به گزارش خبرگزاری ایمنا، تغییرات اقلیمی و فشارهای انسانی بر منابع طبیعی در دهههای اخیر موجب شده است که بسیاری از مناطق خشک و نیمهخشک کشور با روندی نگرانکننده از کاهش پوشش گیاهی و گسترش سطوح بیابانی روبهرو شوند. این روند تنها یک پدیده طبیعی ساده نیست بلکه نتیجه مجموعهای از عوامل محیطی، مدیریتی و انسانی است که در کنار یکدیگر شرایط شکنندهای را برای اکوسیستمهای شهری و روستایی ایجاد کردهاند.
در مناطق مرکزی کشور، کاهش بارشهای مؤثر و افزایش دما موجب شده است که تعادل طبیعی میان منابع آب و خاک دچار اختلال شود. این وضعیت در طول زمان باعث کاهش رطوبت خاک، افت کیفیت زمینهای کشاورزی و افزایش فرسایش بادی شده است. در چنین شرایطی، زمینهایی که زمانی نقش مهمی در تولید و تأمین امنیت غذایی داشتند، به تدریج کارایی خود را از دست داده و به سمت بیثمری پیش رفتهاند.
یکی از پیامدهای مهم این روند، گسترش کانونهای تولید گرد و غبار است که نه تنها محیط زیست طبیعی را تحت تأثیر قرار میدهد بلکه کیفیت زندگی در شهرها را نیز به شکل مستقیم کاهش میدهد. ذرات معلق در هوا میتوانند سلامت عمومی را تهدید کنند و هزینههای اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی را بر جوامع شهری تحمیل نمایند. این مسئله به ویژه در کلانشهرهایی که در مجاورت مناطق خشک قرار دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از سوی دیگر، تغییر کاربریهای نادرست زمین و بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی نیز در تشدید این روند نقش مهمی ایفا کردهاند. برداشتهای غیر اصولی از منابع آب زیرزمینی، توسعه نامتوازن شهری و کاهش پوشش گیاهی از جمله عواملی هستند که تعادل طبیعی اکوسیستم را بر هم زدهاند. این عوامل در کنار یکدیگر موجب شدهاند که زمین توانایی طبیعی خود برای بازسازی و احیا را به تدریج از دست بدهد.
در چنین شرایطی، مدیریت منابع آب به یکی از کلیدیترین موضوعات در مقابله با گسترش مناطق خشک تبدیل شده است. کاهش ورودی آب به سفرههای زیرزمینی و افزایش مصرف در بخشهای مختلف، فشار مضاعفی بر منابع محدود موجود وارد کرده است. این وضعیت نیازمند بازنگری جدی در الگوهای مصرف و حرکت به سمت بهرهوری بیشتر در استفاده از منابع طبیعی است.
پوشش گیاهی به عنوان یکی از مهمترین عوامل تثبیت خاک نقش اساسی در جلوگیری از گسترش بیابان دارد. کاهش این پوشش به هر دلیلی، زمینه را برای فرسایش بیشتر و حرکت ذرات خاک فراهم میکند. در بسیاری از مناطق، از بین رفتن گیاهان بومی موجب شده است که زمین در برابر باد و باران آسیبپذیرتر شود و روند تخریب طبیعی سرعت بیشتری بگیرد.
در کنار عوامل طبیعی، نقش فعالیتهای انسانی در این فرآیند غیرقابل انکار است. توسعه بیبرنامه، ساختوسازهای پراکنده و عدم توجه به اصول زیستمحیطی در پروژههای عمرانی میتواند به تشدید آسیبهای اکولوژیکی منجر شود. زمانی که برنامهریزی توسعه شهری بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای طبیعی انجام شود، نتیجه آن فشار مضاعف بر محیط زیست خواهد بود.
یکی از راهکارهای مهم برای مقابله با این وضعیت، اجرای طرحهای احیای پوشش گیاهی و توسعه کمربندهای سبز در اطراف شهرها است. این اقدامات میتواند به عنوان یک سپر طبیعی در برابر گسترش گرد و غبار عمل کند و علاوه بر بهبود کیفیت هوا، به افزایش تابآوری اکوسیستم شهری نیز کمک نماید. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که سرمایهگذاری در فضای سبز یکی از مؤثرترین روشها برای کاهش آثار بیابانزایی است.
همچنین استفاده از فناوریهای نوین در پایش وضعیت خاک و هوا میتواند نقش مهمی در مدیریت بهتر این بحران ایفا کند. دادههای دقیق و بهروز به مدیران کمک میکند تا تصمیمهای مؤثرتری در زمینه حفاظت از منابع طبیعی اتخاذ کنند و روند تخریب محیط زیست را به صورت علمی کنترل نمایند. این رویکرد مبتنی بر داده میتواند جایگزین تصمیمهای سنتی و کماثر گذشته شود.
