به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی همهچیز از یک لحظه کوتاه آغاز میشود؛ یک تعارف ساده در جمع دوستانه، یک کنجکاوی چندثانیهای یا حتی تلاشی برای شبیه شدن به دیگران. نخستین رویارویی نوجوان با دخانیات با تصمیمی بزرگ و از پیشطراحیشده همراه نیست و بیشتر شبیه عبور از مرزی است که شاید خودش هم متوجه جدی بودنش نباشد، اما پشت همین تجربه به ظاهر ساده، مجموعهای از عوامل قرار دارد که نمیتوان از کنار آنها آسان گذشت.
«راستش نگرانی درباره دخانیات برای من فقط به سیگار یا قلیان ختم نمیشود. چیزی که بیشتر ذهنم را درگیر میکند، خودِ مصرف نیست؛ بیشتر از آن، به این فکر میکنم که اگر فرزندم روزی در چنین موقعیتی قرار گرفت، آیا میتواند دربارهاش با من حرف بزند؟ آیا آنقدر به من نزدیک است که اگر سؤالی، تردیدی یا حتی تجربهای برایش پیش آمد، بدون ترس و نگرانی آن را با من در میان بگذارد؟ اینکه چیزی در ذهنش بگذرد و من از آن بیخبر بمانم، برای من از هر چیز دیگری نگرانکنندهتر است.» اینها بخشی از صحبتهای سیما، مادر نوجوانی شانزدهساله است؛ مادری که دغدغههایش فقط از جنس مراقبت نیست، بلکه از دل همراهی و نگرانی برای آینده فرزندش میآید، نگرانیهایی که دیگر والدین نیز با شکلی مشابه با آن روبهرو هستند.
او ادامه میدهد: «نوجوانها امروز بیشتر از هر زمان دیگری در معرض تجربههای مختلف قرار دارند؛ چه در جمع دوستان، چه در فضای مجازی و چه بیرون از خانه. ما نمیتوانیم همیشه کنارشان باشیم یا همهچیز را کنترل کنیم. برای همین همیشه با خودم فکر میکنم شاید مهمتر از مراقبت دائمی، ساختن یک رابطه امن باشد؛ رابطهای که اگر روزی فرزندم با چنین پیشنهادی روبهرو شد، بداند میتواند به خانه برگردد و بدون ترس با من حرف بزند.»
در میان حرفهای او، آنچه بیش از همه شنیده میشود، اهمیت رابطهای است که میان والد و فرزند شکل میگیرد؛ رابطهای که گاهی یک گفتوگوی ساده در دل آن، میتواند تأثیری عمیقتر از ساعتها توصیه و هشدار داشته باشد.
وقتی خانواده با رفتار الگوسازی میکند
مهدی، پدر یک دانشآموز دبیرستانی نیز از همین دغدغهها میگوید: «هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش از آسیبها دور بماند، اما واقعیت این است که نگرانی همیشه گوشه ذهن آدم است بهویژه وقتی صحبت از دخانیات و تجربههایی باشد که ممکن است خیلی ساده و از روی کنجکاوی آغاز شوند. چیزی که من را بیشتر نگران میکند، عادی شدن مصرف دخانیات در بعضی جمعهاست.»
او معتقد است خانواده بیش از آنکه با حرف اثر بگذارد، با رفتار خود الگو میسازد و میگوید: «به نظرم نوجوان بیشتر از اینکه به حرف ما گوش بدهد، رفتار ما را نگاه میکند. اگر از سبک زندگی سالم صحبت کنیم، اما در عمل چیز دیگری نشان بدهیم، اثر کمتری خواهد داشت. خانواده خیلی وقتها بدون اینکه خودش متوجه باشد، در حال ساختن الگوست؛ چه الگوی مثبت و چه منفی.»
ترس و نگرانی راهحل نیست
لیلا، مادر دو فرزند نوجوان نیز از دغدغهای میگوید که سالهاست همراه بسیاری از خانوادههاست: «نوجوانی سن کنجکاوی است؛ سنی برای تجربه کردن، آزمودن و گاهی شبیه جمع شدن. همین ویژگی موجب میشود خانواده همیشه گوشهای از ذهنش نگران باشد؛ نگران انتخابهایی که فرزندش ممکن است در موقعیتهای مختلف با آن روبهرو شود.»
