تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

حذف تدریجی یارانه فسیلی و جایگزینی آن با یارانه هدفمند پنل خورشیدی، پمپ حرارتی و انتقال نقدی به دهک‌های پایین، مصرف انرژی را کاهش می‌دهد و استقرار تجدیدپذیرهای خانگی و شهری را تسریع می‌کند.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، یارانه انرژی همواره یکی از بحث‌برانگیزترین ابزارهای سیاستی در سراسر جهان بوده است. از یک‌سو پرداخت یارانه برای حامل‌های انرژی می‌تواند از گروه‌های کم‌درآمد در برابر شوک‌های قیمتی حمایت و دسترسی به انرژی را به‌عنوان یک حق اساسی تضمین کند، از سوی دیگر شواهد گسترده نشان می‌دهد که یارانه‌های نادرست طراحی‌شده، نه‌تنها بار سنگینی بر دوش دولت‌ها تحمیل می‌کنند، بلکه الگوی مصرف خانوارها را به سمت اسراف و استفاده بی‌رویه از سوخت‌های فسیلی سوق می‌دهند. با این وجود شاید مهم‌ترین و کمتر دیده‌شده‌ترین پیامد یارانه فسیلی ارزان، «تضعیف بنیادین اقتصاد انرژی‌های تجدیدپذیر در مقیاس خانگی و شهری» باشد، حال آنکه حذف تدریجی یارانه سوخت فسیلی و جایگزینی آن با یارانه‌های هدفمند پاک می‌تواند هم‌زمان الگوی مصرف خانوار را اصلاح کند و شهرها را به‌سوی انرژی خورشیدی، بادی و زمین‌گرمایی سوق دهد.

یارانه فسیلی ارزان؛ قاتل خاموش انرژی پاک

وجود یارانه سنگین روی سوخت‌های فسیلی همچون بنزین، گازوئیل و گاز طبیعی، قیمت تمام‌شده انرژی برای خانوار را به‌شدت پایین نگه می‌دارد. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری اولیه برای نصب پنل خورشیدی روی پشت‌بام یا خرید پمپ حرارتی زمین‌گرمایی هرگز بازگشت اقتصادی نخواهد داشت، زیرا برق و گاز یارانه‌ای ارزان‌تر از استهلاک سالانه این تجهیزات تمام می‌شود. به عبارت روشن‌تر، هر دلاری که دولت صرف یارانه بنزین ارزان کند، در عمل انگیزه مردم برای تولید انرژی پاک در خانه خود را از بین می‌برد.

نمونه بین‌المللی این پدیده را می‌توان در مصر پیش از اصلاحات یارانه‌ای مشاهده کرد. تا سال ۲۰۱۴، مصر یکی از بالاترین نرخ‌های یارانه بنزین را داشت و قیمت بنزین حدود ۰.۱ دلار در لیتر بود. در آن دوره، تمایل به نصب پنل خورشیدی خانگی در شهر قاهره نزدیک به صفر بود، زیرا برق شبکه با یارانه هنگفت، به مراتب ارزان‌تر از برق تولیدی پنل‌ها تمام می‌شد، با این حال پس از اصلاح یارانه در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ و افزایش قیمت بنزین تا بیش از ۰.۴ دلار به ازای هر لیتر، ناگهان نصب پنل‌های خورشیدی برای ساختمان‌های تجاری و مجتمع‌های مسکونی در شهرهایی همچون شرم‌الشیخ و قاهره جدید رشد چشمگیری پیدا کرد. گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۴ مستند کرده است که این رشد در بعضی فصول به بیش از ۴۰۰ درصد رسید. این مثال به‌روشنی نشان می‌دهد که حذف یارانه فسیلی، پیش‌شرط ضروری برای جذاب شدن اقتصاد انرژی پاک محسوب می‌شود.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

