به گزارش خبرگزاری ایمنا، زمین سالهاست بهای پیشرفت و توسعه را میپردازد؛ روزی با دود زغالسنگ، روزی با نفت و امروز با فلزاتی که قرار است آیندهای سبزتر بسازند؛ جهان این روزها برای رسیدن به خودروهای برقی، باتریهای پیشرفته و انرژیهای تجدیدپذیر، تب استخراج لیتیوم، نیکل، کبالت و مس گرفته است؛ گویی در مسابقهای نفسگیر، هر کس زودتر به معدن برسد، آینده را فتح کرده است، اما درست در همان نقطهای که چرخ صنعت شتاب میگیرد، صدای جنگلها، تالابها و سرزمینهای بومی آرامآرام در هیاهوی ماشینآلات گم میشود.
توسعه اگر قرار باشد ریشه طبیعت را قطع کند، دیگر توسعه نیست؛ تنها جابهجایی یک بحران با بحرانی دیگر است؛ پرسش اساسی امروز این نیست که جهان به مواد معدنی نیاز دارد یا نه، بلکه این است که مرز میان ضرورت صنعتی و حرمت طبیعت کجاست؟ آیا میتوان آیندهای پاک ساخت، اما زیربنای آن را بر ویرانه ارزشمندترین اکوسیستمهای زمین بنا نکرد؟ همین پرسش، امروز به یکی از مهمترین مناقشههای جهانی در حوزه انرژی، معدن و محیطزیست تبدیل شده است.

توسعه معادن، جنگلهای بکر و تالابهای ارزشمند را تهدید میکند
حسین دادرس، کارشناس حوزه معدن و صنعت به خبرنگار ایمنا گفت: افزایش تقاضای جهانی برای فلزات و مواد معدنی موردنیاز خودروهای برقی، باتریها، توربینهای بادی و دیگر فناوریهای مرتبط با انرژی پاک، فشار بیسابقهای بر طبیعت وارد کرده است؛ فلزاتی همچون لیتیوم، نیکل، کبالت، مس و منگنز که نقش مهمی در گذار از سوختهای فسیلی دارند، اغلب در مناطقی قرار گرفتهاند که از ارزشمندترین اکوسیستمهای جهان محسوب میشوند.
وی افزود: به همین دلیل، گروهی از سازمانهای بینالمللی محیطزیست با همکاری نمایندگان جوامع بومی، پیشنهاد ایجاد «مناطق ممنوعه معدنکاری» را مطرح کردهاند؛ مناطقی که استخراج مواد معدنی در آنها، تحت هیچ شرایطی نباید مجاز باشد.
کارشناس حوزه معدن و صنعت گفت: اگر قرار است گذار به انرژی پاک واقعا پایدار باشد، نباید با نابودی جنگلها، تالابها، منابع آب و زیستگاههای ارزشمند همراه شود؛ در غیر این صورت جهان برای حل یک بحران زیستمحیطی، بحران دیگری را عمیقتر خواهد کرد.
حدود نیمی از ذخایر فلزات موردنیاز برای گذار انرژی در نزدیکی یا داخل سرزمینهای جوامع بومی قرار دارد
دادرس با بیان اینکه برای تعیین این مناطق، شش معیار اصلی پیشنهادمیشود، ادامه داد: مناطق حفاظتشده بینالمللی، جنگلهای بکر و دارای تنوع زیستی بالا، جنگلها و تالابهای ذخیرهکننده کربن، اکوسیستمهای حساس همچون جنگلهای حرا و جزایر کوچک، منابع حیاتی آب و سرزمینهای متعلق به جوامع بومی از جمله این شش معیار اصلی هستند.
وی تصریح کرد: اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که حدود نیمی از ذخایر فلزات موردنیاز برای گذار انرژی، در نزدیکی یا داخل سرزمینهای جوامع بومی قرار دارد. از این رو، پیشنهاد شده هیچ پروژه معدنی بدون رضایت آزادانه، آگاهانه و قبلی این جوامع اجرا نشود.
کارشناس حوزه معدن و صنعت گفت: نمونه بارز این چالش، جنگلهای آمازون در برزیل است؛ پژوهشها نشان میدهد توسعه معادن حدود ۳۶۳ هزار کیلومتر مربع از مناطق حفاظتشده این جنگل را تهدید میکند؛ منطقهای که علاوه بر نقش حیاتی در جذب دیاکسیدکربن، محل زندگی نزدیک به ۱۹۵ هزار نفر از جوامع بومی و محلی است، بنابراین نابودی این جنگلها علاوه بر از بین بردن تنوع زیستی، موجب آزاد شدن حجم عظیمی از کربن ذخیرهشده و تشدید تغییرات اقلیمی خواهد شد.