او ادامه میدهد: «به این نتیجه رسیدهام که ترس بهتنهایی راهحل نیست. اگر رابطه میان والد و فرزند عمیق و محکم نباشد، نگرانی فقط بیشتر میشود. چیزی که خیال آدم را آرامتر میکند، این است که فرزند احساس امنیت داشته باشد؛ اینکه بداند اگر روزی با سوال، تردید یا مشکلی روبهرو شد، خانه اولین جایی است که میتواند به آن پناه بیاورد.»

مهمترین نقش خانواده؛ ساختن اعتمادبهنفس و قدرت نه گفتن در نوجوان
علی، پدر یک نوجوان پانزدهساله نیز از دغدغههای پدرانهاش اینگونه میگوید: «یکی از نگرانیهای همیشگی من این است که فرزندم بیرون از خانه با چه انتخابهایی روبهرو میشود؛ انتخابهایی که شاید ما هیچوقت از جزئیاتشان باخبر نشویم و دخانیات هم یکی از همین موضوعهاست؛ موضوعی که شاید در ظاهر ساده و کماهمیت به نظر برسد، اما گاهی از همان تجربههای کوچک آغاز میشود و مسیر بزرگتری پیدا میکند.»
او باور دارد خانواده نمیتواند همیشه همراه لحظهبهلحظه فرزندش باشد، اما میتواند او را برای انتخاب درست آماده کند: «ما شاید نتوانیم همه موقعیتها را از بین ببریم، اما میتوانیم کاری کنیم که فرزندمان در رویارویی با آن موقعیتها بهتر تصمیم بگیرد.»
علی تأکید میکند: «به نظر من مهمترین نقش خانواده، ساختن اعتمادبهنفس و قدرت نه گفتن در نوجوان است. اگر نوجوان خودش را بشناسد و به خودش باور داشته باشد، کمتر تحت تأثیر هر جمعی قرار میگیرد. این توانایی با دستور دادن به وجود نمیآید؛ در گفتوگو شکل میگیرد، در تربیت رشد میکند و در رابطهای ساخته میشود که سالها در خانه میان والدین و فرزند شکل گرفته است.»
پرسشهایی که پاسخ آنها در دل خانواده و روابط خانوادگی جستوجو میشود
نوجوانی دوره تجربه کردن، کشف کردن، فاصله گرفتن و دوباره ساختن است؛ سنی که فرد همزمان میخواهد مستقل باشد، پذیرفته شود، دیده شود و خودش را پیدا کند. در چنین مرحلهای، تصمیمها همیشه فقط از منطق نمیآیند، گاهی از احساس، فشار جمع، نیاز به تعلق یا حتی لحظهای خستگی و اضطراب شکل میگیرند و به همین دلیل مسئله دخانیات در نوجوانان را نمیتوان فقط با هشدار یا توصیه توضیح داد.
امروز بیشتر از گذشته به این پرسش فکر میکنیم که نوجوان چرا به سمت تجربه مصرف میرود و چه چیزی او را در برابر این انتخاب آسیبپذیر یا مقاوم میکند و پاسخ بسیاری از این پرسشها را باید نه فقط در مدرسه یا جامعه، بلکه در خانه و در دل روابط خانوادگی جستوجو کرد.
خانه نخستین جایی است که کودک در آن سبک زندگی را یاد میگیرد، نه فقط با شنیدن، بلکه با دیدن. بسیاری از رفتارها پیش از آنکه آموزش داده شوند، مشاهده میشوند و نوجوان از لحن گفتوگوی والدین، شیوه حل مسئله، نوع رویارویی با فشارهای زندگی و حتی سبک آرام شدن پس از تنش، چیزهایی میآموزد که بعدها در تصمیمهای مهم زندگیاش خودش را نشان میدهد

خانواده؛ نخستین سپر پیشگیری از وسوسه دخانیات
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه خانواده را میتوان نخستین و اثرگذارترین محیط تربیتی در زندگی هر کودک و نوجوان دانست، به خبرنگار ایمنا میگوید: در فضای خانواده بسیاری از نگرشها، رفتارها و سبک مواجهه فرزند با مسائل زندگی شکل میگیرد و در خصوص پیشگیری از مصرف دخانیات نیز نقش والدین فقط به توصیه و هشدار محدود نمیشود، بلکه نوع رابطه، شیوه تربیت و فضای حاکم بر خانه میتواند نقشی تعیینکننده در تصمیم فرزندان داشته باشد.