نروژ؛ مدلی برای انتقال یارانه از نفت به فناوری پاک

در میان کشورهای پیشرو در این تحول، نروژ با وجود آنکه بزرگترین صادرکننده نفت و گاز اروپاست، به‌طور شگفت‌آوری بالاترین نرخ پذیرش خودروهای برقی و سیستم‌های گرمایش پاک در جهان را دارد. راز این موفقیت در سیاست یارانه‌ای هوشمندانه نهفته است. دولت نروژ از اوایل دهه ۲۰۱۰، یارانه سوخت فسیلی را حذف و به جای آن، یارانه گسترده حرکت به‌سوی فناوری پاک را جایگزین کرد. ارائه معافیت کامل از مالیات بر ارزش افزوده برای خودروهای برقی، حذف عوارض واردات، کاهش ۵۰ درصدی عوارض راهداری و از همه مهم‌تر، پرداخت یارانه ۲۰ تا ۴۰ درصدی برای نصب پمپ‌های حرارتی زمینی و سیستم‌های خورشیدی خانگی، در عمل شکاف قیمتی میان فناوری‌های پاک و آلاینده را از بین برد. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۴ آژانس بین‌المللی انرژی، سهم خودروهای برقی از فروش جدید در نروژ در سال ۲۰۲۳ به ۸۲.۴ درصد رسید.

با این وجود تأثیر این سیاست تنها محدود به حمل‌ونقل نبود؛ با کاهش نسبی قیمت برق در نتیجه حذف یارانه گاز و نفت، خانوارهای نروژی به‌سرعت به سمت پمپ‌های حرارتی و برقی‌سازی سیستم گرمایشی حرکت کردند. آمار منتشرشده از سوی آژانس آمار نروژ نشان می‌دهد که مصرف نفت کوره در بخش خانگی این کشور بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ حدود ۷۰ درصد کاهش داشته است. در عمل، نروژ به جهان نشان داد که «انتقال یارانه از حامل فسیلی به فناوری پاک» نه‌تنها عدالت اجتماعی را برهم نمی‌زند، بلکه با حذف تدریجی یارانه فسیلی، اقتصاد سبز را ممکن می‌کند و انگیزه سرمایه‌گذاری خانوارها در انرژی خورشیدی و زمین‌گرمایی را به‌شدت افزایش می‌دهد.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

سوئد؛ مالیات کربن سنگین همراه با یارانه بهره‌وری و بازگشت منابع به خانوار

سوئد در همسایگی نروژ، رویکردی مکمل اما به همان اندازه مؤثر را در پیش گرفته است. این کشور یکی از بالاترین مالیات‌های کربن در جهان را وضع کرده است (بیش از ۱۳۰ دلار به ازای هر تن دی‌اکسید کربن)، اما به جای تحمیل هزینه سنگین به خانوارها، درآمد حاصل از این مالیات را از دو طریق به مردم بازمی‌گرداند؛ نخست، یارانه مستقیم به خانوارهای کم‌درآمد از طریق انتقال نقدی و دوم، یارانه سرمایه‌گذاری در بهره‌وری انرژی. برنامه معروف «کلایمت‌کلیوت Klimatklivet» یا «گام اقلیمی» از سال ۲۰۱۵ تاکنون، میلیاردها کرون یارانه برای نصب پمپ‌های حرارتی، عایق‌کاری ساختمان‌ها، تعویض پنجره‌های کم‌بازده و بهبود سیستم‌های گرمایشی اختصاص داده است.

