روحالله مدبر در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اهمیت سفر دونالد ترامپ به چین اظهار کرد: برنامه سفر ترامپ به چین از چند بُعد مهم است و بهطور مستقیم با ایران ارتباط پیدا میکند. یکی از اهداف اصلی این سفر، انتقال اولتیماتوم و تهدید نظامی علیه ایران است. پس از سفر ترامپ نیز ولادیمیر پوتین سفر مهمی به چین خواهد داشت و یکی از اصلیترین محورهای گفتوگو میان طرفهای روسی و چینی، تحولات خاورمیانه خواهد بود.
وی افزود: پکن ماههاست که در انتظار سفر رئیسجمهور روسیه است و معتقدم سفر پوتین به چین بهمراتب مهمتر از سفر ترامپ خواهد بود؛ چراکه ترامپ با هدف تشدید فشارها و اعلام تهدید علیه چین و ایران راهی پکن میشود، اما مسکو و پکن در حال طراحی مسیر تعمیق همکاریها و همگرایی راهبردی برای تصمیمگیری و تصمیمسازی در تحولات منطقه و نظام بینالملل هستند.
کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری اسپوتنیک روسیه ادامه داد: در چنین شرایطی ضروری بود که مسعود پزشکیان خودش پیش از این تحولات، تماس مستقیمی با ولادیمیر پوتین برقرار میکرد تا آخرین رایزنیها و درخواستهای تهران در سطح رؤسای جمهور مطرح شود. سفر سیدعباس عراقچی به روسیه هرچند مهم بود، اما در نهایت در سطح وزیر خارجه انجام شد. با وجود حجم گسترده برنامهها و مسئولیتهای رئیسجمهور روسیه، پوتین خود به عراقچی فرصت ملاقات داد تا مواضع و درخواستهای ایران را دریافت کند؛ موضوعی که نشاندهنده عزم جدی مسکو برای همکاری با تهران بود.
مدبر تصریح کرد: در مقابل، سفر عراقچی به چین دستاورد قابل توجهی نداشت و بهجز دیدار کوتاه با وزیر خارجه چین، ملاقات مهم دیگری برای هیئت ایرانی فراهم نشد. اگر ایران پیش از سفر ترامپ به چین نتواند در گفتوگو با روسیه و چین به یک همگرایی نهایی برسد، این فرصت در اختیار ترامپ قرار خواهد گرفت تا با حضور مستقیم در پکن، لابیهای ضدایرانی خود را فعال کند.
وی تأکید کرد: امروز از تهران انتظار میرود دیپلماسی فعالتر و پویاتری در پیش بگیرد. در شرایط فعلی، بهجای تمرکز بر تماس با باکو و آنکارا، ضرورت دارد ارتباط مستقیم و مؤثر در سطح عالی با رؤسای جمهور روسیه و چین برقرار شود؛ چراکه تصمیمات اصلی درباره آینده تحولات منطقهای در تعامل میان تهران، مسکو و پکن شکل خواهد گرفت.
مدبر ادامه داد: اعزام وزیر خارجه به این کشورها در شرایط فعلی کافی و مؤثر نیست، زیرا سطح تنشها بهشدت افزایش یافته است. زمانی که دونالد ترامپ خود به چین سفر میکند و بهصراحت اعلام میکند که محور اصلی گفتوگوهایش، اولتیماتوم حمله به ایران است، دیگر رایزنی در سطح وزیر خارجه پاسخگوی شرایط نخواهد بود. در عرف نظام بینالملل، نام افراد اهمیت اصلی را ندارد، بلکه جایگاه و سطح مقامی که در آن قرار دارند تعیینکننده است.
