شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

حضور مردم در عرصه بحران، از یک عمل داوطلبانه به استراتژی تاب‌آوری ملی ارتقا پیدا کرده است. سیاست‌گذارانی که این نیروی عظیم را نه به‌عنوان نیروی کمکی، بلکه به‌عنوان شریک اصلی می‌شناسند، با قدرت بیشتری بحران‌ها را پشت‌سر می‌گذارند.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در شرایط بحرانی از بلایای طبیعی گرفته تا مهاجرت‌های انبوه، بحران‌های اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی، نقش مردم و حضور فعال آن‌ها فراتر از یک عامل کمکی، به عنصر محوری و تعیین‌کننده در موفقیت عملیات مدیریت بحران تبدیل می‌شود.

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد برای کاهش خطر بلایا (UNDRR، ۲۰۲۳)، جوامع محلی و شهروندان عادی مسئول ۷۰ تا ۸۰ درصد اقدامات اولیه پاسخگویی در بحران‌ها هستند که این حضور نه‌تنها خلأهای ساختاری دولت‌ها را پر می‌کند، بلکه ظرفیت تاب‌آوری سیستم‌های اجتماعی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. حضور مداوم مردم از حالت خودجوش به سازمان‌یافته، جوامع را از حالت منفعل به پویا دگرگون می‌کند و درس‌های کلیدی برای سیاست‌گذاری‌های آینده فراهم می‌آورد.

در شرایط بحرانی، شهروندان عادی به‌عنوان خط مقدم واقعی در عرصه‌های مختلف ظاهر می‌شوند. آن‌ها با ابتکار شخصی، منابع محدود را بسیج، توزیع و مدیریت می‌کنند تا خلأهای اولیه را پر کنند. این نقش پیشران، قلب تپنده تاب‌آوری است، زیرا شهروندان با دانش محلی و دسترسی فوری، زنجیره کمک‌رسانی را فعال می‌سازند.

حضور گسترده مردم کارایی را افزایش می‌دهد، اعتماد عمومی را بازسازی می‌کند و الگویی برای سیاست‌ها می‌شود. تأکید بر آموزش‌های شهروندی و ابزارهای دیجیتال، نقش آن‌ها را تقویت می‌کند. شهروندان نه قربانی، بلکه قهرمانان اولیه بحران‌ها هستند و با برقراری ارتباط با شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات محلی آینده تاب‌آورتری را برای شهرها می‌سازند.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

بحران‌ها نه‌تنها جسم، بلکه روح جمعی جوامع را تحت تاثیر قرار می‌دهد و منجر به انزوا، ترس و شکاف‌های اجتماعی می‌شوند؛ اینجاست که حضور فعال مردم، نقش حیاتی در بازسازی انسجام ایفا می‌کند. شهروندان عادی با ایجاد شبکه‌های همدلی، حمایت عاطفی و مناسک جمعی، فضای شهر را از هرج‌ومرج به همبستگی دگرگون می‌کنند. این حضور، فراتر از کمک‌های مادی، اعتماد متقابل را احیا می‌کند و مانع فروپاشی اجتماعی می‌شود. گزارش سازمان بهداشت جهانی ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که جوامعی با مشارکت مردمی بالا، نرخ اختلالات روانی پس از بحران را تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهند، زیرا حضور مداوم، حس تعلق و کنترل را بازمی‌گرداند.

برای مثال در اعتراضات میدان گزی استانبول که از نگرانی‌های زیست‌محیطی به جنبش گسترده ضدفساد تبدیل شده بود، بیش از ۳.۵ میلیون شهروند از محله‌های مختلف حضور پیدا کردند. داوطلبان محلی آشپزخانه‌های جمعی برپا کردند، کتابخانه‌های سیار راه‌اندازی کردند و با برگزاری جلسات گفت‌وگوی شبانه‌روزی از معترضان و خانواده‌هایشان حمایت روانی فراهم کردند. این اقدامات، تنش‌های داخلی را مدیریت کرد، نرخ خشونت پراکنده را ۲۵ درصد کاهش داد و حتی پس از سرکوب، انسجام اجتماعی را حفظ کرد. به این ترتیب هزاران نفر از طریق این شبکه‌ها، به برنامه‌های مدنی بلندمدت پیوستند. حضور مردمی در گزی، نمونه‌ای کلاسیک از چگونگی تبدیل بحران به بستر همدلی است که شهروندان نه‌تنها مقاومت کردند، بلکه جامعه‌ای تاب‌آورتر ساختند.

حضور فعال شهروندان در صحنه بحران، زنجیره‌ای پویا از مزایای چندلایه ایجاد می‌کند که فراتر از حمایت فوری، ساختارهای اجتماعی را بازسازی و پایدار می‌سازد. این مزایا شامل کاهش انزوا از طریق شبکه‌های همدلی روزمره (همچون گفت‌وگوهای گروهی در پناهگاه‌ها)، کاهش نرخ خودکشی و اختلالات روانی (همچون کاهش ۱۵ درصدی مرگ بی‌خانمان‌ها در زمستان ۲۰۲۳ برلین)، ترویج فرهنگ استقبال که مهاجران را از حاشیه به مرکز جامعه می‌کشاند و پیشگیری از افراطی‌گری با هدایت خشم به فعالیت‌های سازنده می‌شود. این زنجیره، اعتماد متقابل را افزایش می‌دهد و جوامع را برای بحران‌های آتی واکسینه می‌کند.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

