چهره‌های متفاوت ترس در کودکان؛ از کابوس‌های شبانه تا وابستگی بیشتر

پس از تجربه‌ موقعیت‌های هراس‌آور، برخی کودکان با تغییراتی در خواب، رفتار و وابستگی‌های عاطفی روبه‌رو می‌شوند؛ واکنش‌هایی که هرچند نگران‌کننده به نظر می‌رسد، اما بیشتر بخشی از تلاش ذهن برای بازگشت به احساس امنیت و آرامش‌ است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، دنیای کودکان ساختاری بسیار ظریف و در عین حال شکننده دارد، زمانی که حادثه‌ای ناگوار یا محیطی پرتنش، آرامش روان خردسالان را هدف قرار می‌دهد، نخستین بازتاب این تلاطم در رفتارهای روزمره‌ کودک نمایان می‌شود. این دگرگونی‌ها، در نگاه نخست ممکن است برای اطرافیان نگران‌کننده به نظر برسد، اما در حقیقت، آینه‌ تمام‌نمای تلاشی ناخودآگاه برای بازیابی تعادل درونی است.

هنگامی که کودکی در معرض شوک‌های محیطی قرار می‌گیرد، ساختار ذهنی او به جای پذیرش منطقی رخداد، وارد فاز دفاعی می‌شود. در این وضعیت، گویی فرماندهی رفتار از بخش‌های پیشرفته‌ مغز به مراکز قدیمی‌تر منتقل می‌شود و این جابه‌جایی عملکردی، موجب می‌شود که کودک برای یافتن پناهگاه روانی، به عقب بازگردد و الگوهای رفتاری دوران نوزادی یا خردسالی را دوباره تجربه کند.

بازگشت به رفتارهایی که پیش‌تر از آن‌ها عبور شده است، نه یک نشانه از افت رشد، بلکه راهکاری غریزی برای بقا است و در شرایطی که فضای پیرامون برای کودک غیرقابل پیش‌بینی می‌شود، او با پناه بردن به عادت‌های کهن، سعی دارد دنیای خود را کوچک، کنترل‌پذیر و امن‌تر کند و این گذار رفتاری، پاسخی هوشمندانه از سوی سیستم عصبی برای حفاظت از خود است.

چهره‌های متفاوت ترس در کودکان؛ از کابوس‌های شبانه تا وابستگی بیشتر

نشانه‌های پس‌لرزه‌های ترس در کودکان

ناهید عباسی، دکتری روان‌شناسی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به رفتارهای طبیعی در کودکان پس از تجربه ترس و اضطراب شدید اظهار کرد: در رویارویی با کودکانی که تجربه‌های ترسناک شدیدی همچون شنیدن صدای انفجار یا حضور در موقعیت‌های ناامن را پشت‌سر گذاشته‌اند، لازم است پیش از هر چیز به این نکته توجه کنیم که واکنش‌هایی همچون کابوس‌های شبانه، ترس از تنها ماندن، چسبیدن به والدین و حساسیت بیش از حد به صداها، کاری طبیعی است.

وی با بیان اینکه این رفتارها در روان‌شناسی به‌عنوان پس‌رفت‌های رفتاری شناخته می‌شوند، افزود: در پس‌رفت رفتاری، زمانی که سیستم بقا در کودک فعال می‌شود، ذهن او برای کسب احساس امنیت به مراحل اولیه‌تر رشد بازمی‌گردد و در چنین شرایطی ممکن است کودک رفتارهایی از خود نشان دهد که پیش‌تر از آن‌ها عبور کرده بود.

دکتری روان‌شناسی با بیان اینکه از جمله این رفتارها می‌توان به شب‌ادراری، مکیدن انگشت، وابستگی بیشتر یا حتی تمایل به رفتارهای کودکانه‌تر اشاره کرد، تصریح کرد: این واکنش‌ها نه‌تنها غیرطبیعی نیستند، بلکه نشانه تلاش ذهن برای بازسازی احساس امنیت از دست‌رفته است.

با کودکی که کابوس می‌بیند چگونه رفتار کنیم؟

عباسی با اشاره به اینکه ضروری است والدین به‌جای نگرانی یا سرزنش، با درک و صبوری با این رفتارها روبه‌رو شوند و اطمینان داشته باشند که با بازگشت آرامش، این نشانه‌ها به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند، ادامه داد: کابوس‌های شبانه نیز بخشی از همین فرایند است.

وی گفت: در واقع مغز کودک در خواب تلاش می‌کند تجربه‌های پردازش‌نشده را سامان دهد، اما به‌دلیل محدودیت در تحلیل منطقی، این پردازش‌ها به شکل رویاهای ترسناک بروز پیدا می‌کنند و در این مواقع، یکی از تکنیک‌های مؤثر، لنگر انداختن است، به این معنا که وقتی کودک از خواب بیدار می‌شود، باید به‌سرعت او را به زمان حال بازگرداند.

دکتری روان‌شناسی اضافه کرد: صدا زدن کودک با نام، برقراری تماس چشمی، دعوت او به تمرکز بر محیط اطراف، در آغوش گرفتن، دادن آب یا استفاده از جملات آرام‌بخش، به بازگشت او از فضای ترس به واقعیت کمک می‌کنند، همچنین توصیه می‌شود صبح روز بعد، کودک درباره خواب خود صحبت یا آن را نقاشی کند.

چهره‌های متفاوت ترس در کودکان؛ از کابوس‌های شبانه تا وابستگی بیشتر

رویارویی با تغییرات رفتاری کودک، نیازمند صبوری آگاهانه و دوری از قضاوت‌های شتاب‌زده است و سرزنش یا سخت‌گیری در این مقطع، تنها فشار روانی را مضاعف می‌کند و فرایند بهبود را کند می‌سازد، چراکه کودک در این شرایط بیش از هر چیز به حضور اطمینان‌بخش و حمایت بی‌قیدوشرط نیاز دارد.

خواب یکی از بسترهایی است که بیشترین تأثیر را از این رویدادها می‌پذیرد؛ هنگام استراحت، زمانی که سدهای دفاعی خودآگاه فرومی‌ریزند، مغز کودک در تلاشی بی‌وقفه سعی می‌کند تا اطلاعات پردازش‌نشده‌ روز را دسته‌بندی کند. بروز رویاهای هراس‌آور، در واقع خروجی همین فعالیت‌های پردازشی است که به‌دلیل نبود واژگان کافی برای توصیف وحشت، به‌صورت تصویرهای وهم‌آلود جلوه‌گر می‌شوند.

برای یاری رساندن به کودکان در عبور از این دوران دشوار، تکنیک‌های بازگشت به اکنون اهمیت ویژه‌ای دارند و استفاده از حواس پنج‌گانه، برقراری پیوند عاطفی کلامی و فیزیکی و فراهم کردن بستر برای تخلیه‌ هیجانی در ساعات بیداری، از ابزارهایی است که به کودک کمک می‌کنند تا فاصله میان واقعیت امن حاضر و خاطرات هراس‌آور گذشته را مدیریت کند و به‌تدریج به ثبات پیشین بازگردد.

کد خبر 973767

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.