وی افزود: امروز باید شخص رئیسجمهور ایران بهصورت مستقیم و مستمر با مسکو و پکن در ارتباط باشد. وقتی طرف مقابل در سطح رئیسجمهور آمریکا در حال لابیگری و اعمال فشار است، طبیعی است که پاسخ ایران نیز باید در همان سطح تعریف شود. همچنین پاسخ دادن به ابتکارها و تماسهای امانوئل مکرون نیز خطاست، چراکه فرانسه در ائتلاف ضدایرانی قرار دارد و از اساس منافع ایران را دنبال نمیکند.
این تحلیلگر مسائل روسیه تصریح کرد: تا پیش از سفر ولادیمیر پوتین به پکن، فرصت بسیار محدودی باقی مانده است. پوتین تنها دو روز پس از ترامپ به چین میرود و نتیجه این سفر میتواند در معادلات آینده بسیار تعیینکننده باشد. روسیه این ظرفیت را دارد که در هماهنگی با چین، در برابر فشارهای آمریکا موضع مشترک اتخاذ کند، اما لازمه آن تحرک فوری و مستقیم تهران در سطح رؤسای جمهور است.
وی ادامه داد: اکنون آمریکا بهدنبال تصویب قطعنامهای ضدایرانی ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل است و تاکنون بیش از ۱۱۲ کشور از آن حمایت کردهاند؛ این موضوع نشاندهنده گسترش ائتلافهای ضدایرانی در سطح بینالمللی است. برخی تصور میکنند صرف نزدیکی ایران با روسیه و چین برای وتوی چنین قطعنامههایی کافی است، در حالی که این برداشت اشتباه است. در ماجرای قطعنامه قبلی علیه ایران نیز روسیه و چین پس از رایزنیهای گسترده و با وجود فشار سنگین کشورهای عربی، تصمیم به وتو گرفتند. حتی پیش از وتوی قطعنامه، میان پکن و مسکو هماهنگی مستقیم انجام شد و شخص پوتین دستور حمایت از وتو را صادر کرد.
مدبر اظهار کرد: اکنون که آمریکا با تمام ظرفیت در حال یارگیری علیه ایران است، انتظار میرود رئیسجمهور ایران مستقیما با پوتین و رئیسجمهور چین گفتوگو کند، اما هنوز چنین تحرکی دیده نمیشود. زمان بهشدت محدود است و اگر تهران نتواند در سطح عالی با مسکو و پکن به همگرایی برسد، فضای بینالمللی بیش از پیش علیه ایران شکل خواهد گرفت. این موضوع دیگر در سطح وزارت خارجه نیست، زیرا در طرف مقابل، رؤسای کشورها و فرماندهان عالی در حال طراحی و هدایت تحولات هستند و وزیر خارجه در چنین شرایطی تنها یک مدیر میانی محسوب میشود.
وی هشدار داد: در شرایطی که ائتلاف جهانی علیه ایران در حال گسترش است، رئیسجمهور باید خودش در خط مقدم دیپلماسی قرار گیرد و ارتباط مستمر با روسیه و چین داشته باشد. امروز سران کشورهای عربی از جمله امارات و قطر خود علیه ایران در حال لابیگری هستند، اما در تهران چنین تحرکی دیده نمیشود و این وضعیت بسیار خطرناک است. برنامه ترامپ تنها به یک قطعنامه محدود نیست، بلکه پروژهای گسترده برای سوق دادن روسیه و چین به سمت همراهی با سیاستهای واشنگتن و حتی طراحی مسیر تقابل با ایران است.
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان خاطرنشان کرد: اتکای بیش از حد ایران به کشورهایی مانند پاکستان یک اشتباه راهبردی است، زیرا پاکستان نه عضو مؤثر شورای امنیت است و نه در معادلات کلان بینالمللی استقلال کامل دارد. ساختار اطلاعاتی این کشور تحت نفوذ انگلیس و ساختار اقتصادی و سیاسی آن وابسته به آمریکاست. ایران تا زمانی که فرصت باقی مانده باید تحرکات جدی و مؤثر در سطح عالی انجام دهد، در غیر این صورت ممکن است منافع ملی کشور با چالشهای جدی مواجه شود.
نظر شما