به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، با ورود جهان به عصری که با شتاب فزاینده شهرنشینی، تغییرات اقلیمی و نیاز به توسعه پایدار تعریف میشود، بهرهگیری راهبردی از فضاهای زیرزمینی بهعنوان مرزی حیاتی برای برنامهریزی شهری پدیدار شده است. شهرهای زیرزمینی (شبکههایی از فضاهای زیرسطحی که حملونقل، تجارت، تأسیسات و حتی سکونت را یکپارچه میکنند)، دیگر مفاهیمی آیندهنگرانه نیستند، بلکه ضرورتهایی عملی محسوب میشوند که در سراسر جهان در حال اجراست.
دادههای جهانی نشان میدهد که توسعه زیرزمینی به چالشهای مبرم شهری پاسخ میدهد و نمونههای واقعی از مونترال، هلسینکی، توکیو، سنگاپور و هانوی نتیجه میگیرد که زیرساختهای زیرزمینی تابآوری اقلیمی را افزایش میدهد، از زمین بهینه استفاده میکند، با کاهش مصرف انرژی همراه است و امنیت ملی را بالا میبرد. با این حال اجرای موفقیتآمیز این طرحها نیازمند چارچوبهای حقوقی جامع، مطالعات اقتصادی دقیق و یکپارچهسازی دیجیتال برای غلبهبر تنگناهای کنونی است.
ضرورت روی آوردن به اعماق زمین
توسعه شهری معاصر دستخوش یک تغییر الگو از گسترش افقی یا همان پراکندگی بیرویه شهری به توسعه عمودی و زیرزمینی شده است. قرن بیستویکم با همگرایی بحرانهای متعددی روبهروست؛ شهرهای گسترشیافته در حال تصاحب زمینهای کشاورزی، افزایش دما و تشدید اثر جزیره گرمایی شهری، فرسودگی زیرساختهای سطحی و نیازمند تأسیسات مقاوم و حیاتی هستند. در پاسخ به این مسائل، شهرهای زیرزمینی مسیری از «توجه به کیفیت و ارزش به جای کمیت» را ارائه میدهند. فضای زیرزمینی نهتنها بهعنوان حجم ساختوساز، بلکه بهعنوان یک دارایی اقتصادی بنیادین شناخته میشود. چنانکه تحقیقات آکادمی علوم چین نشان میدهد، اقتصاد فضای زیرزمینی شامل چرخه کاملی از فعالیتها (از بررسیهای زمینشناسی و برنامهریزی گرفته تا ساخت، تولید و نگهداری) است که ارزشی پایدار و اشتغالزایی ایجاد میکند.

تابآوری اقلیمی و پایداری زیستمحیطی با بهرهگیری از خواص طبیعی زمین
یکی از قانعکنندهترین دلایل برای روی آوردن به شهرهای زیرزمینی، ظرفیت ذاتی آنها در کاهش پیامدهای اقلیمی و کاهش ردپای زیستمحیطی است. زمین بهعنوان یک عایق طبیعی عمل میکند و سازههای زیرزمینی دمای داخلی پایداری را بدون توجه به نوسانات آبوهوایی بیرون حفظ میکنند. در نتیجه، ساختمانها و زیرساختهای زیرزمینی بهطور چشمگیری انرژی مورد نیاز برای گرمایش در زمستان و سرمایش در تابستان را کاهش میدهند. برای مثال، پروژه مفهومی «محله خودکفا» در ازمیر ترکیه از پمپهای حرارتی زمینگرمایی و عایقبندی زمین برای کاهش چشمگیر تقاضای انرژی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی استفاده میکند. این کارایی غیرفعال برای شهرهایی حیاتی است که هدف دستیابی به انتشار خالص کربن صفر را دنبال میکنند.
مدیریت سیلاب و مقابله با بحران آب: درسهایی از هانوی و توکیو
در پاسخ به رویدادهای طوفانی فزاینده، شهرها در حال ساخت مخازن بزرگ زیرزمینی هستند. به پیروی از مدل سیستم چشمگیر کنترل سیلاب زیرزمینی توکیو، هانوی در ویتنام یک طرح جامع صدساله برای ساخت شبکهای از «مخازن ابرزیرزمینی» اعلام کرده است. این فضاهای چندمنظوره، آب باران را هنگام طوفانهای شدید ذخیره، از سیلاب سطحی جلوگیری و سپس آب تصفیهشده را بهتدریج آزاد میکنند. نکته کلیدی این است که طرح هانوی این ذخیرهسازی آب را با لایههای حملونقل ترکیب میکند؛ سطوح کمعمق برای خطوط مترو، اعماق متوسط برای مخازن و اعماق راهبردی برای زیرساختهای ملی در نظر گرفته شده است که نشان میدهد چگونه سازگاری با اقلیم میتواند با عملکرد شهری همزیستی داشته باشد.

