به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی میراثها با گذشت زمان نهتنها رنگ نمیبازد، بلکه اهمیت آنها بیش از گذشته آشکار میشود. میراثی که در قالب یک بنا، یک کتاب یا یک خاطره باقی نمیماند، بلکه به یک «مکتب» و «سبک حرکت» برای نسلهای آینده تبدیل میشود.
در میان میراثهای برجایمانده از رهبر شهید انقلاب، شاید هیچ مفهومی به اندازه «جهاد تبیین» نتواند استمرار اندیشه، مجاهدت و نگاه راهبردی ایشان را برای امروز و فردای انقلاب اسلامی روایت کند؛ مفهومی که رهبر شهید آن را تنها یک توصیه مقطعی یا واکنشی به شرایط روز نمیدانست، بلکه آن را مأموریتی دائمی برای صیانت از حقیقت، حفظ هویت جامعه اسلامی و مقابله با تحریف معرفی میکرد؛ راهبردی که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به سرمایهای فکری برای نسل جوان و فعالان عرصه فرهنگی و رسانهای تبدیل شده است و تضمینی برای ساخت تمدن نوین اسلامی است.
جهاد تبیین مفهومی است که ریشه در تاریخ بعثت انبیا و سیره اهلبیت عصمت و طهارت(ع) دارد. اگر رسالت پیامبران الهی، بیرون آوردن انسانها از تاریکی جهل و هدایت آنها به سوی حقیقت بود، این هدف جز با تبیین، روشنگری و آشکار ساختن مرز میان حق و باطل تحقق پیدا نمیکرد؛ ازاینرو تبیین حقیقت را میتوان وجه مشترک تمام پیامبران الهی دانست و استمرار آن را در سیره ائمه اطهار(ع) مشاهده کرد.
در این میان، واقعه عاشورا و حوادث پس از آن، یکی از روشنترین جلوههای جهاد تبیین را پیش روی تاریخ قرار میدهد و درواقع قیام امام حسین(ع)، نقطه اوج تقابل حق و باطل بود و استمرار پیام عاشورا بر دوش حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) قرار گرفت؛ بزرگوارانی که با روایت درست آنچه در کربلا گذشت، اجازه ندادند دشمن، حقیقت را در جنگ روایتها دفن کند. از همین منظر، جهاد تبیین رسالتی الهی برای پاسداری از حقیقت در همه ادوار تاریخ است.
رهبر شهید نیز این حقیقت تاریخی را بهخوبی درک کرده بود و از سالهای جوانی، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تا واپسین روزهای حیات پربرکت خود، تبیین را در متن تمام مسئولیتهای خویش قرار داد؛ چه آن روز که با سخنرانیها و جلسات فکری به تربیت نسل انقلابی میپرداخت، چه در سالهای دشوار دفاع مقدس و مدیریت کشور و چه در دوران رهبری همواره کوشید تا غبار فتنه، تحریف و جنگ روایتها را از چهره حقیقت بزداید.
از همین رو، جهاد تبیین را باید میراث فکری، راهبردی و ماندگاری دانست که رهبر شهید برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت؛ میراثی که ریشه در مکتب اهلبیت(ع) دارد و استمرار آن، ضامن پویایی جبهه حق در برابر پیچیدهترین فتنهها و جنگهای شناختی عصر حاضر خواهد بود. با توجه به جایگاه و اهمیت مسئله «جهاد تبیین» در سیره ائمه اطهار (ع) و امتداد آن در اندیشه و سیره رهبر شهید انقلاب، گفتوگویی داشتیم با حجتالاسلام محمدعلی اثیمی نیسیانی، کارشناس ارشد فقه سیاسی و دکترای مبانی حقوق اسلامی و استاد حوزه و دانشگاه که مشروح آن را در ادامه میخوانید:

ایمنا: با اشاره به ریشههای تاریخی جهاد تبیین بفرمایید تقابل حق و باطل از کجا آغاز شد و چه نسبتی با مأموریت پیامبران و اولیای الهی دارد؟
اثیمی: مسئله تقابل حق و باطل، بحثی تاریخی است و تاریخ آن به خلقت انسان بازمیگردد؛ از زمانی که انسان بهعنوان موجودی صاحب اختیار آفریده شد و قابلیت انتخاب میان حق و باطل را پیدا کرد، این تقابل نیز آغاز شد، زیرا انسان میتوانست برخلاف فلسفه خلقت خود عمل کند و راه باطل را در پیش بگیرد.
