به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، زیرساختهای حیاتی آب، برق و گاز شریانهای اصلی بقا و عملکرد شهرهای مدرن بهشمار میروند. وقوع حوادث طبیعی همچون سیل، طوفان و سرمای شدید از یکسو و رویدادهای غیرطبیعی از جمله جنگ و حملات سایبری از سوی دیگر، میتواند منجر به اختلال گسترده در این خدمات شود و پیامدهای آبشاری (خرابی یا اختلال در یک زیرساخت حیاتی (همچون برق) موجب شکست زنجیرهوار و پشتسرهم در سایر زیرساختها (همچون آب، گاز، حملونقل و ارتباطات میشود) چشمگیری بر جای گذارد. در ادامه با استناد به جدیدترین دادههای جهانی منتشرشده در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به بررسی راهکارهای افزایش تابآوری زیرساختهای حیاتی میپردازیم.
پایداری و افزونگی؛ درسی از طوفان هلن در کارولینای جنوبی
افزونگی یا پشتوانهسازی (Redundancy) در زمینه مدیریت بحران و زیرساختهای حیاتی، بهمعنای داشتن قطعات یدکی، مسیرهای جایگزین یا منابع پشتیبان است تا در صورت خرابی یک بخش، قسمت دیگر بتواند بدون وقفه کار آن را ادامه دهد. گزارشی که وزارت انرژی آمریکا در مارس ۲۰۲۶ منتشر کرده است، نشان میدهد که طوفان هلن موجب قطعی برق ۱.۴ میلیون مشترک در کارولینای جنوبی شد. نکته مهم این است که در این گزارش تأکید شده افزونگی تنها بهمعنای وجود چند خط انتقال نیست، بلکه مستلزم «سختسازی» شبکه و تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی است. بر این اساس، توصیه شده است که پایههای چوبی خطوط انتقال با پایههای فلزی جایگزین و بخش قابلتوجهی از خطوط کلیدی زیر زمین مدفون شوند تا در برابر بادهای شدید طوفانی مقاومت بیشتری داشته باشند.
از سوی دیگر بر نصب ژنراتورهای پشتیبان در پایانههای سوخت و دکلهای مخابراتی تأکید شده تا از قطعی آبشاری (Cascading Failure) جلوگیری شود. افزونگی (Redundancy) در حوزه ارتباطات نیز از طریق گسترش خدمات اینترنت ماهوارهای دنبال میشود تا در شرایطی که شبکههای زمینی از کار میافتند، ارتباطات فرماندهی بحران همچنان حفظ شود. کنار این موارد، مدیریت پوشش گیاهی و شتاببخشی به برنامههای هرس درختان که یکی از دلایل اصلی تماس خطوط با شاخهها در طوفانهاست، از دیگر توصیههای این گزارش بهشمار میرود.

نظارت و هشدار زودهنگام؛ فناوریهای کمهزینه و اینترنت اشیا
دادههای بلادرنگ کلید کاهش خسارتها در بحرانها هستند. دو مطالعه موردی برجسته از آمریکا و فیلیپین نشان میدهد که چگونه شهرها با استفاده از سنسورهای ارزانقیمت میتوانند پیش از وقوع فاجعه، هشدارهای لازم را دریافت کنند. در شهر مدیسون واقع در ایالت ویسکانسین آمریکا، سازمان زمینشناسی ایالات متحده آمریکا شبکهای از دستگاههای اینترنت اشیا با پروتکل LoRaWAN (Long Range Wide Area Network؛ یکی از فناوریهای ارتباطی بیسیم که برای ارتباط دستگاههای اینترنت اشیا (IoT) با برد بلند و مصرف انرژی بسیار پایین طراحی شده است) نصب کرده است که سطح آب درون فاضلابهای زیرزمینی را مداوم اندازهگیری میکند. نوآوری فنی این طرح در آن است که برخلاف سنسورهای فراصوتی که تنها پس از رسیدن آب به سطح جاده فعال میشوند، مبدلهای فشار غوطهور میتوانند ساعاتی پیش از طغیان خیابانها، افزایش را زیر زمین تشخیص دهند. این هشدار زودهنگام، پنجره طلایی واکنش را برای بستن معابر و استقرار تجهیزات پمپاژ فراهم میآورد.
در نمونه دیگر، پروژه «تالاگهای Talagháy» بهمعنای تابآوری در شهر تارلاک فیلیپین که فوریه ۲۰۲۶ اجرایی شد، شبکه هشدار سیل و زلزله را به مراکز عملیاتی دولت محلی متصل کرده است. در این پروژه اپراتورهای دولتی آموزش دیدهاند تا داشبورد دادههای اینترنت اشیا را تفسیر و بر پایه آن درباره تخلیه جمعیت تصمیمگیری کنند، همچنین تفاهمنامهای برای رسمیت بخشیدن به مالکیت و نگهداری دادهها میان نهادهای مرتبط امضا شده است.