دادرس خاطرنشان کرد: در جمهوری دموکراتیک کنگو نیز استخراج مواد معدنی آسیبهای گستردهای به جنگلهای میومبو، یکی از بزرگترین جنگلهای خشک جهان، وارد کرده و امنیت غذایی ساکنان محلی را تحت تأثیر قرار داده است.
وی اضافه کرد: این چالش تنها به کشورهای در حال توسعه محدود نیست؛ در فنلاند نیز پروژه استخراج نیکل بخشی از یک تالاب ارزشمند و ذخیره بزرگ کربن را تهدید میکند؛ منطقهای که تحت قوانین حفاظتی فنلاند و شبکه Natura 2000 قرار دارد، اما اکنون با فشار برای توسعه معدن روبهرو است.
کارشناس حوزه معدن و صنعت گفت: باید در نظر داشت که حفاظت از این مناطق به معنای توقف کامل استخراج مواد معدنی نیست؛مدلهای ارائهشده نشان میدهد منابع کافی از فلزاتی همچون نیکل، کبالت و لیتیوم در خارج از این مناطق حساس وجود دارد و میتوان نیازهای گذار انرژی را بدون تخریب مهمترین اکوسیستمهای جهان تأمین کرد.
دادرس بیان کرد: تحقق این هدف به سیاستهای مکمل از جمله کاهش مصرف مواد معدنی از طریق طراحی خودروهای سبکتر و کارآمدتر، توسعه فناوریهای باتری با وابستگی کمتر به فلزات کمیاب، گسترش حملونقل عمومی و افزایش بازیافت مواد معدنی نیاز دارد.
وی با بیان اینکه بر اساس مطالعات، اروپا میتواند تا سال ۲۰۵۰ حدود نیمی از نیاز خود به مواد معدنی حیاتی را از طریق بازیافت تأمین کند، گفت: استخراج مواد معدنی برای توسعه انرژیهای پاک تا حدی اجتنابناپذیر است، اما این ضرورت نباید به قیمت نابودی جنگلهای بکر، تالابها، منابع آب و سرزمینهای جوامع بومی تمام شود.
کارشناس حوزه معدن و صنعت گفت: ایجاد مناطق ممنوعه معدنکاری میتواند گامی مهم برای برقراری تعادل میان امنیت تأمین مواد معدنی و حفاظت از طبیعت باشد؛ زیرا آیندهای سبز، بدون حفاظت از ارزشمندترین اکوسیستمهای زمین، امکانپذیر نخواهد بود.

به گزارش ایمنا، آنچه امروز در جهان در حال شکلگیری است، صرفا رقابت بر سر دسترسی به مواد معدنی نیست، بلکه رقابتی برای تعریف الگوی توسعه در عصر انرژیهای پاک است؛ تجربه دهههای گذشته نشان داده است که موفقیت یک فناوری تنها با کاهش انتشار کربن سنجیده نمیشود، بلکه نحوه تأمین مواد اولیه آن نیز بخشی از کارنامه پایداری آن فناوری محسوب میشود.
از این منظر، چالش اصلی پیش روی دولتها و صنایع معدنی، یافتن نقطه تعادل میان امنیت تأمین مواد معدنی و حفاظت از سرمایههای طبیعی است. در واقع هرچه نقش فلزات راهبردی در اقتصاد آینده پررنگتر میشود، ضرورت تدوین استانداردهای سختگیرانهتر برای مکانیابی معادن، ارزیابی آثار زیستمحیطی و صیانت از حقوق جوامع محلی نیز افزایش پیدا میکند.
به نظر میرسد آینده معدنکاری نه در گسترش بیقیدوشرط استخراج، بلکه در حرکت به سمت بهرهوری بیشتر، اقتصاد چرخشی، توسعه بازیافت و اولویتبخشی به استخراج در مناطق کمخطر نهفته است؛ رویکردی که میتواند ضمن تأمین نیازهای صنعتی جهان، از تبدیل شدن گذار انرژی به یک بحران جدید زیستمحیطی جلوگیری کند.
نظر شما