تقابل حق و باطل، همانند تقابل نور و تاریکی، تقابلی همیشگی است و این دو هرگز با یکدیگر جمع نمیشوند. در سیر تاریخی این رویارویی، رهبری جبهه حق بر عهده پیامبران و امامان معصوم(ع) بوده و در مقابل، رهبری جبهه باطل را طاغوتهای هر زمان بر عهده داشتهاند. منظور از طاغوت، حکومت یا سرپرستی است که در رأس آن ولیّ خدا قرار ندارد و بهطور معمول پستترین انسانها بر آن حاکم هستند.
جهاد تبیین یکی از اساسیترین ماموریتهای اولیای الهی در طول تاریخ بوده است... در سیر تاریخی تقابل حق و باطل، نقطه اوج این رویارویی در واقعه عاشورا رقم خورده است.
ویژگی جبهه باطل آن است که همواره تلاش میکند خود را حق جلوه دهد تا بتواند اهداف خود را پیش ببرد؛ باطل با استفاده از زر، زور و تزویر حرکت میکند و شیوه و شگرد آن، ایجاد تعمیق و انحراف در افکار انسانها از طریق پوشاندن لباس حق بر پیکره باطل است و از اینجا ضرورت جهاد تبیین آشکار میشود، زیرا در برابر این رفتار، جبهه حق وظیفه دارد حق و باطل را بهطور کامل برای مردم و عموم جامعه تبیین کند تا آنها دچار اشتباه نشوند.
انسانها بهطور فطری حقطلب هستند و به دنبال حقیقت میروند، اما از آنجا که جبهه باطل با پوشاندن لباس حق بر باطل، مردم را به انحراف میکشاند، پیامبران و اولیای الهی همواره وظیفه داشتهاند حقیقت را برای مردم روشن کنند و از این رو، جهاد تبیین یکی از اساسیترین مأموریتهای اولیای الهی در طول تاریخ بوده است.
در سیر تاریخی تقابل حق و باطل، نقطه اوج این رویارویی در واقعه عاشورا رقم خورد؛ جایی که ولیّ معصوم خداوند در یک سوی میدان، مظهر کامل حق بود و در سوی دیگر، جبهه باطل قرار داشت. امام حسین(ع) از آغاز حرکت تا رسیدن به کربلا و حتی تا شب عاشورا، همواره مردم را به پیوستن به جبهه حق دعوت میکردند.
قیام تاریخی امام حسین(ع) بهترین تبیین برای جداسازی حق از باطل بود
شب عاشورا، امام حسین(ع) فرمودند چراغها را خاموش کنید تا هرکس عذری دارد و نمیتواند در این مسیر بماند، بدون احساس شرمندگی صحنه را ترک کند؛ این اقدام برای آن بود که جبهه حق غربال شود و تنها کسانی باقی بمانند که آمادگی کامل برای ایستادگی در راه حق را دارند.
در روز عاشورا نیز امام حسین(ع) با ندای «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» بار دیگر دعوت خود را مطرح کردند، اما این بار مخاطب، جبهه باطل بود تا اگر کسانی در آن سپاه هنوز دل در گرو حقیقت دارند، میدان باطل را ترک کرده و به جبهه حق بپیوندند. در واقع، این دو رفتار مکمل یکدیگر بودند؛ یکی برای خالص شدن جبهه حق و دیگری برای آنکه جبهه باطل نیز در نهایت با تمام حقیقت خود آشکار شود.
قیام تاریخی امام حسین(ع) بهترین تبیین برای جداسازی حق از باطل بود، این قیام به یک پیوست تبیینی نیاز داشت، زیرا پس از پایان نبرد، جنگ روایتها آغاز میشود و اگر روایت صحیح از عاشورا تبیین نشود، حقیقت این نهضت در دل تاریخ گم خواهد شد و از همین رو، رسالت حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) آغاز شد تا روایت درست عاشورا را بیان کنند و اجازه ندهند جبهه حق در جنگ روایتها شکست بخورد.

ایمنا: با توجه به نقش امام سجاد(ع) در عرصه جهاد تبیین، آن حضرت در دوران خفقان پس از عاشورا چگونه مسیر جهاد تبیین را ادامه دادند و مهمترین راهبردهای ایشان چه بود؟
اثیمی: جنگ حق و باطل همیشه در قالب جنگ سخت نیست و در بسیاری از مقاطع تاریخی، اگرچه ظاهر جامعه آرام است، اما جنگ نرم، جنگ فرهنگی و جنگ ترکیبی میان حق و باطل جریان دارد و در چنین شرایطی، نقش امامان معصوم(ع) و جبهه حق حساستر و تعیینکنندهتر میشود.
رهبر شهید نیز بارها تأکید کرده بودند که امیرالمؤمنین علی(ع) در هیچیک از جنگهای سخت شکست نخوردند، اما در عرصه جنگ نرم نتوانستند به تمام اهداف و آرمانهای خود دست پیدا کنند و این موضوع، اهمیت جهاد تبیین و مقابله با جنگ نرم را بیش از پیش آشکار میکند.
