به گزارش خبرگزاری ایمنا، امروز روزی است که نامش با واژههای خدمت، ایثار و عشق گره خورده است و روز هلالاحمر، یادآور کسانی است که نماد پاکی و امید در سختترین لحظات تاریخ این مرز و بوم بودهاند و امدادگران هلالاحمر، قهرمانانی هستند که نه برای تشویق، بلکه تنها برای آرامش جان همنوعان خود، جانفشانی میکنند، آنها کسانی هستند که در طوفان حوادث، تکیهگاه ناامیدان و پناهگاه آسیبدیدگان بودهاند.
امروز بار سنگینتری بر دوش ماست و امروز باید از قهرمانانی سخن بگوییم که فراتر از مرزهای معمول خدمت رفتند و در روزهای سیاه خطر با شجاعتی مثالزدنی از میهن و مردم دفاع کردند، روزهایی که آسمان ایران زیر بمبارانهای جنایتکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا لرزید، امدادگران جمعیت هلالاحمر نه تنها به وظیفه انسانی خود عمل کردند، بلکه در کنار سایر نیروهای مقاومت، از خاک و ناموس این سرزمین دفاع کردند و شهدایی با لباس هلالاحمر بر تن، راهی مسیری شدند که بازگشتی نداشت، اما نامشان برای همیشه در تاریخ ایران اسلامی با خطی از نور حک خواهد شد.

ابوالفضل دهنوی؛ پیروز آخرین نبرد عشق در آتش جنگ
یکی از این ستارگان درخشان، جوانی مبارکهای است که دلش را به دریای عشق سپرد و در اوج جوانی، به آسمان پیوست؛ او ابوالفضل دهنوی است، جوانی که سالهای جوانی خود را به خدمت به خلق خدا وقف و سرانجام بالاترین مقام را کسب کرد و یاد او برای همیشه در قلبها ماندگار شد.

وقتی عکسها، وصیتنامه شدند
داستان شهید ابوالفضل دهنوی، داستان یک انتخاب آگاهانه است، او که در شانزدهم مرداد ۱۳۸۵ متولد شده بود، جوانی پرانرژی و مهربان بود که هرگز از کمک به دیگران خسته نمیشد، اما آنچه داستان او را از دیگران متمایز میکند، آن لحظات آخر است که گویی روح پاکش خبر از پرواز را داشت.
روزهای آخر، ابوالفضل چند عکس برای دوست خود فرستاد و در پیامی کوتاه، اما پر از معنا نوشت «اگه شهید شدم، این عکسارو برام بذارید.»، این جمله فریاد آگاهی یک روح پاک بود، انگار دلش خبر داشت که راهی که میرود، راه برگشت ندارد و انگار میدانست که قرار است در مسیر دفاع از میهن اسلامی و در پی حملات جنایتکارانه استکبار جهانی، جام شهادت را بنوشد، او که میدانست مرز میان زندگی و مرگ، گاهی تنها به یک لحظه فاصله است، آماده بود، آماده برای اینکه لباس سفیدش، با خون پاکش آینه شود و نامش در میان آسمانیها بدرخشد.

روایتی از انرژی بیپایان یک امدادگر
علیرضا غلامیان، یکی از همکاران و دوستان شهید دهنوی که چهار سال در جمعیت هلالاحمر فعالیت داشته است، روایتی دلنشین از این جوان پرانرژی ارائه میدهد، غلامیان میگوید در میان نیروهای امدادی، برخی چهرهها به دلیل روحیه خاصشان بیشتر در ذهن میمانند و ابوالفضل دهنوی یکی از همان چهرههای ماندگار بود.
غلامیان میگوید: «با شهید ابوالفضل دهنوی حدود سه یا چهار سال بود که همکاری داشتیم. از همان ابتدا مشخص بود که چقدر پرشور و پرانرژی است. هر کاری لازم بود انجام میداد؛ از مأموریتهای امدادی گرفته تا کارهای فنی و حتی تعمیرات. هیچوقت نمیگفت این کار به من مربوط نیست. اگر کاری روی زمین میماند، خودش جلو میآمد.»
او ادامه میدهد: «حدود ۲۰ سال داشت. از همان روزهای اول که دیدمش هم مشخص بود که پسر خیلی پرتلاش و پرکاری است. از هیچ کمکی دریغ نمیکرد و همیشه آماده بود در کنار بقیه کار کند. حضورش در تیم باعث میشد روحیه بقیه هم بالا برود. او واقعا عاشق خدمت بود.»
این کلمات، توصیفکننده روحیهای است که نه تنها در روزهای عادی، بلکه در روزهای بحرانی و جنگ، به بلوغ رسید و ابوالفضل، جوانی بود که معنای واقعی همبستگی و کار تیمی را با عمل نشان داد. او نشان داد که هلالاحمر، تنها یک سازمان امدادی نیست، بلکه مکتبی است که در آن جوانان برای خدمت به خدا و خلق خدا، از جان خود میگذرند.

