به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرهای امروز دیگر با نسخههای ساده و تصمیمهای مقطعی اداره نمیشوند. رشد شتابان جمعیت، گسترش شهرنشینی، محدودیت منابع، تغییرات اقلیمی، بحران آب، فرونشست زمین، آلودگی هوا، ترافیک، توسعه نامتوازن، فرسودگی زیرساختها و افزایش درخواستهای شهروندان، مدیریت شهری را به یکی از پیچیدهترین عرصههای حکمرانی تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی هر تصمیمی که برای یک شهر گرفته میشود، تنها اقدام اجرایی نیست، بلکه زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی را به دنبال دارد که گاه سالها بعد آثار آن نمایان میشود، از همینرو اداره شهرهای امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهایی است که بر پایه دانش، داده، تحلیلهای علمی و مطالعات دقیق شکل گرفته باشد.
سالهای زیادی است دانشگاهها، مراکز پژوهشی، اندیشکدهها و پژوهشگران حوزه مدیریت شهری تلاش میکنند برای مسائل پیچیده شهرها راهحلهای علمی ارائه دهند؛ صدها پایاننامه، هزاران مقاله، گزارش تخصصی، طرح مطالعاتی و پروژه تحقیقاتی درباره حملونقل، محیط زیست، پسماند، اقتصاد شهری، تابآوری، مدیریت بحران، معماری، شهرسازی، انرژی، حکمرانی و دهها موضوع دیگر تولید شده است؛ گنجینهای ارزشمند از دانش که میتواند مسیر توسعه شهرها را هموارتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر کند، اما پرسشی که سالهاست ذهن بسیاری از کارشناسان را به خود مشغول کرده، همچنان بیپاسخ مانده است؛ اگر این حجم از دانش و پژوهش تولید شده است، چرا بسیاری از مسائل شهری همچنان تکرار میشود؟ چرا برخی پروژهها با وجود مطالعات گسترده، در اجرا با چالشهای جدی روبهرو میشود؟ چرا تصمیمهایی که میتواند بر پایه شواهد علمی گرفته شود، گاه بدون استفاده از ظرفیت پژوهش شکل میگیرد و مهمتر از همه، چرا بخش قابل توجهی از مطالعات شهری پس از پایان پروژه تحقیقاتی، در قفسه کتابخانهها و بایگانی سازمانها باقی میمانند و هیچگاه به خیابان، محله و زندگی روزمره شهروندان راه پیدا نمیکند؟
واقعیت این است که مسئله امروز شهرها کمبود دانش نیست، بلکه کمبود سازوکارهایی است که بتواند این دانش را به تصمیم، تصمیم را به برنامه و برنامه را به اقدام مؤثر تبدیل کند. شکافی که میان اتاقهای پژوهش و میزهای تصمیمگیریس، یکی از مهمترین چالشهای حکمرانی شهری در بسیاری از شهرهای جهان بهویژه کشورهای در حال توسعه بهشمار میرود. شکافی که اگر پُر نشود، حتی بهترین پژوهشها نیز نمیتوانند تغییری در کیفیت مدیریت شهرها ایجاد کنند.
مدیریت شهری نیز با محدودیتهایی روبهروست که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. مدیران اجرایی ناچارند هر روز درباره دهها موضوع فوری تصمیم بگیرند؛ از مدیریت بحران و خدمات روزانه گرفته تا اجرای پروژههای عمرانی و پاسخگویی به مطالبات شهروندان. این سرعت بالای تصمیمگیری، گاهی فرصت استفاده از مطالعات علمی را کاهش میدهد و باعث میشود فاصله میان پژوهش و اجرا بیش از گذشته عمیق شود. نتیجه چنین وضعیتی، تکرار آزمون و خطا، افزایش هزینههای اجرایی، هدررفت منابع و از دست رفتن فرصتهایی است که میتوانست با اتکا به دانش، به نتایجی پایدارتر منجر شود.
تجربه شهرهای موفق دنیا اما روایت دیگری دارد. در بسیاری از این شهرها، پژوهش نه یک فعالیت تشریفاتی و نه گزارشی برای بایگانی، بلکه بخشی جداییناپذیر از فرایند حکمرانی است. پیش از آنکه پروژهای آغاز شود، مطالعات آن انجام میشود؛ در زمان اجرا، نتایج مستمر ارزیابی میشود و پس از پایان پروژه نیز تجربههای بهدستآمده دوباره به چرخه تصمیمسازی بازمیگردد. در چنین الگویی، پژوهش پایان یک فرایند نیست، بلکه نقطه آغاز تصمیمهای دقیقتر و آیندهنگرانهتر است.