اگرچه تمام ائمه اطهار(ع) در عرصه جهاد تبیین نقشآفرین بودند، اما امام سجاد(ع) در شرایطی به امامت رسیدند که جامعه اسلامی در سختترین وضعیت خفقان و فشار قرار داشت و از همین رو، برنامههای ایشان برای حفظ و احیای جریان حق، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
یکی از مهمترین اقدامات امام سجاد(ع)، بازسازی مفاهیم دینی بود؛ در دوران سه خلیفه و پس از آن، در دوره حاکمیت بنیامیه، بسیاری از مفاهیم دینی دستخوش تحریف شده بود و از همین رو، امام سجاد(ع) تبیین مبانی تفکر توحیدی و بازگرداندن اسلام اصیل را در دستور کار خود قرار دادند.
امام سجاد (ع) با جهاد تبیین، حقیقت اسلام را حفظ کرد
اقدام مهم دیگر امام سجاد(ع)، کادرسازی پنهان بود و یاران خود را بهصورت شبکهای تربیت و به نقاط مختلف سرزمینهای اسلامی اعزام میکردند تا شبکهای از نیروهای مؤمن و آگاه شکل بگیرد و بتواند مسیر امامت را ادامه دهد.
یکی دیگر از اقدامات بسیار مهم امام سجاد(ع)، ارائه منشور حقوقی و اجتماعی اسلام بود که امروز آن را با عنوان «رساله حقوق» میشناسیم؛ آن حضرت از یک سو، با جهاد تبیین، نظام فکری و ارزشی جامعه را اصلاح میکردند و ارزشها و ضد ارزشها را برای مردم تبیین میساختند و از سوی دیگر، با ارائه این منشور حقوقی، نظام حقوقی جامعه را سامان میدادند تا جامعه اسلامی در مسیر رشد و تعالی حرکت کند.
در کنار تمام این اقدامات، امام سجاد(ع) یک راهبرد بسیار هوشمندانه، آگاهانه و احیاگرانه را دنبال میکردند و آن، «راهبرد تقیه» بود. مقصود از تقیه، انفعال و کنارهگیری نبود، بلکه راهبردی برای حفظ جبهه حق در سختترین شرایط محسوب میشد.
امام سجاد(ع) با تاکتیک دعا و مناجات، بسیاری از اهداف بلند خود را دنبال میکردند و در شرایطی که شدیدترین فضای اختناق بر جامعه حاکم بود، ایشان معارف توحیدی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی را در قالب دعا و مناجات به مردم منتقل میکردند و همین مسئله سبب شد حقیقت اسلام در آن فضای خفقان حفظ شود.
در راهبرد تقیه، دو اصل اساسی وجود دارد؛ نخست خطرپذیری و دوم احتیاط عاقلانه؛ یعنی جبهه حق ضمن آنکه از جهاد تبیین و مقابله با جبهه باطل دست برنمیدارد و خطر را به جان میخرد، همزمان با تدبیر و احتیاط نیز حرکت میکند تا بتواند مسیر حق را استمرار ببخشد.

ایمنا: پیوند تاریخی اقدامات امام سجاد(ع) در عرصه جهاد تبیین را با فعالیتهای امامان بعدی چگونه ارزیابی میکنید؟
اثیمی: در حقیقت، امام سجاد(ع) با این شیوه، زمینهساز حرکت علمی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شدند و در مقطعی که بنیامیه و بنیعباس با یکدیگر درگیر شدند، فرصتی فراهم شد تا امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نهضت بزرگ علمی و فقهی خود را آغاز کنند، اما این فرصت، بر پایه همان زیرساختهایی شکل گرفت که امام سجاد(ع) سالها پیش با صبر، تدبیر و جهاد تبیین ایجاد کرده بودند.
این سیره، امروز نیز برای جامعه اسلامی و بهویژه نسل جوان یک الگوی عملی است. راهبرد امام سجاد(ع) نشان میدهد جبهه حق حتی در دشوارترین شرایط نیز نباید میدان را ترک کند، بلکه باید با شناخت دقیق شرایط، از روشهای هوشمندانه برای حفظ، تبیین و گسترش حقیقت بهره بگیرد.