نوآوری محلی و بازیابی بلندمدت: از بحران به توسعه پایدار

در مراحل پایانی بحران‌ها که ساختارهای دولتی با کمبود منابع یا بوروکراسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، حضور مردم با خلق نوآوری‌های بومی، فرایند بازیابی را شتاب می‌بخشد و آن را از حالت واکنشی به پیش‌برنده دگرگون می‌سازد. شهروندان با بهره‌گیری از دانش محلی، فناوری‌های در دسترس و شبکه‌های اجتماعی، راه‌حل‌هایی کارآمد ارائه می‌دهند که نه‌تنها مشکلات فوری را حل می‌کند، بلکه پایه‌های اقتصادی و اجتماعی پایدار را بنا می‌نهد. بر اساس مطالعه بانک جهانی (۲۰۲۲)، نوآوری‌های مردمی در ۶۰ درصد بحران‌های شهری، هزینه‌های بازسازی را تا ۳۵ درصد کاهش و اشتغال را ۲۵ درصد افزایش می‌دهند، زیرا این ابتکارات ریشه در واقعیت‌های محلی دارند و از قابلیت مقیاس‌پذیری بالایی برخوردار هستند.

افزون بر این، نوآوری‌های مردمی اقتصاد محلی را احیا می‌کند، پایداری زیست‌محیطی را تقویت می‌کند و مدل‌های مشارکتی را نهادینه می‌سازد. چالش‌هایی همچون شکاف دیجیتال نیازمند حمایت دولتی است، اما پیشنهادها شامل صندوق‌های خرد برای استارت‌آپ‌های بحرانی و هکاتون‌های محلی (حل خلاقانه و هوشمندانه مشکل یا برنامه‌نویسی خلاق) است. بازیابی بلندمدت نه از برنامه‌های کلان، بلکه از خلاقیت اجتماعات مردمی زاده می‌شود و جوامع را برای بحران‌های آینده آماده می‌کند.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

با وجود تمام مزایا، حضور مردم در صحنه‌های شهری با چالش‌هایی همچون کمبود منابع، نابرابری، خستگی داوطلبان و نبود هماهنگی روبه‌رو است. گروه‌های آسیب‌پذیر همچون سالمندان و معلولانی که کاربر تجهیزات پزشکی هستند، آمادگی کمتری برای حضور در مراسم دارند و نیازمند سیاست‌های حمایتی هستند. دولت‌ها باید بر گروه‌های حاشیه‌ای همچون اقلیت‌های قومی، مهاجران، بی‌خانمان‌ها، سالمندان و معلولان تمرکز ویژه‌ای اعمال کنند تا نابرابری‌های ساختاری در حضور و مشارکت مردمی را کاهش دهند. این گروه‌ها بیشتر به‌دلیل موانع دسترسی از جمله نبود حمل‌ونقل مناسب، زبان متفاوت و دسترسی نداشتن به فناوری، آمادگی کمتری دارند و آسیب بیشتری در بحران‌ها می‌بینند. تمرکز دولتی بر این گروه منجر به حضور فراگیر می‌شود و تاب‌آوری کلی جامعه را تضمین می‌کند، زیرا نابرابری‌ها زنجیره‌ای از آسیب‌های ثانویه همچون بی‌اعتمادی اجتماعی به بار می‌آورد.

بدون مداخله هوشمندانه مسئولان، جوامع حاشیه‌ای‌ در تجمعات غایب می‌مانند؛ دولت برلین در زمستان ۲۰۲۳ با اجرای برنامه‌های هدفمند «کمک به سرما» (Kältehilfe) شامل سرپناه‌های اضطراری، اتوبوس‌های سیار امداد و اپلیکیشن (برنامه کاربردی) اطلاع‌رسانی، بدون نیاز به ثبت‌نام و بدون در نظر گرفتن ملیت، توانست از مرگ‌ومیر ناشی از سرمازدگی در میان بی‌خانمان‌ها جلوگیری کند؛ این مداخله هوشمندانه نشان داد جوامع حاشیه‌ای بدون حمایت هدفمند در مشارکت اجتماعی غایب می‌مانند. تمرکز بر گروه‌های آسیب‌پذیر نه‌تنها نابرابری‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه حضور مردمی را به نیروی فراگیر و قدرتمند بدل می‌سازد؛ دولت‌هایی که این اصل را نادیده می‌گیرند، بحران‌های طولانی‌تری تجربه می‌کنند، اما آنهایی که مطابق این اصل عمل می‌کنند، جوامعی پایدار و عادلانه می‌سازند.

مسئولان می‌توانند با ایجاد فضاهای عمومی امن همچون پارک‌های باز بیست‌وچهارساعته با نورپردازی و اینترنت رایگان، برنامه‌های متنوع آموزش همدلی همچون کارگاه‌های اشتراکی برای داوطلبان با تمرکز بر مهارت‌های ارتباطی و مدیریت استرس، تخصیص بودجه خرد و پلتفرم‌های دیجیتال هماهنگی، حضور مردمی را به ابزاری استراتژیک بدل سازند. این اقدامات، همدلی را از خودجوش به نهادینه تبدیل می‌کند و بازدهی سرمایه‌گذاری را تا پنج برابر افزایش می‌دهد. هنگامی که مسئولان شهروندان را شریک خود می‌دانند، بحران به بستری برای رشد اجتماعی مبدل می‌شود.

کد خبر 969289

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.