به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، با زندگی ۵۸ درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری، شهرها دیگر تنها سکونتگاههای متراکم نیستند، بلکه ساختارهای اصلی سازماندهنده حیات بشر بهشمار میروند و صحنههای مرکزی تولید اقتصادی، تحول فرهنگی، کنش اقلیمی و نوآوری اجتماعی محسوب میشوند. وجود شهرها در دنیای امروز به سه دلیل بههمپیوسته ضروری است؛ اینکه آنها موتورهای اصلی رفاه اقتصادی، عرصههای خط مقدم تابآوری اقلیمی و کانونهای پویای خلاقیت اجتماعی و فرهنگی هستند.
هرچند شهرها از انتشار گازهای گلخانهای گرفته تا مقرونبهصرفه بودن مسکن، با چالشهای چشمگیری روبهرو هستند، اهمیت راهبردی آنها هرگز به اندازه امروز زیاد نبوده است. دادهها تأیید میکنند که آینده ثبات جهانی، برابری و سلامت محیط زیست نه در اتاقهای هیئتمدیره یا پارلمانهای ملی، بلکه در خیابانهای شهر و در کانون حکمرانی شهری تعیین خواهد شد.
مقیاس و بازده اقتصادی؛ لنگرهای پنهان توسعه
اهمیت شهرها با مقیاس آنها آغاز میشود. طبق برآوردهای سازمان ملل در سال ۲۰۲۵، بین ۴۵ تا ۵۸ درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی میکنند که این رقم بیش از دو برابر نرخ مشاهدهشده در سال ۱۹۵۰ است. پیشبینی میشود بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۵۰، دوسوم از رشد جمعیت جهانی در شهرها رخ دهد. برخلاف تصور رایج، این پدیده تنها مربوط به کلانشهرها نیست، در حالی که ۳۳ شهر بزرگ با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیت وجود دارد، ۹۶ درصد از همه شهرها جمعیتی بین ۵۰ هزار تا یک میلیون نفر را در خود جای دادهاند. این واقعیت نشان میدهد که شهرهای کوچک و متوسط، لنگرهای پنهان اقتصادهای ملی و نیازهای زیرساختی هستند.

قاطعترین معیار اهمیت شهری، بازده اقتصادی است. با وجود پوشش کمتر از ۲ درصد از سطح زمین، شهرها حدود ۸۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را در اختیار دارند. از لحاظ تاریخی نیز شهرها همواره بهعنوان «ماشینهای رشد» عمل میکردند، اما امروزه ماهیت این رشد در حال تحول است. دادههای اقتصادی اخیر میان رشد کمی (افراد بیشتر، زمین بیشتر) و توسعه کیفی تمایز قائل میشوند. شهرهایی همچون «باندونگ» در اندونزی، این تغییر را بهخوبی نشان میدهند. باندونگ که توسط یونسکو بهعنوان «شهر طراحی» شناخته شده است، از جوانان تحصیلکرده و معماری تاریخی خود برای هدایت یک اقتصاد خلاق بهره میبرد. این شهر قصد دارد ۳۰ مرکز نوآوری راهاندازی و از ۱۰۰ هزار کسبوکار خلاق جدید حمایت کند. این موضوع ثابت میکند که ارزش اقتصادی شهری اکنون نهتنها از بازده صنعتی، بلکه بهطور فزایندهای از سرمایه فکری و طراحی نشئت میگیرد.
شکاف تأمین مالی و معمای ظرفیت مدیریت شهری
تقاضای جهانی برای زیرساخت شهری بسیار زیاد است. طبق گزارش ژوئن ۲۰۲۵ بانک جهانی، شهرهای کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط نیاز به سرمایهگذاری معادل ۲ تا ۴ درصد تولید ناخالص داخلی سالانه دارند، اما هزینههای واقعی بسیار کمتر است، برای مثال، در هند سرمایهگذاری در زیرساخت شهری تنها ۰.۷ درصد تولید ناخالص داخلی است. این شکاف پیامدهای واقعی دارد. بدون راههای مناسب، حملونقل، سیستمهای آبی و مسکن، شهرها نمیتوانند سرمایه جذب یا شغل کافی ایجاد کنند. در بیشتر کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط، سطح استقراض شهرداریها ناچیز و بهطور معمول زیر ۲ درصد تولید ناخالص داخلی است.