برنامههای اضطراری و بازیابی سریع؛ عملیات ویولیا فورس در سرماهای شدید کانادا
برنامههای اضطراری زمانی موفق خواهند بود که بتوانند در شرایط غیرمتعارف همچون جنگ یا سرمای منفی ۳۵ درجه، تجهیزات را جابهجا و عملیاتی کنند. گزارشی که بنیاد ویولیا (Veolia Foundation) در فوریه ۲۰۲۶ منتشر کرد، مطالعه موردی جالبی در این زمینه ارائه میدهد. در دسامبر ۲۰۲۵ و در جامعه کراس لیک (Cross Lake) واقع در مانیتوبا (Manitoba) کانادا، قطعی برق ناشی از شکسته شدن خط فشار قوی در دمای منفی ۳۵ درجه سلسیوس، شبکه آب این منطقه را فلج کرد. ایستگاههای تصفیه آب آسیب دیدند و خطوط لوله یخ زدند، بهگونهای که بیش از چهار هزار نفر مجبور به تخلیه منطقه شدند.
در پاسخ به این بحران، بنیاد ویولیا واحدهای سیار تصفیه آب موسوم به «آکوا فورس ۲۰۰۰» را از نیوجرسی آمریکا به کانادا منتقل کرد. مهمترین چالش لجستیکی، جلوگیری از یخ زدن آب درون دستگاهها طی فرایند تصفیه بود. تیم عملیاتی با استفاده از یک شبکه اشتراکگذاری داخلی و مشورت با کارشناسان آمریکای شمالی، چرخههای شستوشوی فیلتر را بهگونهای تنظیم کرد که با pH بالای آب ناشی از سرما مقابله کند. این تجربه نشان میدهد که یک برنامه اضطراری کارآمد، تنها به داشتن تجهیزات خلاصه نمیشود، بلکه وجود شبکهای از کارشناسان خبره که بتوانند در لحظه راهنمایی فنی ارائه دهند، نقشی حیاتی ایفا میکند.

امنیت فیزیکی و سایبری؛ تهدیدهای ترکیبی علیه زیرساختهای حیاتی
زیرساختهای حیاتی بهشدت در معرض حملات سایبری قرار دارند. جدیدترین گزارشها از اروپا نشانگر سرمایهگذاری گسترده برای مقابله با این تهدید است. برای نمونه، مرکز امنیت سایبری مالاگا در اسپانیا در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که این مرکز بهطور میانگین ۱۰۰۰ حمله سایبری در ماه را در بندر مالاگا مسدود میکند. این شهر مالاگا بهعنوان نخستین نهاد عمومی به شبکه دفاع سایبری منطقهای پیوسته است. در نمونه دیگر، منطقه پراگ ۱۱ در جمهوری چک در ژانویه ۲۰۲۶ مناقصه جامعی برای ارتقای امنیت سایبری منتشر کرد که شامل نظارت پیشرفته، تشخیص تهدید در نقاط پایانی، خرید سرورهای جدید و آموزش کارکنان میشود. این تحول نشان میدهد که شهرها از خرید نرمافزارهای پراکنده بهسوی معماری یکپارچه «اعتماد صفر» حرکت میکنند.
در بعد آسیبپذیری فیزیکی و اثرات زنجیرهای، مطالعه علمی انجامشده در ناحیه اویسکیرشن (Euskirchen) آلمان در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که قطع برق بحرانیترین نقطه شکست در زیرساختهاست. در شرایطی که برق نباشد، پمپهای گاز و ارتباطات مخابراتی نیز از کار میافتند و این کار عملیات نجات را در زمان سیلاب با دشواری جدی روبهرو میکند. این مطالعه تأکید کرد که برنامهریزی برای امنیت فیزیکی باید بر گرههای کلیدی متمرکز شود؛ گرههایی که شکست آنها به فروپاشی زنجیرهای منجر خواهد شد.