وی با بیان اینکه نوجوان پیش از آنکه به حرف والدین گوش دهد، رفتار و سبک زندگی آنها را میبیند و از آن الگو میگیرد، میافزاید: یکی از مهمترین عوامل پیشگیری، شکلگیری رابطهای صمیمی و امن میان والدین و فرزند است. نوجوانی که احساس کند در خانه شنیده میشود، مورد قضاوت قرار نمیگیرد و میتواند آزادانه درباره نگرانیها یا فشارهایش حرف بزند، کمتر برای تخلیه هیجان یا فرار از تنش به رفتارهای پرخطر مانند مصرف دخانیات روی میآورد و گفتوگوی مؤثر خانوادگی، بسیاری از آسیبها را پیش از شکل گرفتن کاهش میدهد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه الگوی رفتاری والدین نیز تأثیر مستقیم بر نگرش فرزندان نسبت به دخانیات دارد، تصریح میکند: اگر در خانواده مصرف سیگار یا قلیان رفتاری عادی و روزمره تلقی شود، احتمال پذیرش آن از سوی نوجوان بیشتر میشود و در مقابل، زمانی که والدین در عمل سبک زندگی سالم، مدیریت هیجان و مراقبت از سلامت جسم و روان را نشان میدهند، این پیام بدون نیاز به تکرار به فرزند منتقل میشود.
پیشگیری از مصرف دخانیات در نوجوانان، در بستر رابطه سالم خانوادگی شکل میگیرد
سلیمی با بیان اینکه نظارت آگاهانه والدین نیز اهمیت زیادی دارد که منظور از نظارت، کنترل سختگیرانه نیست، بلکه آگاهی از دایره دوستان، شرایط روحی، اوقات فراغت و دغدغههای فرزند است، ادامه میدهد: والدینی که حضور فعال، اما همراه با اعتماد در زندگی نوجوان دارند، زودتر نشانههای خطر را میبینند و فرصت بیشتری برای پیشگیری پیدا میکنند.
وی میگوید: خانواده میتواند با تقویت مهارتهایی مانند اعتمادبهنفس، قدرت نه گفتن، تصمیمگیری و مدیریت استرس در فرزندان، آنها را در برابر فشار همسالان مقاومتر کند. نوجوانی که ارزشمندی خود را میشناسد و توان انتخاب مستقل دارد، کمتر تحت تأثیر پیشنهادهای لحظهای قرار میگیرد و راحتتر میتواند از موقعیتهای پرخطر فاصله بگیرد.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه پیشگیری از مصرف دخانیات در نوجوانان بیش از آنکه با هشدار و ممنوعیت اتفاق بیفتد، در بستر رابطه سالم خانوادگی شکل میگیرد، اضافه میکند: خانوادهای که در آن گفتوگو، اعتماد، الگوی درست و حمایت عاطفی وجود داشته باشد، میتواند مؤثرترین و پایدارترین نقش را در محافظت از فرزند در برابر گرایش به دخانیات ایفا کند.

نقش پیوند عاطفی والد و فرزند در پیشگیری از مصرف دخانیات
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات تنها یک انتخاب فردی یا رفتاری لحظهای نیست و بسیاری از روانشناسان معتقدند این مسئله گاهی ریشه در نیازهای عاطفی، فشارهای روانی و کیفیت روابط دارد، به خبرنگار ایمنا میگوید: به همین دلیل برای پیشگیری از مصرف دخانیات، باید فراتر از هشدارهای معمول رفت و به فضای روانی خانه و رابطه والدین با فرزندان توجه کرد. خانواده فقط محل زندگی مشترک نیست، بلکه مهمترین منبع احساس امنیت روانی برای نوجوان بهشمار میرود.
وی با بیان اینکه نوجوان در این سن با تغییرات گسترده روحی و هیجانی روبهرو است، میافزاید: از جمله این تغییرات میتوان به اضطراب و نوسانات خلقی و نیاز شدید به استقلال، پذیرفته شدن و دیده شدن اشاره کرد که اگر این نیازها در محیط خانواده به رسمیت شناخته نشود، ممکن است نوجوان برای جبران خلأ عاطفی یا کاهش فشار روانی به سمت تجربههای پرخطر از جمله مصرف دخانیات کشیده شود. گاهی سیگار برای نوجوان نه از سر علاقه، بلکه راهی نادرست برای تخلیه احساسات یا هماهنگ شدن با جمع است.
