به گزارش خبرگزاری ایمنا، ۴۰ روز بود که آسمان ایران اسلامی رنگ دیگری داشت، صدای مهیب انفجارها در مناطق مختلف کشور میپیچید، زمین میلرزید و ستونهایی از دود و خاک به آسمان برمیخاست، اما در میان این هرجومرج ویرانگر، افرادی بودند که با سرعتی باورنکردنی، خود را به دل خطر میزدند و امدادگران جمعیت هلالاحمر، در تاریکترین لحظات زندگی، نور امید را به دلهای ترسیده میدمیدند.
هلالاحمر در طوفان جنگ فراتر از امداد
حضور امدادگران جمعیت هلالاحمر و دیگر نیروهای امدادی، همواره نمادی از امید در سختترین لحظات بوده است، اما امدادرسانی در شرایط جنگی، تفاوتهای بنیادینی با حوادث طبیعی دارد. ۴۰ روز با دشمنی روبهرو بودیم که نهتنها جان انسانها، بلکه کرامت و آرامش آنها را نیز هدف قرار داده بود و در میانه دود و آواری که ناعادلانه به کشور تحمیل شد، داوطلبان و امدادگران هلالاحمر نه تنها نقش نجاتدهندگان را ایفا کردند، بلکه به همدلان، پشتیبانان اجتماعی و مایه دلگرمی مردم تبدیل شدند.
روایتهایی که از دل میدان انفجارها و شبهای نبرد بیرون آمد، تصویری فراتر از یک عملیات امدادی صرف را نشان میدهد و از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، همه با انگیزهای واحد پای کار بودند. دهههفتادیها و دهههشتادیها، با شور و حرارتی وصفناپذیر، پرچمداران نهضت جهانی صلیب سرخ و هلالاحمر شدند و همه در کنار وظیفه خطیر اعزام و مدیریت امداد به مناطق هدف قرار گرفته، روح همدلی را بازآفرینی کردند.

آمارهایی که گریه میکند و روایتهایی که فریاد میزند
نام امدادگران هلالاحمر در این ۴۰ روز، بیش از هر زمان دیگری با مفهوم ایثار گره خورد و این نیروها نهتنها در خط مقدم نجات جان انسانها حضور داشتند، بلکه در لایههای مختلف اجتماعی نیز فعال بودند.
امدادگران هلالاحمر در عملیاتهای جستوجو و نجات، بیش از ۷۲۰۰ نفر را از آوار حملات آمریکا و اسرائیل نجات دادند و تنها در تهران، بیش از ۹۶۰ نفر را زنده از زیر آوار بیرون کشیدند که این اعداد در دل خود روایت چندین شب بیخوابی، چندین ساعت خستگی و حضور مستمر در مناطق پرخطر را پنهان کرده است.
اما پشت این آمار، داستانهایی از جنس خون و اشک نهفته است، یکی از امدادگران که هفتهها در تهران پای کار امداد نقاط مورد اصابت بود، با چشمانی اشکبار گفت: «تصاویری که دیدم بهقدری سخت است که حتی برای خانواده خودم هم نمیتوانم بازگو کنم. یکی از سختترین تصاویری که دیدم پیکر کسی بود که فقط بخشهایی از بدنش پیدا شد. فکر کردم خانواده با چه چیزی باید وداع کند و چه را به خاک بسپارد.» و این عبارتها، تنها برگی از روایت امدادگرانی است که شاهد عینی سختترین صحنههای جنگ بودند.
امداد در روز و همدلی در شب
بسیاری از نیروهای این جمعیت، پس از ساعتها کار خستهکننده در عملیات امداد، شبها نیز در قالب تجمعات مردمی یا پویشهای حمایتی، کنار مردم حضور داشتند و این حضور تلاشی برای حفظ روحیه اجتماعی و همبستگی در شرایط جنگی بود و جمعیت هلالاحمر با راهاندازی پویشهای مردمی و مشارکت با خیران، نقش واسط میان کمکهای مردمی و نیازمندان را ایفا کرد.
آنچه به امدادگران انرژی میداد، محبت مردم بود و یکی از امدادگران از خاطرات خود اینگونه روایت کرده است: «چیزی که به ما نیرو میداد، محبت مردم بود. خیلیها وقتی ما را در لباس امدادی میدیدند جلو میآمدند و خسته نباشید میگفتند. بعضیها برایمان غذا میآوردند. یادم است یک لقمه آورده بودند که رویش نوشته بودند خداقوت قهرمان ایران. همین جملههای ساده انرژی عجیبی به ما میداد. مردم وقتی ما را میدیدند با احترام و مهربانی صحبت میکردند. همین باعث میشد خستگی از تنمان بیرون برود.»

قهرمانانی که خود داغدار بودند
واقعیت تلخ جنگ آنجاست که برخی از همین امدادگران، خود در شمار آسیبدیدگان یا داغدیدگان بودند و شاهد مجروح شدن و حتی شهادت تعدادی از نیروهای هلالاحمر بودیم که داغی سنگین بر قلبها گذاشت و امدادگرانی نیز با وجود از دست دادن اعضای خانواده خود همچنان در میدان باقی ماندند و این تصمیمی است که بیش از هر چیز، به حس ایثار، فداکاری، میهندوستی، مسئولیت انسانی و تعهد حرفهای آنها نسبت داده میشود.
یکی از اعضای داوطلب هلالاحمر که هشت عضو خانوادهاش در حملات دشمن به شهادت رسیدند، خطاب به رئیس جمعیت هلالاحمر گفت: «این جنگ ملت ایران را از پا نمیاندازد.» این جمله، اوج بلوغ و ایثار نسل جوانی بود که درد از دست دادن عزیزانشان را با خدمت به دیگران تسکین میدادند.
شهدای هلالاحمر؛ عطر شهادت در دل خدمت
در این میان، گروهی بودند که جام شهادت را نوشیدند و جان خود را فدای وطن کردند؛ هلالاحمر در طول تاریخ خود، همواره با شهادت گرانبهایی همراه بوده است و از جنگهای دفاع مقدس تا جنگهای اخیر، امدادگران این جمعیت راه را بر دشمن تنگ کردند.
در جنگ رمضان و جنگ دوازدهروزه، هلالاحمر ۹ شهید تقدیم میهن کرد و این شهدا، کسانی بودند که در خط مقدم امداد و نجات، هدف قرار گرفتند و با شهادتشان، نشان دادند که خدمت به خلق خدا، راهی است که به خدا میرسد. آنها زندگی خود را دادند تا وطن و هموطنان پا برجا بمانند و نام این شهدا، در تاریخ هلالاحمر و تاریخ مقاومت ایران، با خطی از طلا ثبت شده است.
جاودانگی در خدمت
روایت امدادگران هلالاحمر در این جنگ، فقط روایت نجات نیست، روایت ایستادن در میانه تضادهاست، تضادی میان خطر و امید و آنها ثابت کردند که میتوان در میان ویرانهها، گل کاشت و در دل تاریکی، نور پاشید.
شهدای هلالاحمر با شهادت خود الگویی از ایثار و فداکاری را به ما آموختند، آنها نشان دادند که قهرمانی گاهی با یک کولهپشتی امدادی، یک لبخند امیدبخش و یک دل شجاع است و یاد و خاطره همه شهدای هلالاحمر مانند ستارهای درخشان، همیشه روشنگر راه آیندهسازان این مرزوبوم خواهد بود.
نظر شما