نقش بخش خصوصی در تأمین مالی و مدیریت تابآوری
بخش خصوصی دیگر تنها یک مجری مناقصه نیست، بلکه شریک استراتژیک در تأمین مالی و عملیات زیرساختهای حیاتی بهویژه در شرایط بحرانی همچون جنگ بهشمار میرود. بر اساس گزارش گروه مکواری (Macquarie Group)، یک بانک سرمایهگذاری و ارائهدهنده خدمات مالی استرالیایی که بهعنوان بزرگترین مدیر زیرساخت در جهان شناخته میشود و بیش از سه دهه تجربه در سرمایهگذاری در داراییهای واقعی دارد) در ژانویه ۲۰۲۶، دولتها بهتدریج به سمت مدل «زیرساخت بهعنوان سرویس» حرکت میکنند. در این مدل، سرمایهگذار خصوصی، زیرساختی همچون نیروگاه، پهنای باند یا آشیانه هواپیما را میسازد و در زمان صلح (با استفاده تجاری) و جنگ (با کاربرد دفاعی) از آن بهرهبرداری میشود.
در عرصه نوآوری مالی، بانک جهانی در مارس ۲۰۲۶ برنامه «ابزار اعتبار تضمینی» را برای آفریقای جنوبی تصویب کرد. هدف این برنامه جذب ۱۰ میلیارد دلار سرمایه خصوصی برای پروژههای زیربنایی از جمله خطوط انتقال برق و آب مقاوم در برابر بلایاست. با کاهش ریسک سرمایهگذاری از طریق این ابزارها، بودجه دولتی برای بازسازی پس از بلایا آزاد میشود.
در مقابل، گزارش اربن اکرز (Urban Acres)، اندیشکده و رسانه فعال در حوزه محیط زیست شهری پایدار و توسعه شهری) در آوریل ۲۰۲۶ از شکست بازار در شهر گوروگرام (Gurugram) هند حکایت دارد. در این شهر، قطعی سیساعته برق در یکی از بخشها بهدلیل نبود هماهنگی میان توسعهدهندگان مسکن خصوصی و شرکتهای دولتی برق رخ داد. این نمونه نشان میدهد که رشد سریع شهرنشینی بدون برنامهریزی مشارکتی، تابآوری زیرساختها را بهشدت تضعیف میکند.

نتیجهگیری و توصیههای راهبردی
بر اساس تحلیل دادههای جهانی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، مدیریت بحران زیرساختهای حیاتی باید بر سه محور اصلی استوار باشد. نخست، گذر از رویکرد واکنشی به تابآوری فعال؛ شهرها باید بهجای تنها گزارش خرابی، از شبکههای سنسور ارزانقیمت برای پیشبینی خرابی استفاده کنند. استانداردهای سختسازی همچون فلزی کردن پایهها و مدفونسازی کابلها باید بهعنوان شرط صدور پروانه ساخت در نظر گرفته شود.
دوم، یکپارچگی امنیت فیزیکی و سایبری؛ تجربه حملات سایبری به بندرها و شهرهای اروپایی نشان میدهد که امنیت فیزیکی و دیجیتال از یکدیگر جداشدنی نیستند. راهاندازی مراکز عملیات امنیت یکپارچه برای زیرساختهای حیاتی یک ضرورت انکارناپذیر است.
سوم، مشارکت عمومی-خصوصی هوشمند؛ مدلهای تأمین مالی ترکیبی که بانک جهانی آنها را تأیید کرده، مسیر آینده است. دولتها باید از ابزارهای تضمین ریسک برای جذب سرمایه خصوصی بهمنظور مقاومسازی زیرساختها استفاده کنند. علاوهبر این، در شرایط اضطراری شدید، قابلیت حملونقل سریع تجهیزات سیار باید بخشی از قراردادهای بهرهبرداری بخش خصوصی قرار گیرد.
نظر شما