به گزارش خبرگزاری ایمنا، «سیدعباس عراقچی» در بخشهایی از مراسم دیدار با خانواده سفیر و دیپلماتهای ایرانی در دهلینو هند، اظهار کرد: ما هر جا که لازم باشد، با قوت و قدرت ظاهر خواهیم شد، در میدان مذاکره نیز اگر مأموریت مذاکره به ما داده شود، آن مأموریت را به خوبی انجام خواهیم داد. دیپلماتها، سربازان نظام هستند، سربازان جمهوری اسلامی هستند، سربازان ولایت فقیه هستند. همه ما؛ نیروهای مسلح، دیپلماتها، رسانهها، مردم و دولت، همه در یک سنگر واحد هستیم.
متن کامل سخنان وزیر خارجه در این نشست صمیمانه به شرح زیر است:
من میخواهم اینجا شهادت بدهم، به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی، به عنوان کسی که هر روز با وزرای خارجه مختلف و با مقامات مختلف خارجی در تماس است و امروز هم از صبح تا همین الان با تعداد بسیار زیادی از آنها، هم در جمع و هم به صورت خصوصی، صحبت داشتم، که موقعیت جمهوری اسلامی ایران بعد از این جنگ نسبت به قبل از جنگ، از زمین تا آسمان فرق کرد و هیچ اغراقی در این نیست.
دنیا تصوری که قبل از جنگ داشت این بود که ایران ضعیف شده، در منطقه دچار خسرانهایی شده، اقتصاد آن تحلیل رفته و مردم ناراضی هستند. اما دشمنان ما با جنگی که به راه انداختند، اگرچه به ما خسارت زدند و اگرچه خونهای پاکی بر زمین ریخت ولی به ثمر همین خونها دنیا متوجه شد که جمهوری اسلامی ایران چه قدرت بزرگی است و چه مقدار توانمند است.
این را که عرض میکنم، مستقیم از رهبران کشورها و وزرای خارجه کشورها شنیدم که به ما گفتند: «شما در دنیا شگفتی آفریدید.» برای یکی از آنها تعریف کردم که مثلاً در این مدت مردم چگونه مقاومت کردند، چه کردند و چه نکردند. آن وزیر گفت: «شما کم گفتی از قهرمانی مردم ایران. آنچه در عمل اتفاق افتاد، بیشتر از چیزی بود که تو تعریف کردی.» یعنی تازه به من ایراد میگرفت که آن چیزی که ما از ایران دیدیم، فراتر از آن چیزی است که تو تصویر کردی. همین امروز یکی از این دوستان به من گفت: «شما خودتان را به دنیا ثابت کردید.» و این یک واقعیت است.
هیچکس نمیتواند باور کند که در مقابل ارتش آمریکا که بزرگترین قدرت مادی دنیا در ظاهر است و تازه ارتش رژیم صهیونیستی هم در کنارش بوده و همراهی میکرده، اطلاعات میداده، در مقابل همه اینها مردم ایران ۴۰ روز مقاومت کنند، ایستادگی کنند و بتوانند آنها را در رسیدن به اهدافشان ناکام بگذارند. آنها به هیچیک از اهدافشان نرسیدند و این پیروزی مردم ایران، پیروزی راهبردی بود.
در این جنگی که ما داشتیم، ملاک شکست و پیروزی، شمردن تعداد کسانی که کشته شدند یا تعداد ساختمانهایی که تخریب شد نیست؛ ملاک، اراده دو طرف است. اینکه چه کسی زیر فشارها نشکست و چه کسی اجازه نداد طرف مقابل به هدفش برسد.
هر روز شهادت مقامات کشور و فرماندهان را شاهد بودیم ولی کسی صحنه را ترک نکرد و کسی جا خالی نکرد. در یکی از کشورهای خارجی ارزیابی کرده بودند و بعد از جنگ گفتند: «ما مردم ایران را دستکم گرفته بودیم. فکر میکردیم ناراضیاند، فکر میکردیم ضعیفاند، فکر میکردیم اگر آمریکا بیاید، همه به خیابان میریزند، شورش میکنند و تغییر نظام پیش میآید. اما اشتباه کردیم. مردم به خیابان آمدند، ولی برای حمایت آمدند؛ برای پشتیبانی از نظامشان و نیروهایشان.»