بانک جهانی سه مانع اصلی را برای دسترسی شهرها به منابع مالی شناسایی میکند که در سمت تقاضا، فقدان اعتبار و مدیریت مالی ضعیف (تنها ۳ شهر از ۱۰۰ شهر بزرگ کشورهای در حال توسعه دارای رتبه اعتباری سرمایهگذاری هستند)، در بعد نظارتی، چارچوبهای قانونی نامشخص و محدودکننده و در سمت عرضه، بازارهای مالی کمعمق هستند. اهمیت ظرفیت مدیریت شهری در شکستهای اجرایی نمایان میشود. در نیجریه یک برنامه ۷۰۰ میلیون دلاری آب و فاضلاب شهری با بودجه بانک جهانی تا می ۲۰۲۵ تنها ۱۴ درصد از وجه را به خود اختصاص داده بود. در منطقه کامپالا اوگاندا، یک پروژه ۵۶۶ میلیون دلاری با تأخیرهای جدی بهدلیل اختلافهای زمین و مکانیسمهای ضعیف رسیدگی به شکایات روبهرو شد. این مثالها نشان میدهد که وقتی ظرفیت مدیریت شهری ضعیف باشد، حتی پروژههایی با بودجه خوب نیز قابلیت ارائه شغل و زیرساخت را نخواهند داشت.

خط مقدم اقلیم؛ از تناقض تا راهکار عملی
شهرها موقعیتی منحصربهفرد اما متناقض دارند؛ از یکسو محرکهای اصلی تخریب محیط زیست هستند و حدود ۷۰ درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهانی و بیش از نیمی از زبالههای سیاره را تولید میکنند، از سوی دیگر، تراکم آنها را به کارآمدترین مدل زندگی و منطقیترین زمین آزمایش برای راهحلهای اقلیمی تبدیل میکند.
مفهوم «شهر اسفنجی» نشاندهنده تغییر روشها از زیرساخت خاکستری سنتی به راهحلهای بر پایه طبیعت است. شهر «یانگژو» در چین نمونهای بارز است. طبق گزارش وزارت مسکن چین، منطقه آزمایشی این شهر به این نتایج دست پیدا کرد که استاندارد مهار سیل از دوره بازگشت دهساله به سیساله افزایش داشت، نرخ کنترل رواناب سالانه از ۸۰ درصد فراتر رفت، آلودگی رواناب ۷۵ درصد کاهش پیدا کرد، شکایات ساکنان در فصول بارانی ۸۵ درصد کاهش داشت و رویکرد اسفنجی هزینهها را ۳۰ درصد نسبت به راهحلهای مرسوم کاهش داد، همچنین برنامه «بدون پلاستیک در طبیعت» به کاهش ۳۰ درصدی زبالههای پلاستیکی در این شهر انجامید. در سال ۲۰۲۵، یانگژو اعلام کرد که قصد دارد ۵۰ پروژه نمایشی شهر اسفنجی را تکمیل کند.
دادههای «شاخص شهرهای جهانی ۲۰۲۵» نشان میدهد که پایداری دیگر مانعی برای رشد اقتصادی نیست، بلکه محرکی برای آن است. در همین حال، مقالهای در سال ۲۰۲۵ در «ژورنال سیاست اقلیم و اقتصاد شهری» استدلال کرد که بسیاری از شهرهای غربی در حال ورود به مرحله «رشد ناسالم» هستند. شهرهایی همچون بروکسل و گنت در پاسخ به این بحران با وضع مالیات بر واحدهای خالی به مقابله با سفتهبازی املاک رفتهاند و شهر باگیو در فیلیپین مفهوم میکرو-باگیو (Micro-Baguio، دسترسی ۱۵ دقیقهای به خدمات روزانه) را آزمایش کرده است.
بحران جهانی مسکن و عدالت اجتماعی
اهمیت شهرها از بحران جهانی مسکن جدا نیست. طبق دادههای UN-Habitat (برنامه زیستگاه سازمان ملل متحد) در می ۲۰۲۵، حدود ۴۰ درصد جمعیت جهان (۲.۸ میلیارد نفر) بدون مسکن مناسب، زمین امن و خدمات اساسی هستند. در این میان، ۱.۱۲ میلیارد نفر در زاغهها زندگی میکنند و بیش از ۳۰۰ میلیون نفر بیخانمان مطلق هستند. در آفریقا، ۶۲ درصد واحدهای مسکونی شهری غیررسمی هستند. مدیر اجرایی UN-Habitat هشدار داد که «بحران کنونی مسکن جهانی حدود 3 میلیارد نفر را تحتتأثیر قرار میدهد.» مجمع ۲۰۲۵ این سازمان نیز برنامه استراتژیک ۲۰۲۹-۲۰۲۶ را با سه اولویت تصویب کرد: مسکن مناسب، امنیت زمین و دسترسی به خدمات پایه.
شهرها فراتر از بتن، معماران فرهنگ مدرن و عدالت اجتماعی نیز هستند و مقصد اصلی مهاجرت و عرصه «ابر تنوع» محسوب میشوند، با این حال نابرابری را نیز متمرکز میکنند و در عین حال، بهترین بستر را برای کنش مدنی فراهم میکنند. آمار نشان میدهد که مشارکت قوی جامعه مدنی نادر است. (تنها در ۱۹ درصد شهرها)، اما در جایی که مشارکت مدنی وجود دارد، هدایت و تغییر سیاستها بسیار مؤثر واقع میشود.

