آقای ما سالها در فراق زیارت امیرالمومنین سوخت و امروز مردم عراق این عاشق مولا و خانوادهاش را با دستان خود به زیارت علیبنابیطالب (ع) بردند؛ این مردم حق برادری را ادا کردند، برای آقایمان کم نگذاشتند، بر پیکر شاگرد مکتب حضرت علی (ع) نماز به جا آوردند، او و خانوادهاش را به طواف ضریح مولای متقیان بردند و برای او بر سر و سینه زدند. صدای حق این مرد بزرگ اینچنین این مردم را عاشق کرده است؛ آری او تنها امام ایران نبود، امام یک امت بود و چه خوب رهبری کرد این امت مسلمان را که در سرتاسر دنیا اینگونه شیفتهاش شدهاند.
آقاجان چه شبها که در غم عزای سیدالشهداء اشک نریختید، چه روضهها که در حسینیه برپا نکردید؛ روضهدار کربلا بودید و عزاداری سیدالشهداء هیچگاه در حسینیهتان تعطیل نشد و اکنون پس از گذشت چندین سال از عمر مبارکتان، پایتان به کربلا رسید، پس از چندین سال دوری، یک سفر خانوادگی به کربلا روزیتان شد؛ زیارت قبول سید علی حسینی خامنهای.
و چه زیبا گفت آوینی: «چه می جویی؟ عشق همینجاست؛ چه می جویی؟ انسان اینجاست. همه تاریخ اینجا حاضر است، بدر و حنین عاشورا اینجاست و شاید آن یار، او هم اینجا باشد، این شاید که گفتم از دل شکاک من است که برآمد، اهل یقین پیامی دیگر دارند، بشنو تا با خدا چه عهدی بود که از این کرامت برخوردار شدی؟ و خاک زمین تو سجدهگاه یاران خمینی شد و حال چه میکنی در فراق پیشانیهایشان که سبب متصل عرض و سما بود و آن نجواهای عاشقانه.
از آن روز که انسان بر این خاک زیسته است آیا جز اصحاب عاشورایی سیدالشهدا کسی را میشناسی که بهتر از شهدای ما خدا را عبادت کرده باشد؟ تو چه کرده ای که سزاوار کرامت این همه گشتهای؟ که سجدهگاه یاران خمینی باشی؟ چه پیوندی بوده است میان تو و کربلا؟ کدام رسول بر خاک تو زیسته است؟ تو کهف اعتکاف کدام عارف بودی اشک کدام عزادار حسین بر تو چکیده؟
آری ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم، ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند، ما همه افقهای معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم، ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل مییابید، عشق را هم، امید را هم، زلف را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم و همه آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه مبارزه به فعلیت می رسد ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم.»
نظر شما