شهرهای ایران نیز امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیاز دارند. محدودیت منابع، افزایش هزینههای مدیریت شهری و پیچیدهتر شدن مسائل، دیگر اجازه آزمون و خطاهای پرهزینه را نمیدهد. هر تصمیم اشتباه میتواند سالها بر کیفیت زندگی شهروندان اثر بگذارد و اصلاح آن هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. از این منظر، سرمایهگذاری بر پژوهش تنها هزینه نیست، بلکه نوعی سرمایهگذاری برای کاهش خطا، افزایش بهرهوری و حرکت به سمت حکمرانی هوشمند محسوب میشود.
اما برای تحقق این هدف، تنها تولید پژوهش کافی نیست. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، ایجاد پیوندی واقعی میان دانش و اجراست؛ پیوندی که در آن پژوهش، پیش از تصمیمگیری وارد میدان شود، مدیران خود را در برابر نتایج مطالعات پاسخگو بدانند و ارزیابی اجرای پیشنهادهای پژوهشی نیز به بخشی از فرایند مدیریت شهری تبدیل شود. شاید بتوان گفت آینده شهرهای موفق نه در تعداد پروژههای عمرانی، بلکه در کیفیت تصمیمهایی رقم میخورد که پشتوانه علمی دارند.

پژوهش باید چراغ راه مدیریت شهری باشد، نه گزارش پس از تصمیم!
مصطفی نباتینژاد، رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به دلیل باقیماندن پژوهشهای شهری در حد مطالعه به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: مهمترین دلیل، نبود پیوند الزامآور میان نتایج پژوهش و فرایند تصمیمگیری و اجراست و در بسیاری از موارد پژوهش انجام میشود، گزارش تهیه میشود و حتی نقاط ضعف و راهکارها بهروشنی مشخص میشود، اما سازوکاری برای پاسخگویی دستگاه اجرایی نسبت به نتایج آن وجود ندارد.
وی با بیان معیار موفقیت مرکز پژوهشها ادامه میدهد: از نگاه ما، پژوهش زمانی موفق است که بتوان اثر آن را در خیابانها، محلات و کیفیت زندگی شهروندان مشاهده کرد، نه اینکه صرفاً در قالب یک گزارش علمی بایگانی شود و پژوهش نباید در قفسهها بماند، بلکه معیار موفقیت ما تغییر در شهر است، نه تعداد گزارشها.
رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به وضعیت ارتباط با مدیریت اجرایی شهرداری تاکید میکند: ارتباط وجود دارد و در سالهای اخیر نیز تقویت شده است، اما از منظر نظارتی شورا هنوز تا رسیدن به یک ارتباط بهطور کامل نظاممند و مؤثر فاصله داریم و مرکز پژوهشها وظیفه تولید دانش و ارائه راهکار را برعهده دارد، اما انتظار شورا این است که بدنه اجرایی نیز نسبت به نتایج مطالعات پاسخگو باشد و مشخص کند چه پیشنهادهایی اجرا شده، چه مواردی اجرا نشده و دلایل آن چیست.
نباتینژاد با اشاره به دلایل فاصله میان پژوهش و اجرا میگوید: گاهی محدودیتهای مالی و اجرایی عامل این فاصله است، اما واقعیت این است که در برخی موارد نیز پژوهش در زمان مناسب وارد فرایند تصمیمگیری نمیشود و اگر پژوهش پیش از تصویب سیاستها و پروژهها انجام شود، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.
وی با ارائه یک تعبیر از این فاصله اضافه میکند: فاصله میان پژوهش و اجرا زمانی شکل میگیرد که پژوهش به جای «چراغ راه»، به «گزارش پس از تصمیم» تبدیل شود.
رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به تغییرات لازم در ساختار شهرداری خاطرنشان میکند: به نظر من مهمترین اصلاح، ایجاد نظام پیگیری و ارزیابی اجرای نتایج پژوهشهاست و امروز برای انجام پژوهش بودجه و زمان اختصاص داده میشود، اما باید به همان میزان درباره سرنوشت نتایج آن نیز گزارشگیری و مطالبهگری صورت گیرد.