آموزش و فرهنگسازی نیز یکی از ارکان اساسی در مقابله با بیابانزایی محسوب میشود. آگاهیبخشی به شهروندان درباره اهمیت حفظ منابع طبیعی و نقش آنها در جلوگیری از تخریب محیط زیست میتواند رفتارهای فردی و جمعی را به سمت الگوهای پایدارتر سوق دهد. مشارکت عمومی در حفاظت از طبیعت یکی از عوامل تعیینکننده در موفقیت برنامههای زیستمحیطی است.
در بسیاری از مناطق، پروژههای احیای زمین با مشارکت جوامع محلی اجرا میشود. این مشارکت نه تنها به افزایش اثربخشی طرحها کمک میکند بلکه حس مسئولیتپذیری اجتماعی را نیز تقویت مینماید. زمانی که مردم خود را بخشی از فرآیند حفاظت از محیط زیست بدانند، نتایج این اقدامات پایدارتر و گستردهتر خواهد بود.
از منظر اقتصادی نیز مقابله با بیابانزایی اهمیت ویژهای دارد. تخریب زمینهای کشاورزی و کاهش بهرهوری خاک میتواند تأثیر مستقیمی بر معیشت جوامع محلی داشته باشد. در نتیجه، سرمایهگذاری در پروژههای احیای زمین نه تنها یک اقدام زیستمحیطی بلکه یک ضرورت اقتصادی برای حفظ پایداری مناطق محسوب میشود.
مدیریت یکپارچه سرزمین یکی از رویکردهای نوین در مواجهه با چالشهای زیستمحیطی است. این رویکرد تلاش میکند تا میان نیازهای توسعهای و ظرفیتهای طبیعی تعادل برقرار کند و از تخریب بیشتر منابع جلوگیری نماید. اجرای چنین مدلی نیازمند همکاری میان نهادهای مختلف و هماهنگی در سطح ملی و محلی است.
در کنار اقدامات ساختاری، توجه به پژوهشهای علمی نیز نقش مهمی در شناخت بهتر این پدیده دارد. مطالعات دقیق درباره روندهای اقلیمی، تغییرات خاک و رفتار اکوسیستمها میتواند به طراحی راهکارهای مؤثرتر کمک کند و مسیر مدیریت بحران را هموارتر سازد. علم در این حوزه میتواند به عنوان راهنمای اصلی تصمیمگیری عمل کند.

شهرداری اصفهان با کاشت گیاهان مقاوم در ۱۶۰۰ هکتار از اراضی شرق، با بیابانزایی مقابله میکند
عباس حاجرسولیها، رئیس کمیسیون اقتصادی، سرمایهگذاری و گردشگری شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به اقدامات مدیریت شهری برای جلوگیری از بیابانزایی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار میکند: در شرق اصفهان، ۱۶۰۰ هکتار از زمینهایی که متعلق به شهرداری اصفهان است، با هدف جلوگیری از بیابانزایی و مهار گرد و غبار به سمت شهر، زیر کشت گیاهان مقاوم رفته و شهرداری برنامهریزی گستردهای برای ایجاد شبکههای آبیاری در این منطقه انجام داده است.
وی با اشاره به اهمیت این اقدامات ادامه میدهد: این زمینها بهگونهای مدیریت شدهاند که از خشکشدن و تبدیلشدن آنها به کانونهای گرد و غبار جلوگیری شود و خوشبختانه گیاهانی که اخیراً در این اراضی کاشته شده، نقش مؤثری در کنترل بیابانزایی ایفا کردهاند.
رئیس کمیسیون اقتصادی، سرمایهگذاری و گردشگری شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به راهکارهای تکمیلی در این حوزه تاکید میکند: تقویت پوشش گیاهی و کمربندهای سبز شهری، احیای مراتع و اراضی تخریبشده، مدیریت پایدار منابع آب، بازچرخانی و استفاده بهینه از پساب، حفاظت از حقابههای زیستمحیطی زایندهرود و استقرار نظام پایش مستمر مخاطرات محیطی از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند در کاهش روند بیابانزایی و افزایش تابآوری شهری نقش مؤثری ایفا کنند.
حاجرسولیها میگوید: در مجموعه مدیریت شهری اصفهان برنامههایی برای بحث بیابانزدایی داریم که گیاهانی در سطح منطقه کاشته شود و از گسترش بیابانزایی جلوگیری گردد.

بیابانزایی در اصفهان فقط گسترش کویر نیست، بلکه کاهش بهرهوری زیستی و افزایش آسیبپذیری شهروندان است
علیمحمد ظهرابی، کارشناس برنامهریزی و تابآوری شهری با اشاره به اهمیت روز جهانی مقابله با بیابانزایی به خبرنگار ایمنا میگوید: روز جهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی کشور یعنی تخریب سرزمین و کاهش ظرفیتهای اکولوژیک است و شعار امسال با عنوان «مراتع؛ شناخت، احترام و احیا» بر نقش حیاتی اکوسیستمهای مرتعی در حفظ تعادل محیطی، امنیت غذایی و پایداری سرزمین تأکید دارد.