روانشناس و مشاور خانواده تصریح میکند: در این میان، حضور عاطفی والدین اهمیت ویژهای پیدا میکند و والدینی که فقط در خانه حضور فیزیکی ندارند، بلکه از نظر روانی نیز در کنار فرزند هستند، ارتباط عمیقتری با او برقرار میکنند و گوش دادن بدون سرزنش، توجه به احساسات نوجوان و ایجاد فضایی امن برای گفتوگو موجب میشود فرزند در زمان فشار یا بحران، خانواده را بهعنوان پناهگاه انتخاب کند.
خانواده میتواند پایه عزت نفس را آنقدر محکم کند که نوجوان برای اثبات خود نیازی به رفتارهای پرخطر نداشته باشد
طاهری با اشاره به اینکه احساس تعلق و پذیرفته شدن یکی از نیازهای مهم نوجوان است، ادامه میدهد: اگر این احساس در خانه تأمین شود، وابستگی نوجوان به تأیید گرفتن از گروه همسالان کمتر میشود و در نتیجه احتمال اینکه فقط برای پذیرفته شدن در یک جمع پیشنهاد مصرف سیگار یا قلیان را بپذیرد، کاهش پیدا میکند. خانواده در واقع میتواند پایه عزت نفس نوجوان را آنقدر محکم کند که او برای اثبات خود نیازی به رفتارهای پرخطر نداشته باشد.
وی با بیان اینکه آموزش مستقیم والدین درباره دخانیات زمانی اثرگذار است که همراه با اعتماد و رابطه مثبت باشد، میگوید: نوجوان نصیحتهای یکطرفه را پس میزند، اما گفتوگوی صادقانه و محترمانه را بهتر میپذیرد. وقتی والدین به جای ترساندن، درباره پیامدها، فشار همسالان و موقعیتهای واقعی با فرزند صحبت میکنند، احتمال اثرگذاری پیام بیشتر میشود.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: پیشگیری از مصرف دخانیات در نوجوانان بیش از هر چیز به کیفیت ارتباط خانوادگی گره خورده است و رابطهای که در آن محبت، گفتوگو، درک متقابل و حمایت روانی وجود داشته باشد، میتواند نوجوان را در برابر بسیاری از آسیبها مقاومتر کند. خانوادهای که پیوند عاطفی عمیقی با فرزند خود دارد، نهتنها از بروز بسیاری از رفتارهای پرخطر پیشگیری میکند، بلکه زمینه رشد سالم شخصیت او را نیز فراهم میسازد.

خانواده در روند رشد فرزند فقط نقش قانونگذار یا مراقب را ندارد، بلکه میتواند پناهگاه روانی نوجوان باشد؛ جایی برای شنیده شدن، اشتباه کردن، سؤال پرسیدن و بدون ترس حرف زدن. نوجوانی که احساس امنیت عاطفی دارد، کمتر برای پیدا کردن آرامش یا پذیرفته شدن به مسیرهای پرخطر بیرون از خانه پناه میبرد و گاهی یک گفتوگوی ساده خانوادگی میتواند تأثیری بگذارد که هیچ توصیه مستقیمی از عهده آن برنیاید.
از سوی دیگر، فاصله عاطفی، گفتوگوی کمرنگ یا نبود ارتباط مؤثر میان والدین و فرزند میتواند نوجوان را بیشتر در معرض تأثیرپذیری از محیط بیرون قرار دهد و در این شرایط، نقش گروه همسالان پررنگتر میشود و گاهی تصمیمهایی شکل میگیرد که بیشتر از آنکه انتخاب شخصی باشد، پاسخی به نیازهای دیدهنشده عاطفی و روانی است.
بررسی نقش خانواده در پیشگیری از مصرف دخانیات، فقط بررسی یک عامل بیرونی نیست، بلکه نگاه کردن به کیفیت رابطهای است که هر روز در خانه جریان دارد. اینکه نوجوان تا چه اندازه احساس تعلق میکند، چقدر شنیده میشود، چقدر فرصت بیان خودش را دارد و چقدر از خانواده الگو میگیرد، همه میتواند بر مسیر انتخابهای او اثر بگذارد.
در چنین نگاهی، پیشگیری از مصرف دخانیات دیگر فقط یک هشدار بهداشتی نیست، بلکه بخشی از فرایند تربیت، ارتباط و رشد روانی نوجوان است، مسیری که از خانه آغاز میشود و کیفیت آن میتواند یکی از مهمترین عوامل محافظتکننده فرزندان در برابر گرایش به مصرف دخانیات باشد.
نظر شما