نباتینژاد با تاکید بر ضرورت ورود پژوهش به فرایند رسمی تصمیمگیری میگوید: لازم است پیش از تصویب پروژههای کلان شهری، نظر کارشناسی و پژوهشی به عنوان بخشی از فرایند رسمی تصمیمگیری مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به رویکرد بودجهریزی پژوهشی ادامه میدهد: رویکرد مطلوب این است که پژوهشها مسئلهمحور باشند، نهتنها فرایندمحور و خوشبختانه بخش قابل توجهی از مطالعات انجامشده در سالهای اخیر بر مبنای مسائل واقعی شهر تعریف شده است، با این حال همچنان باید مراقب باشیم که پژوهش از نیازهای روز شهر و مطالبات شهروندان فاصله نگیرد.
تصمیمگیری شهری باید بر پایه پژوهشهای مسئلهمحور انجام شود
رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان با تاکید بر صرفه اقتصادی پژوهشها تاکید میکند: مرکز پژوهشها معتقد است هر ریالی که در حوزه مطالعات هزینه میشود، باید به حل یک مسئله مشخص شهری منجر شود.
نباتینژاد با ارائه پاسخی صریح به نقش کنونی پژوهشهای شهری میگوید: اگر بخواهم صریح پاسخ دهم، پژوهشهای شهری هنوز بیش از آنکه نقش تعیینکننده داشته باشند، نقش مشورتی دارند، هرچند موارد موفق و اثرگذاری نیز کم نبوده است.
وی با اشاره به چالش اصلی اضافه میکند: چالش اصلی این است که فاصله میان «دانستن» و «اقدام کردن» را کاهش دهیم و شهرها از کمبود مطالعه آسیب نمیبینند، از کمبود اجرای نتایج مطالعات آسیب میبینند.
رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان با ارائه جمعبندی از وضعیت موجود خاطرنشان میکند: این جمله شاید مهمترین جمعبندی وضعیت امروز باشد که مسئله ما کمبود پژوهش نیست، مسئله ما تبدیل پژوهش به تصمیم و تصمیم به اقدام است.
نباتینژاد با ارائه پیشنهادی کلیدی میگوید: پیشنهاد من ایجاد «نظام پاسخگویی به نتایج پژوهشها» است، یعنی هر پژوهشی که با هزینه عمومی انجام میشود، دستگاه اجرایی موظف باشد ظرف مدت مشخص اعلام کند کدام پیشنهادها را اجرا کرده، کدام را اجرا نکرده و چرا و تا زمانی که برای نتایج پژوهشها مسئول مشخص و پاسخگو وجود نداشته باشد، بخشی از ظرفیت علمی شهر بلااستفاده خواهد ماند و پژوهش نباید پایان یک فرایند باشد، باید آغاز یک اقدام باشد.

پژوهشهای شهری باید همزمان با اجرای پروژهها پیش بروند
علیمحمد ظهرابی، دکتری برنامهریزی و تابآوری شهری با اشاره به اهمیت پژوهش در مدیریت شهری به خبرنگار ایمنا میگوید: اداره شهر بهصورت علمی و بر پایه پژوهش از موضوعات مهمی است که میتواند زمینه برنامهریزی دقیقتر و آیندهنگری مؤثرتر را برای دستیابی به شهری پویا، کارآمد و پاسخگو به نیازهای شهروندان فراهم کند.
وی با بیان اینکه بررسی مطالعات و پژوهشهای انجام شده در حوزه مدیریت شهری نکات قابل تأملی را نشان میدهد، ادامه میدهد: مرور پژوهشهای صورت گرفته حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از این مطالعات در حد نظریه و گزارش باقی مانده و کمتر به مرحله اجرا و بهرهبرداری عملیاتی رسیده است.
دکتری برنامهریزی و تابآوری شهری تاکید میکند: یکی از پرسشهای اساسی در این زمینه آن است که چرا بسیاری از مطالعات و پژوهشهای انجامشده در پروژههای شهری مورد استفاده قرار نمیگیرند و نتایج آنها به تصمیمگیریها و اقدامات اجرایی راه پیدا نمیکند.
