به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی صحنهها آنقدر تکرار میشود که به بخشی از حافظه یک شهر بدل میشوند. میدان شهرها در این یکصد شب، یکی از همان صحنهها بود. هر شب، راس ساعتی که همه وعده کردهاند، پای قرار حاضر میشوند؛ پیرمردی که عصا به دست آمده بود، مادری که دست فرزندش را گرفته بود، جوانی که پرچم سهرنگ ایران را روی شانه انداخته بود و نوجوانی که شاید به تازگی معنای حضور اجتماعی را تجربه میکرد. همه آمده بودند تا یک جمله را یکصدا فریاد بزنند؛ اینکه ایران تنها نیست.
یکصد شب گذشت و میدان خالی نشد. پرچمها پایین نیامد و قرار هر شب مردم با میدان به هم نخورد. شاید در نگاه اول، ایستادن چند ساعت در یک میدان ساده به نظر برسد، اما وقتی این حضور به یکصد شب برسد، دیگر نمیتوان آن را تنها یک تجمع دانست. اینجا سخن از وفاداری است؛ از ایستادنی که از دل باور برمیآید. دیگر دلهای مردم به یکدیگر گره خورده است و اکنون بیش از پیش مردم شهرها و ملت ایران، یکدل و یک صدا هستند.
در این شبها، میدانهای شهر به مکانی برای همدلی تبدیل شده بود. جایی که مردم با هر سن و سلیقهای کنار هم میایستادند و پرچمی را در دست میگرفتند که برایشان نماد خانهای بود به نام «جمهوری اسلامی ایران»؛ خانهای که برای حفظ امنیت، آرامش و سربلندی آن، انسانهای بسیاری از جان و آسایش خود گذشتهاند و درواقع ایستادگی این خاک در این سالها ریشه در خون شهیدانِ گلگون کفنش دارد.

حافظه شهر و سنگر خیابان، گواه رشادت و حماسهسازی «رزمندگان خیابان» است
هر شب که پرچمها در باد تکان میخورند، نام رزمندگانی نیز در ذهنها زنده میشود که در میدانهای نبرد ایستادهاند؛ مردانی که دور از خانواده و آسایش خود، مسئولیت حفاظت از مرزهای امنیت و اقتدار این سرزمین را بر دوش دارند. مردم با حضورشان میخواستند بگویند فاصله میان میدان شهر و میدان نبرد، آنقدرها هم زیاد نیست و اینجا نیز جانبرکفانی هستند که دلشان برای ایران میتپد و پشتیبان فرزندان این سرزمیناند.
در روزگاری که برخی رسانهها و شبکههای مجازی تلاش میکنند مردم را پراکنده، ناامید و بیتفاوت نشان دهند، این یکصد شب تصویر دیگری را روایت میکند. تصویری از مردمی که هنوز برای کشورشان دغدغه دارند، هنوز نام ایران برایشان مهم است و هنوز باور دارند که سرنوشت این سرزمین با حضور و مسئولیتپذیری فرزندانش گره خورده است. این حضور، پاسخی آرام و محکم به همه کسانی است که تصور میکنند پیوند مردم با هویت ملی و ارزشهایشان کمرنگ شده است.
بعید است تصویر میدان و پرچمهایی که یکصد شب متوالی به دست رزمندگان خیابان به اهتزاز درآمده است، از حافظه شهر پاک شود. این تصویر، روایت مردمی است که تصمیم گرفتند تنها تماشاگر اتفاقات منطقه نباشند؛ آمدند، ایستادند تا نشان دهند وقتی سخن از ایران و ارزشهای ملی باشد، هنوز هم میتوان روی حضورشان حساب کرد.

روایت صد شب حضور حماسی مردم، داستان دلبستگی مردمی بود که با تمام تفاوتها، در یک نقطه مشترک بودند؛ عشق به ایران و وطن. عشقی که نه در شعارها، بلکه در قدمهایی که هر شب به سمت میدان برداشته شد، خود را نشان داد و ثابت کرد که پرچم این سرزمین همچنان بر شانههای مردمی استوار است که آن را بخشی از هویت و افتخار خود میدانند و اکنون که ساعاتی از اعلام خبر حمله جمهوری اسلامی ایران به سرزمینهای اشغالی میگذرد، این مردم بیش از پیش امیدوار شدهاند؛ امید به نابودی ظلم و برچیده شدن استکبار، امید به پاک شدن لکه ننگی که آرامش را از مردم کشورهای مختلف گرفته است؛ امید به مرگ انگلی که در دل مردم ملتها نفوذ کرده و آسایش را از آنها سلب کرده است.
و اینک در صدمین شب حضور، همزمان با آغاز حملات دلاورمردان این سرزمین مردم به میدان آمدند تا نشان دهند حامی رزمندگان جان برکف هستند و سنگر خیابان رها نمیشود تا مبادا خاک مقدس این سرزمین به دست دونمایگانی بیفتد که چیزی جز منافع خود نمیخواهند. آری؛ مردم نشان دادند که این دیار، صاحب دارد، سرباز دارد و برای آرمانی مقدس زندگی میکند و نفس میکشد. اینجا جولانگاه سفاکان آمریکایی و صهیونیستی نیست؛ اینجا سرزمین حماسه مردمان ایران زمین است.
نظر شما