کاهش تنش گرمایی شهری، تحول در حملونقل و مهار ترافیک
پدیده «جزیره گرمایی شهری» شهرها را بهطور خطرناکی گرم میکند، اما با انتقال پارکینگها، لجستیک و حتی حملونقل به زیر زمین، شهرها سطوح جذبکننده حرارت همچون آسفالت را به پارکها و فضاهای سبز تبدیل میکنند، امکان ایجاد «واحههای زیرزمینی» نیز فراهم میآید.
از سوی دیگر، ترافیک سنگین، سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد جهانی زیان میزند و شبکههای حملونقل زیرزمینی راهحلی ارائه میدهند که با عبور از زیر گرههای ترافیکی سطحی، بدون نیاز به تملک املاک گرانقیمت، روانی ترافیک را ممکن میکنند. شهر پونه هند پروژه گسترده شبکه تونل زیرزمینی به ارزش ۳۲۰۰ میلیارد روپیه را با نام چشمانداز «پاتال لوک» به معنی جهان زیرین دنبال میکند. این پروژه با هدف اتصال یراوادا به کاتراج، سعی دارد با انتقال ترافیک به زیر مناطق حساس سطحی، از گلوگاههای ترافیکی شهر عبور کند. وجود چنین پروژهای نشاندهنده تغییر رویکرد کشورهای در حال توسعه به راهحلهای زیرسطحی برای اتصال شمال-جنوب است، هرچند که این پروژه با بررسیهای دقیق هزینه-فایده روبهروست.

اقتصاد فضای زیرزمینی: زنجیره ارزش و اشتغال پایدار
گذار از زیرزمینهای مجزا و پراکنده به شهرهای زیرزمینی یکپارچه، یک بخش اقتصادی متمایز را ایجاد کرده است که میتوان آن را «اقتصاد فضای زیرزمینی» نامید. این اقتصاد با هماهنگی کل زنجیره و ایجاد ارزش مستمر مشخص میشود. توسعه فضاهای زیرزمینی نیازمند صنایع تخصصی برای تولید دستگاههای حفاری تونل، نقشهبرداری آبزمینشناسی، سیستمهای امنیتی دیجیتال عمیق و نگهداری تخصصی است. شهرهایی همچون سنگاپور، هنگکنگ و توکیو با پیش بردن زیرساختهای خود به اعماق بیشتر، مشاغل ماهر در زمینه مهندسی و رباتیک ایجاد میکنند. با انتقال خدمات شهری همچون آب، برق، مدیریت پسماند و لجستیک به «غارهای لجستیک شهری»، میتوان زمین سطحی را برای کاربری مسکونی یا تفریحی بازتخصیص داد که ارزش اقتصادی بالاتری دارند.
امنیت و تابآوری زیرساختهای حیاتی
تأسیسات زیرزمینی بهطور ذاتی امنتر از سازههای سطحی هستند و در برابر طوفانها، گردبادها، زلزله و نظارت هوایی مقاوماند. گزارش آکادمی علوم چین بهطور صریح توسعه فضای زیرزمینی را با امنیت ملی مرتبط میداند و از ادغام سیستمهای ذخیره انرژی، مراکز داده و تأسیسات تداوم فعالیت دولت در «لایههای راهبردی» زیر ۴۰ متر حمایت میکند. به همین ترتیب، شهرهای پیشگامی همچون هلسینکی و مونترال مدتهاست از شبکههای زیرزمینی خود نهتنها برای خرید، بلکه بهعنوان پناهگاه و سیستمهای افزونگی تأسیسات استفاده میکنند. شهرهای زیرزمینی مدرن همچنین توسط «دوقلوهای دیجیتال» مدیریت میشوند؛ بازنماییهای مجازی که به هوش مصنوعی اجازه میدهند کیفیت هوا، مصرف انرژی و یکپارچگی سازه را در زمان واقعی پایش کند.

چالشهای پیش رو: اقتصاد، حقوق و روانشناسی
ساخت شهرهای زیرزمینی با وجود مزایای بسیار با چالشهای قابلتوجهی روبهروست. هزینههای اولیه بالا مانع مهمی در توسعه این شهرهاست. پروژه پونه در هند با تأخیرهای مکرر روبهروست، زیرا مقامات گزارشهای اولیه را فاقد دادههای ترافیکی دقیق و تحلیل هزینه-فایده کافی میدانند، همچنین در حالی که مالکیت عمودی زمین در قوانین بسیاری از کشورها تعریف شده، حقوق مربوط به فضاهای «زیرزمینی» اغلب مبهم است. برای رفع این مشکل، شهرهایی همچون هانوی تهیه نقشههای سهبعدی را در اولویت قرار دادهاند. از سوی دیگر، یکی از نگرانیهای فنی جدی، ترس از ایجاد نابسامانیهای زیرزمینی (فضاهای فاقد نور و هوای تازه) است. راهکارهای مدرن شامل استفاده از سقفهای مجازی، نورپردازی پیشرفته با چراغهای دیود گسیل نور برای شبیهسازی ریتم شبانهروزی و سیستمهای فیلتراسیون هوای قوی محسوب میشود.
چشمانداز آینده و توصیههای راهبردی
آینده زندگی شهری بهاحتمال زیاد چندلایه خواهد بود. تونلهای جدا از هم ناکارآمدند و شهرهای آینده باید «توسعه همافزا» را بهکار گیرند که در آن راهروهای حملونقل، آب، انرژی و دادهها به اشتراک گذاشته میشوند. سیاستگذاران باید بهجای تمرکز بر کمیت، بر کیفیت (از جمله ارزش اقتصادی چرخه عمر و میزان انتشار کربن ذخیره شده) تأکید کنند، همچنین با توجه به هزینه بالای این پروژهها، بسیاری از شهرهای جهان از رویکرد «ایستگاه اول» یا همان توسعه حملونقل محور استفاده میکنند که در آن ایستگاههای مترو بهعنوان لنگرگاهی برای گسترش تدریجی فضاهای تجاری و خدماتی عمل میکنند.

