به گزارش خبرگزاری ایمنا، قرآن کریم در پایان سوره «ص» و ابتدای سوره «زمر»، تصویری دقیق از منطق دشمنی با حق ارائه میدهد؛ دشمنیای که ریشه آن نه در کمبود برهان، بلکه در تکبر، حسادت و دنیاطلبی است. این آیات نشان میدهد بسیاری از مخالفان حقیقت، مشکلشان «ندانستن» نیست، بلکه «نخواستن» است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تأکید میکند که این آیات تنها روایت یک ماجرای تاریخی نیست، بلکه سنتی همیشگی را بیان میکند؛ سنتی که در آن، جبهه باطل وقتی از خاموش کردن حقیقت ناتوان میشود، بهسراغ اختلافسازی و تحریف میرود.
تکبر؛ نقطه آغاز سقوط دشمن
آیات پایانی سوره «ص» همچنان به ماجرای ابلیس میپردازد؛ موجودی که بهسبب تکبر در برابر فرمان خدا ایستاد و از سجده بر آدم سر باز زد. هنگامی که از درگاه الهی رانده شد، تصمیم گرفت انسانها را گمراه کند، اما خداوند حقیقتی قطعی را بیان کرد:
«لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ وَمِمَّن تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ».
قرآن نشان میدهد مجازات ابلیس و پیروانش، تنها یک واکنش بیرونی نیست؛ آنان خود با انتخاب مسیر طغیان، زمینه سقوطشان را فراهم میکنند. دشمن هرچقدر هم پرهیاهو باشد، بیرون از اراده الهی قدرت مستقلی ندارد، او تنها دعوت به انحراف میکند و این انسانها هستند که تصمیم میگیرند همراه شوند یا نه.
این نگاه، یک حقیقت مهم را روشن میکند؛ قدرت دشمن، بیش از آنکه واقعی باشد، بر همراهی و غفلت انسانها تکیه دارد. هرجا جامعهای هوشیار بماند، پروژه دشمن برای اختلاف و انحراف شکست میخورد.
خطر بزرگ؛ دیدن حقیقت و عبور از کنار آن
در ادامه، قرآن به پیامبر(ص) فرمان میدهد اعلام کند که برای رساندن این پیام، هیچ پاداشی نمیخواهد و این کتاب چیزی جز «ذکر للعالمین» نیست؛ تذکری برای همه انسانها.
اما مسئله اصلی مخالفان چه بود؟
المیزان توضیح میدهد که بسیاری از دشمنان پیامبر، حقیقت را میشناختند و حتی به صداقت او آگاه بودند، اما روحیه استکبار اجازه پذیرش حق را به آنان نمیداد.
این مسئله، یکی از پیچیدهترین شکلهای دشمنی با حقیقت است؛ جایی که انسان حق را میبیند، اما بهخاطر منافع، تعصب یا غرور، تصمیم میگیرد آن را نادیده بگیرد. قرآن نشان میدهد همیشه مشکل در «نبود دلیل» نیست؛ گاهی مشکل در «فرار از حقیقت» است.
آغاز انحراف از جایی است که اخلاص کمرنگ میشود
سوره «زمر» با تأکید بر توحید و اخلاص آغاز میشود:
«أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ».
این تأکید، اتفاقی نیست. قرآن هشدار میدهد بسیاری از انحرافها زمانی آغاز میشود که انگیزههای غیرالهی وارد میدان میشوند. دشمن همیشه از بیرون حمله نمیکند؛ گاهی از مسیر تعلقات، منافع شخصی و چهرههای بهظاهر مقدس، حقیقت را منحرف میکند.
مشرکان نیز برای توجیه رفتار خود میگفتند: «ما آنان را جز برای نزدیک شدن به خدا عبادت نمیکنیم.»
ظاهر این جمله مذهبی بود، اما در حقیقت، انحرافی بزرگ در مسیر توحید بهشمار میرفت.
قرآن نشان میدهد باطل همیشه آشکار و عریان وارد میدان نمیشود؛ گاهی با چهرهای مقدس، اما محتوایی منحرف ظاهر میشود.
اختلاف؛ سلاح قدیمی جبهه باطل
یکی از مهمترین پیامهای این آیات آن است که دشمن، هرگاه نتواند اصل حقیقت را نابود کند، آن را دچار پراکندگی میکند. او میکوشد بهجای مقابله مستقیم، برداشتهای متناقض و مسیرهای انحرافی بسازد تا جامعه از محور اصلی حق فاصله بگیرد.
این همان نقطهای است که اختلاف، به ابزار دشمن تبدیل میشود.
گاهی با تعصبهای قومی، گاهی با چهرهسازیهای جعلی و گاهی با وارد کردن منافع شخصی به عرصه دین.
هدف نهایی همه این پروژهها یک چیز است؛ شکستن انسجام جبهه حق.
قرآن نشان میدهد جبهه باطل، وقتی از خاموش کردن نور حقیقت ناامید میشود، تلاش میکند آن را تکهتکه کند تا جامعه دچار سردرگمی، فرسایش و چنددستگی شود.
دشمنی با حق، آرامآرام انسان را فرو میپاشد
جمعبندی این آیات یک مسیر روشن را ترسیم میکند؛ ابتدا تکبر شکل میگیرد، سپس انسان نسبت به نشانههای الهی بیتفاوت میشود، بعد اختلاف و تحریف گسترش پیدا میکند و در نهایت، جامعه در تاریکی و پراکندگی فرو میرود.
اما قرآن تأکید میکند این مسیر، پیش از آنکه جبهه حق را نابود کند، خودِ دشمن را فرسوده و گرفتار میکند. کسی که از حقیقت فاصله میگیرد، آرامآرام در دام تردید، اضطراب و پراکندگی گرفتار میشود.
پیام نهایی این آیات روشن است؛ حق برای پیروزی نیازمند غوغا و هیاهو نیست. حقیقت روشن است و دشمن هرچقدر برای خاموش کردن آن تلاش کند، در نهایت بیش از همه، خود در دام نقشههایش گرفتار خواهد شد.
نظر شما