مردم حتی در دوران آتشبس فعلی هم صحنه را ترک نکردند. الان بیش از ۷۰ شب است که هر شب در خیابانها هستند. چند شب پیش جلسهای داشتیم که مقداری طولانی شد؛ تا نزدیک ساعت ۳ صبح بیرون آمدیم و هنوز مردم ایستاده بودند. چون نمیخواستند سنگر را خالی کنند. میخواستند به دنیا نشان دهند که ایستادهاند و در این جنگ، ایستادن مهم بود؛ کم نیاوردن مهم بود.
برای خود ما هم بسیار دلپذیر و دلنشین بود وقتی میدیدیم نیروهای مسلح ما قدرت پاسخگویی دارند، محکم ایستادهاند و در مقابل هر ضربه، چند ضربه پاسخ میدهند. در هیچ صحنهای کم نیاوردند و برای ما عزت آفریدند.
برخی از مقامهای خارجی به من گفتند که ما مسئولان ایرانی را هم دستکم گرفته بودیم. فکر نمیکردیم مقامات ایرانی در این شرایط یکییکی شهید شوند، ولی کارشان را رها نکنند، اراده اداره کشور را کنار نگذارند، بایستند و کار را انجام دهند. یک نفر در ایران مسئولیتش را ترک نکرد، یک نفر پناهنده نشد، یک نفر از کشور فرار نکرد و یک نفر استعفا نداد؛ در حالی که هر روز خبر شهادت یک نفر میآمد.
هیچکس حتی به فکرش هم نرسید که رها کند و برود. من که کوچکترین آنها بودم. کسانی که در صحنه بودند و در معرض خطر بودند، ایستادند. حالا برسیم به خودمان؛ یک نفر هم در هیچیک از نمایندگیهای ما در خارج از کشور مشکل ایجاد نکرد. انتظار داشتند همکاران من، دیپلماتها، زنان ما، فرهنگیها، از نظام جدا شوند، پناهنده شوند و خارج شوند. در غربت، تحمل خیلی سختتر میشود. فقط اخبار میرسد و دل آدم میلرزد. انسان خودش در صحنه نیست که حس کند و در جمع نیست. شکستن روحیهها و ارادهها در خارج از کشور خیلی محتملتر است.
یکی از دعاهای من در آن روزها این بود که خدایا همکاران من را حفظ کن؛ از شر دشمن، از شر شیطان و از شر وسوسهها. خدا را شکر که همه آنها در سراسر دنیا برای ما آبرو آفریدند. هیچکس محل مأموریتش را ترک نکرد. خیلی تلاش کردند که آنها را گمراه کنند، اما نتوانستند. گشتند و کسی را پیدا کردند که مثلاً شش ماه قبل از جنگ، به هر دلیلی، مأموریتش تمام شده بود و به ایران برنگشته بود. آن را علم کردند اما دیدند فایده ندارد. یکی دیگر را پیدا کردند که سه سال پیش مشکلی داشته است. اما در این جنگ واقعاً همه ایستادگی کردند.
حتی کارمندان محلی ما هم مشکلی نداشتند. خیلی جالب بود؛ حتی یک کارمند محلی هم نبود که بگوید استعفا میدهم یا میروم خانه. برعکس، اقداماتی که سفارتخانههای ما در این مدت کردند، واقعاً استثنایی بود. دیپلماسی عمومی که آنها نشان دادند، باعث تحسین حتی دشمنان ما شد. رسانههای خارجی، بیبیسی و دیگران گزارش دادند که در جنگ روایتها، در جنگ دیپلماسی عمومی و حتی در جنگ توییتزدن، ایران موفق بود. حتی در استفاده از هوش مصنوعی، ایرانیها بهتر از آمریکاییها عمل کردند.