ایمنا: اگر بخواهیم این جریان تاریخی را در دوران معاصر دنبال کنیم، جایگاه رهبر شهید در امتداد مسیر انبیا و ائمه اطهار(ع) در عرصه جهاد تبیین را چگونه میتوان تبیین کرد؟
اثیمی: رهبر شهید بهخوبی باور داشتند انقلاب اسلامی ادامه جریان انبیا و اولیای الهی است و در حقیقت، مفهوم انقلاب اسلامی، احیای همان راهبردی است که تمام پیامبران و معصومان(ع) در طول تاریخ برای اقامه حق و مقابله با باطل دنبال کردهاند.
رهبر شهید از دوران جوانی و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، جهاد تبیین را در دستور کار خود قرار داده بودند و با برگزاری جلسات، سخنرانیها و تبیین معارف اسلامی به نسلسازی برای انقلاب اسلامی پرداختند و زمینههای فکری و فرهنگی پیروزی انقلاب را فراهم کردند؛ امروز نیز هر پژوهشگری که سخنرانیها و آثار آن دوران را مطالعه کند، بهروشنی درمییابد که رهبر شهید با نگاهی عمیق، هوشمندانه و آیندهنگر، در حال تبیین مبانی انقلاب اسلامی و تربیت نسل انقلابی بودند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مسئولیتهای رهبر شهید، همگی مسئولیتهایی حساس و سرنوشتساز بود؛ از عضویت در شورای انقلاب اسلامی و مشارکت در تأسیس حزب جمهوری اسلامی گرفته تا حضور در شورای عالی دفاع و سپس هشت سال ریاستجمهوری که در تمام این مسئولیتها، جهاد تبیین همواره در رأس برنامههای ایشان قرار داشت.
با جرئت میتوان گفت رهبر شهید انقلاب، «عمار کبیر انقلاب» بودند
در دوران ریاستجمهوری، رهبر شهید را میتوان سخنگوی اندیشههای حضرت امام خمینی(ره) دانست؛ ایشان در خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای مختلف همواره تلاش میکردند رویدادها، حوادث و مسائل کشور را بهدرستی برای مردم تبیین کنند و اجازه ندهند فضای غبارآلود، موجب اشتباه در تشخیص حق و باطل شود.
همانگونه که در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع)، عمار یاسر نقش روشنگری و تبیین را بر عهده داشت و در فضای آمیخته با فتنه، حقیقت را برای مردم آشکار میکرد، در سالهای نخست انقلاب اسلامی نیز رهبر شهید چنین نقشی را ایفا کردند و میتوان با جرئت گفت که ایشان در آن مقطع، «عمار امام» بودند و همواره در مسیر روشنگری حرکت میکردند.

ایمنا: نقش رهبر شهید در روشنگری انقلاب اسلامی در دوران رهبری ایشان و مواجهه با فتنهها، چه ابعاد و ویژگیهایی پیدا کرد؟
اثیمی: پس از آنکه رهبر شهید به جایگاه رهبری رسیدند، این نقش با جلوهای پررنگتر ادامه پیدا کرد؛ در فتنههای مختلف همواره با تبیین دقیق مسائل، جامعه را از فضای ابهام عبور دادند و اجازه ندادند دشمن با بهرهگیری از جنگ روایتها و عملیات روانی، اهداف خود را محقق کند.
بهویژه پس از فتنه سال ۱۳۸۸، «جهاد تبیین» به یکی از کلیدیترین واژهها و محورهای اصلی بیانات رهبر شهید تبدیل شد. ایشان این مفهوم را نهتنها در سخن، بلکه در عمل نیز به جامعه آموزش دادند و آن را بهعنوان یک راهبرد ماندگار برای نسلهای آینده به یادگار گذاشتند.
ایمنا: جهاد تبیین امروز چه جایگاهی در صیانت از حقیقت و حفظ انقلاب اسلامی دارد و چرا رهبر شهید تا این اندازه بر آن تأکید میکردند؟
اثیمی: رهبر شهید هم در سیره عملی خود و هم در توصیههای مستمرشان، همواره بر جهاد تبیین تأکید داشتند، زیرا معتقد بودند در فضای غبارآلود فتنهها، بهویژه فتنههای آخرالزمان، حق و باطل در هم میآمیزد و تشخیص حقیقت برای بسیاری از مردم دشوار میشود.
در چنین شرایطی، جهاد تبیین اساسیترین ابزار جبهه حق در برابر جبهه باطل است و هر اندازه دشمن با استفاده از ابزار تزویر، باطل را در لباس حق عرضه کند، مسئولیت جبهه حق برای روشنگری و تبیین حقیقت سنگینتر خواهد شد؛ از همین رو، رهبر شهید همواره جهاد تبیین را یک وظیفه مستمر، راهبردی و تعیینکننده برای حفظ انقلاب اسلامی و صیانت از حقیقت میدانستند و این مسیر، امروز نیز باید با همان جدیت ادامه پیدا کند.

نظر شما