نتیجه این سیاست چشمگیر بوده است. از یک‌سو مصرف گرمایش فسیلی در بخش خانوار طی یک دهه حدود ۴۰ درصد کاهش داشته و از سوی دیگر، نصب پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام منازل با رشد سالانه ۲۵ درصدی همراه شده است. گزارش آژانس انرژی سوئد نشان می‌دهد که این هم‌افزایی میان یارانه بهره‌وری و یارانه تولید انرژی پاک، یکی از مؤثرترین ابزارها برای تغییر الگوی مصرف خانوار بوده است. نکته بسیار مهم در مدل سوئد، جلوگیری از پدیده «اثر بازگشتی» است. سوئد با طراحی تعرفه‌های پلکانی برق (یعنی قیمت هر کیلووات‌ساعت برای مصرف بالای ۲۰۰۰ کیلووات در ماه، حدود ۴۰ درصد گران‌تر از مصرف معمولی است) مانع آن شده است که خانوارها پس از نصب پنل خورشیدی یا پمپ حرارتی، به‌دلیل احساس «انرژی رایگان» دچار اسراف جدید شوند. تحلیلگران آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش ۲۰۲۵ خود تأکید کرده‌اند که مدل سوئد (یعنی ترکیب مالیات کربن سنگین با یارانه بازتوزیعی و تعرفه پلکانی) یکی از موفق‌ترین الگوها برای کشورهایی است که می‌خواهند شدت مصرف انرژی را کاهش دهند و نارضایتی اجتماعی ناشی از افزایش قیمت را مدیریت کنند.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

مکزیک؛ اصلاح تدریجی یارانه بنزین و جهش در نصب پنل‌های خورشیدی خانگی

در نقطه دیگر جهان، مکزیک تجربه‌ای ارزشمند برای کشورهایی دارد که سال‌ها یارانه سنگین سوخت ارائه کرده‌اند. این کشور تا پیش از سال ۲۰۱۸ یکی از بزرگترین ارائه‌دهندگان یارانه بنزین و گازوئیل در آمریکای لاتین بود. قیمت مصنوعی پایین سوخت، سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار برای دولت هزینه دربرداشت، اما نه‌تنها فقر انرژی را کاهش نداد، بلکه به‌طور عمده به نفع دهک‌های بالای درآمدی تمام می‌شد. اصلاحات از سال ۲۰۱۸ آغاز شد، اما برخلاف رویکرد «شوک درمانی» که در بعضی کشورها شکست خورد، مکزیک مسیر «حذف تدریجی یارانه طی چهار سال» را در پیش گرفت و هم‌زمان دو اقدام مکمل انجام داد؛ نخست، بازپرداخت مستقیم نقدی به هشت میلیون خانوار کم‌درآمد از طریق برنامه معروف «بینِستارBienestar» به‌معنای «رفاه» یا «بهزیستی»، به‌طوری که افزایش هزینه سوخت آن‌ها کامل پوشش داده شود. دوم و البته حیاتی‌ترین اقدام ارائه «یارانه ۳۰ درصدی برای نصب پنل خورشیدی خانگی» به خانواده‌های واجد شرایط.

یک مطالعه مستقل که در مجله معتبر انرژی اکونومیکس (Energy Economics) منتشر شده است، نشان می‌دهد که این سیاست دوگانه، مصرف بنزین در بخش خانوار را حدود ۴۰ درصد کاهش داد، اما مهم‌تر از آن، درخواست نصب پنل خورشیدی در مناطق کم‌درآمد مکزیکوسیتی ۲۵۰ درصد افزایش داشت. دلیل این افزایش چشمگیر ساده بود؛ وقتی یارانه بنزین و گاز برداشته شد، مردم دیگر برق و گاز یارانه‌ای بی‌حساب دریافت نمی‌کردند و ناگهان تولید برق خورشیدی برایشان اقتصادی شد. گزارش مشترک بانک جهانی و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۲۵ از مکزیک به‌عنوان «مدلی برای کشورهای در حال توسعه دارای یارانه سوخت سنگین» یاد می‌کند. نکته آموزنده برای سایر کشورها این است که سرعت اصلاحات کمتر از تداوم و همراهی آن با بسته جبرانی و مهم‌تر از همه با یارانه هم‌زمان فناوری پاک اهمیت دارد.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

