری
سازههای موقت نمایشگاه پیوند هنری در سئول بر مجموعهای از ساختارهایی تکیه داشت که بر پایه سیستم داربستی ماژولار شکل گرفته بودند و در چند محل، از جمله مجموعه صنعتی S-Factory و فضای خلاق پردیس سانگسانگ نصب شدند. این سازهها نه بهعنوان یک حجم منفرد، بلکه بهصورت خانوادهای از فضاهای کوچکمقیاس طراحی شده بودند که هر کدام تیپ فضایی مشخصی همچون «دروازه»، «نیمکت عمومی»، «میز جمعی» و «صحنه اجرا» را تعریف میکردند و در مجموع شبکهای از گرههای اجتماعی برای فستیوال هنر فراهم میساختند.
انتخاب داربست بهعنوان سیستم اصلی، امکان مونتاژ و دمونتاژ سریع، انعطاف بالا در پیکربندی و کاهش هزینه اجرا را فراهم کرده بود. داربستها بهصورت شبکهای سهبعدی عمل میکردند که میشد روی آن سکوها، پلهها، سایهبانها، پنلهای گرافیکی و نورپردازی را اضافه کرد و بسته به نیاز هر محل و موقعیت، الگوی فضایی را تغییر داد. این ساختار باز و تکرارشونده، سازههای موقت را به نمونهای روشن از معماری تاکتیکال تبدیل میکرد؛ مداخلهای سبک و موقت که میتواند پیشدرآمد بازآفرینی پایدارتر در آینده باشد.

از نظر سازمان فضایی، دروازهها نقش «آستانه» میان شهر روزمره و فضای رویداد را بر عهده داشتند. این سازهها با تغییر ارتفاع، فشردگی و ریتم عناصر داربستی، نقاط ورود را برجسته میکردند و عبور معمولی را به تجربهای آگاهانه از ورود به جهان هنر تبدیل میکردند. نیمکتهای عمومی و میزهای جمعی، در امتداد مسیرها و حیاطها قرار میگرفتند و فضاهای مکث و گفتوگو را فعال میکردند؛ جایی که بازدیدکنندگان میتوانستند توقف کنند، ارتباط برقرار کنند و فراتر از نقش مخاطب منفعل، در شبکه اجتماعی رویداد مشارکت داشته باشند.
صحنههای اجرا در قالب سکوهای ساده اما خوانا در لایههای بالاتر داربست شکل گرفته بودند و امکان برنامههای کوچک موسیقی، اجراهای تجربی و سخنرانیها را در دل بافت شهری و در مجاورت سازههای صنعتی فراهم میکردند. ترکیب این صحنهها با فضاهای نشستن و عبور، یک تئاتر باز شهری ایجاد کرده بود که مرز مشخصی میان تماشاگر و اجراکننده قائل نبود و حضور را به تجربهای سیال تبدیل میکرد.

از نکات قابلتوجه این پروژه، قابلیت تطبیق آن با بسترهای متفاوت بود. در سایت صنعتی S-Factory، داربستها در مجاورت دیوارها و سازههای موجود قرار میگرفتند و با استفاده از نورپردازی، گرافیک و ارتفاع، بر جنبه نمایشی و شهری فضا تأکید میکردند. در مقابل، در پردیس سانگسانگ که فضایی بازتر و سبزتر بود، همان سیستم داربستی بهسمت تعریف فضاهای نشستن، دیدن و تعامل با طبیعت گرایش پیدا کرده بود و سازههای موقت نقش رابط میان منظره و رویداد را بر عهده میگرفتند. این تطبیقپذیری نشان میداد که چگونه یک سیستم سازهای واحد میتواند با تغییر پیکربندی، برای سناریوهای متنوع شهری و اجتماعی بهکار گرفته شود.
سازهها نمایشگاه پیوند هنری سئول یک «زیستجهان موقت» در دل شهر خلق کردند؛ جایی که بدن، مسیر حرکت، مکث و دیدن، همه در ساختار شبکهای داربست رمزگذاری شده بود. بازدیدکنندگان در عبور از دروازهها، نشستن روی سکوها، بالا رفتن از پلهها و حضور در صحنهها، بهطور ناخودآگاه در یک سناریوی فضایی مشارکت میکردند که هدفش تقویت ارتباط میان هنر، شهر و مردم بود. این تجربه، نمونهای روشن از آن است که چگونه معماری موقت میتواند بدون تغییر دائمی کالبد، بهطور جدی بر کیفیت اجتماعی فضا اثر بگذارد و ظرفیتهای پنهان فضاهای صنعتی یا نیمهمتروک را فعال کند.