۴ الگوی برتر جهانی در توسعه شهرهای زیرزمینی
از کانادای یخبسته تا سنگاپور گرمسیری و ژاپن زلزلهخیز، شهرهای پیشرو جهان ثابت کردهاند که رفتن به اعماق زمین، پاسخی هوشمندانه به بحرانهای عصر مدرن است.
مونترال کانادا از دهه ۱۹۶۰ میلادی میزبان بزرگترین شبکه زیرزمینی پیادهرو جهان به نام RÉSO است. این شبکه شگفتانگیز به طول ۳۳ کیلومتر، ۳۲ ایستگاه مترو، ۱۲۰ ساختمان و بیش از ۵۰۰ هزار تردد روزانه را در زیرزمین بههم متصل میکند. در زمستانهای سخت کانادا که دما تا منفی ۳۰ درجه کاهش دارد، ساکنان مونترال بدون نیاز به پوشاک سنگین، از طریق این تونلهای گرم و روشن در سطح شهر تردد میکنند. مونترال ثابت کرده است که شهر زیرزمینی میتواند کیفیت زندگی را در شرایط سخت اقلیمی حفظ کند. البته ارقام یادشده در منابع مختلف با اندکی تفاوت آمده است.
هلسینکی فنلاند یک قدم فراتر رفته است. این شهر نخستین و تنها شهر در جهان با «برنامه جامع زیرزمینی مصوب» از سوی شورای شهر است. بیش از ۱۰ میلیون متر مکعب فضای زیرسطحی در هلسینکی کاربریهای متنوعی پیدا کرده است؛ استخر شنای المپیک، پیست هاکی روی یخ، مراکز داده حیاتی، تأسیسات تصفیه فاضلاب و پناهگاههای عمومی همه در اعماق زمین جای گرفتهاند. درس مهم هلسینکی این است که بهرهگیری مؤثر از زیر زمین، بدون یک نقشه راه قانونی و جامع ممکن نیست.

سنگاپور بهدلیل محدودیت شدید زمین، چارهای جز رفتن به اعماق ندارد. پروژه غارهای سنگی جورونگ (Jurong Rock Caverns)، نخستین مخازن ذخیره سوخت در غارهای سنگی طبیعی در عمق ۱۳۰ متری زیر بستر دریاست. این پروژه نهتنها امنیت ذخایر انرژی سنگاپور را افزایش داده، بلکه زمین سطحی را برای کاربریهای باارزشتر آزاد کرده است. سنگاپور همچنین برنامه ۳۰ سالهای برای انتقال مراکز تحقیقاتی، لجستیک و تأسیسات شهری به زیر زمین طراحی کرده است. در این دولتشهر، رفتن به اعماق انتخاب نیست، ضرورت است.
توکیو نمونهای دیگر از تابآوری اقلیمی را به نمایش میگذارد. ژاپن سالهاست که با طوفانهای سهمگین و سیلابهای ناگهانی دستوپنجه نرم میکند. سیستم بزرگ MAOUDC در توکیو شامل تونلها و مخازن غولپیکر زیرزمینی به طول ۶.۳ کیلومتر، آب طوفانهای سیلآسا را ذخیره و از غرق شدن شهر جلوگیری میکند. این سازه که به «چهارراه سیلاب» معروف است، نمونهای کامل از همزیستی زیرساختهای زیرزمینی با نیازهای اقلیمی محسوب میشود.
این چهار شهر با چهار مشکل متفاوت سرمای شدید، کمبود فضای سطحی، محدودیت زمین و سیلاب، ثابت کردهاند که شهر زیرزمینی یک مفهوم واحد نیست، بلکه راهکاری انعطافپذیر برای طیف گستردهای از چالشهای شهری است.
آینده شهرهای بزرگ، بیتردید در اعماق زمین رقم میخورد و شهرهای زیرزمینی مربوط به پنهان کردن زیرساختهایی همچون خطوط مترو نیستند، بلکه مربوط به آشکارسازی پتانسیلها هستند. آنها این امکان را به سطح زمین میدهند که برای طبیعت و اجتماع بازپس گرفته شود، در حالی که شریانهای صنعتی و لجستیکی شهر در اعماق زمین مستقر میشوند. با کاهش هزینههای حفاری توسط فناوری و افزایش شدت تغییرات اقلیمی، شهرهای آینده نهتنها هوشمند، بلکه ژرف خواهند بود.

نظر شما