هند؛ هدفمندسازی یارانه گاز و انقلاب خورشیدی روستایی

در میان کشورهای در حال توسعه پرجمعیت، هند تجربه‌ای چشمگیر در هدفمندسازی یارانه انرژی و ارتباط آن با توسعه انرژی خورشیدی دارد. این کشور با جمعیتی بیش از ۱.۴ میلیارد نفر، تا پیش از سال ۲۰۱۴ یارانه گاز مایع را به‌صورت همگانی و با قیمت ثابت ارائه می‌کرد. این سیاست نه‌تنها بار مالی سنگینی بر دولت تحمیل می‌کرد، بلکه ۸۰ درصد یارانه به جیب ۴۰ درصد از ثروتمندترین خانوارها می‌رفت. اصلاحات بزرگ در سال ۲۰۱۴ و سپس با تشدید در سال ۲۰۲۰ آغاز شد.

دولت هند یارانه عمومی گاز مایع را لغو کرد و به جای آن، یارانه نقدی مستقیم را به حساب بانکی زنان در روستاها واریز کرد (طرح معروف پی‌ام‌یووایPMUY)، همچنین نظام هدفمندسازی بر پایه پایگاه داده درآمد و گروه‌های آسیب‌پذیر طراحی شد، اما آنچه این اصلاحات را از بسیاری از کشورهای دیگر متمایز می‌کند، اقدام مکمل آن بود؛ هم‌زمان با حذف یارانه همگانی، دولت هند یارانه ۴۰ درصدی برای نصب پنل خورشیدی کوچک روی پشت‌بام خانه‌های روستایی (حداکثر سه کیلووات) تصویب کرد. نتیجه این ترکیب شگفت‌انگیز بود؛ مصرف گاز مایع در میان خانوارهای فقیر روستایی بیش از ۵۰ درصد افزایش داشت که منجر به جایگزینی زیست‌توده ناسالم (چوب و سرگین) شد و پیامدهای بهداشتی مثبت زیادی به همراه داشت، اما در عین حال، نصب سامانه‌های خورشیدی خانگی در روستاهای بدون شبکه یا با شبکه ضعیف به‌سرعت رشد کرد.

بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی تجدیدپذیر (IRENA) در سال ۲۰۲۵، هند بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ بیش از دو میلیون سامانه خورشیدی خانگی در روستاها نصب کرده است. بانک جهانی در گزارش ۲۰۲۴ خود این تجربه را به‌عنوان یکی از موفق‌ترین نمونه‌های «هدفمندسازی یارانه از طریق انتقال نقدی مستقیم همراه با یارانه سرمایه‌گذاری در فناوری پاک» معرفی کرده است. نکته کلیدی در تجربه هند این است که اصلاح یارانه به‌صورت تدریجی و همراه با ایجاد سیستم شناسایی ملی انجام شد که هزینه اداری را کاهش و دقت هدفگیری را افزایش داد و در عین حال، با یارانه پنل خورشیدی، مسیری برای خروج از وابستگی به سوخت فسیلی برای خانوارهای کم‌درآمد ترسیم کرد.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

استرالیا؛ هشدار اثر بازگشتی در کنار یارانه موفق خورشیدی

استرالیا یکی از بالاترین نرخ‌های نصب پنل خورشیدی روی پشت‌بام منازل در جهان را ثبت کرده است. عامل اصلی این موفقیت، سیاست‌های یارانه‌ای دولت‌های ایالتی به‌ویژه در ویکتوریا و نیوساوت ولز بوده است. برنامه «سولار هومز Solar Homes» در ایالت ویکتوریا به خانوارها تا ۴۰۰ دلار یارانه نقدی برای نصب پنل خورشیدی ارائه می‌دهد و همراه با آن، وام بدون بهره برای تأمین مابقی هزینه در نظر گرفته شده است. مطالعه دانشگاه ویکتوریا در سال ۲۰۲۳ نشان داد که خانوارهای دریافت‌کننده این یارانه، مصرف برق خود را از شبکه سراسری به‌طور میانگین ۳۴ درصد کاهش داده‌اند. با این حال تجربه استرالیا یک هشدار جدی نیز به همراه دارد. پدیده‌ای به نام «اثر بازگشتی» در اینجا خود را نشان داد؛ بعضی از خانوارها پس از نصب پنل، به‌دلیل احساس «انرژی رایگان»، مصرف دستگاه‌های پرمصرف همچون تهویه مطبوع را افزایش دادند، همچنین اواخر دهه ۲۰۱۰، تعرفه‌های بالا برای فروش برق خورشیدی به شبکه موجب شد تا مشوق‌ها برای کاهش مصرف شخصی تضعیف شود و برخی تحلیلگران از «پدیده پشت‌بام طلایی» یاد کردند.