خلاقیت شهری؛ از گردشگری تا توسعه پایدار
شهرها موتورهای فرهنگی نیز هستند. شبکه شهرهای خلاق یونسکو چارچوبی تأییدشده برای بهرهگیری از خلاقیت در توسعه پایدار فراهم میکند. در اکتبر ۲۰۲۵، ۵۸ شهر جدید از ۴۱ کشور به این شبکه پیوستند و تعداد کل اعضا را به ۴۰۸ شهر از بیش از ۱۰۰ کشور رساندند. این شبکه اکنون هشت زمینه خلاق را پوشش میدهد (معماری بهعنوان دسته جدید در سال ۲۰۲۵ اضافه شد). از اعضای جدید میتوان به کوالالامپور (طراحی)، کزون سیتی (فیلم)، نان (Nan) و سونگخلا (Songkhla) در تایلند (صنایع دستی و خوراکشناسی) و ووشی (Wuxi) در چین (موسیقی) اشاره کرد.
برای دههها، شهرها گردشگری را بهعنوان ناجی اقتصادی در اولویت قرار میدادند، اما دادههای پس از کووید نشان میدهد سرمایهگذاری در خلاقیت محلی، تابآوری پایدارتر و بلندمدتتری فراهم میکند. باندونگ، معماری استعماری خود را بهعنوان فضای استودیویی برای طراحان محلی حفظ کرده است. تفرجگاه «ایلویلو Iloilo» در فیلیپین به یک مقصد شهری پرجنبوجوش برای تفریح و آموزش محیط زیست تبدیل شد و نشان میدهد سرمایهگذاری در فضای عمومی، انسجام اجتماعی را به همراه دارد.
شهرها، میدان نبرد اصلی آینده بشریت
برای درک کامل اهمیت شهرها، باید شکنندگی آنها را نیز پذیرفت. در وهله نخست، خالیشدگی مسکن موجب شده است شهرها در خطر تبدیل شدن به شهرهای ارواح با واحدهای لوکس خالی قرار گیرند. دوم، بسیاری از شهرهای جنوب جهانی سریعتر از ظرفیت نهادی خود گسترش پیدا میکنند و در بیشتر موارد بدون برنامهریزی رسمی هستند. سوم، رقابت برای جذب استعدادهای ماهر، شهرهای بدون دانشگاههای باکیفیت و زیرساخت دیجیتال را در معرض خطر عقب ماندن قرار میدهد، با این حال شواهد به یک نتیجه منتهی میشود؛ اینکه شهرها بهطور حیاتی مهم، اما بیشتر آنها بدون ظرفیت نهادی لازم برای تحقق ظرفیت خود هستند، از سوی دیگر ملتها شاخص گسترده قانون و دفاع محسوب میشوند، اما شهرها هستند که کیفیت زندگی روزمره را تعیین میکنند و تنها ساختار سازمانی بهشمار میروند که توانایی مدیریت سهگانه رقابتپذیری اقتصادی، سازگاری با اقلیم و انسجام اجتماعی را بهطور همزمان دارند.

از نظر اقتصادی نیز شهرها بیشتر تولید ناخالص داخلی جهان را برعهده دارند، اما با شکاف تأمین مالی روبهرو هستند. از نظر زیستمحیطی، رویکردهایی همچون شهر اسفنجی میتواند سیل و آلودگی را کاهش دهد، اما نیازمند برنامهریزی یکپارچه است. از نظر اجتماعی، شهرها میزبان بیش از یک میلیارد ساکن زاغهنشین هستند، بنابراین سیاست شهری، سیاست مسکن محسوب میشود. از نظر فرهنگی نیز ۴۰۸ شهر خلاق یونسکو اثبات میکنند که خلاقیت محلی نیروی محرکه توسعه پایدار است.
در کل توانایی یک شهر در مدیریت امور خود (برنامهریزی، تأمین مالی، اجرا و نگهداری) تعیین میکند که شهرنشینی به نیروی رفاه تبدیل شود یا بحران. دولتهای ملی و نهادهای بینالمللی باید در کنار تأمین مالی زیرساختها، تقویت ظرفیت مدیریت شهری را در اولویت قرار دهند. موفقترین شهرها در حال حرکت از «سیستمهای زیرساختی» منفعل به «اکوسیستمهای انسانمحور» فعال هستند. به این ترتیب پیام کلی برای هر دو، سیاستگذاران و شهروندان، ساده است: برای تغییر جهان، باید از شهرها شروع کرد.
نظر شما