ترامپ؛ شاگردی در مکتبِ معاویه

سردبیر خبرگزاری ایمنا در یادداشتی نوشت: «سال ۳۷ هجری، قیس‌بن‌سعد، یکی از تیزهوش‌ترین فرماندهان امیرالمومنین، با اختیارات کامل راهی مصر شد تا استانی را که گلوگاه اسلام بود در دست بگیرد؛ معاویه می‌دانست این مرد را در میدان نبرد نمی‌توان شکست داد، پس سراغ میدانی رفت که قیس اصلاً در آن کشیک نمی‌داد.»

به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ حسین حمیدی، سردبیر خبرگزاری ایمنا در یادداشتی نوشت:

«با شنیدن «جنگ رسانه‌ای» شاید برداشت اولیه این باشد که این مدل از جنگ محصول دهه‌های اخیر و پیشرفت تکنولوژی در جوامع بشری است، اما نکته جالب این که مصادیق این جنگ از صدر اسلام اجرایی شده تا به پیچیدگی فعلی برسد.

سال ۳۷ هجری، قیس‌بن‌سعد، یکی از تیزهوش‌ترین فرماندهان امیرالمومنین، با اختیارات کامل راهی مصر شد تا استانی را که گلوگاه اسلام بود در دست بگیرد؛ معاویه می‌دانست این مرد را در میدان نبرد نمی‌توان شکست داد، پس سراغ میدانی رفت که قیس اصلاً در آن کشیک نمی‌داد. این یکی از نخستین عملیات‌های رسانه‌ای مستند در تاریخ اسلام بود و درس آن تا امروز آموخته نشده است.

شایعه‌ای ساده در شام پراکنده شد که قیس با معاویه بیعت کرده است؛ نه سندی، نه شاهدی، نه حتی منطقی، فقط خبری که پیش از هر تکذیبی به گوش همه رسیده بود. سپاه وفادار به علی (ع) دچار تردید شد، پچ‌پچ‌ها به صدای بلند تبدیل شد و علی ناگزیر با فشار اصحاب نزدیک، قیس را فراخواند و سرانجام سپاه مصر شکست خورد و از دست رفت.

جنگ رسانه‌ای در این روایت سه درس و تاکتیتک عمده به همراه دارد:

  1. پیش‌دستی در روایت: پیش از آنکه واقعه‌ای تعریف شود، باید چارچوبش را تو بگذاری؛ در هفتم مارس ۲۰۲۶، هنگامی که موشک‌ها به دبستان میناب اصابت کرد و دست‌کم ۱۶۵ دانش‌آموز و معلم بی‌گناه را به شهادت رساند، ترامپ پیش از پایان هرگونه تحقیق نظامی اعلام کرد که این حمله کار ایران بوده است؛ چهار روز بعد، نیویورک‌تایمز گزارش داد که تحقیقات نظامی آمریکا نشان داده موشک از نوع تاماهاوک بوده، سلاحی که در این جنگ منحصراً در اختیار آمریکاست، اما دیگر دیر شده بود؛ روایت اول در ذهن مخاطب نشسته بود و تکذیبیه، مانند همیشه، به اندازه‌ خبر اول خوانده نشد. آب رفته به جوی باز نمی‌گردد.
  2. خستگی شناختی: در عرض چند روز، ترامپ در Truth Social نوشت «ایران تسلیم شده»، سپس تهدید کرد «بیست برابر سخت‌تر می‌زنیم»، آنگاه از «مذاکرات خوب» سخن گفت و ساعتی نگذشت که دستور حمله داد و آن را «ضربه‌ محبت‌آمیز» خواند؛ این آشفتگی ظاهری یک راهبرد است، نه یک ضعف. مخاطبی که نمی‌تواند وضعیت را دنبال کند، از تحلیل دست می‌کشد و به ساده‌ترین روایتی که پیش‌تر شنیده چنگ می‌زند. معاویه نیز همین شیوه را در عصر خود به کار می‌برد؛ آنقدر روایت‌های متضاد می‌ساخت تا مخاطب سردرگم، حقیقت را رها کند و به شایعه‌ آشناتر پناه ببرد.
  3. اعتبارزدایی از منبع: معاویه مخالفان را «خوارج» می‌نامید تا پیش از هر استدلالی آنان را اهریمن جلوه دهد؛ ترامپ نیز رسانه‌های منتقد را «Fake News» می‌خواند تا مخاطب پیش از خواندن هر خبری، آن را مشکوک بیابد. در همین حال، ترامپ و متحدانش ساختارهای راستی‌آزمایی را در آمریکا و جهان تضعیف کردند، همچنین در نیمه‌ نخست ۲۰۲۶، در سراسر اروپا ۳۵ میلیون پست در فیسبوک با یادداشت‌های راستی‌آزمایی منتشر شد در حالی که در آمریکا تنها ۹۰۰ یادداشت به انتشار رسید.

تاریخ این معادله را بارها تکرار کرده و هربار با همان نتیجه به پایان رسیده است؛ در جنگ رسانه‌ای، دروغی که اول گفته می‌شود اغلب همان چیزی است که ماندگار می‌شود، چون تکذیبیه هرگز به اندازه‌ی خبر اول دیده نمی‌شود.

قیس‌بن‌سعد که نه خیانت کرده بود و نه بیعت شکسته بود، هزینه‌ این غفلت را با از دست دادن مصر پرداخت، بنابراین هر جریان، دولت یا رسانه‌ای که امروز میدان روایت را خالی می‌گذارد، باید بداند که نه معاویه اول بود و نه ترامپ آخر؛ این بازی تا روزی که میدانش خالی بماند، ادامه دارد...»

کد خبر 972499

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.