پژوهش‌های جدید در مجله «طبیعت انرژی Nature Energy» در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که اثر بازگشتی در چنین برنامه‌هایی می‌تواند بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از صرفه‌جویی مورد انتظار را خنثی کند، مگر آنکه تعرفه‌های پلکانی فزاینده طراحی شود. استرالیا از سال ۲۰۲۲ با اصلاح تعرفه فروش برق خورشیدی و افزایش قیمت برق در ساعات اوج مصرف، تا حدود زیادی این اثر را مهار کرده است. درس مهم استرالیا برای سایر کشورها این است که یارانه سرمایه‌گذاری در انرژی پاک بدون اصلاح هم‌زمان تعرفه‌های مصرف و فروش نمی‌تواند تمام پتانسیل صرفه‌جویی را محقق کند و ممکن است حتی بخشی از مزایای زیست‌محیطی را خنثی کند.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

شهرهای پیشرو در تلفیق یارانه پاک و استقرار تجدیدپذیرهای شهری

در مقیاس شهری، بعضی از شهرهای جهان نشان داده‌اند که چگونه می‌توان با ترکیب مشوق‌های مالی، یارانه‌های هدفمند و اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، به نفوذ بالای انرژی خورشیدی، بادی و زمین‌گرمایی در بخش خانگی و تجاری دست پیدا کرد. شهر فرایبورگ در آلمان که به «شهر خورشیدی» معروف است، نمونه بارزی از این رویکرد محسوب می‌شود. این شهر با جمعیتی حدود ۲۳۶ هزار نفر، بیش از ۴۲۰ مگاوات پنل خورشیدی نصب کرده است (معادل ۱.۷۸ کیلووات به ازای هر نفر). راز موفقیت فرایبورگ، ترکیب الزام قانونی ساختمان‌های جدید (بالای ۵۰۰ مترمربع) به نصب پنل خورشیدی، همراه با یارانه‌های بلاعوض برای بازسازی ساختمان‌های قدیمی و مهم‌تر از همه، «حذف تدریجی هرگونه یارانه ضمنی برای سوخت فسیلی در سطح محلی» بوده است، به‌طوری که قیمت برق و گاز در فرایبورگ به‌طور کامل بازتاب‌دهنده هزینه واقعی است و در نتیجه، سرمایه‌گذاری روی پنل خورشیدی برای خانوارها به‌شدت جذاب شده است.

شهر کپنهاگ در دانمارک نیز هدف بلندپروازانه تبدیل شدن به نخستین پایتخت کربن‌خنثی جهان را دنبال می‌کند. در این شهر، ۴۷ درصد برق در سال ۲۰۲۴ توسط توربین‌های بادی شامل ۱۵۰ توربین کوچک شهری در بندرگاه و پشت‌بام ساختمان‌های عمومی تولید شده است، اما آنچه کپنهاگ را از بسیاری شهرها متمایز می‌کند، شبکه گرمایش منطقه‌ای (District Heating) به طول ۱۷۰۰ کیلومتر است که ۹۸ درصد ساختمان‌ها را پوشش می‌دهد و ۷۵ درصد گرمای آن از زیست‌توده و پمپ‌های گرمایی بزرگ‌مقیاس تأمین می‌شود. این موفقیت بدون بازطراحی یارانه‌ها ممکن نبود؛ دانمارک از دهه ۱۹۸۰ یارانه سوخت فسیلی را حذف کرد و به جای آن، یارانه بالایی برای اتصال به شبکه گرمایش منطقه‌ای و نصب توربین‌های بادی کوچک در نظر گرفت.