وی با اشاره به اهمیت دوچندان این موضوع برای اصفهان ادامه میدهد: این موضوع در کلانشهر اصفهان با روند فزاینده خشکسالی، کاهش منابع آب و گسترش فرآیندهای بیابانزایی، اهمیتی دوچندان یافته است.
کارشناس برنامهریزی و تابآوری شهری با تشریح شرایط بحرانی اصفهان تاکید میکند: اصفهان در سالهای اخیر به یکی از کانونهای اصلی تأثیرپذیری از تغییرات اقلیمی و تنشهای محیطزیستی در ایران تبدیل شده و تداوم خشکسالیهای شدید و طولانیمدت، کاهش بارندگیهای مؤثر، افزایش دما و تبخیر، افت مستمر سطح آبهای زیرزمینی و خشکشدن بخشهای وسیعی از زایندهرود، زمینه تشدید فرآیندهای بیابانزایی را فراهم کرده است.
ظهرابی با اشاره به پیامدهای این روند میگوید: این شرایط موجب کاهش پوشش گیاهی، افت حاصلخیزی خاک، افزایش فرسایش بادی و گسترش کانونهای تولید گردوغبار شده است؛ پدیدهای که نهتنها محیط طبیعی بلکه سلامت شهروندان، زیرساختهای شهری و فعالیتهای اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
وی با اشاره به تأثیر خشکی زایندهرود اضافه میکند: بررسیهای علمی نشان میدهد که خشکی مداوم زایندهرود و کاهش حقابههای زیستمحیطی، موجب اختلال در عملکرد اکولوژیکی دشت اصفهان و تضعیف نقش این رودخانه در تعدیل اقلیم محلی شده است.
کارشناس برنامهریزی و تابآوری شهری با هشدار نسبت به پدیده فرونشست خاطرنشان میکند: برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی برای جبران کمبود آب، پدیده فرونشست زمین را به یکی از جدیترین مخاطرات محیطی و زیرساختی منطقه تبدیل کرده و فرونشست علاوه بر آسیب به شبکههای حملونقل، تأسیسات شهری و بناهای تاریخی، نشاندهنده کاهش شدید تابآوری اکولوژیکی و هیدرولوژیکی سرزمین است.
ظهرابی با ارائه تعریفی جامع از بیابانزایی میگوید: در چنین شرایطی، بیابانزایی صرفاً به معنای گسترش اراضی بیابانی نیست، بلکه فرآیندی پیچیده از کاهش بهرهوری زیستی، افت کیفیت منابع خاک و آب، کاهش خدمات اکوسیستمی و افزایش آسیبپذیری جوامع انسانی در برابر مخاطرات طبیعی محسوب میشود.
وی با تاکید بر ضرورت اولویتبخشی به این موضوع ادامه میدهد: از این رو، مقابله با بیابانزایی باید به عنوان یکی از محورهای اصلی برنامهریزی شهری، مدیریت محیطزیست و توسعه پایدار کلانشهر اصفهان مورد توجه قرار گیرد.
کارشناس برنامهریزی و تابآوری شهری با برشمردن راهکارهای مؤثر تاکید میکند: تقویت پوشش گیاهی و کمربندهای سبز شهری، احیای مراتع و اراضی تخریبشده، مدیریت پایدار منابع آب، بازچرخانی و استفاده بهینه از پساب، حفاظت از حقابههای زیستمحیطی زایندهرود و استقرار نظام پایش مستمر مخاطرات محیطی از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند در کاهش روند بیابانزایی و افزایش تابآوری شهری نقش مؤثری ایفا کنند.
ظهرابی با اشاره به مفهوم نوین تابآوری شهری خاطرنشان میکند: امروزه تابآوری شهری تنها به توانایی شهر در مقابله با حوادث ناگهانی محدود نمیشود، بلکه ظرفیت سازگاری با تغییرات تدریجی و بلندمدت محیطی نظیر خشکسالی، کمآبی و تخریب سرزمین را نیز دربر میگیرد و روز جهانی مقابله با بیابانزایی یادآور این واقعیت است که آینده پایدار اصفهان در گرو اتخاذ رویکردهای علمی، یکپارچه و مبتنی بر مدیریت سرزمین است.
به گزارش ایمنا، بیابانزایی تنها یک پدیده طبیعی نیست بلکه نتیجه تعامل پیچیده میان عوامل محیطی و انسانی است. مقابله با آن نیازمند نگاهی جامع، برنامهریزی بلندمدت و مشارکت همهجانبه است تا بتوان از گسترش آن جلوگیری کرد و تعادل از دست رفته را تا حد امکان بازگرداند.
حفظ زمین به عنوان بستر زندگی انسانها مسئولیتی مشترک است که از سطح فردی تا نهادی را در بر میگیرد. هر اقدام کوچک در مسیر حفاظت از طبیعت میتواند گامی مؤثر در جهت کاهش آثار بیابانزایی باشد و آیندهای پایدارتر برای نسلهای بعدی رقم بزند.
نظر شما