وقتی موشکها به نیابت از ابوالفضل شلیک شدند
شگفتی دیگر، پاسخ محکم و حسابشده فرزندان ایران در نیروهای مسلح بود؛ یکی از موشکهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به قلب دشمن فرود آمد و بر پوسته این موشک، نام شهید والامقام ابوالفضل دهنوی از شهرستان مبارکه حک شده بود. «به یاد شهید والامقام ابوالفضل دهنوی»؛ این نوشته فریادی بود از سوی جوانی که جان خود را فدای میهن کرد و حالا نامش، به عنوان نماد مقاومت و ایثار، بر سلاحهای دفاعی کشور، بر دامن دشمن نشست و این اتفاق، پیوندی عمیق میان عشق به وطن و دفاع از آن ایجاد کرد و نشان داد که چگونه امدادگران، در لحظات حساس به پاسداران امنیت و استقلال این سرزمین تبدیل میشوند.
مراسم وداع با شهید امدادگر ابوالفضل دهنوی در محل جمعیت هلالاحمر شهرستان مبارکه، با شکوهی بینظیر و حضور پرشور مردم و همرزمانش برگزار شد، جایی که اشکها و دعاها، پرواز روح پاکش را تسریع میکرد و او که روزی با لباس هلالاحمر برای خدمت به مردم قدم برداشت، امروز نامش در میان آسمانیها میدرخشد و الگویی برای نسلهای آینده خواهد بود.

شیرین عسل برای اینکه شیرینی یادش در دلها بماند
در مراسم وداعش شیرین عسل پذیرایی کردند، گویا هرچه زندگیش سختی داشت، دلش ساده و شیرین بود. همیشه شیرین عسل دوست داشت و میگفت زندگی با یک چیز کوچک هم میتواند شیرین باشد. وصیت کرده بود در مراسمش شیرین عسل پخش کنند، نه برای گریه، بلکه برای اینکه شیرینی یادش در دلها بماند.
جاودانگی در خدمت
شهید ابوالفضل دهنوی، تنها یک شهید نیست؛ او تجلیگاه عشق به خدمت، ایثار برای دیگران و دفاع از میهن است، او به ما آموخت که قهرمانی گاهی با یک کولهپشتی امدادی، یک لبخند امیدبخش و یک قلب شجاع است و روز هلالاحمر، روز تجلیل از کسانی است که مانند ابوالفضل جان خود را در راه نجات جانهای دیگر فرو گذاشتند.
امروز وقتی به تصاویر و خاطرات این شهید والامقام مینگریم، درمییابیم که شهادت برای او، پایان راه نبود، بلکه آغازی بود برای جاودانگی در دلها و نام او بر موشکهای بازدارنده و در خاطرات همرزمانش، ابدی شده است و امدادگران جمعیت هلالاحمر ایران اسلامی، با الگوبرداری از روحیه خودخواهیستیزانه و ایثارگری شهدایی چون ابوالفضل دهنوی، همواره پیشگام در خدمت به بشریت و دفاع از حق و حقیقت خواهند بود.
امروز تمام ایران یکصدا و همدل متعهد به ادامه راه شهدا است، راهی که با خون پاکشان آبیاری شده و با عشقشان سبز مانده است و یاد و خاطره شهید والامقام ابوالفضل دهنوی و همه شهدای هلالاحمر که در مسیر دفاع از میهن و خدمت به مردم، جان بر کف نهادند، در قلبها زنده میماند، نامشان در تاریخ ایران اسلامی مانند ستارهای درخشان، همیشه روشنگر راه آیندهسازان این مرز و بوم خواهد بود و روسیاهی شهادت عزیزان این میهن اسلامی تا ابد بر چهره کریه دشمنان مادرمان ایران، باقی خواهد ماند.
نظر شما