در سوی دیگر جهان، شهر سئول در کره‌جنوبی پروژه «شهر خورشیدی سئول» را با هدف استفاده از تمام سطوح شهری برای تولید انرژی پاک به اجرا درآورده است. این پروژه شامل نصب پنل روی ۱.۲ میلیون آپارتمان، ۳۵۰ کیلومتر کانال آب (پروژه خورشید روی کانال) و ۲۰۰۰ ایستگاه اتوبوس خورشیدی است، اما کلید موفقیت سئول، سازوکار «اجاره خورشیدی» بدون پیش‌پرداخت است که با همکاری بانک توسعه شهری طراحی شده است. در این مدل، شهرداری سامانه خورشیدی را بدون دریافت وجه اولیه نصب می‌کند و هزینه طی ۸ سال از محل صرفه‌جویی قبوض برق کسر می‌شود. نرخ بهره مؤثر این طرح حدود ۱.۸ درصد اعلام شده است. گزارش نهایی شهرداری سئول در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که این طرح تا پایان آن سال منجر به نصب مجموع ۱.۵ گیگاوات پنل خورشیدی در محدوده شهر و ایجاد ۱۲ هزار شغل سبز شده است. نکته جالب توجه اینکه سئول همزمان یارانه شبانه برق برای شارژ خودروهای برقی را افزایش داد و یارانه روزانه برق برای مصارف پرمصرف را حذف کرد تا اثر بازگشتی را کنترل کند.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

اصول کلیدی برای سیاست‌گذاران

با کنار هم قرار دادن تجربیات شهرهای پیشرو، می‌توان ۶ اصل کلیدی برای طراحی یارانه‌ای استخراج کرد که هم‌زمان الگوی مصرف خانوار را اصلاح و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در مقیاس خانگی و شهری را تسریع می‌کند.

نخست، هدفمندسازی به جای توزیع همگانی یارانه. همانگونه که هند و مکزیک نشان دادند، پرداخت یارانه همگانی سوخت فسیلی نه‌تنها عادلانه نیست (زیرا بیشتر آن به دهک‌های ثروتمند می‌رسد)، بلکه سرمایه‌گذاری در انرژی پاک را غیراقتصادی می‌کند. جایگزینی یارانه همگانی با انتقال نقدی مستقیم به دهک‌های پایین، عدالت را برقرار می‌کند و بار مالی دولت را کاهش می‌دهد.

دوم، مشروط کردن یارانه به کارایی انرژی و فناوری پاک. نروژ و سوئد نشان داده‌اند که پرداخت یارانه تنها برای خرید تجهیزات با رتبه انرژی بالا (همچون پمپ‌های حرارتی، پنل‌های خورشیدی با راندمان بالا و عایق‌های استاندارد) مؤثرتر از یارانه سرسام‌آور قیمت حامل‌های انرژی است.

سوم، تدریجی بودن اصلاح قیمت و همراهی با بسته جبرانی. تجربه مکزیک به‌روشنی نشان می‌دهد که افزایش تدریجی قیمت سوخت طی چند سال همراه با جبران رفاهی برای خانوارهای کم‌درآمد، نتایج پایدارتری نسبت به شوک درمانی ناگهانی دارد و مهم‌تر از آن، فرصت کافی برای جهت‌دهی سرمایه‌گذاری‌ها به‌سمت انرژی خورشیدی فراهم می‌کند.