فانوس آیندهنگر کویت؛ روایتی چندحسی از گذشته تا آینده
سازه موقت کویت برای اکسپو ۲۰۲۵ اوساکا یکی از نمونههای نوین است که زبان معماری معاصر را با روایت فرهنگی و تجربه چندحسی پیوند میزند. این سازه موقت با عنوان «فانوس آیندهنگر» معرفی شد که نشاندهنده نقش نمادین سازه در چشمانداز نمایشگاه و عملکرد آن بهعنوان چراغ راهی برای تصویر آینده کویت است.
فرم کلی سازه موقت، حول یک گنبد مرکزی با پوستهای نیمهشفاف سازمان یافته است که در روز نور طبیعی را فیلتر و در شب با نورپردازی داخلی، اثر یک جسم نورانی معلق در فضای نمایشگاه را ایجاد میکند. این پوسته الهامگرفته از مناظر و فرهنگ کویت است و با الگوهایی که یادآور آسمانهای پرستاره بیابان و نقشمایههای محلی هستند، رابطهای حسی میان بازدیدکننده و روایت فرهنگی برقرار میکند. شفافیت کنترلشده پوسته، تجربهای دولایه از فضا به وجود میآورد: یک خوانش دوردست نمادین برای رهگذران و یک تجربه نزدیک متکی بر جزئیات و نور برای کسانی که وارد سازه موقت میشوند.

سازماندهی فضایی درون سازه بر ساخت یک سفر روایی چندحسی استوار است؛ فضای داخلی به چهار اتاق اصلی تقسیم شده است که هر کدام بخش مشخصی از روایت گذشته، حال و آینده کویت را پوشش میدهند. در بخش گذشته، تاریخ، مناظر طبیعی و سنتهای محلی با استفاده از تصاویر بزرگمقیاس، صداهای محیطی و مواد انتخابشده بازنمایی شدهاند؛ در بخش حال، دستاوردهای معاصر، چالشهای شهری و فناوریهای فعلی کشور به نمایش درآمدهاند و در بخش آینده، سناریوهای آیندهنگر، طرحهای پایدار و چشماندازهای نوآورانه در قالب نمایشهای چندرسانهای و تعامل دیجیتال ارائه میشوند.
این توالی فضایی سازه شهری را از یک مجموعه غرفهای ساده فراتر برده و آن را به نوعی روایتگاه فضایی تبدیل کرده است که بازدیدکننده در آن نهفقط تماشاگر، بلکه مسافر است. حرکت از یک اتاق به اتاق دیگر با تغییرات کنترلشده در نور، صدا، مصالح و گرافیک همراه است تا بدن و ادراک کاربر، گذار از گذشته به آینده را بهصورت فیزیکی و حسی تجربه کند. به این ترتیب، معماری سازه موقت به ابزاری برای ترجمه مفاهیم انتزاعی همچون هویت، زمان و آینده به زبان فضا، نور و ماده بدل شده است.

ویژگی آیندهنگر این سازه موقت در تلفیق محیط طبیعی و سنتهای کویت با چشمانداز آینده آن نهفته است. فرم گنبدی و اتمسفر نورانی داخلی، یادآور آسمان شب بیابان و مراسم سنتی است و همچنین با استفاده از فناوریهای نورپردازی و رسانههای دیجیتال، تصویری از جهان آینده و تعامل انسان با تکنولوژی ارائه میکند. این همنشینی، پیام روشنی دارد: حرکت به سوی آینده، الزاماً به معنای پشتسرگذاشتن ریشهها نیست، بلکه میتواند مبتنی بر بازخوانی و ارتقای آنها باشد.

نظر شما