ظهرابی با اشاره به راهکارهای موجود برای رفع این چالش میگوید: نخستین اقدام آن است که از تعریف و اجرای پروژههای مطالعاتی بسیار طولانیمدت پرهیز کنیم؛ زیرا مدیریت شهری نمیتواند ارائه خدمات روزمره و ضروری به شهروندان را تا زمان پایان مطالعات متوقف کند.
وی با بیان اینکه برخی حوزههای خدمات شهری نیازمند اقدام مستمر هستند، اضافه میکند: برای نمونه نمیتوان جمعآوری پسماند را متوقف کرد تا طرح جامع پسماند تدوین شود یا وضعیت فضای سبز شهری را بلاتکلیف گذاشت تا مطالعات مربوط به آن طی یک یا دو سال به پایان برسد.
دکتری برنامهریزی و تابآوری شهری خاطرنشان میکند: یکی از مهمترین راهکارها این است که مدت زمان مطالعات کاهش پیدا کند و کنار آن، فرایندهای پژوهشی بهگونهای طراحی شوند که با مراحل اجرایی پروژهها هماهنگی و همپوشانی داشته باشند.
ظهرابی میگوید: لازم است این نگاه در مدیریت شهری پذیرفته شود که ضرورتی ندارد یک مطالعه از ابتدا تا انتها بهطور کامل انجام شود و سپس وارد مرحله اجرا شویم، بلکه میتوان اجرای پروژه را همزمان با پیشرفت مطالعات پیش برد.
وی ادامه میدهد: در هر مرحله که بخشی از نتایج مطالعات مشخص و قابل اتکا شد، میتوان آن بخش را وارد فاز اجرا کرد و آثار و نتایج آن را در میدان عمل ارزیابی کرد.
مدیریت علمی شهرها در گرو پیوند پژوهش با تصمیمگیری اجرایی است
دکتری برنامهریزی و تابآوری شهری تاکید میکند: بررسی بازخوردهای اجرایی در مراحل مختلف پروژهها این امکان را فراهم میکند که اگر در فرایند اجرا اشکال یا کاستی مشاهده شد، مطالعات و پژوهشها متناسب با شرایط واقعی اصلاح، بازنگری و تکمیل شوند.
ظهرابی میگوید: در واقع باید میان پژوهش و اجرا یک ارتباط دوسویه برقرار شود تا نتایج مطالعات تنها در قالب اسناد و گزارشها باقی نماند و بتواند در تصمیمسازیها و اقدامات عملی مدیریت شهری اثرگذار باشد.
وی اضافه میکند: کاهش زمان انجام مطالعات و فازبندی پروژهها متناسب با مراحل اجرایی، دو راهکار مهم و کاربردی برای نزدیک کردن پژوهش به اجرا و افزایش اثربخشی مطالعات در پروژههای شهری بهشمار میرود.
دکتری برنامهریزی و تابآوری شهری خاطرنشان میکند: هرچه فرایندهای پژوهشی و اجرایی هماهنگتر طراحی شوند، امکان بهرهگیری از نتایج تحقیقات در تصمیمگیریهای شهری افزایش مییابد و از هدررفت زمان، منابع و ظرفیتهای علمی جلوگیری خواهد شد.
ظهرابی میگوید: استفاده از الگوی اجرای مرحلهای و بازنگری مستمر مطالعات بر اساس نتایج عملیاتی، میتواند تا حد زیادی مشکل فاصله میان پژوهش و اجرای پروژههای شهری را برطرف و زمینه تحقق مدیریت علمی و دانشبنیان شهری را فراهم کند.

به گزارش ایمنا، پژوهش و مدیریت شهری دو مسیر جداگانه نیست، بلکه دو بخش مکمل از یک فرایند واحد برای دستیابی به توسعه پایدار محسوب میشوند؛ هرچه ارتباط میان مراکز علمی و نهادهای اجرایی تقویت شود، امکان بهرهگیری از ظرفیتهای دانشی برای حل مسائل واقعی شهرها نیز افزایش خواهد یافت.
عبور از شکاف میان مطالعات علمی و اجرای پروژههای شهری نیازمند شکلگیری زبانی مشترک میان پژوهشگران و مدیران است. زمانی که دانش از قفسهها خارج شود و در خیابانها، میدانها و پروژههای شهری نمود پیدا کند، میتوان امیدوار بود که شهرها نه فقط بر اساس تجربه، بلکه بر پایه خرد جمعی و دانش علمی مسیر آینده خود را ترسیم کنند.
نظر شما