چهارم، ترکیب یارانه سرمایه‌گذاری با وام‌های کم‌بهره و مدل‌های اجاره‌ای. تجربه سئول در «اجاره خورشیدی بدون پیش‌پرداخت» و تجربه استرالیا در وام بدون بهره نشان می‌دهد که مانع اصلی خانوارها هزینه اولیه بالاست، نه تمایل نداشتن به انرژی پاک. رفع این مانع از طریق ابزارهای مالی خلاقانه، نرخ جذب را به‌شدت افزایش می‌دهد.

پنجم، جلوگیری از اثر بازگشتی از طریق تعرفه‌های پلکانی فزاینده. مهم‌ترین هشدار تجربه استرالیا این است که یارانه پنل خورشیدی بدون اصلاح هم‌زمان تعرفه مصرف برق (افزایش قیمت برای مصارف بالا) و تعرفه فروش برق به شبکه (کاهش نرخ خرید در ساعات اوج تولید)، بخش قابل‌توجهی از صرفه‌جویی بالقوه را خنثی می‌کند. سوئد و کپنهاگ با طراحی تعرفه‌های پلکانی موفق شده‌اند اثر بازگشتی را به زیر ۱۰ درصد کاهش دهند.

ششم، شفافیت و ارتباط عمومی مستمر. تجربه فرایبورگ و کپنهاگ نشان می‌دهد که ایجاد مراکز مشاوره انرژی رایگان در سطح محله‌ها، انتشار گزارش‌های شفاف از هزینه واقعی انرژی و نحوه توزیع بسته جبرانی، اعتماد عمومی را جلب می‌کند و مقاومت در برابر اصلاح یارانه را کاهش می‌دهد.

تأثیر سیاست‌های قیمتی بر گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خانگی و شهری

نتیجه نهایی؛ تغییر جهت یارانه، نه حذف کامل آن

شواهد بین‌المللی به‌روشنی نشان می‌دهد که حذف کامل یارانه انرژی نه عملی است و نه عادلانه. راهبرد درست، تغییر جهت یارانه از یارانه قیمت سوخت فسیلی (که مصرف را به اسراف سوق می‌دهد و اقتصاد انرژی پاک را نابود می‌کند) به سمت یارانه سرمایه‌گذاری در بهره‌وری، تجهیزات پاک و حمایت مستقیم از خانوارهای کم‌درآمد است. کشورهایی همچون نروژ و سوئد نشان دادند که می‌توان با ترکیب مالیات کربن (برای گران کردن انرژی فسیلی) و یارانه هدفمند پاک (برای ارزان کردن فناوری سبز)، مصرف را کاهش داد و عدالت را برقرار کرد. هند و مکزیک نشان دادند که هدفمندسازی از طریق انتقال نقدی مستقیم بدون افزایش فقر انرژی امکان‌پذیر است و حتی می‌تواند هم‌زمان به توسعه خورشید خانگی در مناطق محروم کمک کند. تجربه استرالیا و شهرهایی همچون فرایبورگ، کپنهاگ و سئول نیز نشان داد که پیشگیری از اثر بازگشتی به موازات یارانه پاک، یک ضرورت غیرقابل اجتناب است.

هر دلاری که صرف یارانه بنزین ارزان برای دهک‌های ثروتمند می‌شود، یک دلار کمتر برای یارانه پنل خورشیدی خانگی، پمپ حرارتی و عایق‌کاری ساختمان‌های کم‌درآمد است و هر جا که این تغییر جهت هوشمندانه رخ داده (از نروژ تا مکزیک، از سوئد تا استرالیا و هند) نتیجه، کاهش مصرف سوخت فسیلی و در عین حال جهش در استقرار انرژی تجدیدپذیر در مقیاس خانگی و شهری بوده است. تنها در این صورت است که یارانه می‌تواند از یک اهرم پرهزینه و ناکارآمد به ابزاری دقیق برای مدیریت تقاضا، بهینه‌سازی مصرف، توسعه فناوری پاک و حفظ عدالت اجتماعی تبدیل شود.

کد خبر 970466

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.