سفارتخانههای ما توییتهایی میزدند که بیش از ۲۰ میلیون بازدید داشت. تصاویری با استفاده از هوش مصنوعی تولید میکردند که از نظر روانی میلیونها بازدیدکننده داشت. در این عرصه هم موفق بودند. سفرای ما، نمایندگیهای ما، سفارتخانههای ما، رایزنان ما و رایزنان فرهنگی ما، همه و همه تبدیل شدند به صدای مردم ایران؛ صدای حقانیت مردم ایران و صدای مظلومیت مردم ایران..
من به تکتک همکارانم افتخار میکنم که در این جنگ، مثل سربازان در جبههها ایستادند و وظایف خودشان را انجام دادند؛ ملاقات کردند، مصاحبه کردند، توییت زدند، مقاله نوشتند، جلسه گذاشتند، توضیح دادند و نگذاشتند روایتهای دشمن درباره ایران غالب شود. این واقعاً جای تقدیر و تشکر دارد.
دیپلماتهای ما، نیروهای مسلح ما، مردم ما در میدانها و دولتی که زیر بمبارانها معیشت مردم را تأمین کرد، همه دستبهدست هم دادند و در یک حرکت چندبعدی، واقعاً این پیروزی را تا اینجای کار رقم زدند. این چیزی است که دنیا دارد میبیند و به آن گواهی میدهد؛ اینکه مردم ایران چگونه توانستند پیروزیهایی به دست بیاورند که پیروزیهای راهبردی هستند.
چهره ایران عوض شد. دنیا فهمید که از این به بعد دیگر نباید سر به سر مردم ایران گذاشت و این خودش یک بازدارندگی بزرگ ایجاد میکند. فهمیدند که با کسانی طرف هستند که اگر اراده کنند، دنیا را به هم میریزند. کاری که ما انجام دادیم، فقط منطقه را تحت تأثیر قرار نداد؛ کل دنیا الان منتظر ماست که صلح برقرار شود، هرمز باز شود و زندگی به حالت عادی برگردد. مردم ایران توانستند در این جنگ، کل دنیا را تحت تأثیر قرار دهند و با خود همراه کنند؛ بهگونهای که الان دنیا به آمریکا فشار میآورد که این جنگ را زودتر تمام کند.
ما هر جا که لازم باشد، با همین قوت و قدرت ظاهر خواهیم شد، در میدان مذاکره نیز اگر مأموریت مذاکره به ما داده شود، آن مأموریت را هم به خوبی انجام خواهیم داد. دیپلماتها سربازان نظام هستند، سربازان جمهوری اسلامی هستند، سربازان ولایت فقیه هستند. همه ما؛ نیروهای مسلح، دیپلماتها، رسانهها، مردم و دولت، همه در یک سنگر واحد هستیم.
ماموریتهای مختلفی به ما داده شده است. همین نظام به تن برخی از ما لباس مقدس سربازی پوشانده، لباس مقدس سپاه و ارتش پوشانده و گفته: «تو بازوی قدرتمند من هستی؛ در جبههها بایست.» به دست دیگری قلم داده و گفته: «تو صدای من هستی؛ روایت مردم ایران را به گوش دنیا برسان.» به دست دیگری ابزار داده و گفته: «تو معیشت مردم را دنبال کن.» به دیپلمات گفته: «این لباس را بپوش و برو صدای ما باش؛ موضع جمهوری اسلامی ایران را در عرصه بینالمللی ابلاغ کن و منافع ما را تأمین کن.»
به نظر من هیچ فرقی بین هیچکدام از ما نیست. همه در یک سنگر واحد هستیم؛ فقط شکل جنگیدن هر کدام متفاوت است. هر زمان که مأموریتی به ما داده شود، هر مأموریتی که باشد، آن را با جان انجام میدهیم. مأموریت ما این است که در مقابل دشمنان بایستیم، حرف بزنیم، دفاع کنیم، موضع خودمان را بگیریم و مذاکره کنیم. در هر شرایطی ما مأمور به انجام وظیفه خود هستیم و این کار را با قوت تا آخرین نفس انجام میدهیم. از هیچکس هم ترسی نداریم. شهدای ما خون دادند و ما هم اگر لازم باشد، هیچجا از وظیفه کوتاهی نخواهیم کرد.

نظر شما