به گزارش خبرگزاری ایمنا، یک جمله معروف در گنجینه تاریخ خاورمیانه خاک میخورد؛ جملهای مغرورانه از پشت میکروفونهای بغداد در شهریور ۱۳۵۹: «فردا ناهار را در تهران میخورم!» صاحب آن جمله، صدام حسین با تکیه بر زرادخانههای مدرن شرقی و غربی، جنگی هشتساله را آغاز کرد که هدفش فراتر از تصرف خاک، ایجاد یک گسل ابدی و خونی میان دو ملت ایران و عراق بود.
دشمنان این دو جغرافیا میخواستند برای همیشه دیواری از کینه میان تهران و بغداد بکشند. اما تاریخ، شوخطبعتر و البته عادلتر از محاسبات دیکتاتورهاست. او هرگز به خواب هم نمیدید که روزی برسد که نه برای فتح، بلکه برای ادای احترام و تشییع پیکر رهبر انقلاب ایران، کشورش تعطیل رسمی شود و مردمانش شانهبهشانه ایرانیها، زیر تابوت مردی گریه کنند که سالها برای شکستن اقتدارش نقشه کشیده بودند.
تصاویری که امروز از عراق مخابره شد، فراتر از یک تشریفات دیپلماتیک یا مراسم مذهبی ساده است، این یک «رفراندوم خیابانی» برای اثبات پیوند قلبها بود. عشایر غیور، علمای نجف، جوانان مبارز و مردم عادی عراق، پیکر رهبر شهید انقلاب ایران را با همان احترامی در آغوش کشیدند که از یک برادر، یک حامی و یک مرجع تقلید انتظار میرفت.
این استقبال گرم، پاسخی صریح به سالها تلاش رسانههای غربی و عربی بود که تلاش میکردند از ایران یک «اشغالگر» و از عراق یک «قربانی» بسازند؛ غافل از اینکه نفوذ معنوی قائد شهید در میان طوایف، اهلسنت و شیعیان عراق، ریشه در احترامی قلبی و دوجانبه داشت، نه بازیهای سیاسی.
این همدلی بینظیر، ریشه در خاک مستحکمی دارد که سالهاست در مسیر نجف به کربلا آبیاری میشود. پیادهروی اربعین، سالهاست که مشق برادری دو ملت است. همان مردمی که در موسم اربعین با سخاوتی مثالزدنی، دارایی خود را پیش پای زائران ایرانی پهن میکنند و شعار «حب الحسین یجمعنا» را به یک مرامنامه زندگی تبدیل کردهاند، امروز در روزهای وداع با رهبر شهید نیز همان پیوند و صمیمیت را به نمایش گذاشتند.
رهبر شهید انقلاب بارها و بارها با ادبیاتی خارج از پروتکلهای خشک دیپلماتیک از کرامت و سخاوت مردم و مراجع عراق در اربعین تجلیل کرده بود، احترامی که از ایمان عمیق او به عظمت عراق مستقل نشئت میگرفت و اکنون مردم عراق نشان دادند که این احترام و نمکشناسی را هرگز فراموش نکردهاند.
دشمنان در تمام این سالها با ابزار جنگ، تحریم، فتنههای مذهبی و پروژههای نفوذ تلاش کردند تا خاطره جنگ هشتساله را زنده نگه دارند و آتش کینه را شعلهور سازند، اما آنچه در صحنه واقعی اتفاق افتاد، بیداری دو ملتی بود که فهمیدند درد مشترک و دشمن مشترک دارند.
نظر شما